۱۷ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۲۶
ابهامات قرارداد خرید ایرباس

عدم تناسب سفارشهای جدید با ناوگان هوایی کشور

آقای وزیر فرموده که ناوگان ما دوبرابر می شود، خب فرودگاه های ما که یک شبه دوبرابر نمی شود!/ واقعیت این است که اگر چیزی را قسطی بخرید نرخ بهره باعث می‌شود که آن جنس را گران‌تر بخرید… این شیوه خرید باعث می‌شود که سیستم مدیریتی ما دیگر آنچه که خودمان پیاده می‌کنیم نباشد./ به لحاظ سیستمی بهتر بود بویینگ را با ایرباس رودررو می کردیم و این وسط چیزی گیر ما می آمد.

ایرباسبه گزارش عیارآنلاین، پس از توافق هسته‌ای و اجرایی شدن برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) و در اوایل زمستان سال گذشته بود که دولت اعلام کرد‌ در قراردادی با کمپانی سازنده ایرباس، ۱۱۸ فروند هواپیمای نو برای شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران خریداری خواهد کرد. در پیش‌قراردادی که آن زمان به امضاء رسید، مقرر شد ‌‌۱۱۸ فروند انواع ایرباس‌ شامل ۴۵ فروند‌ ایرباس ۳۲۱ و ۳۲۰، ۴۵ فروند‌ ایرباس ۳۳۰، ۱۶ فروند‌ ایرباس ۳۵۰ و ۱۲ فروند‌ ایرباس ۳۸۰ پهن‌پیکر‌ برای ایران‌ایر خریداری شود و در مدت زمان ۵ تا ۸ سال در اختیار هما قرار گیرد. دکتر محمدباقر ملائک، عضو هیأت علمی دانشکده مهندسی هوافضای دانشگاه صنعتی شریف در گفتگو با نشریه «میدان انقلاب» بسیج دانشجویی این دانشگاه،  قراردادهای مذکور را واکاوی کرده است. متن کامل این گفتگو در ادامه می‌آید:

آقای دکتر در ابتدا تاریخچه‌ خرید هواپیما در کشور را بفرمایید.

در دوران آقای خاتمی، ایشان ۶ فروند هواپیمای ایرباس از ترکیه خریدند. در آن زمان ما در دفتر مطالعات تکنولوژی دانشگاه به دولت ایشان و وزیر محترمشان انتقاد کردیم که از ظرفیت کارشناسی دانشجویان و کارشناسان شریف استفاده نکرده‌اند. تا آنجایی که ۱۲۰ میلیون دلار برای خرید ۶ هواپیمای ایرباس دادند. یکی از نماینده های مجلس با من تماس گرفت و گفت: شما بیا و  نگاهی به اسناد خرید هواپیما بکن. گفتم آقا همه چیز در اسناد هست و دارد سرتان کلاه می رود. پرسید: چطور؟ گفتم: این یک خرید است بدون حمایت. شاید ۶ ماه دیگر این هواپیماها کنار باند خوابیدند که همین اتفاق هم افتاد. در زمانی که بودجه ی وزارت علوم  ۵۰ میلیون دلار بود، یک شرکت دولتی به اسم ایران ایر ۱۲۰ میلیون دلار را در یک قرارداد ظرف ۶ ماه بلا استفاده کرد.  آیا کسی توبیخ شد؟!

۱۳۹۵۰۱۱۸۰۴

یک قرارداد دیگر نیز در زمان آقای خاتمی بود که دیگر ایشان زیر بار آن قرارداد نرفت. اگر اشتباه نکنم طبق آن قرار بود ۱۲ فروند هواپیمای آمریکایی از چین خریداری شود. آن قضیه را هم باز من بررسی کردم و گفتم که خطاست و دیگر آن را دولت آقای خاتمی نخرید. اما در دولت بعد دولت، همان خرید را انجام شد. یعنی ما در دولت هشتم جلوی قرداد را گرفتیم با یک کار کارشناسی و اثبات اینکه این خرید خوب نیست، و دولت نهم همان خرید را انجام داد.  این نشان می دهد که یک دلالی هست که پای کار است و  دارد زحمت می کشد. چیزی که برای من جالب است این است که خرید‌های ما همیشه در اندازه ۸ تا یا ۱۰ تا یا حتی ۲ تا بوده و همیشه هم این قرارداد ها مساله دار بوده است.

دوباره تاکید من این است که تا قبل از دولت نهم هیچوقت خرید بزرگی نداشتیم. تا اینجا بزرگترین خرید در زمان دولت دهم بود که حدود ۴۰ فروند هواپیمای «اف ۱۰۰» که هواپیمای کوچکی است، خریدند. ناگهان خبری می‌شنوید که  حدود ۱۴۰ فروند دارد می آید. خب سوال اول این است که آن کارشناسان جسور و با دانش که این مطالعه را کردند، چه کسانی هستند و کجا درس خوانده‌اند و آیا ما می توانیم از معلومات آنها استفاده کنیم یا نه؟ می خواهم بدانم که جوان هایی مثل شما جایشان کجاست در این قرارداد؟ من مایلم بدانم آیا ما میتوانیم ۲۰ تا ۳۰ تا یا ۵۰ تا دانشجوی شریف را بورس کنیم و بفرستیم فرانسه که وقتی دارند این هواپیماها را می‌سازند، بچه‌های ما را هم در کنارش آموزش بدهند. این یک سوال است. آیا کسی به این فکر کرده؟

مثلا آقای وزیر فرموده که ناوگان ما دوبرابر می‌شود، خب فرودگاه‌های ما که یک شبه دوبرابر نمی‌شود. باید یک ارتباطی باشد بین رشد فرودگاه و رشد ناوگان.  بین نیروی انسانی و این قرارداد که به ارزش تقریبی «۱۰ میلیارد دلار» است چه ارتباطی هست؟ باید ببینیم نقش شما کجاست؟ نقش من کجاست؟ آیا من همان درس های سابق را بدهم یا باید آنها را عوض کنم و شماها هم باید شیوه ی درس خواندتان را عوض کنید؟

 آیا این تعداد هواپیما متناسب با ظرفیت فرودگاه ها و اصلا نیاز کشور  و سایر فاکتورها بود؟

مسئولین کشور جوابشان به این سؤال شما بله است. چون می‌گویند داده داریم. داده‌ای که من از سخنان آقای وزیر در مجلس گرفتم. ایشان گفتند که ظاهرا در سه سال گذشته مردم ما حدود ده میلیون دلار بلیط خریدند و این پول به جیب ایرلاین‌های خارجی رفته‌است. من حساب کرده‌ام که اگر این دیتا درست باشد، مردم ما به قدری وضع اقتصادیشون خوب شده که در سه سال گذشته تقریبا سالی چهار میلیون دلار بلیط خریدند ولی بلیط چه کسی را خریدند؟ بلیط امارات و لوفتانزا را، خودمان که ایرلان درست و حسابی نداریم. اگر این دیتا درست باشد و فرض بکنیم که قیمت هر بلیط سفر خارجی به طور متوسط  حدود هزار دلار باشد، معادل این است که روزانه ده هزار نفر تقاضای بلیط برای سفرهای خارجی دارند. اگر این آمار درست باشد خطائی رخ نداده است. یعنی شما میگوئید من چرا پولم را به ایرلاین های خارجی بدهم، مردم همان پول را به من بدهند و من آن‌ها را جابه‌جا می‌کنم. چیزی که من از آن تعجب می‌کنم این است که آمارهای اقتصادی ما این را تایید نمی‌کنند. میگوئیم چه کسی است که این بلیط را می‌خرد؟ شما می‌توانید به سراغ طبقات اجتماعی بروید، مثل من که یک استاد تمام دانشگاه صنعتی شریف هستم و دریافتی من ماهی پنج میلیون و ششصد هزار تومان است که می‌شود معادل زیر دوهزار دلار! من جزو آن‌هایی نیستم که این بلیط را می‌خرم. بنده مطمئن نیستم، اما به نظرم می‌رسد که این داده بسیار بیشتر از واقعیت امر است، یعنی ما در سال‌های گذشته این مقدار سفر خارجی نداشتیم.

با توجه به صحبت های دکتر روحانی گفتند که ایران برای خرید این هواپیماها پولی را هزینه‌ نمی‌کند، و این‌ها به صورت اقساط است و اقساط هم از طریق فروش بلیط‌های این هواپیماها به دست می‌آید که طی سالیان درازی باید پرداخت شود. این نوع قرارداد را شما برای اقتصاد کشور چطور ارزیابی می‌کنید؟

۱۳۹۵۰۱۱۸۰۶

خوب بود این سوال را همان خبرنگار محترم از رئیس جمهور می‌پرسید! چون آقای رئیس جمهور این را به عنوان یک اتفاق خوب مطرح کردند. مطالعاتی که در دنیا وجود دارد این است که کشورهایی هستند که یک ایرلاین ترجیح می‌دهد هواپیما به این صورت قسطی بخرد. چون دلیل دارد و می‌داند مالیاتش کم می‌شود. ایران ایر که مالیات نمی‌دهد و یک شرکت دولتیست پس اگر ایران ایر بگوید که به خاطر عدم پرداخت مالیات این کار را کردم منطقی نخواهد بود. پس باید یک سناریوی دیگر را بررسی کنیم که چه مزیتی دارد که ما به صورت قسطی یک هواپیما را بخریم. واقعیت این است که اگر چیزی را قسطی بخرید نرخ بهره باعث می‌شود که آن جنس را گران‌تر بخرید. برای این که واضح است که شما دارید پول طرف مقابل را در بلند مدت می‌پردازید. حرف من این است که درحالت دو اتفاق می‌افتد. یعنی این شیوه خرید باعث می‌شود که سیستم مدیریتی ما دیگر آنچه که خودمان پیاده می‌کنیم نباشد. یعنی شما باید انتظار داشته باشید که حرف آقای نعمت‌زاده به واقعیت تبدیل بشود که یعنی یک تعداد مدیر از خارج بیایند که بگویند شما بلد نیستید از فرودگاه استفاده کنید، بلد نیستید از هواپیمایتان استفاده کنید، بگذارید تا یادتان بدهیم. وقتی شما یک چیزی را میخرید دیگر مال شماست، ممکن است که یک روز تاخیر کنید یک مسیر بد را انتخاب کنید. ولی آن کسی که قسط‌هایش را می‌خواهد، قسط‌هایش را می‌خواهد! این طور  نیست که بگوید حالا قسط‌هایت را ندادی ماه بعد بده، ما می‌بخشیمت! عطوفت و رأفت اسلامی که دیگر نیست. طرف مقابل می‌گوید قسط‌هایت را بده. تصور من این است که این مسئله دو جنبه دارد. جنبه اولش این است که مدیران کنونی ما که اصطلاحا به خودشان می‌گویند مدیران جهادی مجبورند بشوند مدیران علمی. یا اینکه سر و کله مدیران خارجی پیدا می‌شود، چون ما قادر نیستیم که از این هواپیماها جوری استفاده کنیم که قسط‌هایش را پرداخت کنیم. دلیلش هم واضح است در زمان آقای احمدی نژاد سازمان هواپیمایی کشور اعلام کرد که اگر هواپیمایی تا شش ساعت تأخیر داشته باشد، مسافرین حق شکایت ندارند. در دولت آقای روحانی این به چهار ساعت تبدیل شد. عرف دنیا این یک ربع است! فاصله مدیریت ما با مدیریتی که از این هواپیما جوری پول دربیاورد که قسط‌هایشان را بدهیم خیلی زیاد است. پس یکی عمدا این کار را کرده که سیستم مدیریتی تحت فشار قرار بگیرد. البته یک تاثیر خوب دارد که مردم از دست این تاخیرها و بهانه‌ها راحت می‌شوند. ولی بحث سر این است که در چه لایه‌های مدیریتی ما اجازه می‌دهیم که نظریه آقای نعمت‌زاده پیاده سازی بشود. این دیگر تصمیم بزرگان نظام است.

در اینگونه قراردادها انتقال تکنولوژی و ارتقای صنعت هوایی خودمان و کارهای پژوهشی که دارد انجام می‌شود هم دیده شده یا در واقع واردات گسترده‌ی ایرباس ممکن است منجر به نابودی صنعت هوایی کشور شود؟

در مورد انتقال فناوری ایرباس به داخل کشور به طور دقیق نمی‌توان اظهار نظر کرد. ولی سرعت بستن این قرارداد طوریست که آدم را دچار تردید می‌کند. وقتی شما میخواهید ازدواج بکنید شش ماه میروید خواستگاری و یک سال با فرد مورد نظر خود رفت وآمد می‌کنید. این‌ها همه قراردادهای طولانی مدت هستند. همان‌طور که اشاره شد پانزده و بیست‌ویک سال این قراردادها طول می‌کشد. من نمیتوانم اظهار نظر کنم که چنین چیزی در قرارداد دیده نشده، ولی از سرعتی که چنین قراردادی تنظیم یا اعلام شده، میتوانم حدس بزنم به احتمال زیاد چنین مواردی در قرارداد نادیده گرفته شده است.

چرا کشور ما ایرباس فرانسه را برای این قرارداد بزرگ انتخاب کرد؟ گزینه‌های دیگری هم مانند سوخوی روسیه و اوکراین وجود داشتند

در کل این جا شما به یک نکته سیستمی دست می گذارید که آیا منطقی است که شما همه تخم مرغ ها را داخل یک سبد بگذارید؟ جالب بود که آقای وزیر گفتند ما به بویینگ هم میگوییم که آمریکایی‌ها هم ناراحت نباشند. ولی صحبت از آمریکایی‌ها نشد. آن چیزی که شما می بینید فعلا یک سوم قدرت جهانی است. در مقابل روسیه و آمریکا. ولی بعید می دانم چیز دیگری بماند که مثلا با روسیه و سوخو وارد مذاکره شوید. چون سوخو سابقه سنگینی در حمل و نقل (transportation)  ندارد. بنابراین فکر می‌کنم به لحاظ سیستمی بهتر بود بویینگ را با ایرباس رودررو می‌کردیم و این وسط چیزی گیر ما می‌آمد. شما حتما یک رقیب می‌خواهید. اما اگر شما این جوری به قضیه نگاه کنید که این‌ها همه نتایج مذاکره با ۵+۱ است باید بپذیرید که آن ها با هم توافق کردند که با هم رقابت نکنند. روسیه و آمریکا هم چیزی نگفتند. به نظر شما اگر روسیه ناراحت بود، چیزی نمی گفت؟ آقای اولاند هم که موقع امضای قرار داد قیافه اش عصبانی بود به نظر می رسد که ۵+۱ با هم دیگر در این قضیه هماهنگ بودند.

آقای دکتر با این وجود شما چه آینده‌ای را برای صنعت هواپیمایی کشور متصور هستید؟

اگر شما به عنوان دانشجو بخوابید هیچ اتفاقی متصور نیست، اگر بسیجی های ما شما باشید، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد، نه سه سال دیگر، بلکه سی سال دیگر نیز وضعیت به همین صورت خواهد بود. ناراحت نشوید. بررسی کنید که A380  را چه ایرلاین‌هایی دارند و در چه مسیر هایی پرواز می کند و بعد ببینید که اگر ما ۱۲ فروند A380 داشته باشیم چند درصد از A380 های جهان می‌شود چون آقای رئیس جمهور گفتند: فقط ۱۲فروند است. باید ببینیم A380 توی چه مسیرهایی هست. کدام ایرلاین ها از آن دارند؟

تلگر

چهره‌

    دیدگاه تازه‌ای بنویسید: