۳۰ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۰۹

تخریب اقتصاد دانش‌بنیان با تسهیل واردات

فضای کلی کشور ما به درد کسانی که می‌خواهند در حوزه دانش‌بنیان کار کنند، نمی‌خورد. به صورت کلی، اقتصاد کلان ما بیشتر به درد کسانی می‌خورد که در کار واردات هستند./ یکی از نگرانی‌های ویژه من این است که در یک سال آینده خدا نکند این دو، سه هزار شرکت دانش‌بنیانی هم که به وجود آمدند، همین‌ها را هم این موج برجام از بین ببرد!

دانش‌بنیانبه گزارش عیارآنلاین، یکی از موضوعاتی که در سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی مورد تأکید قرار گرفته است، توجه به شرکتهای دانش‌بنیان است. مهندس رشید قانعی، مدیر شرکت دانش‌بنیان آتیه‌پردازان ظهور شریف است. قانعی که هم‌اکنون در مقطع دکتری سیاست‌گذاری علم و فناوری در حال تحصیل است، مدرک کارشناسی خود را در رشته مهندسی صنایع دانشگاه شریف و کارشناسی ارشد خود را در رشته فلسفه علم این دانشگاه دریافت کرده است. متن زیر، بخش اول گفتگوی وی با نشریه دانشجویی «میدان انقلاب» بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف است:

به عنوان مقدمه لطفا خودتان را معرفی کنید و بگوئید که ورودی چه سالی و چه دانشکده ای هستید و اینکه شرکت شما در کدام حوزه ها فعالیت می کند؟

من رشید قانعی، ورودی سال ۱۳۸۵ مهندسی صنایع و ارشد سال ۱۳۹۰ فلسفه علم و دکترای مدیریت سال ۱۳۹۲، گرایش سیاست‌گذاری عمومی هستم و امسال سال سومم هست و در حال کار کردن روی رساله دکتری هستم. رساله ام در رابطه با عوامل موفقیت در خطِ‌مشی‌گذاری‌های علم و فناوری در ایران است. یعنی چه باعث می شود که مثلا ما در حوزه  خطِ‌مشی‌گذاری‌های سیاست‌گذاری علم و فناوری موفق شویم.

۱۳۹۵۰۱۲۸۰۲

مجموعه دانش‌بنیان ما نزدیک به ۶-۷ سال عمر دارد. در ۴-۵ حوزه تخصصی مانند حوزه برنامه‌ریزی استراتژیک، مواد پیشرفته، دارو و مواد شیمیایی اولیه و تجهیزات پزشکی کار می‌کنیم و تاکنون برای چند مجموعه بزرگ کار کرده‌ایم؛ مثل مجموعه پژوهشگاه نیرو و مجموعه‌ها و مراکز دفاعی. ما در ابتدا که شروع کردیم، دیدگاهمان این بود که در حوزه‌هایی وارد شویم که گلوگاه‌های نیاز کشور باشد. در این چهار حوزه، در برخی از صنایع بیشتر کار کردیم. برای مثال صنعت دفاعی، به ویژه صنایع هوافضا و پهباد کشور و خیلی از این محصولاتی که من نمی‌توانم اسمشان را ببرم، کار مجموعه ماست. همچنین در صنایع انرژی، نفت و گاز و نیرو مشغول هستیم. چند کار خوب هم داشتیم. ما هم در حوزه مدیریت و استراتژی و هم در حوزه بعضی محصولات و تولیدات و قطعاتی که نیاز دارد و هم در حوزه نفت و گاز و پتروشیمی و همچنین صنعت سلامت کار کردیم.

درباره مشکلات و موانعی که در کار شما به عنوان یک گروه دانش‌بنیان که حالا به تولید هم رسیده، از قبیل مشکلات حمایتی،  یا مشکلاتی که از سمت بانک ها، سازمان امور مالیاتی و مشکلات قانونی پیش آمده، توضیح دهید.

ما هر چه چوب می‌خوریم، از همین قوانین و موانع و مشکلات نرم‌افزاری کشور است. ده‌ها و صدها شرکت خیلی خوب در حوزه دانش‌بنیان داشتیم که تعطیل شدند. مثلاً در همین ساختمان خودمان، یکی، دو مجموعه بودند که تعطیل شدند. یکی از علل اصلی آن، این است که فضای کلی کشور ما به درد کسانی که می‌خواهند در حوزه دانش‌بنیان کار کنند، نمی‌خورد. به صورت کلی، اقتصاد کلان ما بیشتر به درد کسانی می‌خورد که در کار واردات هستند. این مسئله، چندین علت دارد. یکی از علل آن، این است که قبل از انقلاب، به مدت صد الی دویست سال کشور ما کاملاً وابسته بوده است. این یک زمینه تاریخی دارد. بعد از انقلاب هم متاسفانه اتفاق چندان ویژه‌ای نیفتاد. شاید یکی از علت‌های آن، همین زمینه‌های فکری است. یکی دیگر از مشکلات، مشکل فرهنگی است. بالاخره مردم ما، چه مردم عادی و چه حوزه صنایع، هنوز جنس و کالای خارجی را ترجیح می‌دهند. مثلاً فرض کنید یک شرکت بخواهد میز و صندلی اداری برای شرکت بگیرد؛ برای اینکه مارک خارجی روی آن باشد، سعی می‌کند که برند خارجی بخرد. علاوه بر زمینه تاریخی و فرهنگی، ساختار ما هم در راستای واردات است. مثلاً اگر بخواهی واردات انجام بدی، در رابطه با یک سری عوارض خاص که می‌شود متاسفانه با روش‌های زیر میزی آنها را انجام داد، مشکل خاصی ندارید. اما اگر بخواهید چیزی را تولید کنید، چه تولیدات انبوه چه غیر انبوه، مشکلات مالیاتی و در کل، هزار و یک مشکل برایتان پیش می‌آید. در ایران عقد یک قرارداد، حدود سیصد روز طول می‌کشد. یکی از علت‌هایش این است که ما هشتاد درصد اقتصادمان دست دولت است و از بیست درصد باقی‌مانده هم پانزده درصدش در دست واردکنندگان است. یعنی تقریباً چیزی جز پنج درصد اقتصاد ایران با ما نیست. خوب این‌ها همه چالش است.

رشید قانعی

از سال ۱۳۹۰ که قانون شرکت‌های دانش‌بنیان تصویب شد، مجموعه‌هایی مثل معاونت علمی و چندین صندوق تشکیل شد. ما نزدیک چهارده صندوق داریم. حالا بروید از شرکت‌های دانش‌بنیان بپرسید که کدامشان توانسته‌اند یک وام درست و حسابی از این صندوق‌ها بگیرند. تعداد بسیار نادری که توانسته‌اند وام بگیرند پوستشان کنده شده! یعنی یکی از مشکلات این است که یک چیزهایی آمده برای کمک، اما ارتباط خوبی بین نهاد‌های پشتیبان و شرکت‌های دانش‌بنیان با نیاز‌های مختلفشان وجود ندارد. مثلا ما از صندوقی وام درخواست کردیم برای محصولی که ۴۵۰ میلیون تومان هزینه‌اش بود، قرارداد سفارش خرید رسمی داشتیم. ما سیصد میلیون تومان درخواست کردیم، آمدند شاید دو یا سه ماه بررسی کردند و به نظر می‌رسید موافقت شده است. این موضوع وارد هیئت امنا شد، اما در آخر کار گفتند که ۱۰۰ میلیون آن تصویب شد! حالا سیصد کجا، صد کجا. چوب‌کبریت که نمی‌خواهیم بسازیم که بگوییم حالا قسمتی‌اش را می‌سازیم! اگر بودجه نباشد اصلاً ورود نمی‌کنیم. بعد گفتند این ۱۰۰ میلیون را هم ۳۰ میلیونش را می‌دهیم. ببینید چه شد! آن سی میلیون را هم یک ماه طول کشید تا بدهند! یعنی نه ماه طول کشید. ما به عنوان یک شرکت طراحی که در این حوزه ادعایمان می‌شود و تمام این صندوق‌ها ما را می‌شناسند و خودمان ارزیاب بسیاری از شرکت‌های دانش‌بنیان تازه تاسیس هستیم وضعیت‌مان این‌گونه است.

 من کاری به مسائل سیاسی برجام ندارم، ولی برجام یکی از بزرگترین مشکلاتش تضعیف شرکت‌های دانش‌بنیان است. چرا که ما یک کشوری هستیم که حدود ۳۰ سال است استقلال پیدا کردیم و در این ۳۰ و خرده‌ای سال، شرکت‌های دانش‌بنیان کلا ۱۰ سال است که به وجود آمده‌اند؛ در حالی که شرکت‌هایی دانش‌‎بنیان خارجی سابقه ۱۰۰ ساله دارند، یعنی وقتی پدربزرگ‌های ما داشتند گاو و گوسفند می‌چراندند، این شرکت‌ها داشتند محصول دانش‌بنیان صادر می‌کردند؛ وقتی چنین اختلافی هست بین شرکت‌های ایرانی و خارجی، وقتی برجام درب‌های بازار کشور را باز کند، چه اتفاقی برای شرکت‌های دانش‌بنیان می‌افتد؟ شرکت خارجی محصولی می‌آورد در مقابل محصول گلرنگ؛ تازه گلرنگ یکی از قوی‌ترین شرکت‌های دانش‌بنیان کشور است. منتها شرکت پی‌‌اندجی آمریکا که بنده اطلاع دارم، دارد می‌آید داخل ایران؛ یکی از محصولاتش هم وارد ایران شده است. کدام ایرانی است که نرود کالای آمریکایی که بالاخره تا یک حدی از گلرنگ بالاتر است بخرد؟ شرکت‌های داروسازی ما هم همینطور؛ کدام‌یک از ما حاضریم استامینوفن دکتر عبیدی را بخوریم و استامینوفن خارجی نخوریم؟ من نمی‌گویم که سطح رفاه مردم نباید بالا برود، ولی باید برای مردم توضیح داد که اگر درب بازار کشور به روی شرکت‌های دانش بنیان خارجی باز شود، شرکت‌های خوب داخلی مثل همین شرکت گلرنگ، یا شرکت دکتر نایبی مثلاً با ۳۰۰ تا کارمند که همه مهندسان برق همین دانشگاه شریف هستند، یا باید بروند سماق بمکند یا باید بروند آمریکا.

این برجام نتایج این چنینی برای کشور ایجاد می‌کند، یکی از نگرانی‌های ویژه من این است که در یک سال آینده خدا نکند این دو، سه هزار شرکت دانش‌بنیانی هم که به وجود آمدند، همین‌ها را هم این موج برجام از بین ببرد! یعنی واقعاً یکی از اضطراب‌های ویژه‌ام این است، هر جا هم بودم گفتم، صریح هم گفتم.

یک سوالی که از صحبت‌های شما به وجود آمد، نقش وارد‌کنندگان در بروز این مسئله است؛ اگر بخواهیم نهادی به این مسئله نگاه کنیم، باید بگوییم که بالاخره اتاق بازرگانی یک جایی است که منافعش در تولید نیست و بیشتر پیگیر واردات به کشور است. شما نقش این نهاد را در دوران پسابرجام چگونه تحلیل می‌کنید؟

حرف کاملا درستی است. بالاخره این مسئله تک‌بعدی نیست، مجموعه‌ای از دلایل باعث این مسئله خواهد شد. در واقع همانطور که شما اشاره کردید، یک بعد این مسئله، بعد انسانی آن است و منافعی که انسان‌ها دارند از واردات. بنده احساس می‌کنم واقعا در دولت ما به ندرت وزیری بوده است که به طور جدی اعتقاد به صنایع داخلی داشته باشد. وقتی وزیری اعتقاد به صنایع داخلی نداشته باشد، نتیجه‌اش همین است. ما این همه شب عید میوه وارد کردیم، من مطمئنم در محصولات دانش‌بنیان هم این اتفاق خواهد افتاد. من چند وقت پیش ماهشهر بودم، در جلسه‌ای یکی از مدیران بزرگترین پتروشیمی‌های ایران خیلی صریح گفت که اگر این قطعه را خارجی‌اش  را بشود خرید، من از شما نمی‌خرم. این حرف نشان‌دهنده یک نوع جسارت و یک نوع تفکری است که در میان مدیران شکل گرفته است. فقط مخصوص دولت هم نیست، بخش خصوصی هم تا حدودی این فرهنگ را دارد. البته حجم عمده‌ای از این پدیده تقصیر دولت است، چراکه الناس علی دین ملوکهم.

برای خود شما پیش آمده است که محصولی تولید کرده باشید و واردات باعث آسیب دیدن تجاری شدن این محصول شده و از بازار خارج شده باشد؟

بله، بوده است. ما کاری را تولید کردیم و یک فروشی هم داشتیم، خواستیم مقدار بیشتری تولید کنیم، به ما خیلی صریح گفتند که ما داریم این را از چین وارد می‌کنیم! تازه این اتفاق در یک مجموعه دفاعی افتاده است که ما محصولی را داشتیم به آنها می‌فروختیم؛ خود این مجموعه رفته است یک کارگاهی در چین زده است و با کارگر چینی، آن محصول را تولید می‌کند، بعد به ایران وارد می‌کند، بعد هم می‌گوید قیمت شرکت ما بالاست. تازه این مجموعه دفاعی یک مجموعه است که ما با هم خیلی همکاری داشته‌ایم و روابط خوبی داریم، تازه طرف حساب ما کسی است که اگر او را ببینید، می‌گویید این دیگر دنبال خودکفایی است. تازه این در مجموعه دفاعی بوده است ، غیر دفاعی که جای خود دارد.

به نظر شما، دانشجویان اگر بخواهند وارد فضای تولید دانش‌بنیان بشوند، در دوران دانشجویی‌شان چه چیزهایی را باید برای خودشان جمع بکنند که بعدا بتوانند بهتر در این حوزه نقش آفرینی کنند؟

به نظرم یکی از چیزهایی که واقعاً ضرورت دارد، این است که دانشجویان بدانند که واقعاً اقتصاد کلان دنیا چطور اداره می‌شود؛ یعنی مهم‌تر از اینکه بچه‌های صنایع یا مکانیک بروند بازدید ایران‌خوردو و… باید بداند اقتصاد دنیا دارد چطور می‌چرخد. هر انسانی با فلسفه‌های ذهنی‌اش زندگی می‌کند؛ وقتی ما ندانیم که اقتصاد دنیا چطور می‌چرخد، دچار تیله‌بازی می‌شویم!

تلگر

چهره‌

    دیدگاه تازه‌ای بنویسید: