۱۲ دی ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۱۶
معاون اسبق وزارت صنعت، معدن و تجارت:

منطق ادغام یکپارچگی مدیریت بود/ مشکلات با تفکیک بخش بازرگانی حل نمی‌شود

منطق ادغام این بود که بایستی مدیریت زنجیره‌های تأمین و زنجیره‌های اقتصادی را به هم متصل و یکپارچه کنیم./ راه حل مشکلاتی که ما احساس می‌کنیم در وزارتخانه وجود دارد، تفکیک نیست. راه حلش اصلاح است. اصلاح هم این نیست که همان اول، از چارت سازمانی شروع کنیم.

تفکیک وزارت صنعتبه گزارش عیارآنلاین، چندی است که موضوع تفکیک بخش بازرگانی از وزارت صنعت، معدن و تجارت در دولت و مجلس مطرح شده است. در مجلس شورای اسلامی، طرحی با عنوان «انتزاع وظایف و اختیارات بخش تجارت از وزارت صنعت، معدن و تجارت و تشکیل وزارت بازرگانی» در دستور کار نمایندگان قرار گرفته است. دولت نیز در پیش‌نویس برنامه ششم توسعه، این موضوع را به شکلی دیگر مطرح نموده است. در این پیش‌نویس، پیشنهاد ادغام بخش بازرگانی در وزارت امور اقتصاد و دارایی مطرح شده است. سید رضا فاطمی امین، معاون اسبق برنامه‌ریزی وزارت صنعت، معدن و تجارت در گفتگو با عیارآنلاین، ضمن تأکید بر ضرورت ادغام بخش بازرگانی در وزارت صنعت، مشکلات پدید آمده را ناشی از نحوه نادرست ادغام می‌داند. متن کامل این گفتگو در ادامه می‌آید:

با توجه به اینکه شما در دوره ادغام و بحث‌های آن حضور مستقیم داشتید و پیگیر کارها بودید، از دلایل اینکه چرا وزارت بازرگانی و صنایع معادن ادغام شدند، بگویید.

بحث ادغام را در ابتدا مجلسی‌ها مطرح می‌کردند. البته این ایده در دولت هم بود، ولی مدام مجلس پیگیری می‌کرد که ادغام وزارت بازرگانی و صنایع صورت گیرد و حتی یکی، دو سال قبل از ادغام در همایشی که به مناسبت روز صنعت و معدن برگزار شده بود، رئیس کمیسیون صنایع موضوع ادغام را مطرح کرد، که رئیس جمهور هم صحبت کردند و این تأیید شد. بنابراین یک بحث این بود که مجلسی‌ها هم پیگیرش بودند.

منطق ادغام این بود که بایستی مدیریت زنجیره‌های تأمین و زنجیره‌های اقتصادی را به هم متصل و یکپارچه کنیم. خیلی از کشورها این کار را کردند، در ژاپن حتی وزارت اقتصاد هم با صنعت و بازرگانی یکی است. ترکیه هم همین‌طور است.

با این وجود، چرا اکنون دچار مشکل هستیم؟

مشغله های زیاد و بزرگ شدن وزارتخانه و جمع نشدن کارها باعث شده است که برخی بگویند ادغام درست نبوده است. آقای نعمت‌زاده با اینکه بسیار پرتلاش است، اما مشغله زیاد فرصت انجام کارها را به او نمی‌دهد. مثلا یک روز به کیفیت خودرو گیر می‌دهند، او درگیر بحث خودرو می‌شود و تا این مشکل حل نشده یکی به بازار گوجه فرنگی گیر می‌دهد.

بنابراین اگر در این شرایط تفکیک کنیم، در واقع صورت مسئله را پاک کردیم. یعنی قبلاً یک مسئله‌‌‌ای با عنوان یکپارچگی در تصمیمات اقتصادی وجود داشت، که راه حلش ادغام دو وزارتخانه بود. اکنون که مشکل مشغله زیاد و انجام نشدن کارها مطرح است، وضعیت را به حالت قبلی برگردانیم.

وقتی که بحث ادغام مطرح شد، من معاون وزارت صنایع و مسئول ادغام از طرف آن بودم. از طرف وزارت بازرگانی هم آقای دودانگه که معاون وزیر بود مسئول بود. البته وقتی که ادغام انجام شد، دیگر کار دست ما نبود.

همان زمان در مصاحبه‌ها بارها تأکید کردم که ادغام فقط اینکه چارت سازمان را در یک صفحه بیاوریم، نیست. تأکید می‌کردم که باید چند کار انجام شود؛ یکی اینکه باید فرایندها را یکپارچه کنیم. دوم بانک‌های اطلاعاتی را با هم پیوند بزنیم. سوم ساختارها را درست کنیم. چهارم باید آموزش دهیم و نیروی انسانی را تغییر دهیم، چراکه کسی که در بخش تولید است، با بحث‌های بازرگانی آشنا نیست و کسی که در بخش بازرگانی است، با بحث‌های تولید آشنا نیست. متأسفانه این کارها انجام نشد.

در ادغام تنها کاری که انجام شد این بود که دو وزیر و دو معاونت از دو وزارتخانه یکی شدند. یعنی معاونت بازرگانی داخلی وزارت بازرگانی و معاونت امور صنایع وزارت صنعت در چارت ماندند، دو معاونت برنامه‌ریزی، یک معاونت شد و دو معاونت پشتیبانی امور مجلس هم یکی شدند. یعنی عملاً ادغامی انجام نشد. فقط چارت سازمان یکی شد.

بنابراین مشکل از نحوه ادغام کردن است نه اصل ادغام. نکته اینجاست که وزارت صنعت و معدن و تجارت، که سهم ۳۰ درصدی در اقتصاد کشور دارد را نمی‌توان با این روش مدیریت کرد.

فرض کنید می‌خواهیم اداره ثبت اسناد تهران را مدیریت کنیم. مشخص است یک عده‌ای می‌خرند و یک عده‌ای می‌فروشند، چند کار مشخص با یک ساختار مشخص اجرا می‌شود. اما وقتی شما می‌خواهید بخشی را مدیریت کنید که ۳۰ درصد اقتصاد است و بسیار هم متنوع است – که در آن هم گوجه فرنگی است، هم آجر و هم فولاد. هم صادرات است، هم فناوری و هم تأمین مالی. تنوع بسیار زیادی وجود دارد – نمی‌توان با همین روش‌های معمول جلو رفت.

راه حل چیست؟

راه حل این است که این ساختارها و فرایندها را اصلاح کنیم. اگر یک چنین ساختاری وجود داشته باشد من معتقدم که کل وزارت صنعت و تجارت در سراسر کشور با کمتر از ۱۰۰۰ نفر و ستاد وزارتخانه با حدود ۴۰۰ نفر قابل مدیریت است. اگر یک چنین ساختاری پیاده شود، وزیری مانند آقای نعمت‌زاده، اینقدر اذیت نمی‌شود. با این سیستم فعلی اگر ده‌هزار نفر هم باشند، هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

لطفا ساختار مدنظر خود را بیشتر توضیح دهید.

هر سیستمی به چهار مؤلفه نیاز دارد. ۱- پایش ۲- تحلیل مسائل ۳- اصلاح سامانه ۴- برنامه

با اجرای این مؤلفه‌ها، وزارتخانه در کل کشور با ۱۰۰۰ نفر جمع می‌شود.

من دو سال از ادغام را در وزارتخانه حضور داشتم. در این مدت، نوشتن برنامه راهبردی وزارتخانه یکی از کارهای من بود. ما چهار کتاب برنامه را چاپ کردیم کتاب پنجم که در حال صفحه‌بندی و چاپ بود، نامه‌ای به اندازه دو خط آمد که در آن گفته شد، فعلا دست نگه دارید تا بررسی کنیم. و این تمام شد یعنی کل کار را بستند.

همزمان برای اولین بار در وزارتخانه آمارها یکپارچه شد. یعنی مشخص شد این وزارتخانه از چه جاهایی وام گرفته است، چه میزان برق و گاز مصرف می‌کند و غیره. اطلاعات برق و گاز را با اطلاعات واحد صنعتی یکپارچه کردیم. به این معنی که مثلا وقتی یک واحد صنعتی مصرف برقش نصف می‌شود، یعنی تعطیل شد و یا دارد تعطیل می‌شود. این یکپارچگی ایجاد شد.

بنابراین این ساختار به نظام پایش دقیقی نیازمند است. البته آنچه که اکنون در وزارتخانه هست، ۳۰ درصد آن چیزی است که باید باشد.

تحلیل مسائل، کار خود وزارتخانه است. ۳۰ درصد این کار، دولتی و ۷۰ درصد آن کار مردم یعنی نهادها، کارشناسان و علاقه‌مندان است. البته وقتی اطلاعات وجود داشته باشد، این کارها انجام می‌شود. این برنامه می‌تواند برون‌سپاری شود، ولی در نهایت مهر تأیید رسمی‌اش را باید دولت بزند.

طراحی سامانه هم کار دولت است؟

بله، از اول تا آخرش را باید دولت انجام دهد. برنامه را می‌توان برون‌سپاری کرد، ولی در نهایت دولت باید تایید کند، چراکه او می‌خواهد اجرا کند. طراحی سامانه هم به این صورت است. مثلاً سامانه بازار کار مشکل دارد. در اینجا فقط متناسب با وضع موجود اهداف و راهبرد داریم. ممکن است به این نتیجه برسیم که مثلا سیستم فناوری نداریم و باید آن را طراحی کنیم. که برای اجرا باید تأیید شود. برای اجرایش هم منطقی نیاز است.

منطق شما در برنامه راهبردی چه بود؟

در برنامه راهبردی ۱۵ راهبرد برای اجرای بخش خصوصی و ۴ راهبرد مربوط به دولت داشتیم که عبارتند از: ۱- تولید و انتشار اطلاعات، ۲- مالیات(گرفتن و تنظیم مالیات‌ها) ۳- شرایط استاندارد‌‌ها، ۴- تقسیم منابع حاکمیتی مانند توسعه ملی و غیره. ولی ۹۰ درصد اجرا در دست بخش خصوصی است نه دولتی.

جمع‌بندی

راه حل مشکلاتی که ما احساس می‌کنیم در وزارتخانه وجود دارد، تفکیک نیست. راه حلش اصلاح است. اصلاح هم این نیست که همان اول، از چارت سازمانی شروع کنیم. چارت سازمانی آخر کار است. مانند یک ساختمانی که اسکلتش خراب است، یا اسکلت ندارد، یک ساختمان فرسوده است، شما آن را سنگ نما می‌کنید! یک زلزله بیاید خراب می‌شود. آن اسکلت چیست؟ سیستم پایش است. برنامه راهبردی است، واحدهای تحلیلی است. بعد از اینکه اسکلت مشخص شد، باید بگوییم که مثلاً برای پایش ما ۱۰۰ تا نیرو با این سمت‌ها و با این شغل‌ها می‌خواهیم. یعنی به عبارتی باید مأموریت‌ها بازآفرینی شود و متناسب با مأموریتهای جدید، نیروی انسانی به کار گرفته شود.

تصدی‌گری هم مشکل است؟

تصدی‌گری با افزایش نیرو حل می‌شود. تصدی‌گری کم شود، کار سبک می‌شود، ولی نهایتاً ۵% بهبود حاصل می‌شود. متأسفانه اکثراً تا حرف کوچک‌سازی دولت مطرح می‌شود، از کاهش تصدی‌گری سخن می‌گویند. مانند اینکه یک نفر باید روزی ۲۰ صفحه تایپ کند و ۲۰۰۰ مسئله حل کند؛ شما این ۲۰ صفحه را از او می‌گیرید. اتفاقاً این کار را روان انجام می‌داد. شما اگر یک کارمند به او می‌دادید، مشکلش حل می‌شد. کار اصلی این است که اسکلت کار اصلاح شود، سیستم پایش ایجاد شود. الان اگر به وزارت صنعت، معدن و تجارت بودجه بیشتری هم بدهید مشکلش حل نمی‌شود.

با این توضیحات شما، نقطه شروع کجاست؟

مرحله اول پایش است. باید دید کدام متغیرها مهم‌اند. ممکن است تعداد زیادی متغیر و شاخص داشته باشید. همه را که نمی‌توان بررسی کرد. همین خودش یک ماجراست. دومین کار این است که کانون‌های تفکر راه بیفتند و وزارتخانه نیز از آنها حمایت کند. تا در موضوعات وزارتخانه با دسترسی به اطلاعات و زیرساختها نظرات کارشناسی بدهند. البته این کار به معاونت برنامه‌ریزی وزارتخانه مرتبط است.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: