۲۸ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۰۰:۳۷
معاون دبیرکل اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان :

والدین برای تربیت فرزندشان چند کتاب مطالعه کردند؟/ آیا افقی که فرزند باید به آن برسد، فقط قبول شدن در کنکور است؟

به گزارش عیارآنلاین،‌امین‌رضا لطفعلی‌زاده دستیار دبیرکل و معاون برنامه‌‌سازی و توسعه شبکه برادران اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان  در خصوص اهمیت تربیت فرزندان توسط والدین، اظهار داشت: یک جمله‌ آشنایی که از پدر و مادرها زیاد شنیدیم، این است «من همه زندگی‌ام را پای فرزندم گذاشتم تا به جایی برسد»؛ حال سؤال مطرح می‌شود «اولیای عزیز […]

به گزارش عیارآنلاین،‌امین‌رضا لطفعلی‌زاده دستیار دبیرکل و معاون برنامه‌‌سازی و توسعه شبکه برادران اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان  در خصوص اهمیت تربیت فرزندان توسط والدین، اظهار داشت: یک جمله‌ آشنایی که از پدر و مادرها زیاد شنیدیم، این است «من همه زندگی‌ام را پای فرزندم گذاشتم تا به جایی برسد»؛ حال سؤال مطرح می‌شود «اولیای عزیز که برای فرزندتان همه زندگی‌تان را گذاشتید، آن جایی که شما از آن صحبت می‌کنید، کجاست؟».

وی ادامه داد: وقتی این سؤال را از اولیا می‌پرسیم، مشاهده می‌کنیم که هیچ‌کدام از پاسخ‌ها مثل هم نیست؛ هر کسی در ذهن خودش بر اساس تجربیاتش، دوران کودکی، نوجوانی و جوانی، کمبودها یا موفقیت‌هایش، جایی که فرزندش قرار است به آنجا برسد را مشخص می‌کند و این کار، یک اشتباه است.

* در بحث تربیت فرزندان در خانواده به ترسیم یک افق نیاز داریم

لطفعلی زاده توضیح داد: مشاهده‌ می‌شود بعد از سال‌ها تلاش خانواده برای رسیدن فرزند به جایگاه مدنظر آنها، باز هم فرزند به آن جایگاه موردنظر نرسیده است و والدین بعد از سالیان سال که می‌گذرد، هنوز آنطور که دلشان می‌خواست از فرزندشان رضایت ندارند.

وی با بیان اینکه در بحث تربیت فرزندان در خانواده به ترسیم یک افق نیاز داریم، افزود: این افق را نمی‌توان فی‌البداهه و بر اساس تجربیات‌مان و گفت‌وگوهای زن و شوهری تبیین کرده و برای فرزند مشخص کنیم.

معاون برنامه‌‌سازی و توسعه شبکه برادران اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان اضافه کرد: بخشی از پاسخ‌هایی که از اولیا گرفتم، این بوده است «من همه زندگی‌ام را پای فرزندم گذاشتم تا در کنکور بهترین رشته را قبول شود»؛ آیا افقی که فرزند باید به آن برسد، فقط قبول شدن در کنکور است؟

وی با بیان این نکته که ترسیم افق تربیتی فرزند در ابتدای سن کودکی از وظایف والدین است، گفت: فرزند وقتی به سن ۱۵، ۱۶ سالگی می‌رسد در ترسیم و تغییر این افق، دخل و تصرف دارد؛ این افق بسیار مهم است اما ما در اکثر خانواده‌ها از آن بی‌بهره هستیم به عنوان مثال شبیه خانواده‌ای است که قصد دارند که از تهران مسافرت کنند و تمام ابزار و وسایل را برمی‌دارند اما مقصد مشخص نیست.

* وقتی فرزند به عنصر مزاحم در زندگی تبدیل می‌شود

لطفعلی‌زاده اضافه کرد: وقتی کودکان ونوجوانان به یک سن و سال می‌رسند که به یک سطح آگاهی رسیده‌اند، چون نقطه آخر به صورت دقیق مشخص نمی‌شود، به تبع آن  برنامه‌ای که به آن افق باید برسیم هم مشخص نیست، در نتیجه خانواده دچار یک سردرگمی عجیبی می‌شود و می‌بینیم اکثر خانواده‌ها هیچ برنامه‌ای برای رساندن فرزندانشان به آن افقی که در ذهنشان هست، ندارند یا اگر برنامه‌ای داشته باشند، افق‌های کوچکی است که بنده اسم آن را «فقط نوک بینی‌شان را می‌بینند» می‌گذارم.

وی با بیان اینکه جنس فعالیت‌های آموزش و پرورش بیشتر آموزشی است و ناخوداگاه افکار والدین را به سمت ترسیم یک افق آموزشی و علمی سوق می‌دهد، افزود: نهایت افق والدین این می‌شود که دانش‌آموز درسش را بخواند بعد هم روی پای خودش بایستد، ازدواج کند و از خانواده خارج شود.

معاون برنامه‌‌سازی و توسعه شبکه برادران اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان ادامه داد: والدین، فرزندشان را دوست دارند اما چون نمی‌دانند که دقیقاً فرزند را به کجا می‌خواهند برسانند، برنامه‌ای هم ندارند و ناخودآگاه بچه به عنصر مزاحم در زندگی تبدیل می‌شود و وقتی این اتفاق روی دهد، خانواده سردرگم می‌شود و نمی‌‌تواند نیازهای فرزند را تأمین کند.

وی با اشاره به اینکه بچه‌های امروز بسیار باهوش و پرانرژی و فعال هستند، بیان داشت: با توجه به اینکه کودکمان را درک نمی‌کنیم و فهم دقیقی هم نداریم که این کودک با چه برنامه‌ای به کجا می‌خواهد برسد، متأسفانه این نوجوان در منزل به عنصر مزاحم تبدیل می‌شود؛ مزاحم یعنی اینکه از جنس نیازها آگاه نیستیم و نمی‌دانیم به کدام سمت او را هدایت کنیم.

لطفعلی‌زاده با طرح این پرسش‌ها که «چرا نمی‌دانیم افق‌ها کجاست؟»، «چرا نمی‌توانیم برای رسیدن به این افق‌ها برنامه‌ریزی کنیم؟» و «چرا تجربی کار می‌کنیم؟»، گفت: ما برای گرفتن یک مدرک کارشناسی  بین ۱۲۰ تا ۱۴۰ واحد درسی باید بگذرانیم تا بعد از ۴ سال مدرک کارشناسی دریافت کنیم؛ در حقیقت می‌بینیم که مشتاقانه افراد می‌روند و کنکور می‌دهند و ترم به ترم واحدها را می‌گیرند و درس می‌خوانند تا مدرک کارشناسی را بگیرند.

وی اضافه کرد: اگر یکی از والدین را تصور کنیم که تصمیم گرفته است مدرک کارشناسی خود را دریافت کند؛ وی باید باید در هر ترم حدود ۱۶ تا ۱۸ واحد درسی را بگذراند؛ این فرد برای گذراندن این تعداد واحد در طول یک ترم چند کتاب را باید بخواند؟

* والدین برای تربیت فرزندشان تا امروز چند کتاب مطالعه کردند؟

معاون برنامه‌‌سازی و توسعه شبکه برادران اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان افزود: بر این اساس هر فرد برای دریافت مدرک کارشناسی در هر ترم حداقل باید ۸ تا ۱۰ کتاب را بخواند یعنی حداقل باید ۶۴ کتاب مطالعه کرد که مدرک کارشناسی دریافت کند.

وی ادامه داد: اینجا یک سؤال مطرح می‌شود، آن دسته از والدین دانش‌آموزانی که می‌گویند ما همه زندگی‌مان را برای فرزندمان گذاشتیم و در حال حاضر فرزندشان به سن نوجوانی رسیده است، چند کتاب تا امروز برای  تربیت فرزندشان مطالعه کردند تا به آن افق دست پیدا کردند و بتوانند برای رسیدن به آن افق، برنامه‌ریزی مناسبی داشته باشند.

لطفعلی‌زاده با بیان اینکه وقتی در جلسات خودمان از والدین سؤال می‌گیریم، آمار بسیار تکان دهنده است، گفت: سوال می‌‌کنیم «آیا به ازای سن فرزندتان برای هر سال از سن او، یک کتاب مطالعه کردید؟» و متأسفانه می‌بینیم که خانواده‌ها گاهی حتی یک کتاب هم مطالعه نکردند و این موضوع در حوزه تربیتی، یک فاجعه است.

وی با بیان اینکه خانواده‌ها با چه برنامه‌ای فرزندشان را تربیت می‌کنند، افزود: وقتی فردی مطالعه نداشته باشد، مگر می‌تواند به پرسشی پاسخ دهد؟ پس چطور به فرزند می‌گوییم تمام زندگی‌مان را صرف او کرده‌ایم؟ آیا اگر به فرزندمان چلوکباب بدهیم یا او را به کلاس تقویتی بفرستیم، او را بهتر تربیت کرده‌ایم؟

معاون برنامه‌‌سازی و توسعه شبکه برادران اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان تصریح کرد: تعریف ما از زندگی چیست؟ و چه نوع زندگی را برای فرزندان‌مان می‌خواهیم؟ اصلا این تعاریف را از کجا آوردیم؟ مگر می‌شود یک متخصص قلب بگوید من تجربی کار می‌کنم و هیچ کلاسی را هم نرفتم. آیا کسی خودش را دست همچنین فردی بر درمان قلبش، می‌سپارد؟

وی ادامه داد: هر چه ما کتاب نخوانیم و در سبد خانواده خود قرار ندهیم، اطلاعات ما پایین‌تر است پس طبیعی است که در تربیت فرزندمان تأثیر منفی داریم یا بی‌تأثیریم و این دلیلی است که فرزندمان پس از یک مدت به عنصر مزاحم در زندگی‌مان تبدیل می‌شود.

لطفعلی‌زاده با طرح این پرسش خطاب به والدین مبنی بر اینکه «در حال حاضر فرزندتان کجا قرار دارد؟»، گفت: برای آن دسته از والدینی که نمی‌دانند فرزندشان به کجا می‌خواهد برسد، هیچ برنامه‌ای برای رسیدن به آن مقصد ندارند و اصلا نمی‌دانند که فرزندشان در چه وضعیتی هست؟، کار سخت‌تر می‌شود.

* کتاب جزو سبد خانواده باشد

وی با تأکید بر اینکه کتاب باید جزو سبد خانواده باشد، افزود: کتاب سطح اطلاعات یک فرد را افزایش می‌دهد و بر اساس آن به سؤال‌هایی که برایش به وجود می‌آید، پاسخ می‌دهد و در زندگی هیچ چیز جای کتاب و مطالعه را نمی‌گیرد.

معاون برنامه‌‌سازی و توسعه شبکه برادران اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان با بیان اینکه در حال حاضر اختلاف سن بین والدین و فرزندان بسیار زیاد شده است، اظهار داشت: وقتی با والدین صحبت می‌کنم، می‌بینم که اختلاف سن بین والدین و فرزندانشان حداقل ۲۰ سال است و حتی اختلاف سن ۵۰ سال هم داریم؛ در این حالت چگونه والدین، فرزند را درک می‌کنند؟

وی ادامه داد: تا کتاب به سبد خانوار اضافه نشود و تا پدر و مادرها خود را موظف به خواندن کتاب نکنند، مشکل حل نمی‌شود؛ البته در سال‌های اخیر، بانوان کتاب‌های  مربوط به مراقبت‌های بارداری را به خوبی می‌خوانند و البته دلیل آن هم بیشتر این است که فرزندشان سالم باشد و در حقیقت دلیل اصلی آن، تربیتی نیست بلکه سلامت است.

لطفعلی‌زاده با تأکید بر اینکه کمبود محبت یکی از مواردی است که باید درباره نوجوانان توجه داشت، گفت: این نوجوانان از نظر جسمی مشکلی ندارند و پدر و مادر به تغذیه و پوشاک آنها رسیدند اما تشنه محبت هستند و به سمت اولین کسی که با آنها ارتباط عاطفی برقرار می‌کند، جذب می‌شوند.

 وی با اشاره به این نکته که هیچکس برای کودک، پدر و مادرش نمی‌شود، بیان داشت: پس اول باید برای اولیا این موضوع جا بیفتد که ما متخصص تربیتی فرزندمان هستیم و تا برای رسیدن به اهداف تربیتی و تحقق مسئولیت‌هایی که بر عهده‌شان است،مطالعه نکنند، محال است که کار تربیتی دقیقی صورت بگیرد و فرزندان خوبی تحویل جامعه شود.

*باید کتاب در برنامه زندگی ما باشد

معاون برنامه‌‌سازی و توسعه شبکه برادران اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان با تأکید بر اینکه باید دست از تجربی و بر اساس عقاید شخصی زندگی کردن برداریم و افزود: در جامعه ما کسانی هستند که اهل مطالعه و دقت هستند و به آنچه مطالعه کرده‌اند، عمل می‌کنند و دغدغه تربیت فرزند را دارند و اگر این دغدغه در جامعه وجود داشته باشد که بهترین فرد را تحویل جامعه دهد، ناخوداگاه سایر عناصر به کمک می‌آیند، البته به شرطی که افراد اراده کنند.

وی تصریح کرد: یادمان باشد این فرهنگ غلط که فکر می‌کنیم جواب تمام سؤال‌ها را می‌دانیم، باید برداشته شود و باید کتاب در برنامه زندگی ما باشد.

منبع: فارس

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: