۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۴۵

واقعیت های کاهش و افزایش جمعیت در ایران

ایران در دهه های گذشته با فراز و نشیب های زیادی از نظر جمعیتی روبرو بوده بطوریکه زمانی سیاست کاهش جمعیت و در مقطع دیگر برنامه افزایش تعداد زاد و ولد را در پیش گرفته که این سیاست ها تاثیر معناداری در ترکیب جمعیت کشور برجای گذاشته است.

به گزارش عیارآنلاین، در دهه ۶۰ ایران به دلایلی سیاست کاهش جمعیت را در پیش گرفت، با اینکه در خلال سال های ۶۰ تا ۶۷ اوج جنگ تحمیلی بود اما کاهش جمعیت از سیاست های آن روز بود که عوارض این کاهش تاکنون ادامه داشته و بنظر می رسد همچنان در سال ها و دهه های آینده تداوم یابد.
جمعیت ایران در سال ۶۵ حدود ۵۰ میلیون نفر بوده در حالی که در سال ۹۵ این جمعیت دستکم به ۸۰ میلیون نفر رسیده است. جدای از بحث تولید، از نظر ظرفیت ها و امکانات شامل منابع نفت و گاز و سایر درآمدها، وضعیت کشور در این دو دهه تفاوت چندانی با هم ندارد.
هر چند می توان در خصوص میزان تولید و رشد کشور در دو دهه تمایز قائل شد با این حال نمی توان این تفاوت ها را در روند مثبت و منفی جمعیت اثر گذار تلقی کرد.
در دهه ۶۰ یعنی اوج جنگ تحمیلی، سیاست کاهش جمعیت در پیش گرفته شد. در این دوره صدای چندان مخالفی از کاهش جمعیت شنیده نمی شود از این زمان به بعد خانواده های ایرانی از حالت گسترده به خانواده های کوچک و تک فرزندی و سپس بدون فرزند تغییر پیدا می کند.
فارغ از اینکه کوچک شدن خانواده به انقراض نسل دایی، عمه، عمو و.. در برخی از خانواده ها منجر می شود، جامعه را با معضل دیگری با عنوان جمعیت سالمندان روبرو که به همراه خود مشکلات بزرگتری را پدید خواهد آورد.
نتیجه کاهش زاد و ولد در دهه ۶۰، به معضل سالمندی در دهه های ۹۰ به بعد در ایران منجر خواهد شد که از این بابت هزینه های زیادی از جمله نگهداری، درمان و بهداشت به کشور تحمیل خواهد کرد.
خالی شدن کشور از جمعیت جوان همچنین خسران دیگری به کشور وارد خواهد کرد و آن اختلال در تولید، توسعه و پیشرفت کشور خواهد بود. در این دوره بیشتر بار کشور بر دوش جوانان که تعداد آنان زیاد نیست خواهد بود در حالی که خیل سالمندان نیز از معیشت، منزلت و جایگاه ممتازی در جامعه برخوردار نخواهند بود.
برای کاهش و افزایش جمعیت در کشور باید به صورت کارشناسی وارد میدان شد و بطور مثال باید به این پرسش ها پاسخ داد که آیا متناسب با رشد و کاهش جمعیت، منابع و امکانات مختلف در کشور برای این تحول وجود دارد یا نه. همچنین باید برای کاهش جمعیت نیز به این سئوال پاسخ داد که آیا در دهه ها و سال های آینده کشور از نظر کاهش جمعیت جوان و افزایش سالمندی با مشکل مواجه خواهد شد یا خیر.
برای رشد جمعیت نیز باید به این پرسش ها پاسخ داد که آیا در شرایط فعلی امکانات کافی برای این تحول وجود دارد یا خیر؟ باید بررسی شود که در شرایط فعلی جامعه چند درصد خانوارها زیر خط فقر، چند در صد دارای امکانات متوسط و چه میزان نیز دارای ثروت های کلان هستند.
همچنین باید ارزیابی شود که جامعه از نظر عدالت اجتماعی در چه جایگاهی قرار دارد و فاصله فقر و غنی در این جامعه چقدر است؟
در زمینه افزایش جمعیت علاوه بر سئوالات بالا، پرسش های مختلف دیگری وجود دارد که باید در جای خود طرح شود و به آن پاسخ داد. اما برای رشد جمعیت باید به صورت کارشناسی وارد عمل شد و گرنه ممکن است آنچه در دهه ۶۰ روی داد (مشکلات کاهش جمعیت) دوباره در جامعه تکرار شود.
افزایش جمعیت در نگاه نخست به امکانات کافی نیازمند است و در ادامه باید برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تدوین کرد. این برنامه ها می تواند ۱۰ ساله، ۲۰ ساله و حتی ۵۰ ساله باشد و پس از آن نیز باید افق های روشن دهه های آینده را ترسیم کرد.
خوشبختانه در ایران امکانات و منابع کافی برای رشد جمعیت وجود دارد. اما در این راه باید مراقبتهای لازم صورت گیرد و بااستفاده از دانش و تجربیات کارشناسان و صاحبنظران حرکت کرد.
درخصوص افزایش جمعیت چشم دوختن به منابع زیر زمینی مثل نفت و گاز چندان عاقلانه به نظر نمی رسد زیرا این منابع روزی به پایان خواهد رسید و سوخت های جایگزین که معمولا تکنولوژی آن در اختیار کشورهای قدرتمند است وارد کشورها خواهد شد.
بنابر این در این راه نباید به خام فروشی اتکاء کرد بلکه باید برای رسیدن به توسعه پایدار و سپس افزایش بدون دغدغه جمعیت بر تولیدات محصولات مختلف صنعتی و کشاورزی نیز چشم دوخت.
در بحث افزایش جمعیت باید بطور قطع و یقین به خودکفایی و سپس صادرات متنوع و پرشمار محصولات نظر داشت تا با مدیریت صحیح، دغدغه ها و مشکلات افزایش جمعیت برطرف شود.
در بحث افزایش جمعیت جدای از استفاده از مدیریت کارآمد و به روز باید همه نگاه ها به رشد تولید و ناخالص ملی معطوف شود زیرا بالا بردن تولید با کیفیت در اکثر محصولات صنعتی و کشاورزی می تواند رسیدن به این مرحله را آسان تر کند.
اگر می خواهیم جمعیت کشور از ۸۰ میلیون به ۱۵۰ میلیون نفر برسد به تفکر، اندیشه، منابع و امکانات بیشتری نیازمندیم و گرنه ادامه شرایط فعلی چشم انداز روشنی در مقابل رسیدگی به امور ۱۵۰ میلیون نفر جمعیت ترسیم نمی کند.
کاهش فاصله طبقاتی، از بین رفتن فقر در جامعه و توزیع عادلانه ثروت از لوازم افزایش جمعیت است و درغیر این صورت بدون درنظر گرفتن افزایش امکانات؛ رشد جمعیت، اندیشه عبثی خواهد بود.
فرهنگسازی در زمینه جمعیت از حلقه های مفقوده جامعه ما است که نیازمند برنامه ها و تبلیغات بیشتری در این زمینه است.
ارائه الگوی صحیح مصرف و سبک زندگی از نیازهای حیاتی جامعه است، در صورتی که این مساله حل شود می توان با دغدغه کمتری نسبت به افزایش جمعیت سخن گفت.
در صورتی که امکانات مورد نیاز افزایش جمعیت فراهم نشود پاسخ به نیازهای معیشتی و معنوی افراد با گستره ۱۵۰ میلیون نفر بسیار دشوار خواهد بود.
با اینحال صرفنظر از مسایل اقتصادی، افزایش جمعیت نیازمند رسیدگی به مسایل مختلف از جمله تعلیم و تربیت، رسیدگی به مسایل بهداشتی، درمانی، تفریحی و.. است که هر کدام در جای خود باید مورد بررسی قرار گیرد.
بحث تربیت فرزندان از جمله دغدغه های والدین در مساله فرزند آوری است که مسئولان باید به این مساله پاسخ دهند که آیا با افزایش جمعیت رابطه منطقی بین نسبت درآمدها در مقابل هزینه های زندگی وجود دارد یا خیر؟
بطور مثال آیا با افزایش فرزندان تسهیلاتی برای آنان در بحث مدرسه و آموزش و پرورش و یا سایر امور در نظرگرفته می شود یا خیر؟ زیرا در حال حاضر نیز بسیاری از والدین از عهده مخارج حتی مدارس دولتی هم بر نمی آیند.
به نظر می رسد هنوز جامعه از جنبه های مختلف از جمله اقتصادی و ذهنی برای افزایش جمعیت آماده نیست که در صورت آماده شدن موارد بالا می توان خانواده ها را متقاعد به فرزند آوری کرد.

منبع: ایرنا

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: