۲۱ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۲۴

معضل ازدواج جوانان/ افزایش سن ازدواج و کاهش سن بلوغ

فرد مجرد با افزایش سن دچار وسواس در انتخاب می‌شود و همچنین ممکن است از سوی خانواده به‌عنوان فردی مزاحم و سربار معرفی می‌شود که توانایی تشکیل و اداره زندگی را ندارد.

به گزارش عیارآنلاین ،ازدواج سنگ بنای تشکیل خانواده است. و پیوندی است که مرد و زن را شریک همیشگی زندگی یکدیگر می‌سازد. پیمانی مقدس است که در میان تمام اقوام و ملل و در تمام زمان‌ها و مکان‌ها وجود داشته است. سنت دیرینه‌ای که در آن زن و مرد، زندگی مشترکی را آغاز می‌کنند تا به‌تنهایی خود پایان دهند ویار و غمخوار یکدیگر باشند . ازدواج از فطرت و آفرینش ویژه‌ی انسان مایه می‌گیرد، و از ضروریات زندگی بشر است.

شکاف سن و بلوغ و ازدواج

چشم‌انداز روند افزایش شکاف سن بلوغ با سن ازدواج در ایران در سال‌های بعد از ۱۴۰۰ نگران‌کننده است به‌طوری‌که سن بلوغ در دختران از ۹ سال در سال ۱۳۳۴ به سن ۶ سال در سال ۱۴۱۴ کاهش پیدا می‌کند درحالی‌که سن ازدواج دختران در همان سال ۱۳۳۴ که در ۱۵ سالگی بوده در آینده‌ی نه‌چندان دور یعنی در سال ۱۴۱۴ به حدود سن ۳۵ افزایش پیدا خواهد کرد

امروزه ما نسلی از دختران را در محیط‌های دانشگاهی و اداری و کاری و… می‌بینیم که سن آن‌ها به دهه‌ی ۴۰ رسیده و نسل سوخته به‌حساب می ایند . دخترهایی که بسیار زحمت می‌کشند و ازنظر علمی هم غنی هستند و دارای سرمایه‌هایی شامل ماشین و خانه هستند اما پژمرده اند آن‌ها از عاطفه مادری و محبت مادری که شور نشاط وزندگی را به زن می‌دهد بی‌بهره‌اند و برای چه باید ادامه بدهند. پس این گپ فزاینده و شکافی که بین سن بلوغ و سن ازدواج به وجود آمده است جهت نامناسبی را نشان می‌دهد این روند افزایش شکاف بین سن بلوغ و سن ازدواج در پسران نیز به همین شکل است.

سن بلوغ در پسران از ۱۵ سال در سال ۱۳۳۴ به سن ۹ سال در سال ۱۴۱۴ خواهد رسید. امروزه می‌توان تأثیرات این کاهش سن بلوغ را در پسران راهنمایی مشاهده کرد. می‌بینیم که آن‌ها چه چیزهایی را درگوشی‌های خوددارند و به دوستانشان نشان می‌دهند و می‌شنویم کلمات جنسی‌ای را که در حرف‌هایی که می‌زنند. حتی کار به‌جایی رسیده است که آگاهی این پسران در مسائل جنسی از پدرانشان بیشتر شده است!!!!!

آیا بدن این کودکان توانایی این تحریک شدن‌های زودهنگام را دارد؟

اگر ندارند پس در حال مریض شدن هستند . یعنی بدن آن‌ها این ظرفیت را ندارد و مدام این تصاویر را می‌بیند و تحریک می‌شود این کودک اصلاً نمی‌تواند در آینده مرد مناسبی شود وزندگی خوبی داشته باشد و حتماً زندگی او به طلاق منجر می‌شود. شاید یکی از دلایل زیادشدن طلاق همین مسئله باشد. پس سن بلوغ پسران در حال کاهش است و از طرفی سن ازدواج که در ۱۷ سالگی بوده است به ۴۰ خواهد رسید . این مشکل را نیز می‌توان در جامع مشاهده کرد

حال تبعات این مشکل چیست؟

ازنظر علمی این مشکل در سطح فردی و خانوادگی و اجتماعی تأثیرات منفی دارد. افراد ازدواج‌نکرده، معمولاً از ثمرات یک زندگی رضایت‌بخش ، ایمن و سرگرم‌کننده برخوردار نبوده و همیشه بلاتکلیف و سرگردان زندگی می‏کنند و در صورت عدم پایبندی‌های مذهبی، اکثراً با لذت طلبی‏ها و کام‌جویی‌های بدلی به دنبال تکیه‌گاه‌های غیرحقیقی می‏باشند تا از فشارهای روحی آسوده شوند. کم‌حوصلگی و بی‏رغبتی فرد در انجام امور، احساس فقدان حمایت‌های عاطفی از تأثیرات فردی است.

به‌طورکلی ازدواج به میزان قابل‌ملاحظه‌ای زنان را در برابر ابتلا به بیماری‌های روانی حفاظت می‏کند. نتایج پژوهش‌های کوکرین و همکارانش (۱۹۸۱) نشان می‏دهد که خطر ابتلا به بیماری‌های روانی در مجردان بیشتر است.

فرد مجرد با افزایش سن دچار وسواس در انتخاب می‌شود و همچنین ممکن است از سوی خانواده به‌عنوان فردی مزاحم و سربار معرفی می‌شود که توانایی تشکیل و اداره زندگی را ندارد. کاهش تدریجی پویایی اجتماعی، کاهش سلامت جامعه و احساس سرخوردگی بسیاری از جوانان مجرد مشکلاتی است که درزمینهٔ ی خانوادگی و اجتماعی ایجاد می‌شود

از نظر علمی حداکثر سن باروری در زنان ۲۲ سال است که تا ۳۰ سال تقریباً ثابت می‌ماند و بعدازآن به‌ویژه بعد از ۳۵ سالگی به علل فیزیولوژیکی که به‌طور طبیعی در بدن خانم‌ها اتفاق می‌افتد ریسک ناباروری، سقط و  ناهنجاری‌های جنینی افزایش می‌یابد.  بعلاوه، تأخیر ازدواج برای دختران نه‌تنها عوارض ناخوشایندی مثل ناباروری، ایجاد یائسگی زودرس و پوکی استخوان به همراه دارد، بلکه بحران و نابسامانی درون خانوادگی و اجتماعی  نیز برای آنان در پی دارد که به‌شدت ازلحاظ روحی و روانی آنان را دچار مشکل می‌کند.

این گپ فزاینده و شکافی که بین سن بلوغ و سن ازدواج به وجود آمده و باعث شده که پسران و دختران تا سنین بالا ازدواج نکنند و در سنینی که پسران و دختران بالاترین توانایی و طلب جنسی رادارند چگونه خود را ارضا می‌کنند؟

که پاسخ این سؤال را شما به‌خوبی می‌دانید و شاید دیده باشید و هر پاسخی که در ذهن شما باشد حتماً زمینه فساد اجتماعی است. این مشکل نه از بیگانگان است و نه به تحریم‌ها ربط دارد فقط از خود ما نشأت می‌گیرد. پس باید این فرهنگ غلط را که خود ما ایجاد کرده‌ایم. خودمان نیز اصلاحش کنیم.

شاید شنیده باشید داستانی را که یکی از بزرگان نصف شب مسئله‌ای برایش پیش می‌آید و همان زمان به سراغ پدر و مادرش می‌رود و آن‌ها را از خواب بیدار می‌کند و می‌گوید که من زن می‌خواهم !!! هرچه پدر و مادر می‌گویند که: حداقل بگذار صبح شود او قبول نمی‌کند. به سراغ همسایه خود می‌روند و همان شب دختر همسایه را می‌گیرند.

همان شروع کردن‌های ساده وزندگی‌های ساده گذشتگان ما است که پابرجا می‌ماند و فقط با از دنیا رفتن یکی از آن‌ها بقای خود را از دست می‌داد.

شاید با خود بگویید به آن‌ها راحت زن می دادندو این مشکلات اقتصادی و سخت‌گیری‌ها آن موقع نبود.آیا واقعاً تا حالا قدمی برداشته‌اید یا فقط از روی تنبلی این دلایل را می‌آورید.آیا برای اصلاح اخلاق خود کتابی را مطالعه و تلاش کرده‌اید؟

پس این مشکل باید به دست خود ما حل شود و نه این‌که بنشینیم و فقط حرف بزنیم.

منبع: سمعک

تلگر

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: