۵ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۲۵
مصاحبه با دکتر بصیری:

گندم مناسبت‌ترین گزینه کشاورزی ایران

کشت گندم در ایران در مقایسه با سایر محصولات از چند جهت حائز اهمیت است. یک و نیم میلیون بهره‌بردار بر نیمی از اراضی زراعی کشور، به کشت گندم می‌پردازند. از طرف دیگر با توجه به سرانه مصرفی بالای این محصول در ایران اهمیت تولید آن را چندین برابر کرده است.

به گزارش عیارآنلاین، کشت گندم در ایران در مقایسه با سایر محصولات از چند جهت حائز اهمیت است. یک و نیم میلیون بهره‌بردار بر نیمی از اراضی زراعی کشور، به کشت گندم می‌پردازند. از طرف دیگر با توجه به سرانه مصرفی بالای این محصول در ایران اهمیت تولید آن را چندین برابر کرده است. متن زیر بخشی از گفت و گوی انجام گرفته با دکتر بصیری، استاد دانشگاه و کشاورز باتجربه در خصوص اهمیت و مزیت کشت گندم در ایران است.

باتوجه به محدودیت منابع آب کشور آیا امکان تولید گندم کافی تا سال ۱۴۰۴ خواهیم داشت؟

قبل از پاسخ به این سؤال درباره اهمیت گندم و تولید آن صحبت کنیم. اولاً، گندم مقاوم‌ترین و سازگارترین زراعت است؛ مقاومتش نسبت به بیماری‌ها، به کم آبی و به شوری و هیچ محصول دیگری مجموع این ویژگی‌ها را ندارد. باتوجه به آنکه مقاومت گندم نسبت به خشکی بیشتر است و همچنین باتوجه به رطوبت نسبی هوا، گندم مناسب‌ترین کشت می باشد.

دوماً، این محصول که در اکثر نقاط دنیا و از جمله ایران نیز کشت می‌شود، کشت سنتی در ایران بوده و از قدیم الایام هم در اغلب مناطق دنیا به غیر از مناطق مرطوب کشت می‌شده است. همچنین خداوند غذای اصلی و روزی مردم را بیشتر در گندم قرار داده است.

گندم

سوماً، گندم یک زراعتی است که در طول سال زمین را پوشش می دهد؛ در پاییز کاشته می شود و زمین آب می خورد و در طول زمستان که سبز است و آبی نمی خواهد تا در بهار پوشش مناسب و خوب دارد و در تابستان هم برداشت می شود. پس از آن نیز کلش و ریشه گندم روی زمین می‌ماند و زمین را از فرسایش بادی محافظت می کند. وقتی هم که برداشت می شود، محل کشت مورد چرای دام قرار می‌گیرد. از طرفی هم به دلیل زمان بارندگی در کشور ما که از پاییز و زمستان و بهار بارندگی نسبتاً بیشتر است، از  نظر تأمین آب، این بارندگی‌ها در تولید گندم موثر خواهد بود.

همچنین دوره کشت گندم یک مزیتی دارد و اینکه در فصل پاییز و زمستان است و تبخیر آن کمتر است. اما مقایسه کنید با کشت صیفی که کشت آن در تابستان است و هم خود محصول، آب زیاد مصرف می کند و هم آب بیشتری تبخیر می‌شود.

گندم حاوی گلوکز، سبوس و ویتامین‌های لازم بدن می باشد که کمتر محصولی حاوی جمیع این ویژگی‌ها است از این نظر برای انسان ضروری است. مسئله دیگر اشتغالی است که از ناحیه‌ی کشت گندم در کشور ایجاد شده است؛ ما در کشور کمتر بهره‌برداری داریم که کنار سایر کشت‌های خود به کشت گندم نپردازد.

از نظر مصرف آب نیز اگر گندم به روش درستی آبیاری شود عملکرد مناسبی دارد. البته منظورم از آبیاری مناسب، آبیاری نوین نیست! چون در ایالت آریزونای آمریکا که منطقه ای خشک است بعد از ۴۰ سال تحقیق به این رسیده‌اند که باید به روش اجداد ما ایرانیان که در حاشیه کویر با روش غرقابی مزارع را آبیاری می کردند، با آب زیادی مزارع بزرگ را سیراب کنند تا آب در خاک‌های عمیق نفوذ کند و بعدها ریشه‌ها را سیراب کند.

در کل، آبیاری بارانی برای دشت‌های با ارتفاع زیاد، حرارت بالا و رطوبت نسبتاً پایین، نقض عرض است. چرا که راندمان را پایین می‌آورد و اکثر آب را تبخیر می کند و هیچ آبی هم به منابع آب زیرزمینی برنمی‌گردد. که حتی یکی از مسئولین آب منطقه‌ای نیز این موضوع را تأیید کرده و گفته است در جاهایی که ما آبیاری بارانی را درست کردیم آبخوان آن خشکیده است!

نکته دیگر ان است که اگر ما نخواهیم گندم بکاریم، که بیشترین سطح کشت در کشور را به خود اختصاص داده، دیگر این وسعت سطح را نمی‌توانیم سبز نگه داریم.

یعنی با سیستم‌های آبیاری بارانی، نمی‌توان تولید و بهره‌وری را افزایش داد؟

با آنچه که در حال حاضر تحت عنوان سیستم‌های آبیاری بارانی رایج شده، می‌توانیم تولید را به صورت بادکنکی بالا ببریم؛ اما باید بدانیم که بخشی از آب، تبخیر شده و از چرخه مصرف خارج می شود. ما با آبیاری بارانی، تبخیر را تشدید می‌کنیم و میزان آبی که باید برای تعریق در اختیار گیاه قرار گیرد را کاهش می‌دهیم. تبخیر آن است که از روی خاک به هوا می رود و تعرق آن است که گیاه در طول رشد خود به هوا متصاعد می کند. این باعث می‌شود گندم، نیازمند آبیاری زود به زود بشود. آبیاری بارانی در مناطقی که رطوبت نسبی هوا بالا و باد کمتری هم دارد، مناسب است. به عنوان مثال در گرگان آبیاری بارانی، بهترین شیوه است که می‌تواند کشت را برای یکبار نگه دارد؛ اما در سایر مناطق نقض غرض است. در گرگان با یک یا دو آبیاری، تولید تا دو برابر می‌شود؛ اما در جاهای دیگر تا ۱۵ بار آبیاری هم نیاز است.

آب

من در کلورادوی آمریکا دیدم که آبیاری بارانی را به همین دلیل (تبخیر و تعرق) و اینکه هزینه انرژی بالایی دارد، جمع آوردی کردند. از طرفی این سیستم نیازمند پمپ آب با حداقل ۴ اتمسفر فشار برای پمپاژ دارد. من خودم به دلیل کم اطلاعی از سیستم آبیاری بارانی استفاده می‌کردم که علی‌رغم مصرف آب زیاد تولید را بالا نمی برد.

آبیاری بارانی در مناطق شیب‌دار نسبتاً توجیه دارد ولی در مناطقی که بتوان تسطیح لیزری کرد و یا عمق خاک مناسبی داشته باشد، بهترین گزینه، آبیاری غرقابی و کرتی است. البته اگر خاک شنی باشد آب را خوب نگه نمی‌دارد.

البته الان آبیاری نواری هم مطرح شده که راندمان آن نسبت به شیوه بارانی بالاتر است. اما مشکلی که دارد این است که هر سال باید آن را جمع کرد و سال بعد دوباره استفاده کرد. هرچند آبیاری نواری، تبخیر کمتری نسبت به آبیاری غرقابی دارد، اما این روش در دنیا زیاد متداول نیست و هر ساله هم باید مبالغ زیادی برای تعویض آن پرداخت شود. آبیاری قطره ای هم برای درخت و باغ در اراضی شیب دار مناسب است. ولی آبیاری بارانی برای ارتفاع بالا هم مناسب نیست، چرا که در حالت کاهش فشار جو آب بیشتر تبخیر می شود.

به نظر شما بیشترین هدرروی آب در قبل مزرعه تا برداشت و مصرف گندم در چه مرحله‌ای است؟

بیشترین تلفات آب‌ها در مسیر انتقال آب به مزرعه است. باید گفت در برداشت گندم هم ضایعات قابل توجهی داریم که آن هم به دلیل کمباین‌های مورد استفاده است. یک موضوع مهم در کاهش ضایعات، استفاده کمی و کیفی درست از بذر است. استفاده زیاد از بذر برای کاشت گندم باعث تراکم زیاد شده و نیاز به آب و کود را بیشتر می‌کند. ضمناً موجب کاهش پنجه زنی گندم نیز می‌شود. کیفیت بذری که متناسب با اقلیم و آب هر منطقه باشد هم مهم است.

نظر ما درباره کشت محصولات کم‌آب برتر نسبت به گندم چیست؟ در این صورت چطور الگوی مصرف جامعه را به آن سمت ببریم؟

اولاً نمی‌توان الگوی مصرف جامعه را به این راحتی تغییر داد؛ ثانیاً فعالیت‌های مرحله داشتِ دیگر محصولات، پُر هزینه‌تر و پُر دردسرتر از گندم است. مثلاً نخود و لوبیا و عدس هم آب بیشتری می برد و هم اینکه نسبت به گندم، در هر شرایطی نمی‌توان آنها را کاشت. تولید ماده خشک جو، یولاف، یونجه آن کمتر از گندم است. عموم مردم ایران نان گندم خور هستند مگر اینکه مقداری آن را آرد گندم مخلوط کنند. اما گندم پروتئین خوبی دارد ویتامین‌های گروه B و انرژی و فیبر مناسبی دارند.

گندم

گفته می شود مصرف پروتئین گیاهی جامعه ما بیشتر از پروتئین حیوانی، مثل لبنیات و گوشت است و باید جایگزین شوند؛ نظر شما چیست؟

الان در دنیا رویکرد «کشت محصولات مدافع محیط زیست» مطرح است که بازگشت به پروتئین گیاهی را تشویق می کند؛ چرا که پروتئین گیاهی با اهداف محیط زیست سازگاری بیشتری دارد. برای تولید پروتئین دامی ۱۰ برابر زمین بیشتری مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد، چرا که دام باید علوفه مصرف کند.

شما از تغییرات پروتئین گیاهی که در دام رخ می‌دهد به پروتئین حیوانی می‌رسید. در این تغییرات از ۱۰ واحد مواد مغذی به دست آمده برای تولید گیاه ۹ واحد آن توسط دام از بین می‌رود. ضمناً بهترین غذای انسان در گندم است. یک انسان با مصرف گندم و مقداری میوه برای ویتامین (ث) بدون هیچ مشکلی می تواند ادامه حیات دهد.

منبع: www.msfs.ir

تلگر

برچسب‌ها:

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: