۳ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۳:۵۲

گفت و گوی تفصیلی با پژوهشگر جمعیت شورای عالی انقلاب فرهنگی

بررسی پیامدهای انتشار و اجرایی شدن مطالب شِبه علمی که منجر به برهم خوردن توازن جمعیت در ایران شد، در گفتگوی تفصیلی با پژوهشگر جمعیت شورای عالی انقلاب فرهنگی

به گزارش عیارآنلاین، سالهای سال شعار «دوتا بچه کافیه» را روی در و دیوار شهر و حتی جعبه دستمال کاغذی و قوطی کبریت می‌خواندیم و پیش خودمان می‌گفتیم حتما نسخه نجاتمان همین است که برایمان نوشته‌‎اند و باید عمل کنیم. اما چند سالی است که با پژوهش و کارهای علمی متوجه شدیم که آن نسخه نجات نبوده و ظاهرا ما را می‌خواستند به راهی ببرند که نه چشمه حیات بلکه سرابی بیش نبوده است. برای بررسی آنچه که در طول این سالها به نام مطالب علمی منتشر می‌شد گفتگوی تفصیلی داشتیم با یکی از پژوهشگران حوزه جمعیت. حسین مروتی از فعالان فرهنگی است که پیرامون بحران جمعیت کارهای پژوهشی متعددی انجام داده است می‌­کند. با او قراری برای مصاحبه گذاشتیم تا تحلیل وی را در مورد تاریخچه­ مسائل جمعیتی و اساس بحران جمعیت بشنویم. حاصل کار، متن چالشی شده است بخش اول این گفتگو پیش روی شما است. بخش دوم این گفتگو در آینده نزدیک منتشر می‌شود.

چه شد که سیاست کنترل جمعیت در ایران پی گرفته شد؟ ابعاد آن رشد بی رویه‌­ی جمعیت در دهه­ی شصت را بفرمایید.

بنده خیلی سریع وضع جمعیت را از سال ۱۳۳۵ بررسی می­‌کنم. نرخ رشد جمعیت در سرشماری سال ۱۳۴۵،  ۳٫۱۳ به دست می­‌آید یعنی در بازه  ده ساله­‌ی ۴۵-۱۳۳۵به جمعیت کشور هر ساله به اندازه‌ ۳ درصد تعداد جمعیت، افزوده می­‌شد. این میزان در سرشماری سال ۱۳۵۵ به رقم ۲٫۷۱ کاهش می‌­یابد و آن هم به دلیل پیگیری تنظیم خانواده در ایران بود که مستقیما تحت نظر کارشناسان شورای جمعیتی آمریکا صورت می‌­گرفت.

به چه دلیل آمریکا به دنبال کنترل جمعیت ایران بود؟

ببینید قبل از انقلاب نه عموم مردم از رژیم طاغوت حرف شنوی داشتند که بخواهند کمتر فرزند بیاورند، نه حکومت شاه که دست‌­نشانده­ آمریکا بود، آن­چنان جدی به دنبال کاهش جمعیت ایران بود. اساسا چه دلیلی داشت که آمریکا بخواهد با تحمیل سیاست کاهش جمعیت از اقتدار کشوری بکاهد که به او مسئولیت و مدال افتخار ژاندارمی منطقه را داده بود؟ اقتدار ایرانِ وابسته و غیرمستقل، همان اقتدار آمریکا بود و به همین خاطر تنظیم خانواده در قبل از انقلاب، نتیجه­ قابل توجهی نداشت. این هم که آمریکا طرح تنظیم خانواده را در ایران پیگیری کرد به نظر بنده به دو دلیل بود. یکی این که آمریکایی‌­ها به تنظیم خانواده بیشتر به عنوان ابزاری برای انتقال فرهنگ آمریکایی نگاه می­‌کردند، چون اثر رواج یافتن وسایل ممانعت از بارداری را در وقوع فاجعه­ انقلاب جنسی دیده بودند و می­‌خواستند از این طریق بی بند و باری آمریکایی را در تمام کشورهای دنیا شایع کنند از سوی دیگر، ترویج تنظیم خانواده در پیش از انقلاب نوعی کاشتن بذر بود که می­توانست هنگام نیاز مورد آبیاری قرار بگیرد و حرکت یک ملت به سمت پیشرفت را متوقف کند. اتفاقی که بدین منظور در سال ۱۳۶۸ رخ داد.

وضع آمارهای جمعیتی پس از انقلاب چگونه بود؟

نرخ رشد جمعیت در نخستین سرشماری پس از انقلاب در سال ۱۳۶۵ به ۳٫۹۱ می­رسد. پس از اعلام این رقم که میزان زیادی به شمار می­‌آید، برخی از مسئولین وقت، شدیدا پیگیر کاهش رشد جمعیت می­‌شوند. البته نکته­ی مهمی که باید مدنظر قرار گیرد این است که قریب به ۰٫۷ این رشد جمعیت، ناشی از ورود مهاجرین و معاودین عراقی و آوارگان و پناهندگان افغانستانی بوده. حالا اگر این میزان را از نرخ رشد جمعیت در سرشماری سال ۱۳۶۵ کسر کنیم، رقم ۳٫۲ به دست می­‌آید که تقریبا همین رقم در سرشماری سال ۱۳۴۵ نیز به دست آمده بود، یعنی اگر ورود مهاجران را در نظر نگیریم، خبری از بمب و انفجار جمعیتی و رشد بی رویه نیست و رفتار باروری مردم تغییر قابل توجهی نداشته است. در حقیقت فرزندآوری زیاد، قسمتی از سبک زندگی ایرانی – اسلامی ما بوده است، که تا سال ۱۳۶۸ این فرهنگ تقریبا دست نخورده مانده بود.

اگر انفجار جمعیت در کار نبوده است چرا سیاست تحدید نسل اتخاذ شد؟

به نظر بنده یک اراده­ سیاسی پشت قضیه بود که مسئله­ جمعیت را برای اهدافی خاص بزرگنمایی کرد. مقام معظم رهبری هم در یکی از صحبت­‌هایشان به این بزرگنمایی اشاره کرده­‌اند و گفته­‌اند: “اول کار سال۶۶ شروع شد. پیش من آمدند و تصویر هولناکی را ارائه کردند و ما معتقد شدیم که باید کنترل کرد” (۱)

نظر حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری در مورد بحث جمعیت چه بوده است؟

ببینید نظر اسلام در مورد این که جمعیت زیاد خوب است، مکرر بیان شده و نمونه‌اش این است که در قرآن از حضرت شعیب علیه السلام نقل شده است که در صحبت با قومش گفت: «وَ اذْکُرُوا إِذْ کُنْتُمْ قَلیلاً فَکَثَّرَکُمْ» (۲) به یاد آرید هنگامی که اندک بودید، پس خدا بسیارتان کرد. یعنی از منظر قرآن افزایش جمعیت با تأمین یک سری شروط، نعمتی خداداد به شمار می‌­آید. نظر حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری نیز کاملا با نظر دین مطابقت دارد. نظر حضرت امام (ره) این بود که جمعیت کشور باید به ۱۵۰ و ۲۰۰ میلیون برسد و مقام معظم رهبری نیز در سال ۱۳۶۸ و در نخستین روزهای زعامت خود می­‌فرمایند: “ما اگر دو برابر امروز هم جمعیت داشته باشیم، باز هم می‌توانیم بدون کمترین نیازی به کشورهای دیگر، خود را به بهترین وجه اداره کنیم” (۳)

چگونه می‌توان بین این سخن از مقام معظم رهبری که در سال ۱۳۶۸ فرموده­اند ما می­‌توانیم دو برابر امروز هم جمعیت داشته باشیم و صحبت دیگرشان که می­‌گویند ما در سال ۱۳۶۶ معتقد شدیم که باید جمعیت را کنترل کرد، جمع کنیم؟ ایشان موافق این قضیه بوده اند یا خیر؟

ایشان می­‌گویند که در سال ۱۳۶۶ نخستین زمزمه­‌ها در این زمینه شروع شد، نمی­‌گویند که در همان سال ما معتقد شدیم که جمعیت را کنترل کنیم، به نظر بنده این راضی شدن در دوران رهبری ایشان بوده است. منظور از “ما” نیز در جمله­ “ما معتقد شدیم” مجموعه­ مسئولین کشور است و لزوما شخص ایشان با این مسئله موافق نبوده اند. شواهدی هم وجود دارد که این تحلیل را تایید می­‌کند. به عنوان نمونه در کتاب علامه طهرانی (ره) پیرامون جمعیت، از قول یکی از علما آمده است که می­‌گوید: «من‌ با حضرت‌ آیت‌ الله‌ خامنه‌ای‌ ملاقاتی‌ داشتم‌ و ایشان‌ فرمودند: من‌ حدس‌ می‌زنم‌ که‌ این‌ یک‌ نقشه‌ خارجی‌ باشد و با این‌ امر موافق‌ نیستم‌ در ملاقاتی‌ که‌ با جناب‌ حجت الاسلام‌ و المسلمین‌ آقای‌ رفسنجانی‌ داشتم‌ ایشان‌ را راجع‌ به‌ خطر این‌ امر گوشزد کردم‌؛ ایشان‌ گفتند: “این‌ یک‌ نظری‌ است” و دیگر گفتاری‌ نداشتند» (۴)

این هم که ایشان در سال ۱۳۶۸ می­‌گویند که ما می­‌توانیم دو برابر امروز هم جمعیت داشته باشیم، به نظر بنده برای جلوگیری از آغاز آن انحراف بوده است. به نظر بنده اینجا نیز یک جریان تحمیل­‌گری در کار بوده است. البته اینها تحلیل بنده است.

اگر تحلیل شما درست باشد چه دلیلی دارد که مقام معظم رهبری در این زمینه اشتباه را بپذیرند و عذرخواهی کنند؟ بنده عین متن صحبت­‌های ایشان را برایتان می­‌خوانم تا شما توضیح دهید. ایشان در سال ۱۳۹۱ می­‌گویند: “یکی از خطاهائی که خود ما کردیم – بنده خودم هم در این خطا سهیمم – این مسئله‌ی تحدید نسل از اواسط دهه‌ی ۷۰ به این طرف باید متوقف می­‌شد. البته اوّلی که سیاست تحدید نسل اتخاذ شد، خوب بود، لازم بود، لیکن از اواسط دهه‌ی ۷۰ باید متوقف می‌­شد. این را متوقف نکردیم؛ این اشتباه بود. عرض کردم؛ مسئولین کشور در این اشتباه سهیم­‌اند، خود بنده‌ی حقیر هم در این اشتباه سهیمم. این را خدای متعال و تاریخ باید بر ما ببخشد” (۵)

با این سوال کار بنده را سخت کردید. ببینید بنده واقعا خودم را در جایگاه تحلیل صحبت­های مقام معظم رهبری نمی­‌دانم، ولی این ماجرا برای بسیاری از نخبگان علامت سوال است که چگونه می­‌توان بین صحبت­‌های مقام معظم رهبری در بحث جمعیت جمع کرد. سعیم را می­‌کنم تا به این مسئله پاسخ دهم. ببینید این که ایشان می­‌گویند سیاست تحدید نسل در ابتدا خوب و لازم بود، را باید با صحبت دیگر ایشان که می­‌گویند تحدید نسل باید در سال ۱۳۷۱ متوقف می­شد، جمع کرد (۶)، یعنی تحدید نسل تنها در سه سال نخست آن صحیح بوده است. اما چرا صحیح بوده است؟ همانگونه که گفتم رشد جمعیت در کشور ما در دهه­ شصت، امر بی سابقه و دهشتناکی که برخی تعریف می­‌کنند، نبوده است، ولی شرایط کشور به خصوص پس از جنگ تحمیلی تا حدودی ایجاب می­‌کرد که با کنترل جمعیت، سریع­‌تر اوضاع مملکت سامان داده شود. مقام معظم رهبری با این که داروی مسکّن کنترل جمعیت برای یک دوره­‌ی محدود درمانی تجویز شود، مشکلی نداشته­‌اند و با توجه به شناخت­شان از مسئولان اجرایی کشور، اجرای سیاست تحدید نسل را در سه سال نخست خوب و لازم می­دانند و در این زمینه نیز همراهی کرده­اند، هرچند می­شده است که به جای پاک کردن صورت مسئله و کنترل جمعیت، با کار جهادی در عرصه­ی اقتصاد، مشکلات پس از جنگ را نیز حل کرد و لزومی نداشته است که این امر حتما با کنترل جمعیت دنبال شود. به عقیده­‌ی بنده این راه دوم را مقام معظم رهبری بیشتر می­‌پسندیده‌­اند، ولی مشکل از آنجا شروع شد که برخی از مدیران کشور به دلایل مختلف به این داروی مسکّن مقطعی، به عنوان “قوت غالب” نگاه کردند و بعد از این که ما به اهدافمان در زمینه­ تحدید نسل دست یافته بودیم، بیست سال به صورت بی قاعده این طرح را ادامه دادند. مقام معظم رهبری در زمینه­ برنامه نخست توسعه که در آن آمده است، باید تا سال ۱۳۹۰ نرخ رشد جمعیت از ۳٫۲ به ۲٫۳ درصد برسد، می­فرمایند که خوب و لازم بود، ولی این نتیجه به دلیل روند خارق العاد­ه­ای که دنبال شد، تقریبا ۱۹ سال زودتر یعنی در حوالی سال ۱۳۷۱ رخ داد. ایشان در این زمینه که چرا زودتر متوجه شیب سریع کاهش رشد جمعیت نشده‌اند و جلوی این طرح را نگرفته‌اند، خود را مقصر می‌­دانند. از سوی دیگر به نظر بنده، فلسفه این صحبت از ایشان، این است که ما دیگر دنبال مقصر نگردیم و با این کار نیروی کشور را به هدر ندهیم و زودتر در پی جبران مافات باشیم.

به نظر نمی­‌رسد شواهد شما برای اثبات تحمیل­گری در بحث جمعیت کافی باشد.

بنده اصراری ندارم که شما بپذیرید ولی این که مقام معظم رهبری در ابتدای زعامت خود معتقد بودند که جمعیت کشور می‌­تواند دو برابر شود و از ابتدا نیز این مسئله را نقشه دشمن می­‌دانسته‌اند و در صحبت‌های بیست و چند ساله خود، در حد یک جمله هم از تحدید نسل دفاع نکرده­‌اند، بنده را به این نتیجه می‌­رساند که این امر به ایشان تحمیل شده است و مسئولان اجرایی در ابتدای زعامت ایشان، حرف معظم له را نپذیرفته‌­اند.

نظر امام (ره) درباره تنظیم خانواده چه بوده است؟

حضرت امام(ره) اظهارنظری درباره تنظیم خانواده ندارند. تنها دکتر مرندی گفته­‌اند که امام(ره) در پاسخ به نامه ایشان فرموده‌­اند که بحث جمعیت مهم است و باید در دانشگاه‌­ها و رسانه‌­ها مورد بحث قرار بگیرد. چنان که مشخص است از این جمله نمی­‌توان برداشت کرد که امام با کنترل جمعیت موافق بوده‌­اند. واقعا برای بنده سوال است که برخی از مدیران وقت، چگونه از این متن برداشت کردند که باید جمعیت را با آن شیوه کنترل کرد. البته اخیرا در یک نوشته­‌ای دیدم که به نقل از آقای دکتر مرندی آمده است که امام (ره) با تنظیم خانواده موافقت کرده بودند. با شناختی که بنده از ابعاد ضد اسلامی تنظیم خانواده دارم، این امر را به شدت بعید می­‌دانم. به هر حال از طریق رسانه شما از آقای دکتر مرندی می­‌خواهم که اگر دست­خط حضرت امام (ره) را دارند، منتشر کنند تا اشتباه بنده تصحیح شود، و اگر چنین دست­خطی وجود ندارد این ادعا را که به عقیده بنده جفا در حق امام (ره) است، تکذیب کنند.

شما گفتید که یک اراده سیاسی در کشور از زمان حضرت امام (ره) به دنبال کنترل جمعیت بود. کنترل جمعیت به چه درد آن جریان می­‌خورد؟

ببینید در زمان حضرت امام (ره) جریانی بودند که بسیار مشتاق ارتباط با غرب بودند. این جریان که با بی طاقتی، قضیه مک فارلین را رقم زد، به عقیده بنده کدهایی را دریافت کرده بود که شرط تعامل با دنیای غرب، کنترل جمعیت است.

یعنی این گروهی که شما می‌­گویید از زمان حضرت امام (ره) با غرب در ارتباط بودند؟

ببینید بنده غیب­‌گو نیستم و به اطلاعات محرمانه هم دسترسی ندارم، ولی شواهد آشکاری در جهت اثبات این مسئله وجود دارد. به عنوان نمونه خانم‌ دکتر نفیس‌ صدیق‌، معاون دبیر کل و مدیر کل اجرایی‌ صندوق‌ جمعیت‌ سازمان ملل‌ که یک زن پاکستانی و به اصطلاح مسلمان است، در آبان ماه سال ۱۳۶۸ –یعنی ۴ ماه پس از آن که مقام معظم رهبری گفته‌اند که کشور می‌­تواند دو برابر این جمعیت را داشته باشد-، به تهران می‌­آید و در یکی از سخنرانی­‌هایش می­‌گوید: “گفتگوهایی‌ که‌ متعاقب‌ سرشماری‌ سال‌ ۱۳۶۵ در سال‌ ۱۹۸۸ با دولت‌ ایران‌ صورت‌ گرفتبه‌ آن‌ منجر شد که‌ دولت در برنامه نخست توسعه، کنترل جمعیت را در نظر بگیرد” طبق این صحبت به نظر می‌­آید که طرح شدن مسئله کنترل جمعیت و سفر نفیس صدیق، حاصل فرآیندی بوده است که توسط این جریان و در زمان حضرت امام (ره) آغاز شده بود.

در مورد سفر نفیس صدیق به ایران بیشتر توضیح دهید؟

ببینید این سفر، نخستین سفر یک مقام عالیرتبه بین المللی به ایران پس از انقلاب است. سوالات زیادی در مورد این سفر مطرح است به عنوان نمونه مرحوم علامه طهرانی در کتابش می­‌گوید چه شد سازمان مللی که در زمان دفاع مقدس، نخ بخیه را نیز از ایران دریغ می­‌کرد و ما از مداوای مجروحین جنگ نیز ناتوان شده بودیم، ظرف چند ماه پس از جنگ، یک مقام ارشدش را فرستاد تا با میلیون­ها دلار به ایران در جهت کنترل جمعیت کمک کند؟ به نظر بنده این مسئله به وضوح دست پشت پرده  این کمک­‌ها را نشان می­‌دهد.

اما شخصیت نفیس صدیق، نیز قابل بررسی است. این فرد روز دوم آوریل‌ سال ۱۹۸۷، مصادف با ۱۳/۰۱/۱۳۶۶  و تقریباً بلافاصله پس از مشخص شدن نتایج سرشماری سال ۱۳۶۵ که نشان دهنده نرخ رشد بالای جمعیت کشور بود، از سوی‌ دبیر کلّ سازمان‌ ملل‌ به‌ سِمت‌ مدیر کل اجرائی‌ صندوق‌ جمعیّت‌ سازمان ملل‌ برگزیده‌ می‌­شود. یک زن پاکستانی و به اصطلاح مسلمان. نفیس صدیق فمینیست است و جالب است بدانید که وی یکی از امضاکنندگان “کمپین یک میلیون امضا” فمینیست­‌های ایرانی هم هست که در متن آن قوانین اسلامی در مورد زن، تبعیض آمیز عنوان شده (۷). این فرد در سفرش که به‌ دعوت‌ رسمی‌ وزرای‌ امور خارجه‌ و بهداشت‌‌ وقت صورت گرفته‌ بود، با این دو وزیر به علاوه وزیر آموزش‌ و پرورش‌ و رئیس‌ سازمان‌ برنامه‌ و بودجه‌، دیدار می‌­کند و آنجا صحبت­های خیلی جالبی را مطرح می­‌کند. به عنوان مثال آمرانه می­‌گوید که: زنان‌ نباید زودتر از ۲۰ سالگی‌ و دیرتر از ۳۵ سالگی‌ بچّه‌دار شوند.

او در صحبت­هایش جرقه نخستین حرکت­‌های فمینیستی را هم می­زند و می‌­گوید: “مسئله‌­ی قبول‌ یا رد برنامه‌های‌ تنظیم‌ خانواده،‌ با مقام‌ و منزلت‌ زن‌ در جوامع‌ مختلف‌ نیز ارتباط‌ مستقیم‌ دارد. در برخی‌ از جوامع‌ بشری‌، این‌ پندار نادرست‌ رایج‌ است‌ که‌ گویا زن‌ را تنها برای‌ بچه‌ زاییدن‌ آفریده‌اند. در بعضی‌ از قبائل‌ آفریقایی‌ ارزش‌ زن‌ را با تعداد بچّه‌هایی‌ که‌ می‌زاید محاسبه‌ می‌کنند… امروزه‌ بسیاری‌ از زنان‌ در بیرون‌ از خانه‌ نیز کار می‌کنند و نقش‌ زن‌ تنها بچه‌ زاییدن‌ نیست‌. وانگهی‌ هر کشوری‌ که‌ می­خواهد در راه‌ توسعه‌ گام‌ بردارد، نمی‌تواند تنها با نیمی‌ از جمعیت‌ خویش‌ این‌ راه‌ را بپیماید!” وی از چند کشور که در اجرای پروژه تنظیم خانواده موفق بوده­‌اند از جمله تایلند اسم می برد و می­‌گوید: “یکی‌ از عوامل‌ موفقیت‌ این‌ کشورها در زمینه کنترل‌ افزایش‌ جمعیت‌ و تنظیم‌ خانواده‌، سرمایه‌گذاری­‌های‌ وسیع‌ در زمینه‌­های‌ آموزش‌ و بهداشت‌ و به ویژه‌ مشارکت‌ وسیع‌­تر زنان‌ در امور اجتماعی‌ و توسعه کشور بوده است” (۸)

دکتر نفیس صدیق در کنار پتروس غالی ششمین دبیرکل سازمان ملل متحد

به عقیده بنده این سفر نامبارک، نقطه شروع ترویج سبک زندگی غربی در ایران توسط آمریکا است که پشت نقاب سازمان­های به اصطلاح بین المللی پنهان شده است.

یعنی شما معتقد هستید که سازمان­های بین المللی در ایران به دنبال تحقق اهداف آمریکا هستند؟

بله، دقیقا.

سندی هم برای این ادعا دارید؟

ببینید در سال ۲۰۱۱ «مرکز عملیات­های نظامی و غیرنظامی آمریکا» که ذیل پنتاگون فعالیت می­‌کند، سند دکترین امنیت ملی آمریکا را منتشر کرد. نکته­ بسیار جالبی که در این سند وجود دارد این است که در نموداری که در صفحه­ بیستم از فصل دوم این سند آمده است، بسیاری از نهادهای بین المللی از جمله تمام آژانس­‌های سازمان ملل در ذیل مرکز عملیات نظامی و غیرنظامی آمریکا تعریف شده‌­اند. یعنی برنامه‌­هایی که سازمان ملل در کشورهای مختلف دنیا از جمله ایران اجرا می­‌کند، در حقیقت حکم عملیات جنگ نرم آمریکا را دارد که مستقیما توسط وزارت دفاع آمریکا طرح ریزی و اجرا می­‌شود. این سند به راحتی در اینترنت قابل دسترسی است (۹). بنده معتقدم نهادهای بین المللی از مهمترین مجریان پروژه­ی نفوذ آمریکا در ایران هستند، به خصوص آژانس‌­های سازمان ملل.

هنوز بنده قانع نشدم که به چه دلیل دولت‌های پس از جنگ به دنبال کنترل جمعیت رفتند؟ در حقیقت چه سودی برایشان داشت؟

ببینید، بعد از این که غرب با بحران جمعیت مواجه شد و به فکر مدیریت جمعیت دنیا افتاد، نرم افزار و سخت افزار مورد نیاز را نیز تولید کرد. به عنوان نمونه رابرت مک نامارا که ۷ سال وزیر جنگ آمریکا بود، پس از جنایات گسترده­اش در جنگ ویتنام، به مدت ۱۳ سال رئیس بانک جهانی می‌­شود. این فرد که کتابی به نام بمب ساعتی جمعیت را نوشته، در مدت مسئولیتش در بانک جهانی، دادن وام به کشورهای غیرغربی را مشروط به کنترل جمعیت می­‌کند، که پس از او نیز این رویه ادامه پیدا می­کند. شواهد و قرائنی وجود دارد که نشان می­‌دهد، دولت پنجم و ششم برای این که بتوانند وام­‌های بین المللی بگیرند، ناچار بودند که به سیاست تعدیل اقتصادی که نسخه بانک جهانی و صندوق بین المللی پول برای اقتصاد ایران بود، عمل کنند. علی القاعده قسمتی از سیاست تعدیل اقتصادی، می­‌توانسته کنترل جمعیت بوده باشد. البته کمک­های مستقیم نهادهای بین المللی به اجرای پروژه تنظیم خانواده در ایران احتیاج به سند ندارد و کسی هم منکر آن نیست. یک نمونه اش کمک ۸۶ میلیون دلاری بانک جهانی برای بهبود اجرای تنظیم خانواده در ایران است که در سال ۱۳۷۹ صورت می­‌گیرد. سال ۱۳۷۹، سالی است که نرخ باروری در کشور از حد جایگزینی هم کمتر می‌­شود، یعنی یک زن در سن باروری از خودش کمتر از یک دختر باقی می­‌گذارد. می­توان گفت که در این سال، ایران وارد فاز نخست بحران جمعیت می‌­شود.

اکنون وضع جمعیت کشور چگونه است و آیا می­‌توان گفت که وضع جمعیت کشور بحرانی است؟

ببینید ما تنها ظرف یک دهه دو سوم از نرخ باروری خود را از دست داده‌­ایم. این امر خارق العاده باعث تعجب جهان شده است تا جایی که دکتر نیکولاس اِبِرشتات، از محققان انستیتو انترپرایز آمریکا در مقاله­ی معروفش می­‌گوید: کاهش نرخ باروری در ایران یکی از سریع‌ترین و چشمگیرترین آمارهای کاهش باروری در تاریخ بشر بوده است. برخی دیگر از نخبگان غربی این کاهش را برای همیشه بی نظیر عنوان می­‌کنند. جالب است که برخی از دانشمندان ایرانی که نمی‌­دانستند دارد چه بلایی بر سر کشور می‌­آید، با افتخار، سقوط فاجعه بار نرخ باروری در کشور را به مقاله تبدیل می­‌کردند و در غرب منتشر می‌­کردند. اسم این فاجعه را هم می‌گذاشتند معجزه ی ایرانی! (Iranian Miracle) خلاصه اگرچه انفجار جمعیت دروغ بود، ولی اضمحلال جمعیت در آینده یک واقعیت تلخ و قریب الوقوع است، البته در صورتی که تغییر عمده‌­ای در رفتار فرزندآوری مردم ایجاد نشود.

این سقوط نرخ باروری که شما می­‌گویید چه عواقبی دارد؟

ببینید کشورهای دیگری هم در دنیا هستند که نرخ باروریشان به اندازه ما کاهش یافته، اما تفاوتی که ایران دارد در سرعت این کاهش است، یعنی اگر کاهش ۷۰ درصدی نرخ باروری در کشورهای دیگر ۱۰۰ سال زمان برده است، در ایران ظرف قریب به یک دهه رخ داده است. این مسئله باعث خواهد شد که جمعیت ایران با سرعت فوق العاده و بی نظیری سالخورده و پیر شود و ما حتی نتوانیم برای پیری جمعیت تدارک­های لازم را ببینیم. هرچند در صورتی­که این مسئله رخ دهد، دیگر باید اساسا قید پیشرفت و امنیت و … را هم بزنیم.

مگر کشورهایی که اکنون جمعیت سالخورده­ای دارند، امنیت ندارند؟

مثالی می‌­زنم. ببینید ژاپن کشوری است که تقریبا پیرترین جمعیت دنیا را دارد. ولی دو تفاوت عمده بین ایران و ژاپن وجود دارد. یکی این که ژاپن پس از آن که به توسعه رسید، دچار بلای سالخوردگی جمعیت شد، در حالی که ما با ادامه این وضعیت، خیلی سریع و پیش از توسعه یافتگی دچار این بلا خواهیم شد و به مراتب مشکلات بیشتری نسبت به ژاپن خواهیم داشت. نکته دیگر این است که ژاپن زمانی که جمعیت جوانی داشت به تسخیر آمریکا درآمد و نیازی نبود که آمریکا منتظر بماند تا جمعیت این کشور پیر شود و پس از آن بخواهد آن را اشغال کند. الآن هم اصلا این کشور نیروی نظامی ندارد، شبیه یک مستعمره و کاملا زیر چتر حمایت نظامی آمریکا است. این با وضعیت کشور ما که به برکت خون جوانانش از زیر یوغ استکبار درآمده و این همه دشمن دارد، خیلی تفاوت می کند.

برخی دیگر هم گفته‌­اند که طرح تنظیم خانواده یک پروژه آمریکایی برای پیر کردن جمعیت ایران بوده است. آیا این ادعا ناشی از افراط و تفریط نیست؟ و آیا سندی دال بر آن وجود دارد؟

بنده کاری ندارم که دیگران چه گفته‌­اند و باید خودشان توضیح دهند که مقصودشان چه بوده است، اما در خصوص این که تنظیم خانواده یک پروژه آمریکایی بوده است، بنده نه تنها موافقم بلکه تردیدی هم ندارم. شواهد و اسناد زیادی نیز این مسئله را تایید می­‌کند.

تنظیم خانواده که الآن هم اجرای آن با نام باروری سالم ادامه دارد، خروجی دو پروژه ی مطالعاتی در آمریکا است، نخست پروژه NSSM200 که توسط هنری کیسینجر مشاور امنیت ملی نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا، انجام شد. این مطالعه نشان داد که افزایش رشد جمعیت جهان، امنیت ملی آمریکا را به خطر می­‌اندازد. در این مطالعه پیشنهاد شده که آمریکا با ابزار متعدد به خصوص با بهره­‌کشی از سازمان‌های بین المللی، جمعیت جهان را به نفع منافعش مدیریت کند.

پروژه دوم مربوط به یک قرارداد پژوهشی میان ارتش آمریکا و دانشگاه جان هاپکینز، است که از طریق آن پایه‌­های تئوریک علوم اجتماعی در جنگ روانی استخراج شد. خروجی این پژوهش با توجه به بحران جمعیتی غرب و به خصوص آمریکا، در راستای اهداف جمعیتی غرب به کار گرفته شد و منجر به تاسیس رشته دانشگاهی “ارتباطات سلامت عمومی” در دانشگاه جان هاپکینز شد. خانم نفیس صدیق هم از تحصیل­کردگان همین دانشگاه است. باور بنده آن است که عمده­ی آنچه به عنوان تنظیم خانواده قریب به بیست سال در دانشگاه‌­های ما تدریس شد، برگرفته از همین مطالعه است.

آیا اسناد و شواهدی نیز برای این ادعا دارید؟

بنده راهی برای دسترسی به محتوای مطالعه­ فوق نداشته­‌ام ولی قریب به اتفاق کتب تنظیم خانواده را مطالعه و از آنها فیش برداری کرده‌­ام. این متون به شدت آمریکایی پسند هستند که ان شاء ا… در مقاله­ای نقد محتوایی این کتب را منتشر می­کنم. اما جالب است بدانیم که برخی از کتب تنظیم خانواده با همکاری سازمان­‌های بین المللی به خصوص صندوق جمعیت نوشته شده‌­اند و هزینه انتشارشان را هم، همین نهادها داده­‌اند، به عنوان نمونه کتاب «جمعیت، توسعه و بهداشت باروری» در سال ۱۳۷۸ با کمک مالی صندوق جمعیت منتشر شد و در دانشگاه­‌های کشور تدریس شد. (۱۰)

می‌توانید قسمتی از نقدتان به محتوای کتب تنظیم خانواده را بگویید؟

 به عنوان نمونه تعریف این کتاب ها از تنظیم خانواده که همان تعریف سازمان جهانی بهداشت است، می­‌گوید که تنظیم خانواده یعنی برنامه‌­ریزی زوجین برای دستیابی به اهداف باروری، به صورت آگاهانه، مسئولانه و داوطلبانه؛ که به منظور ارتقای سلامت خانواده انجام می­‌گیرد.

اما آیا این تعریف به ظاهر زیبا، حقیقتش نیز همین است؟ خیر. در عمده کشورهای در حال توسعه، فشارهای جهانی، مخفی کاری­ها و دروغگویی­‌ها، طرح تنظیم خانواده را به پیش برده است. در ابتدای اجرای این طرح در کشور، فجایعی رخ داد که نمونه­‌هایش در کتاب مرحوم علامه طهرانی آمده است.

خیلی از مردم هنوز نمی­‌دانند که قرص­های ضدبارداری خطر سکته مغزی را افزایش می­‌دهد. بنده طی مقاله­ای این مسئله را گوشزد کردم و از مسئولین مربوطه در وزارت بهداشت خواستم که با جان و سلامت مردم بازی نکنند، ولی متاسفانه گوش شنوایی وجود ندارد. خلاصه آن که، لااقل تنظیم خانواده‌­ای که در ایران پیاده شده است به آگاهی مردم و حتی سلامت آنها بهایی نداده است.

البته از جنبه­‌ای دیگر هم تعریف تنظیم خانواده را می‌­توان بررسی کرد. معتقدین به تنظیم خانواده یک ادعا را مدام مطرح می­‌کنند و آن این که تنظیم خانواده لزوما به معنای کاهش جمعیت و تحدید موالید نیست، بلکه به دنبال تعادل و تناسب جمعیت است. این هم یک دروغ بزرگ است که با وقاحت بیان می­‌شود. در این زمینه حجت الاسلام و المسلمین عبدالرسول هاجری خاطره جالبی از ملاقاتش با عبدالعزیز بن سلطان- نماینده صندوق جمعیت سازمان ملل- در کنفرانس بین المللی جمعیت در اندونزی بیان کرده است. وی می­‌گوید در حاشیه این کنفرانس به سراغ نماینده صندوق جمعیت رفتم و گفتم: ایران در آینده­ای نزدیک دچار رشد منفی و نزولی جمعیت می­‌شود و برخی از صاحب‌نظران جمعیت گفته­‌اند که کاهش سطح باروری در ایران، از نظر سرعت، در دنیا بی‌نظیر است و اکنون هم‌ جمعیت ایران دارد پیر می‌­شود. اما با این وجود برنامه‌های تنظیم خانواده با حمایت صندوق جمعیت سازمان ملل، به همان قوت در حال اجراست. آیا وقت آن نرسیده که صندوق جمعیت سازمان ملل که متولی تنظیم خانواده در جهان است، به فکر افزایش باروری در ایران باشد و نگذارد که جمعیت ایران پیر شود؟ عبدالعزیز در پاسخ به آقای هاجری می­‌گوید: “صندوق جمعیت تاکنون به تنظیم خانواده با جهت‌گیری مثبت فکر نکرده و هیچ برنامه‌ای برای آن در دستور کار ندارد. اگر روزی بخواهد در این زمینه وارد شود به کشورها توصیه می‌کند به جای افزایش فرزندآوری، از کشورهای پر جمعیتی مثل بنگلادش، آدم وارد کنند!”

منابع:

۱٫ بیانات مقام معظم رهبری به تاریخ ۲۷/۰۴/۹۱
http://kayhan.ir/fa/news/16874/%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2

۲٫ قسمتی از آیه ی ۸۶ از سوره مبارکه اعراف، در تفسیر نور قرآن کریم ذیل این آیه می خوانیم: ” گاهى افزونى جمعیّت (با نظم و برنامه)، مى‏تواند یک ارزش باشد. «فکثّرکم»”

۳٫ بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت اقشار مختلف مردم به تاریخ ۱۸/۰۴/۱۳۶۸

۴٫  کاهش جمعیت؛ ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین، ص ۱۵۹

۵٫  بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ مردم بجنورد به تاریخ ۱۹/۰۷/۱۳۹۱
۶٫ “آنطوری که افراد متخصص و عالم و کارشناسان علمیِ این قسمت، تحقیق و بررسی کردند و گزارش دادند، ما در سال ۷۱ به همان مقاصدی که از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم. از سال ۷۱ به این طرف، باید سیاست را تغییر می دادیم؛ خطا کردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا را جبران کنیم” (۱۳۹۱/۰۵/۰۳)

۷٫ http://www.feminist-school.com/spip.php%3Farticle580&rct=j&frm=1&q=&esrc=s&sa=U&ved=0CCEQFjAEahUKEwiKkdHxsqvIAhUGrB4KHV59Cxk&sig2=cGqDKKFUuzkZevaRf_szrw&usg=AFQjCNFxUwz8zIUCzxEe9HgkYZPPKT6mnw
۸٫  چرا-مجامع-بین-المللی-به-طرح-کاهش-جمعیت-در-ایران-کمک-می-کنند-چرا-در-اسرائیل-طرح-کنترل-جمعیت-اجرا-نمی-شود/http://www.598.ir/fa/news/75527
.  www.dtic.mil/doctrine/new_pubs/jp1.pdf
۱۰٫ http://www.demography.ir/Category/Demography-Library/Persian-Books/%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%8A%D8%AA%D8%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3     %D8%B9%D9%87-%D9%88-%D8%A8%D9%879

منبع: نسیم

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: