پنجمین نشست تخصصی اقتصاد دانش بنیان برگزار شد:

راهبرد دوقلو، راهکاری برای دانش بنیان شدن اقتصادهای نفتی

بر اساس رویکرد دوقلو، نقطه آغاز اصلاح اقتصادهای نفتی، بخش‌های آسیب ندیده است. یعنی برای اصلاح اقتصاد نباید به سراغ بخشهایی برویم که رانت زیادی در آن وجود دارد و مقاومت زیادی در مقابل اصلاح از خود نشان می‌دهد.

به گزارش عیارآنلاین، پنجمین نشست تخصصی اقتصاد دانش بنیان با موضوع «آیا اقتصادهای نفتی می‌توانند دانش بنیان شوند؟» در محل پژوهشکده مطالعات فناوری با حضور اساتید و پژوهشگران برگزار شد. دکتر ملکی در این نشست با ارائه رویکردهای که برخی منابع طبیعی را نفرین می دانند و برخی دیگر نعمت راهکارهای پرهیز از نفرین منابع و استفاده از نعمت منابع را تشریح کرد. راهبرد دوقلو به عنوان یکی از جدیدترین رویکردهای نظری در این نشست مطرح شد.

دانش بنیان

در آغاز این نشست، روح الله ابوجعفری مدیر گروه اقتصاد دانش بنیان پژوهشکده مطالعات فناوری گفت: اقتصاد دانش بنیان و اینکه چگونه می‌توان از دانش ثروت تولید نمود اولین مرتبه در برنامه سوم توسعه مطرح شده‌است. ابوجعفری افزود: برنامه چهارم بطور خاص با عنوان اقتصاد دانایی محور تدوین شده‌است.

وی در ادامه با اشاره به این موضوع یکی از مسائل مهم عدم تببین درست مفهوم اقتصاد دانش بنیان است، گفت: امروزه در کشور با توسعه ادبیات اقتصاد دانش بنیان هر کس تصور خود از اقتصاد دانش بنیان را محور سیاست‌گذاری قرار می‌دهد و این امر می‌تواند موجب هدر رفت و اسراف منابع گردد.

ابوجعفری یادآوری کرد: هدف این نشست‌ها مفهوم پردازی به این موضوع است و برشی که به موضوع داده می‌شود از منظر مکاتب است.

در ادامه دکتر ملکی عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف به ارائه مقاله خود پرداختند.

ملکی با بیان این که مساله اصلی بعد از گسترش اقتصاد دانش بنیان این است که نسبت اقتصادهایی مانند اقتصاد ایران که مبتنی بر تولید، انتشار و فروش منابع خام است و ساختار نهادی آنها بر این اساس شکل گرفته با اقتصاد دانش بنیان چگونه است؟ خاطر نشان نمود: در علوم اجتماعی باید به این مساله توجه داشت که مفاهیم در بستر جامعه‌ها خلق می‌شوند. اقتصاد دانش بنیان مفهومی است که در جوامع غربی تولید شده‌است و در پاسخ به چالش‌ها و مسائل ایشان بوده‌است. حال چگونه می توان از این مفهوم برای اقتصادی در حال توسعه مبتنی بر منابع طبیعی استفاده کرد؟

وابستگی اندک به منابع طبیعی شرط رشد فناوری

ملکی افزود: تجربه ها حاکی از آن است که در عرصه واقعی اقتصادهای در حال توسعه‌ای که رشد فناورانه و همپایی را اخیرا تجربه نموده‌اند و به سمت اقتصاد دانش بنیان پیش رفته‌اند، وابستگی آنها به منابع طبیعی خیلی کم بوده‌است. در واقع در میان کشورهای متکی بر منابع طبیعی تجربه‌ای وجود ندارد که ابتدا صنعتی شده باشد و پس از آن به زمره اقتصادهای دانش بنیان پیوسته باشد. برخی از کشورهای موفقی که دارای منابع طبیعی قابل توجه هستند مثل نروژ، اساسا از ابتدا نهادهای اقتصادی و اجتماعی خوبی در آن ها شکل گرفته بود و بعدا نفت در آنها کشف شده است لذا از نفت به عنوان یک سرمایه ملی استفاده شده است و کمتر وارد هزینه‌های جاری شده است.

ضرورت هماهنگی تغییرات ساختاری با تغییرات نهادی

دکتر ملکی ادامه داد: تغییر ساختار اقتصادها در طول مسیر رشد و در ارتباط با رشد پایدار اقتصادی شکل می‌گیرد. تغییر می‌تواند مثبت و یا منفی باشد. نکته‌ای که باید بدان توجه شود این است که باید تغییرات نهادی همپای تغییرات ساختاری جهت اصلاح شکل بگیرد و بدون تغییرات نهادی نمی‌توان به پایداری سیاست‌ها امیدوار بود. تقریبا امکان ناپذیر است که کشوری رشد اقتصادی را تجربه کند اما تغییرات ساختاری را تجربه ننماید.

وابستگی به مسیر، بلای جان اقتصادهای نفتی

دکتر ملکی در ادامه بحث افزود: یکی از نکات جدی و محل تامل در تبیین ضعف کشورهای مبتنی بر منابع طبیعی این است که وابستگی به مسیر در این نوع از اقتصادها بیش از سایر موارد است یعنی مثلا اگر اقتصاد کشوری مبتنی بر نفت باشد در مقایسه با کشوری که مبتنی بر خودرو است با دشواری بسیار بیشتری می‌تواند جهش فناورانه داشته باشد و وابستگی به مسیر بیشتری در آن ایجاد شده است.

دکتر ملکی گفت: به عبارت دیگر وابستگی به مسیر یعنی اگر کشوری در چند زمینه تخصص پیدا کند این تخصص‌ها تا مدت زیادی پایدار است و امکان تغییر آن وجود ندارد. البته مطالعات بعدی نشان دهنده متفاوت بودن میزان چسبندگی در صنایع مختلف دارد. اما تجربه نشانگر چسبندگی زیاد در اقتصادهای متکی برمنابع طبیعی مانند نفت است.

هیچ روش واحدی برای همه کشورها وجود ندارد.

علی ملکی ادامه داد: توجه به ملاحظات زمینه‌ای و محیطی و به نوعی بومی‌شدن فعالیت‌ها هم از ضرورت‌های دیگری است که می‌بایست مورد توجه باشد. هیچ روش واحدی برای همه کشورها و همه اقتصادها برای توسعه وجود ندارد (عدم اعتقاد به وفاق واشنگتنی) هر چند می‌توان اصول ثابتی را یافت ولی لزوما این اصول به معنی راهکار واحد نیست.

تحقیقات بیانگر آن است، به هر میزان که وابستگی به منابع طبیعی بیشتر باشد، رشد اقتصادی کمتر است. نهادهای اقتصادی در اقتصادهای متکی برمنابع طبیعی تنبل می‌شوند و کارایی خود را از دست می‌دهند. ارتباط و پیوندهای اقتصاد متکی بر منابع طبیعی با سایر بخش های اقتصادی بسیار کم است.

نفت: مصیبت یا موهبت

ملکی در ادامه گفت: نقطه تمرکز در کشورهایی که دارای منابع طبیعی نظیر نفت و گاز و … هستند عموما منفی‌گرا بوده است و دعوای مربوط به نعمت یا نقمت بودن نفت و تلقی نفت به عنوان موهبت یا مصیبت از همین جا آغاز می‌شود برای تشریح این پدیده نظریات مختلفی ارائه شده است که معروف‌ترین آن «بیماری هلندی» است.

مساله‌ای که مطرح است این است که نفت و بطور کلی منابع طبیعی فرصت آفرین است یا نقمت آفرین؟ نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که چه فرصت‌هایی در اقتصاد جهانی برای اقتصادهای نفتی وجود دارد؟

دکتر ملکی افزود: اتفاق دیگری برای کشورهای متکی بر منابع طبیعی رخ می‌دهد و آن نزول تراز تجاری در بلند مدت است چرا که ارزش افزوده محصولات صنعتی بیشتر از صادرات مواد خام است. رانت یادگیری و رانت منابع طبیعی می‌توانند منجر به رشد اقتصادهای مبتنی بر منابع طبیعی شوند. مدیریت منابع حاصل از منابع طبیعی باید صرف فعالیت‌های مشتمل بر یادگیری تکنولوژی شود و نباید به فعالیت‌های نامولد رانت تعلق گیرد. این امر مقدمه و پیش نیاز رسیدن به اقتصاد دانش بنیان است.

راهبرد دوقلو برای گذار به اقتصاد دانش بنیان

در پایان دکتر ملکی با جمع بندی بحث خود به این مطلب اشاره نمود که یک پیشنهاد راهگشا در این حوزه این است که از راهبرد دوقلو (Dual Track Strategy ) استفاده شود. اگر حوزه‌های موجود در اقتصاد را به دو دسته آسیب‌دیده و غیر آسیب‌دیده تقسیم کنیم نقطه آغاز بخش‌های آسیب ندیده است یعنی فرآیند اصلاحات باید از جایی شروع شود که امکان‌ پذیرش سیاستی و اجتماعی را فراهم کند و به تدریج و بدون اینکه کسی یا گروهی ضرر قابل توجهی کنند و یا به اصطلاح بازنده باشند پیش رود. لذا در حال حاضر برای اصلاح از جایی شروع نشود که رانت زیادی در آن وجود دارد و مقاومت زیادی در این اصلاح صورت می‌گیرد. به این معنا که پس از انجام اصلاحات و راه‌اندازی مناسب الگوهای اقتصادی در سایر حوزه‌ها، سودآوری آن حوزه های جدید به قدری بیشتر شود که سرمایه‌گذاران خود به خود به این سمت حرکت کنند و به نوعی مدیریت رانت جدید شکل بگیرد. در حال حاضر به این علت که حوزه‌های سرمایه‌گذاری غیرنفتی، جذابیت ندارد عملا جریان سرمایه به این سمت حرکت نمی‌کند و ما باید کاری کنیم که این اتفاق بیفتد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: