۱۶ آبا ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۲۲
67هزار میلیارد سرمایه برای تحویل فارغ‌التحصیلان بیکار به جامعه

تجاری شدن آموزش عالی با بیکار شدن جامعه مساوی شده است

موضوع «فارغ‌التحصیلان، بیکاران و شغل‌های کاذب» بحث تازه و نویی نیست اما آنقدر مسئله مهمی است که بخواهد به دغدغه بسیاری از سازمان‌ها و نهادها تبدیل شود.

به گزارش عیارآنلاین، موضوع «فارغ‌التحصیلان، بیکاران و شغل‌های کاذب» بحث تازه و نویی نیست اما آنقدر مسئله مهمی است که بخواهد به دغدغه بسیاری از سازمان‌ها و نهادها تبدیل شود. در همین رابطه وزارت کار و امور اجتماعی در آخرین گزارش خود درباره وضعیت اشتغال و بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و بیکارترین رشته‌های دانشگاهی کشور به میزان هزینه‌کرد دولت برای  تحصیل دانشجویان و خروجی آن پرداخته است. گزارشی که نشان می‌دهد با احتساب هزینه ١٠میلیون تومان به ازای دریافت یک مدرک کارشناسی، برای جمعیت غیرفعال و بیکار تحصیلکرده کشور بیش از ۶٧ هزار میلیارد تومان از بودجه مملکت توسط دولت و خانوارها هزینه شده و حالا بلااستفاده باقی مانده است؛ رقمی که از دید بسیاری از دولتمردان دور مانده و به همین خاطر آنها همچنان از کمبود سرمایه برای اشتغال‌زایی حرف می‌زنند.
آخرین گزارش مرکز آمار ایران نشان می‌دهد تعداد بیکاران مطلق کشور ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر و تعداد افرادی که در معرض بیکاری قرار دارند یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر است. همچنین بیشترین تعداد بیکاران مربوط به گروه سنی زیر ۳۰ سال می‌شود و طبق اعلام مقامات دولتی، حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر از کل بیکاران کشور را فارغ‌التحصیلان دانشگاهی تشکیل  می‌دهند.
حتماً در خانواده و فامیل‌هایی که چند فارغ‌التحصیل دانشگاهی وجود دارد، تعدادی از آنها یا بیکارند یا در شغلی غیر از رشته تحصیلی‌شان مشغول به فعالیت هستند؛ مسئله‌ای که ثابت می‌کند تمام سرمایه‌گذاری‌ها از طرف دولت و خانواده‌ها برای متخصص شدن یک جوان در رشته‌ای خاص، هیچ بوده و به نوعی سوخته است.
مهم نیست رشته تحصیلی چه باشد، مهم این است وقتی بازار کار برای پذیرش نیروی کار متخصص اقبالی از خود نشان نمی‌دهد، هر‌گونه سرمایه‌گذاری در این راه اشتباه محض است. آمارها نشان می‌دهند در حال حاضر بیشترین بیکاران در رشته‌های معماری و ساختمان، محیط زیست، کامپیوتر، صنعت و فناوری، کشاورزی، جنگلداری و شیلات است.  با این تفاسیر و در کمال تأسف باید گفت طی سال‌های اخیر دانشگاه‌ها متوجه شده‌اند که می‌توانند به راحتی با پذیرش دانشجو به درآمدهای کلانی دست پیدا کنند. به همین خاطر و با نگاه صرف کسب درآمد دانشگاه‌ها از پذیرش دانشجو و فرار از پذیرش هرگونه مسئولیت درباره اشتغال پس از تحصیلات دانشگاهی افراد موجب شده هم‌اکنون بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار فارغ‌التحصیل سرخورده از مدرکی که به دست آورده‌اند با برچسب بیکار در جامعه سرگردان باشند.

دهن کجی بازار کار به فارغ‌التحصیلان
در اکثر کشورهای پیشرفته دنیا هماهنگی میان سیاستگذاران و دولتمردان با مدیران آموزش عالی باعث شده در زمان پذیرش دانشجو به خوبی بدانند که بعد از حدود یک دهه چه تعداد فارغ‌التحصیل، آن هم در چه رشته‌هایی وارد جامعه خواهد شد. همین امر نه تنها بیکاری در میان دانش‌آموختگانشان را به صفر می‌رساند بلکه از طرف دیگر چرخ صنعت نیز درست در مسیری که خودشان می‌خواهند به چرخش در می‌آید.  متأسفانه در ایران این کار صورت نمی‌گیرد و به همین دلیل وزارت کار در آخرین گزارش خود درباره وضعیت اشتغال و بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و بیکارترین رشته‌های دانشگاهی کشور اعلام کرده: «جامعه فارغ‌التحصیل یا در حال تحصیل سرمایه انسانی هر کشوری محسوب می‌شود. امروزه منطبق نبودن رشته‌های تحصیلی با نیاز بازار کار یکی از مشکلاتی است که گریبان بسیاری از دانش‌آموختگان دانشگاهی را گرفته است. در یکی دو دهه اخیر جامعه با گرایش روزافزون جوانان برای ورود به دانشگاه‌ها مواجه بوده و این روند همچنان ادامه دارد.»
این مسئله به حدی رسیده که امروز در بسیاری از رشته‌های دانشگاهی که جوانان از آنها فارغ‌التحصیل می‌شوند، بازار کاری وجود ندارد و به اصطلاح بازار کار بسیاری از رشته‌ها اشباع شده است. با این حال هنوز هم دولت و وزارت علوم به همراه وزارت کار راهکاری برای ورود بی‌حساب و کتاب به دانشگاه‌ها در رشته‌هایی که بازار کار ندارند و مهارت آموزی به دانشجویان ارائه  نداده است.

سرمایه عظیمی که می‌سوزد
این یک حقیقت است که جامعه ایران، جامعه‌ای مدرک‌گرا شده است اما واقعاً با چه قیمت و هزینه‌ای باید کاغذی به دست جوانان داد که بار فشار بیکاری‌شان را هم افزایش بدهد. در صورت احتساب هزینه ١٠میلیون تومان به ازای دریافت یک مدرک کارشناسی و با توجه به بیکاران فارغ‌التحصیلی که در جامعه وجود دارد، بیش از ۶٧ هزار میلیارد تومان از بودجه مملکت که توسط دولت و خانوارها برای دریافت این مدرک بی‌خاصیت هزینه می‌شود، بی‌هیچ استفاده‌ای سوخته به شمار می‌آید. البته این رقم با توجه به قیمت‌های سال ۱۳۹۰ است و حتماً طی سال‌های اخیر به شدت افزایش یافته است.
از طرف دیگر و با توجه به اینکه در حال حاضر ایران با کمبود منابع مواجه است، شاید اگر همین ۶٧هزار میلیارد تومان در زمینه‌های دیگر اقتصادی و اجتماعی سرمایه‌گذاری شود، بتواند آورده بهتری داشته باشد.
جالب است که اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهور درباره بیکاری موجود در جامعه گفته: «طی ۱۰ سال گذشته میزان اشتغال زایی خالص در کشور نزدیک به صفر بوده، متأسفانه وضعیت بیکاری نیروهای تحصیلکرده در کشور نگران‌کننده است.»
وی با بیان اینکه اقتصاد ایران مستعد تولید شغل است، افزود: «این ظرفیت در اقتصاد کشور وجود دارد که سالانه بین ۸۰۰ هزار تا یک میلیون شغل ایجاد شود و لازمه اشتغال‌زایی سرمایه‌گذاری است.»
البته باز هم ناهماهنگی بین دولتمردان موجب شده در کنار این کمبود سرمایه‌ها، کسی به ۶۷هزار میلیاردی که در دانشگاه‌ها می‌سوزد، توجهی نکند.
با در نظر گرفتن این مسئله که اقتصاددانان اعلام کرده‌اند هزینه ایجاد هر شغل چیزی حدود ١۶٠میلیون تومان برآورد شده است، با ۶۷هزار میلیارد می‌توان ۴٢٠ هزار شغل پایدار ایجاد کرد. حال اگر کمی از حساسیت‌ها در مورد نوع شغل‌ها بکاهیم، با رقم فوق می‌توان روی یک میلیون شغل هم حساب کرد. همچنین اگر متوسط هزینه ساخت هر متر مربع فضای مسکونی شهری را ٩٠٠ هزار تومان در نظر بگیریم، باز هم با ۶۷هزار میلیارد تومان می‌شود یک میلیون و ۲۵۰هزار واحد ۵۰متری ساخت.

دانشگاه‌ها و سوء استفاده از وضع موجود
به هر حال حتماً سیاستمداران خوب می‌دانند که چشم امید بیکاران به آنهاست اما سال‌های سال است که دولت‌ها از موضوع بیکاری و تقاضاهای شغل در کشور به عنوان یک سوژه تبلیغاتی استفاده کرده و بیشتر از اینکه در زمینه کاهش بیکاری اقدامات مؤثری انجام داده باشند، درباره آن سخن گفته و وعده داده‌اند، به طوری که امروز مسئولان وزارت کار می‌گویند در صورتی که کشور بخواهد از بیکاری خارج شود و به نیازهای شغلی جوانان پاسخ مناسبی بدهیم، سالانه بین ۸۰۰ هزار تا یک میلیون شغل باید ایجاد شود. این در شرایطی است که با ادعای دولت سابق مبنی بر اینکه سالانه ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار شغل جدید در کشور ایجاد کرده است، دولتمردان تدبیر و امید معتقدند در ۱۰ سال گذشته تقریباً هیچ شغل مؤثری به اقتصاد کشور اضافه نشده است.
کوتاه سخن اینکه اگر سالی ۲ میلیون شغل ایجاد شده باشد یا نه، هم اکنون وضع بازار کار خراب است و هر سال فارغ‌التحصیلانی که میلیون‌ها تومان سرمایه برای به دست آوردن مدرک‌شان صرف شده است نیز به خیل بیکاران عادی اضافه می‌شوند.  حال با یک ضرب و تقسیم ساده باید دید آیا دانشگاه‌ها حق دارند برای منفعت و به سود رسیدن خودشان از وضع موجود سوء استفاده کنند و با رشته‌هایی که هیچ اقبالی به جذب فارغ‌التحصیلان‌شان در جامعه وجود ندارد، سرمایه‌های ملی را به هدر بدهند یا وقت آن رسیده که دولتمردان فکری برای این آشفته‌بازار کار بکنند.

منبع : روزنامه جوان

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: