۱۴ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۰۶:۵۱

آینده اقتصاد مقاومتی در نفت

جلوگیری از خام‌فروشی و تبدیل منابع اولیه انرژی به فرآورده‌های با‌ارزش در حالی یکی از محورهای اصلی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است که دولت یازدهم در این عرصه گام‌های قابل توجهی برنداشته است.

به گزارش عیارآنلاین، جلوگیری از خام‌فروشی و تبدیل منابع اولیه انرژی به فرآورده‌های با‌ارزش در حالی یکی از محورهای اصلی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است که دولت یازدهم در این عرصه گام‌های قابل توجهی برنداشته است. وزارت نفت گرچه خود را یکی از پیشگامان اقتصاد مقاومتی می‌داند اما نگاهی به عملکرد این وزارتخانه در پیشبرد پروژه‌های مهم پالایشی و طراحی اولیه پروژه‌های بزرگ نشان از آن دارد که اراده جدی برای پایان دادن به خام فروشی وجود ندارد.
نفت موتور محرکه اقتصاد جهان است و در این میان، حمل و نقل بیشترین حجم از مقاصد مصرفی را به خود اختصاص داده است. بنزین و گازوئیل دو فرآورده اصلی حمل و نقل در جهان هستند که نبود یا اختلال در عرضه آنها مشکلات بزرگی را برای کشورها به‌وجود می‌آورد به‌ویژه آنکه آن کشور، یکی از تولیدکنندگان اصلی نفت در جهان باشد. روحیه حاکم در وزارت نفت دولت یازدهم زیراکس فوق‌العاده‌ای از منویات دولت اصلاحات است که بر اساس آن، باید نفت خام صادر شده و بنزین وارد شود.
کشورهای صنعتی نفت خام را از ایران گرفته و با تبدیل آن به فرآورده، با قیمت ۱۶ برابری به ایران می‌فروشند در حالی که از نفت خام ۲هزار و ۵۰۰ نوع فرآورده تولید می‌شود. این مهم در دولت اصلاحات به فراموشی سپرده شد و به بهانه آنکه در جهان «میزان بشکه‌های صادراتی» حرف اول و آخر را می‌زند روی همه پروژه‌های پالایشی خط قرمز کشیده شد. دولت گذشته اما برخلاف این دیدگاه، به توسعه و بهینه‌سازی پروژه‌های پالایشی پرداخت که میراث آن برای دولت یازدهم و تولید بنزین یورو ۴ بود. در میان همه پروژه‌های تعریف شده، پالایشگاه ستاره خلیج فارس از موقعیتی برجسته برخوردار است. این پروژه قرار است به واردات بنزین پایان دهد و در دولت گذشته از پیشرفت خوبی بهره برد اما در دولت امروز دچار پیشرفت لاک‌پشتی شده و واردات بنزین همچنان در اولویت قرار دارد. قرار بود پالایشگاه هرمز هم در کنار این پالایشگاه احداث شود که ۱۵۰ میلیون دلار برای اجرای آن هزینه شد اما به یکباره وزارت نفت دستور جابه‌جایی این پالایشگاه را به جاسک داد و هیچ توضیحی را نیز ارائه نداد و در مقابل انتقادها، با خواسته گروه تدبیر برای تخفیف ۱۰ درصدی خوراک این پالایشگاه موافقت کرد. این واحد پالایشی که قرار بود از امکانات ابرپروژه خلیج فارس استفاده کند و نفت کوره‌اش – یکی از کم‌ارزش‌ترین فرآورده‌های نفتی- صفر باشد حالا با افزایش ۶۰ درصدی نفت کوره با یک تصمیم غلط مواجه شده است. ضربه ۱۵۰ میلیون دلاری، ایجاد فاصله چند ساله در بهره‌برداری از پروژه با توجه به شرایط موجود، بی‌توجهی شدید به محصولات این پالایشگاه و تخفیف ۱۰ درصدی در خوراک تنها بخشی از اقداماتی است که در تناقض کامل با اقتصاد مقاومتی است. فارس چندی پیش در بررسی این اشتباه بزرگ نوشت: با اجرای این طرح ۲/۴  میلیارد یورویی قرار بود به تولید بنزین و گازوئیل کشور به ترتیب ۱۵ و ۳۲ میلیون لیتر افزوده شود، علاوه بر این ال. پی. جی، پروپیلن، سوخت جت و گوگرد از دیگر محصولات پالایشگاه هرمز بود که با انتقال این پالایشگاه به منطقه جاسک تنها خروجی این پالایشگاه نفت کوره است که عملاً می‌توان گفت تمام تخفیف‌ها و تسهیلات صورت گرفته برای پالایشگاه هرمز تنها به منظور خام فروشی بوده است.
به پالایشگاه ستاره خلیج فارس بر می‌گردیم؛ تأخیرهای مکرر در راه‌اندازی‌های این پروژه حوصله همه را سر برده است که مهم‌ترین دلیل آن کمبود منابع مالی است. عدم همکاری بانک‌ها و وزارت نفت با این پروژه نمونه‌ای از بی‌توجهی ساختار اقتصادی کشور و به‌ویژه وزارت نفت به پالایشگاه‌هاست. در شرایطی که باید از همه ظرفیت‌ها برای بهره‌‌برداری از ستاره خلیج‌فارس استفاده کرد، وزارت نفت ساخت هشت پالایشگاه میعانات گازی در سیراف را در مدت بسیار کوتاهی نهایی کرد و شرکت‌های خصولتی را به سهامداری این پروژه‌ها فراخواند. ساخت این پالایشگاه‌ها بدون توجه به آینده و وضعیت بازار فرآورده‌های آن اجرایی شد و بدتر آنکه محصولات این پالایشگاه بی‌کیفیت و قابلیت مصرف مستقیم در سبد سوخت کشور را ندارند!
گرچه باید به وزارت نفت حق داد که به دلایل قانونی و کمبود منابع مالی نمی‌تواند همه پروژه‌های پالایشی را به پیش ببرد اما سؤال اصلی آنجاست که اگر چنین توانی وجود ندارد چرا این وزارتخانه در مدیریت طرح‌های پالایشی و در راستای اقتصاد مقاومتی به «عکس» عمل می‌کند؟ وزارت نفت به‌جای سیاستگذاری درست و پیشبرد پروژه‌ها با توجه به همه محدودیت‌ها رسیدگی به ستاره خلیج‌فارس را رها کرده و به واردات بنزین می‌پردازد، واردات بنزین را رها نمی‌کند به کلنگ‌زنی پالایشگاه‌های سیراف می‌پردازد که پر از ابهام و ملبس به شکست است، سیراف را به اوج رسانه‌ها می‌برد و همه سرمایه‌گذاری و اهدافی که برای پالایشگاه هرمز اجرا و تعیین شده است با یک تصمیم منحصر به فرد «هوا» می‌کند. به راستی دلیل حرکت در این مسیر چیست؟

۲

تلگر

چهره‌

    دیدگاه تازه‌ای بنویسید: