۲۷ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۴۹

لابی ها برای نظام جدید قراردادی!

بیع متقابل جواب‌گوی نیازهای طرح‌های توسعه‌ای صنعت نفت است، از این رو شاید به طراحی و ارائه مدل دیگری از قراردادهای جدید در این بخش نیاز نباشد/ در جایی که ریسک اکتشاف نفت و گاز در ایران کمتر از یک درصد است، چرا باید منابع صد برابری خودمان را با یک شرکت خارجی، شریک شویم!؟/ هم‌اکنون برخی از شرکت‌های خصوصی داخلی، آگاهانه به دنبال تغییر در مدل‌های قراردادی در صنعت نفت هستند!

به گزارش عیارآنلاین،۱۶ سال پیش که سیدمهدی حسینی، از نسل نوین قراردادهای نفتی ایران به نام «Buy Back» پرده‌برداری کرد، هیچ کس تصور نمی‌کرد که روزی فرا برسد که این مدافع سرسخت «بیع متقابل»، خودش این مدل قرارداد را فاقد کارآیی معرفی کند.

سیدمهدی حسینی در تیرماه ۱۳۸۴ همزمان با روی کار آمدن دولت نهم، خود را از نفت بازنشسته و هشت سالی در بخش خصوصی گوشه‌نشینی کرد تا اینکه با آمدن بیژن زنگنه به طبقه پانزدهم وزارت نفت، بار دیگر در کسوت یک حقوقدان برای بازنگری در قراردادهای نفتی ظهور کرد و دوباره امضایش برای ارائه یک مدل جدید قراردادی اعتبار پیدا کرد.

حسینی با کوله باری از تجربه بیع متقابل، ریاست کمیته بازنگری قراردادهای نفتی وزارت نفت دولت یازدهم را بر عهده گرفت و قراردادی را تدوین کرد که ملغمه‌ای از بیع متقابل و مشارکت در تولید و تا حدودی هم شبیه قراردادهای هیبریدی عراق است. وی برنامه‌ای ترتیب داد تا این تیپ قراردادی موسوم به «IPC» را در لندن رونمایی و از خارجی‌ها برای حضور در پروژه‌های نفتی ایران دعوت کند.

در اظهار نظرهای سیدمهدی حسینی در طول دو سال گذشته، تغییر دیدگاه وی در باره قراردادهای بیع متقابل مشهود است، به طوری که اخیرا در همایش ملی حقوق انرژی، به صراحت اعلام کرد که شرایط بازار امروز با زمان تدوین قراردادهای بیع متقابل، بسیار فرق کرده است و قراردادهای بیع متقابل در صنعت نفت امروز، دیگر کاربردی ندارد.

سیدمهدی حسینی همچنین با بیان اینکه در قراردادهای بیع متقابل بیشتر بر منافع شرکت ملی نفت ایران به عنوان کارفرما تأکید شده است، افزود: ۴٠ درصد گاز تولیدی کشور، یک میلیون بشکه نفت و میعانات گازی و ١۵ تا ٢٠ درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) کشور از محل قراردادهای بیع متقابل حاصل شده است، با این وجود، باید پذیرفت که این نوع قرارداد در شرایط امروز صنعت نفت کاربردی ندارد.

این اظهار نظر ویژه‌ی «سید مهدی» در حالی بود که وی در گفت‌وگویی مندرج در کتاب «شطرنج اندیشه‌ها در قراردادهای نفتی» در ارزیابی و آسیب‌شناسی رژیم حقوقی قراردادی صنعت نفت ایران که در بهار ۱۳۹۲ انجام شد، اعلام کرده بود: «هم‌اکنون بیش از ۶۰ درصد از تولید گاز از میدان پارس جنوبی و همچنین حدود ۷۰۰ هزار بشکه از تولید کنونی نفت ایران با انعقاد و اجرای قراردادهای بیع متقابل به سرانجام رسیده است. در آن زمان اجرای قراردادهای بیع متقابل توانست تولید ناخالص داخلی (Gross Domestic Product) را حدود ۱۲ درصد افزایش دهد، بنابراین کسی نمی‌تواند بگوید که این گونه قراردادها اثرهای مثبتی در اقتصاد و صنعت نفت کشورمان نداشته‌اند.»

وی همچنین یادآوری کرده بود که زمانی که کار تهیه قراردادهای بیع متقابل تمام شد و توسعه میدان‌ها را در چارچوب این نوع قرارداد آغاز کردیم، تولید نفت ایران حدود سه میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه در روز بود که در سال ۱۳۸۴ این رقم را به چهار میلیون و ۲۵۰ هزار بشکه در روز رساندیم، ضمن آنکه چند صد هزار بشکه در چارچوب طرح‌های توسعه دیگر نیز در آستانه آمدن به مدار تولید بود. اگر می‌گویند که برداشت گاز از پارس جنوبی در سال ۱۳۸۴ در مقطعی به میزان برداشت قطر از این میدان مشترک رسید و عقب‌ماندگی‌ها جبران شد، به دلیل اجرای قراردادهای بیع متقابل بود.

حسینی که هم‌اکنون در تدارک برگزاری کنفرانس لندن برای رونمایی از تیپ جدید قراردادهای نفتی ایران است و تلاش می‌کند که شرایط را برای حضور خارجی‌ها در نفت فراهم کند، اعتقاد دارد که نتیجه برگزاری سمینار لندن در سال ۱۹۹۹ به‌منظور معرفی قراردادهای نفتی و پروژه‌های صنعت نفت ایران، جذب ۴۰ تا ۵۰ میلیارد دلار سرمایه در صنعت نفت کشور بود و ماحصل آن عسلویه و پارس جنوبی و ایجاد ظرفیت تولید یک میلیون بشکه‌ای نفت و در حاشیه آن نیز حدود ۱۷  میلیارد دلار هم در پتروشیمی جذب شد. امروز ارزش محصولات همان پروژه‌ها، با احتساب نفت ۶۰ دلاری، بیش از ۷۰ میلیارد دلار در سال برآورد می‌شود.

جا به جای اظهارات سیدمهدی حسینی در کتاب «شطرنج اندیشه‌ها در قراردادهای نفتی» بر دفاع تمام قد از قراردادهای بیع متقابل و نقد قراردادهای مشارکت در تولید تأکید دارد، به طوری که در بخشی از این گفت‌وگو با عنوان «پای بیع متقابل بایستیم» تصریح کرده بود: «به دلیل جذابیت‌های صنعت نفت ایران و تولید نفت سهل و ارزان نفت در کشورمان، شرکت‌های خارجی برای حضور در صنعت نفت ایران و فعالیت در چارچوب قراردادهای بیع متقابل صف کشیده بودند.»

سیدمهدی حسینی در زمان وزارت بیژن نامدار زنگنه در دولت هفتم، معاونت بین‌الملل وزارتخانه پول‌ساز نفت را بر عهده داشت و در نتیجه مذاکره با شرکت‌هایی همچون توتال، انی، استات اویل و اینپکس، قرارداد توسعه هشت فاز پارس جنوبی، همچنین قرارداد توسعه میدان‌های نفتی سروش، نوروز، بلال، درود، دارخوین و آزادگان را در چارچوب بیع متقابل منعقد کرد. او معتقد است که بهره‌برداری صیانتی و دستیابی به تولید بهینه، دلیل اصلی عقد قراردادهای نفتی است.

نکته‌هایی از گفته‌های سید مهدی حسینی؛ رئیس کمیته ویژه بازنگری قراردادهای نفتی ایران در کتاب «شطرنج اندیشه‌ها در قراردادهای نفتی در حمایت از بیع متقابل در ادامه آمده که بیانگر چرخش دیدگاه او در باره بیع متقابل است:

*گروهی عدم استقبال شرکت‌های نفتی بین‌المللی از فعالیت در صنعت نفت ایران را به حساب آن می‌گذارند که ایران بستر مناسب و چارچوب قراردادی خوبی را به شرکت‌های بین‌المللی ارائه نمی‌کند، در نتیجه با این استدلال و با انگیزه جذب سرمایه‌گذاری، لزوم ارائه مدل‌های دیگری از قراردادهای نفتی و گازی را مطرح می‌کنند، در حالی که امروزه بیشتر به علت مشکلات حقوقی و اقتصادی ناشی از تحریم که برای این شرکت‌ها ایجاد شده است، حتی اگر از آنها برای مشارکت در سرمایه‌گذاری بهترین و سودآورترین بخش‌های نیازمند توسعه کشور هم دعوت کنیم و شرایط بسیار خوبی را برای انعقاد قرارداد به آنها پیشنهاد کنیم، قادر به حضور در ایران بدون رفع موانع حقوقی فوق نیستند.

*مسئله امروز صنعت نفت ما، عقد مدل خاصی از قراردادهای نفتی نیست، اما اگر بخواهیم مدلی را طراحی کنیم که به شرکت‌های خارجی از کشورهایی همچون چین، هند، بلاروس، روسیه و …  که هم‌اکنون در صنعت نفت ما کار می‌کنند، ارائه کنیم، مسئله قراردادهای نفتی به یکی از مسائل روز صنعت نفت تبدیل می‌شود. بنده اعتقاد ندارم که چین در صنعت نفت، دانش و تکنولوژی برتر و بالاتری در قیاس با ما دارد و می‌تواند بیاید بهترین توسعه را با بهترین تکنولوژی محقق کند.

*برخی از شرکت‌های تابعه شرکت ملی نفت ایران، به قراردادهای بیع متقابل انتقادهایی دارند؛ برای مثال برخی از کارشناسان در مناطق نفتخیز جنوب می‌گفتند هزینه اجرای این گونه قراردادها گران است و تولید صیانتی تضمین نمی‌شود و می‌توان برای اجرای آنها، کمتر از اینها، هزینه کرد، اما بنده می‌گویم، برعکس این است؛ امروزه با توجه با مشخص شدن عدد و رقم‌های موجود در این قراردادها مشخص شده است انتظارهای اقتصادی همه شرکت‌های نفتی طرف قرارداد با شرکت ملی نفت ایران در این قراردادها کمابیش برآورده نشده است.

*اینکه آیا بیع متقابل پاسخ‌گوی نیازهای صنعت نفت ما است یا نه؟ باید بگویم که یک اشتباه بزرگ در عمل اتفاق افتاده است، این گونه قراردادها برای گروهی خاص از عملیات‌ها طراحی شده‌اند، پس با اصلاحات و ایجاد جذابیت در آنها، می‌توانند جواب‌گوی نیازهای طرح‌های توسعه‌ای صنعت نفت یعنی همان گروه خاص باشند، از این رو شاید به طراحی و ارائه مدل دیگری از قراردادهای جدید در این بخش نیاز نداشته باشیم.

*اعتقاد دارم که بدنه کارشناسی صنعت نفت در زمینه تهیه و تدوین قراردادهای نفتی به شدت تضعیف شده است، هم‌اکنون برخی از شرکت‌های خصوصی داخلی، آگاهانه به دنبال تغییر در مدل‌های قراردادی در صنعت نفت هستند و لابی‌های گسترده‌ای نیز ایجاد کردند، اغلب این شرکت‌ها چون به صندوق‌های بازنشستگی وابسته‌اند، پول و سرمایه دارند، اما صاحب دانش و تکنولوژی نیستند، از این رو اگر بخواهند برای توسعه طرح‌ها شریک خارجی بیاورند، با توجه به شرایط کنونی کشور نمی‌توانند شرکت‌های بین‌المللی توانمند و صاحب نامی را همراه خود کنند و به ناچار به سراغ شرکت‌های درجه چندم چینی، هندی، تایلندی، مالزیایی، بلاروس و… می‌روند.

*زمانی که مسئولیت مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت ایران را بر عهده داشتم، طرحی پژوهشی را درباره ضریب موفقیت اکتشاف در ایران دنبال کردیم که بر اساس آن مشخص شد به ازای حفر هر ۱۷ حلقه چاه اکتشافی، ۱۴ حلقه چاه به هیدروکربور می‌رسد؛ یعنی ضریب موفقیت بسیار بالا و ریسک کم در اکتشاف. حالا سئوال اساسی اینجاست، در جایی که ریسک نبود نفت و گاز کمتر از یک درصد درآمدها برآورده می شود، چرا باید منابع صد برابری خودمان را با یک شرکت خارجی، شریک شویم؟ چرا کالای ۱۰۰ دلاری خودمان را با شریکی که تنها یک دلار هزینه می‌کند، سهیم شویم!؟

منبع: عصرنفت

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: