سوءمدیریت آب تا به کی ادامه دارد؟

در میان این همه ناشیگری در حکمرانی آب، سد منگل اما جایگاهی ویژه دارد. این سد آنچنان غیرقابل توجیه بود که حتی سینه‌چاکان سدسازی با احتیاط با آن برخورد می‌کردند. نزدیک به دو دهه خبرگان آب کشور در برابر ساخت این سد مضر مقاومت کردند. سدی که بخش مهمی از جنگل هیرکان و نیز جاده سراسری آمل را زیر آب می‌برد و از آن مهم‌تر اینکه هیچ زمین بدون آب که نیاز به آبیاری داشته باشد در پایین دست آن نیست. کارشناسان دفتر فنی آب بارها از ساختگاه سد و نیز اراضی پایین دست آن بازدید کردند.

سد منگل_سدسازیبه گزارش عیارآنلاین، تمامی تالاب‌های بزرگ ایران یا خشک شده‌اند یا در وضعیت بسیار وخیمی هستند. به جرات می‌توان گفت که اصلی‌ترین عامل موثر در نابودی یا تخریب تالاب‌های ایران، سدها هستند که آب را بر روی این پهنه‌های شگفت‌آور و ارزشمند بسته‌اند یا به کمینه رسانده‌اند. برای مثال، تالاب هورالهویزه با ساخت سد بر رودخانه‌های دجله و فرات و کرخه (در ترکیه و عراق و ایران)؛ تالاب هامون سیستان با ساخت سد بر هیرمند (در افغانستان)؛ مجموعه‌ تالاب‌ها و دریاچه‌ اورمیه با ساخت چندین سد بر رودخانه‌های ورودی به آن دریاچه؛ تالاب گاوخونی با ساخت سد بر زاینده‌رود و تالاب جازموریان با ساخت سد بر رود جیرفت خشک شده یا آسیب‌های جبران ناپذیر دیده‌اند. سد منگل که امروزه با نام سد هراز در دست ساخت است،یقینا به تالاب‌های مصب این رود آسیب سنگین خواهد زد.

 در ریاضیات دبیرستانی می‌خواندیم که عبارت صفر تقسیم بر بی‌نهایت موهومی است. سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۷ در روزنامه اعتماد مطلبی چاپ شد با نام «سد منگل با درآمد صفر و هزینه نجومی». این مقاله از واقعیت تلخی پرده برمی‌داشت که دهه‌های طولانی است بدون هیچ‌گونه ممیزی و پاسخگویی در وزارت نیرو جریان دارد و به زیان جوامع بومی سود کلانی را نصیب شرکت‌های دولتی، پیمانکاران خصوصی و مرتبطان با فعالیت مخرب سدسازی کرده است. این در واقع کارنامه بسیاری از سدهای ما است: «درآمد صفر و هزینه نجومی که بیانگر موهومی بودن این فعالیت در جامعه است.»

چرا سد منگل نباید ساخته شود؟

در مقاله چاپ شده در «اعتماد» آمده بود: «خسارت مخزن سد منگل به‌تنهایی معادل هزینه ساخت چندین سد است و به همین دلیل بدنه کارشناسی دفتر فنی آب وزارت نیرو ساخت این سد را رد کرد. تنها هزینه تغییر مسیر جاده اصلی تهران-آمل که در مخزن سد قرار می‌گیرد آنچنان زیاد است که می‌تواند جلوی ساخت هر سد پردرآمدی را نیز بگیرد چه رسد به این سد که اصلا درآمدی بر آن متصور نیست. این سد بخش قابل ملاحظه‌یی از جنگل‌های بکر مازندران را ویران می‌کند… این سد می‌تواند به نابودی شاید نزدیک به ۱۰ هزار هکتار جنگل‌های بکر مازندران چه در مخزن و چه در اطراف و در بالادست و پایین دست سد بینجامد.

آن‌که خود را به خواب زده می‌توان بیدار کرد؟

بزرگواران وزارت فخیمه نیرو خود را به خواب زده‌اند و منافع کلان، آنها را از بیدار شدن بازمی‌دارد. در ۱۵سال گذشته شمار زیادی از خبرگان، کوهنوردان، خبرنگاران، فعالان محیط‌زیست و… با مشاهده پیامدهای بسیار ناسازگار خشکیدن پیکره‌های آبی کشور به دستگاه‌های مسوول هشدار دادند. مقالات علمی متعددی در نقد این روند در رسانه‌ها به چاپ رسید. اما در ذهن بتنی منتفعان سدسازی تغییری پدید نیاورد. نامه‌هایی با شمار زیادی امضای اهالی دانش برای مسوولان رده بالا و روسای سه قوه ارسال و دستور امعان نظر به آن ابلاغ شد. اما همه اینها نادیده ماند و لابی پرپول و قدرت سدساز به کارهای ناپاسخگو و مخرب خود ادامه داد.

پیامدهای ناسازگار حکمرانی بد آب

خشکیدن ارومیه، خشکیدن کارون و تالاب‌های خوزستان، خشکیدن گاوخونی و زاینده‌رود، خشکیدن دریاچه بختگان و تخریب پارک ملی بختگان، تبخیر سالانه میلیاردها مترمکعب آب محدود کشور در دریاچه سدها، خالی ماندن بخش بزرگی از مخزن بسیاری از سدها مانند سد پیشین و ساوه و گاوشان، تخریب آبخیزها و زیر آب رفتن جنگل‌ها و عرصه‌های طبیعی در سراسر کشور جلوه‌ نامبارک سدسازی‌ بی‌رویه است. نماد ناخوشایند مدیریت بتنی در بخش آب است. سیمای ناسازگار نامدیریت آب است. قصه ویرانگری به جای آبادانی در شش دهه گذشته است. داستان فراموشی خود و اصالت دانش بومی آب پایدار و درخشان ایرانی است. حدیث بازماندن از اصل خویش است. حکمرانی بد در منابع طبیعی و مدیریت سازه‌یی در بخش آب است. تا دهه نخست دی‌ماه ۱۳۹۲ بیش از ۱۳۲۹ سد در این سیاهه جا داده شده که نزدیک به ۶۴۷ سد آن ساخته شده، ۱۴۶ سد با لجاجت شگفتی‌برانگیز در دست ساخت است. ۵۳۶ سد نیز در فرقت هرچه بیشتر از دانش حقیقی در دست مطالعه!! است تا با اشاره هر وزیر یا وکیل یا آقازاده‌یی پا در عرصه ساخت و ساز سودآور بگذارد.

دستاوردهای مدیریت آب با سدسازی

افزایش بی‌رویه مصرف آب (۱۳ و هفت برابر در مصارف شرب، صنعت و بازدهی کمتر از ۴۰ درصدی در آبیاری-کشاورزی) مهم‌ترین کارکرد مدیریت بتنی آب است. مصرف چندین برابری آب در یکی از خشک‌ترین نقاط جهان که دست بر قضا باید کم مصرف‌ترین باشد و تا پیش از این ساخت و سازهای با نام توسعه چنین نیز بود. مادران و پدران ما کجا این‌گونه اسرافکار و بی‌ملاحظه بودند و تشدید بیابانزایی، تشدید خشکیدن سفره‌های زیرزمینی، کاهش هرچه بیشتر جنگل‌ها و مراتع تخریب زیستگاه‌ها و… همه ریشه در این شیوه به‌اصطلاح توسعه تقلیدی! دارد. عذر بدتر از گناه اینکه خشکی و بیابانزایی به گردن طبیعت انداخته می‌شود. بدتر از آن اینکه برای جبران پیامدهای فاجعه‌آمیز ساخت و ساز بازهم بنا به دستور جیب بی‌انتهایمان، راهکارهای پرهزینه و بی‌فایده ساخت و ساز یا عجیب و غریب دیگری ارائه می‌کنیم. انتقال حوضه‌یی را راهکار وانمود می‌کنیم.

جایگاه سد منگل

در میان این همه ناشیگری در حکمرانی آب، سد منگل اما جایگاهی ویژه دارد. این سد آنچنان غیرقابل توجیه بود که حتی سینه‌چاکان سدسازی با احتیاط با آن برخورد می‌کردند. نزدیک به دو دهه خبرگان آب کشور در برابر ساخت این سد مضر مقاومت کردند. سدی که بخش مهمی از جنگل هیرکان و نیز جاده سراسری آمل را زیر آب می‌برد و از آن مهم‌تر اینکه هیچ زمین بدون آب که نیاز به آبیاری داشته باشد در پایین دست آن نیست. کارشناسان دفتر فنی آب بارها از ساختگاه سد و نیز اراضی پایین دست آن بازدید کردند. مخزن سد خسارت بسیار سنگینی را بر محیط زیست و بر اموال عمومی و خصوصی وارد می‌کند. در پایین دست که قرار است سد برایش درآمدزا باشد همه اراضی به کشت برنج و مرکبات اختصاص یافته و نشانی از اراضی بی‌آب دیده نمی‌شود. گردآوری باران در آب‌بندان‌های سنتی به خوبی آب موردنیاز کشاورزان را تامین می‌کند که شیوه‌یی بومی، مشارکتی- جماعتی و با کمترین هزینه تامین آب در شمال ایران است.

آملی‌ها نباید سد داشته باشند؟

خبرگزاری شمال‌نیوز در ۱۶ مهر ۱۳۸۹ خبر داد که سد منگل توجیه امنیتی دارد! و معاون اول دولت دهم این سد را کلنگ زد. در این گزارش سطح اراضی توسعه از قول نماینده آمل ۱۴ هزار هکتار اعلام شد و وی بدون دلیل و برهان خسارت مخزن بسیار زیاد و گسترده این سد را رد کرد و نشان داد که با دانش تحلیل و ارزیابی طرح‌ بیگانه است. اما رقابت‌برانگیزی میان شهرها حقه بسیار ماهرانه‌یی است که شرکت‌های سدساز را به درآمدهای باورنکردنی رسانده است. ساروی‌ها و بابلی‌ها سد دارند آملی‌ها چرا نباید سد داشته باشند؟ خبرگزاری برنا چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۲ اعلام کرد پس از ۲۰ سال عملیات اجرایی سد منگل آغاز شد! و ظاهرا دولت یازدهم نیز از پس این لابی پرپول و قدرت برنیامده و وزیر نیرویش ادامه‌دهنده همان رویه نامرضیه شش دهه به سوی ناپایداری است. این خبرگزاری گفته‌های عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس را بر گزارش افزود که «این سد با حجم ۶۰۰ میلیون متر مکعب گنجایش بزرگ‌ترین سد برقی، کشاورزی و شرب شمال کشور است. سالانه میلیاردها متر مکعب آب رودخانه بزرگ هراز بدون مهار به دریا می‌ریزد که با ساخت سد منگل حدود ۲۷ درصد از آب سطحی استان را هم مهار خواهد کرد. با بهره‌برداری از سد منگل آمل در مرحله نخست ۲۵ مگاوات برق تولید خواهد کرد و حدود ۱۰۰ هزار هکتار از شالیزارهای کم آب شهرستان‌ها‌ی آمل، بابل، بابلسر، فریدونکنار، نور و محمود آباد را تحت پوشش خواهد برد.»

منبع: آب ایران

۱ دیدگاه

  1. بنده خدا :

    چقدر فرقه “جهلیه محیط زیستیه” نادان و جاهل هست . خدا می دونه . می شه این همه حرف غلط؟ اون هم با طلبکاری؟ :)

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: