۳ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۴۰
تکرار/آسیب‌شناسی مهدکودک‌ها در ایران(1)

گسترش پدیده مهدکودک، آری یا نه؟

امروزه «مهدکودک» به‌عنوان نهادی پذیرفته‌شده درآمده و جای خود را در هر شکلی از زندگی فارغ از سلیقه‌های موجود تربیتی بازکرده است؛ به نظر می‌رسد بازبینی اصل مهدکودک و گسترش آن بحثی است که باید مورد پرسش مجدد قرار گیرد و بر اساس مبانی تمدن نوین اسلامی جایگاه آن ترسیم شود.

اشاره: پرونده ویژه عیار آنلاین تحت عنوان «مهد بابا ندارد.» پیرامون آسیب شناسی مهدکودک ها در ایران منتشر شده است. در این پرونده که شامل تعدادی یادداشت و مصاحبه با کارشناسان و فعالان عرصه تعلیم و تربیت کودکان است، سعی شده تا با نگاهی کارشناسانه به آسیب شناسی وضع فعلی و ارائه راهکارهای بهبود این وضع بپردازد. یادداشت زیر اولین نوشتار از این پرونده است که در ادامه می‌آید.

«مهدکودک» ساختاری اجتماعی است که به‌جرئت می‌توان آن را از تبعات نظام توسعه‌ی غرب دانست و کودکی، یکی از دوره‌های مهم زندگی انسان را مورد توجه قرار می‌دهد. این مسئله نوپدید در جوامع در حال توسعه با واکنش‌های متفاوتی رو به رو شده و پرسش‌های جدی را ناظر به موضع جامعه به مهدکودک رقم زده است. اما به هر ترتیب بدون ارزیابی و بازبینی عوامل شکل‌گیری و گسترش یک پدیده، نمی‌توان به رد یا تائید آن پرداخت. از این رو در نوشتار حاضر، عوامل گسترش مهدکودک‌ها مورد بررسی انتقادی قرار گرفته است. امید است که سیاست‌گذاران و متولیان تربیت کودک نسبت به بازنگری و تأمل دقیق‌تر درباره‌ی مهدکودک‌ها برانگیخته شوند.

عوامل گسترش مهدکودک‌ها در سبک زندگی امروزی

به‌طور کلی با حرکت جامعه به سوی مدرن شدن، سبک زندگی خانواده‌ها و جامعه نیز دچار تحولاتی خواهد شد. نظام تربیتی جوامع نیز از این تحولات برکنار نیست. در این بخش به برخی از مهم‌ترین عوامل ظهور و گسترش پدیده مهدکودک اشاره خواهد شد که هر یک توجه جدی و اتخاذ تصمیمات مربوطه را می‌طلبند.

۲۷

۱-اشتغال زنان

گسترش اشتغال زنان در جامعه‌ی امروزی، از جمله عواملی است که به گسترش مهدکودک‌ها دامن می‌زند. به‌طور کلی، اشتغال زنان و نسبت آن با پدیده‌ی مهدکودک را در چند سطح می‌توان مطرح نمود. دسته‌ای از زنان شاغل، بدسرپرست یا سرپرست خانوار هستند و بالاجبار برای تأمین معیشت خود به اشتغال روی می‌آورند. این دسته ناگزیر کودکان خود را به مهدکودک می‌سپرند که البته درصد کمی از جامعه را تشکیل می‌دهند. دسته‌ی دیگر از زنان متأهلِ شاغل، نیاز جدی و واقعی به درآمد آن ندارند و انگیزه‌های متفاوتی آن‌ها را به سمت اشتغال سوق می‌دهد؛ اما به هر ترتیب این دسته نیز جزو مشتریان اصلی مهدکودک‌ها به حساب می‌آیند.

علاوه بر اشتغال، حضور اجتماعی زنان در عرصه‌های علمی، فرهنگی و اجتماعی نیز در مواردی منجر به محدودیت رابطه مادر و کودک از یکدیگر می‌شود. در این حالت نیز ممکن است تعارضاتی میان نقش‌آفرینی اجتماعی زن و نقش مادری او بروز نماید.

بر اساس آموزه‌های دینی و تأکیدات بزرگان دینی زنان شاغل و فعال اجتماعی در اولویت‌گذاری تکالیف اجتماعی خود، باید به نوعی قرائت خانواده‌محور برسند و کلیه‌ی مناسبات خود را بر اساس اولویت خانواده طرح‌ریزی کنند [۱]. در این صورت باید الگوهایی تدوین شود که در آن زن بتواند میان حضور اجتماعی و نقش اساسی مادری رابطه‌ای متوازن برقرار کند. مقام معظم رهبری نیز در سیاستی راهبردی و اساسی، اولویت را به نقش مادری می‌دهند و تصریح می‌کنند که بقیه ساختارها باید در خدمت این نقش قرار گیرد [۲]. در چنین نظام فکری، مهدکودک‌ها به‌عنوان محل نگهداری کودکانِ مادرانِ شاغل نیاز به بازتعریف خواهد داشت.

۲-گسترش تأکید بر آموزش‌های پیش از مدرسه

امروزه در روندی رو به گسترش، خانواده‌ها تمایل دارند کودکان زیر هفت سال به‌طور جدی‌تر آموزش ببینند و از این رو به حضور در مهدکودک بها می‌دهند. در شرایط اجتماعی کنونی، والدین نگران این هستند که کودک از بسیاری از آموزش‌های پیش از دبستان که هم سن و سالانش طی می‌کنند، عقب بماند و در آموزش رسمی، دچار ضعف اعتمادبه‌نفس و شکست تحصیلی شود.

چنین دغدغه‌ای ستودنی است، اما اینکه در وضعیت موجود، مهدکودک‌ها واقعاً نیازهای کودک زیر هفت سال را به لحاظ آموزشی و تربیتی پاسخ می‌دهد یا نه، نیاز به تأمل دارد. در این راستا، پرسش‌هایی مطرح می‌گردد، از جمله اینکه در هفت سال اول، آموزش چه مهارت‌ها و مفاهیمی اولویت دارد؟ به‌عنوان مثال آیا لازم است کودک با چندین زبان آشنا شود و یا مفاهیمی را بیاموزد که نمی‌تواند تصور دقیقی از آن‌ها پیدا کند؟ چنین آموزش‌هایی، در کوتاه‌مدت و بلندمدت چه مزایا و چه معایبی را برای کودک در پی خواهد داشت؟ و …

گاهی والدین برای فخرفروشی، حافظه‌ی کودک خود را با انواع اطلاعات غیرضروری پر می‌کنند و تلاش می‌نمایند او قبل از مدرسه، خواندن را یاد بگیرد. در این حالت، مهدکودک مکان مناسبی برای برآورده شدن این انتظارات تلقی می‌شود. نیلچی زاده، مشاور تربیتی کودک، با ابراز تردید در این باور تأکید می‌کند که بر اساس توصیه اسلام، در هفت سال اول، بچه‌ها را باید از آموزش رسمی و مستقیم دور کرد تا زمینه‌ی عزت‌نفس عاطفی، عقلانی و اجتماعی در او فراهم شود. در این دوره، بچه باید با بازی رشد کند و معارف و احکام را در قالب بازی یاد بگیرد. اما مهدکودک‌ها با تأکید بر آموزش رسمی در اوایل کودکی، انگیزه و جنبه‌های رشد هیجانی کودکان را تضعیف می‌کنند.

مهدکودک۱

کمک به اجتماعی شدن کودک از جمله مزیت‌های دیگری است که برای مهدکودک‌ها برشمرده می‌شود. حجت‌الاسلام مهکام، مشاور و روانشناس تربیتی، لزوم اجتماعی شدن سریع کودک را قابل تردید می‌داند و بر آن است حتی در صورت پذیرش این امر، کودک زیر هفت سال باید حضور اجتماعی را با نظارت و در کنار والدین تجربه کند و نه در مهدکودک و در غیاب آن‌ها.

قابل ذکر اینکه علاوه بر آموزش‌های مستقیم ارائه شده در مهدکودک‌ها و مراکز پیش دبستانی، به آموزش‌ها و تأثیرات پنهانی این مؤسسات هم باید توجه کرد. بخش قابل توجهی از آموخته‌ها، عادت‌ها و منش‌های کودکان ناشی از محیطی است که تعاملات روزمره‌شان در آن شکل می‌گیرد و ازاین‌رو مهدکودک و فضای کلی حاکم بر تعاملات رفتاری جاری در آن بر الگودهی رفتاری کودکان اثرات جدی بر جای می‌گذارد. این تأثیرگذاری، می‌تواند هم به‌عنوان یک تهدید و هم به‌عنوان یک فرصت انگاشته شود.

تناقض الگوهای تربیتی صریح و ضمنی حاکم بر مهدکودک با مبانی و ارزش‌های اسلامی از یک سو و تناقض این الگوها با الگوی تربیتی خانواده کودک از سوی دیگر می‌تواند تهدید مهمی در جریان تربیت باشد؛ هر چند این تناقض مدنظر مدیران و مربیان مهدکودک نباشد. البته برای کاهش آسیب‌های کودکی که در خانواده‌ی پرتنش و با الگوهای رفتاری نابهنجار بسر می‌برد، مهدکودک می‌تواند به‌عنوان فرصتی تلقی شود که در آن الگوی رفتاری مناسبی ارائه می‌شود؛ گرچه حالت مطلوب این است که در درازمدت شرایط نابسامان خانواده اصلاح شود.

۳-واسپاری وظایف خانواده به مهدکودک به دلیل ناآشنایی والدین با نقش و وظیفه خود

امروزه گاهی مشاهده می‌شود که والدین شرایط و آمادگی‌های لازم برای تربیت کودک را کسب نکرده‌اند؛ به‌طور مثال از مقتضیات رشدی کودک آگاهی ندارند و نمی‌توانند تعامل سازنده و بدون تنشی را با کودک برقرار کنند. اینجاست که تصمیم می‌گیرند اصلی‌ترین کارکرد نهاد خانواده را که تربیت فرزند است، به نهادهایی مانند مهدکودک واگذار کنند. در میان خانواده‌هایِ مشتری مهدکودک‌ها، مادرانی هستند که به‌رغم فراغت، با بهانه‌ی اینکه «کودک در خانه قابل‌کنترل نیست» کودکانشان را به مهدکودک می‌سپارند و از خود رفع مسئولیت می‌کنند. با توجه به منشأ این عامل، ارائه آموزش‌های مقتضی و توجیه والدین نسبت به ویژگی‌های دوران کودکی و مهارت‌های لازم برای برخورد مثبت و سازنده با کودک می‌تواند کارگشا باشد.

با توجه به عوامل یاد شده، هر گونه سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری درباره گسترش یا محدود نمودن پدیده مهدکودک، نیازمند ریشه‌یابی و بررسی عوامل اصلی است که منجر به ایجاد تقاضا و در نتیجه عرضه خدمات توسط مراکزی مذکور می‌شود. ضمن اینکه تحلیل این عوامل (از جمله اشتغال زنان، ضعف تربیتی خانواده‌ها و نابسامانی‌های آن و …) باید بر اساس مبانی اسلامی صورت پذیرد تا در جامعه اسلامی یکپارچگی نظام تربیتی از ابتدای تولد تا دوره‌های بعدی و هماهنگی آن با آموزه‌های اسلامی رعایت گردد.

پی‌نوشت:

[۱]. تعابیر حضرت امام خمینی (ره) در مورد مهدکودک‌ها قابل‌تأمل است. ایشان از منظر رابطه‌ی مادر و کودک، مهدکودک‌ها را مورد انتقاد قرار می‌دهند در مکتب امام بچه‌ها نباید از دامن مادران جدا شوند: «برای خانم‌ها یک مطلب بالاتر است و آن مطلب، تربیت اولاد است. بچه‌های شمارا اگر از شما جدا کردند، به‌واسطه نداشتن محبت مادر، عقده پیدا می‌کند. به فساد کشیده می‌شود» (صحیفه نور، ج ۸، ص: ۲۴۱).

[۲]. بیانات مقام معظم رهبری در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی؛ ‌۱۴/۱۰/۱۳۹۰

تلگر

چهره‌

۴ دیدگاه
  1. همتی فر :

    بررسی عوامل گسترش و ایجاد مهدکودک، مقدمه‌ای است برای فهم اینکه چرا ما در جامعه‌مان با چنین پدیده‌ای مواجهیم؟ اما این سوال جدی همچنان باقیست که مهدکودک باید حذف شود یا همچون سایر اقتضائات زندگی مدرن که به ما تحمیل شده و ما هم بدیلی برایش نداشته‌ایم، قابل حذف نیست…

  2. مهدي :

    در مقدمه آمده مهدكودك غربي است.
    شايد بدين جهت كه مدرنيته غربي است.
    سوال اساسي تر اين است كه ما ميخواهيم مدرن باشيم يا نه؟
    يعني، آيا مي خواهيم تغييرات سبك زندگي امروز بشر را بپذيريم و در اين زمان راهكار ارائه دهيم؟
    يا همچنان راهكارهاي سنتي را در جامعه امروز به زور استفاده كنيم؟

  3. جامه بزرگی :

    متاسفانه شرایط فعلی جامعه به گونه ایست که گویا راه حلی جز مهد کودک وجود ندارد. به عبارت دیگر شرایط به گونه ایست که فرصت فکر کردن را نمیدهد. به امید روزی که در کشور م نیز زیرساخت‌های هر پدیده ای قبل از آن پدیده ایجاد شود.

  4. اسلامی :

    بالای متن نوشته پرونده آسیب شناسی مهدکودک. یعنی الان این مطلب و مطالب دیگر جای دیگه منتشر شده؟ چطوری میشه تهیه کرد؟
    به نظر می رسد دوگونه نگاه به مهدکودک مطرح هستش:
    ۱-نگاه ثانوی به عنوان یک پدیده که ذاتا ایراد دارد باید آن را در برنامه ریزی های بلند مدت حذف کرد.
    ۲-نگاه اولیه به این پدیده که می توان به عنوان یکی از پایه های نظام تعلیم و تربیت از آن استفاده نمود.
    نویسندگان پرونده پاسخ دهند که نگاهشان چیست؟ یا اینکه نگاه سومی دارند؟

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: