۲۱ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۳۹

حقوق‌های نجومی پزشکان در طرح تحول سلامت، تحقیق و پژوهش را تعطیل کرد

گزارش// حال تحقیق و پژوهش در حوزه پزشکی خوب نیست. بین این بدحالی در حوزه پژوهش و طرح تحول سلامت اما رابطه جالبی وجود دارد. بنا رئیس پژوهشکده نقشه‌برداری مغزتأکید می‌کند تغییراتی که طی اجرای طرح تحول سلامت صورت گرفته موجب شده برخی اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها کارانه‌های ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیونی بگیرند. چنین درآمدهایی صرف‌نظر از تمامی حاشیه‌ها، یک آسیب جدی برای نظام سلامت و علم پزشکی داشته است و آن چیزی نیست جز تعطیل شدن بحث تحقیق و پژوهش در میان اساتید دانشگاه‌های علوم پزشکی.

به گزارش عیارآنلاین، حال تحقیق و پژوهش در حوزه پزشکی خوب نیست. بین این بدحالی در حوزه پژوهش و طرح تحول سلامت اما رابطه جالبی وجود دارد. بنا رئیس پژوهشکده نقشه‌برداری مغزتأکید می‌کند تغییراتی که طی اجرای طرح تحول سلامت صورت گرفته موجب شده برخی اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها کارانه‌های ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیونی بگیرند. چنین درآمدهایی صرف‌نظر از تمامی حاشیه‌ها، یک آسیب جدی برای نظام سلامت و علم پزشکی داشته است و آن چیزی نیست جز تعطیل شدن بحث تحقیق و پژوهش در میان اساتید دانشگاه‌های علوم پزشکی.

طرح تحول سلامت با تمام معایب و محاسنش سه‌سالگی را هم پشت سر گذاشت؛ سه سال پر فراز و نشیبی که با حواشی گوناگونی همراه بود. حالا اما با طی این مدت زمان بهتر می‌توان این طرح را قضاوت کرد. طرحی که در کنار محاسنی مانند افزایش رضایت نسبی مردم در مراجعه به بیمارستان‌های دولتی، درآمد پزشکان و اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های علوم پزشکی را با واقعی کردن تعرفه‌ها به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش داد، به گونه‌ای که کارانه‌هایی نجومی را نصیب پزشکان کرد. همین کارانه‌های نجومی موجب شده پزشکانی که در گذشته تمایل به انجام کارهای علمی و پژوهشی داشتند، حالا تمرکزشان را روی طرح تحول بگذارند و به جای توجه به ارتقای سطح علمی دانش پزشکی به افزایش درآمدشان فکر کنند به خصوص اینکه در نظام سلامت ما پرداخت‌ها بر مبنای عملکرد پزشکان است و جراحی بیشتر به معنای کارانه بیشتر خواهد بود و این مسئله فرصتی برای پژوهش باقی نمی‌گذارد.

اعضای غیر علمی هیئت علمی علوم پزشکی !
عضو هیئت علمی که کار تحقیق انجام ندهد در هیچ جای دنیا عضو هیئت علمی شناخته نمی‌شود. با اجرای طرح تحول اما کم نیستند اساتیدی که دیگر کار تحقیق نمی‌کنند. در کنار این هستند اساتیدی که حتی خودشان به طور مستقیم هم نقشی در طرح تحول ندارند بلکه سهامداران بخش خصوصی‌اند و این مسئله موجب می‌شود در این بخش فعالیت کنند و این رزیدنت‌ها و دستیاران‌شان هستند که در بخش دولتی در طرح تحول فعالیت می‌کنند اما درآمدش به حساب کارانه استاد مورد نظر واریز می‌شود. این موضوعی است که وقتی مسئولان وزارت بهداشت برای توجیه کارانه‌های بالای ۱۰۰ میلیون و ۲۰۰ جراحی برای یک پزشک به آن اشاره می‌کنند واضح‌تر می‌شود. اگر به سراغ دستیاران و رزیدنت‌های این پزشکان در بخش‌های مختلف بیمارستان‌های دولتی هم بروید، متوجه خواهید شد چه دل پری از اساتید خود دارند؛‌اساتیدی که تمام بار کاری خود را بر دوش آنها می‌اندازند و خودشان همیشه در بخش خصوصی‌اند.

سرکوب آموزش و تحقیقات
مجتبی زارعی، رئیس پژوهشکده نقشه‌برداری مغز هم یکی از افرادی است که از این زاویه به نقد طرح تحول سلامت می‌پردازد و می‌گوید:‌طرح تحول سلامت واقعاً امیدی در بین مردم ایجاد کرد تا خدمات سلامت بین مردم عادلانه اجرا شود اما از طرفی شاهد سرکوب آموزش و تحقیقات در این طرح هستیم زیرا تمام تمرکز رؤسای دانشگاه‌های علوم پزشکی بر اجرای بهینه طرح تحول سلامت در حوزه درمان معطوف شده است و دیگر مجالی برای توجه به آموزش و تحقیقات نمی‌ماند.
وی درباره وضعیت تحقیق و پژوهش در حوزه سلامت می‌گوید: همین تحقیقات حال حاضر در کشور نیز در حوزه پزشکی به واسطه شخصیت‌های مطرحی از جمله دکتر ملک‌زاده، دکتر لاریجانی و دکتر ضیایی صورت می‌پذیرد وگرنه امروز اعضای هیئت علمی که ماهانه ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان آن هم به صورت قانونی درآمد دارند، چه دلیلی برای‌شان وجود دارد که به کار تحقیق و آموزش دانشجو بپردازند.

صدمه روح آکادمیک در طرح تحول سلامت
به باور این استاد علوم اعصاب از دانشگاه آکسفورد انگلیس، اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها به طور غیرمستقیم پس از اجرای طرح تحول سلامت از انجام وظیفه اصلی خود دور شدند. این وظیفه نیز معطوف به تحقیق و آموزش می‌شود و این در حالی است که عضو هیئت علمی که کار تحقیق انجام ندهد در هیچ جای دنیا عضو هیئت علمی شناخته نمی‌شود. کما اینکه اساس ارتقای آنان تحقیق باشد زیرا امروز دیگر فاصله حقوقی بین استاد و استادیار آنچنان نیست و همه به این اهمیت می‌دهند که چه خودرویی سوار شوند یا منزل آنان در کدام منطقه باشد.
بنا به تأکید زارعی روح آکادمیک در طرح تحول سلامت صدمه دیده است و این مسئله ضرورت جدایی نظام ارائه خدمات درمان از دانشگاه را همانند ۳۰ سال قبل مطرح می‌کند. وی دراین باره می‌افزاید: ‌البته شاید آن روزها ادغام درمان با دانشگاه مفید بود ولی امروز شاهد آن هستیم که هر زمان روح آکادمیک با خدمات بالینی مخلوط می‌شود مباحث آکادمیک صدمه می‌بیند. در حالی که در مباحث آکادمیک فقط ۳ درصد با مسئولیت وزارت بهداشت است و ۹۷ درصد با مسئولیت‌ها وزارت علوم است.

تنزل سواد پزشکان با درآمدهای نجومی
هر‌چند علم پزشکی در کشورمان در بسیاری از رشته‌ها هم‌پای دیگر کشورهای دنیاست و در شرایط کنونی کمتر پیش می‌آید که بیماری برای درمان به اعزام به خارج از کشور نیاز داشته باشند اما با ادامه وضعیت کنونی و بی‌توجهی به موضوعات پژوهشی در حوزه سلامت می‌تواند به روز بودن پزشکان‌مان را تحت تأثیر قرار دهد و این مسئله بدین معناست که باید در آینده چشم انتظار بالاتر رفتن آمار قصور پزشکی باشیم.

منبع: سلامت نیوز

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: