۱۴ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۴۷

۳ مانع اصلی از سرگیری سوآپ نفت

اگرچه از ابتدای دولت یازدهم بارها اعلام شد که مذاکره با کشورهای همسایه شمالی برای از سرگیری سوآپ نفت خام در حال انجام است اما در این میان سه مانع اساسی بر سر راه این عملیات وجود دارد؛ مازاد، کیفیت و قیمت نفت.

به گزارش عیارآنلاین،از مردادماه ۱۳۸۹ عملیات سوآپ نفت خام از مسیر ایران به دستور سید مسعود میرکاظمی؛ وزیر نفت وقت  متوقف شد. او معتقد بود که عملیات سوآپ نفت خام، کشور را به وارد کننده نفت خام تبدیل کرده است. علاوه بر این یکی از اهداف سوآپ نفت خام کاهش هزینه‌های انتقال خوراک پالایشگاههای شمالی کشور – پالایشگاه تبریز و تهران –  بود. اما نفت خام دریافتی اصلاً با طراحی دو پالایشگاه تطبیق نداشت. این درحالیست که اگر قرار  است نفت‌خام دیگری جایگزین خوراک قبلی پالایشگاه‌ها شود باید از نظر مشخصات نزدیک به نفت‌خامی باشد که پالایشگاه بر اساس آن طراحی شده است.

با توجه به کیفیت‌های متفاوت نفت آسیای میانه تصمیم گرفته شد مخلوطی از این نفت‌ها که متناسب با شرایط این دو واحد پالایشی باشد به کشور وارد شود. در اسناد مناقصه‌ و قراردادها، چهار نوع ترکیب نفت‌خام را مبنا طراحی قرار دادند؛ ترکیب اول، ۵۰ درصد نفت‌خام “کالامکاس” و ۵۰ درصد نفت خام”تنگیز”؛ ترکیب دوم، ۲۵ درصد نفت خام “کالامکاس”، ۲۵ درصد نفت خام “تنگیز” و ۵۰ درصد نفت خام ” اهواز- آسماری”؛ ترکیب سوم، ۵۰ درصد نفت خام “چلیکن” و ۵۰ درصد نفت خام ” اهواز – آسماری”؛ و ترکیب چهارم هم ۱۰۰ درصد نفت خام کشور آذربایجان بود.

از ترکیبهای مشخص شده هیچ کدام، حتی یک قطره هم وارد نشد؛ چون مازاد برخی از این نفت خامها به میزانی نبود که بتوان آنها را با ترکیبهای تعیین شده، وارد کرد؛ به طور مثال تولید نفت ترکمنستان روزانه ۲۵۰ هزار بشکه در روز است که بخش عمده‌ای  از آن در پالایشگاه “ترکمن‌باشی” پالایش می‌شود، حجم مازاد این نفت خام در کل ۱۵ هزار بشکه در روز بود که به تدریج این رقم به هشت هزار بشکه در روز کاهش یافت. این درحالیست که در مجموع خوراک مورد نیاز پالایشگاههای تهران ( روزانه ۲۵۰ هزار بشکه) و تبریز (روزانه ۱۱۰ هزار بشکه) ۳۶۰ هزار بشکه است.

همچنین ۲۰ درصد از نفت خام تنگیز متعلق به دولت قزاقستان و باقی آن مربوط به شرکت آمریکایی است. این شرکت هم با ایجاد یک کنسرسیوم برای انتقال نفت‌خام خود، خط لوله بی.تی.سی را ساخت. نفت خام آذربایجان هم از خط لوله بی.تی.سی منتقل می‌شود. همچنین خط لوله سی.پی.سی در سال ۲۰۰۱ فعال شد و در برنامه توسعه ای این خط لوله  انتقال ۱٫۴ میلیون بشکه نفت خام در روز پیش بینی شده است.نفت خام آذربایجان  هم حدود ۱۰ سهامدار دارد که سهم دولت آذربایجان (سوکار)حدود ۱۰ درصد است بنابراین نفتی از این کشور برای سوآپ باقی نمی‌ماند.

یکی دیگر از اهداف سوآپ نفت خام تغییر نکردن ظرفیت خوراک پالایشگاه‌ها بود. همچنین قرار بود که کیفیت فرآوردههای تولیدی هم پوشش داده شود. از طرف دیگر کیفیت نفت خام دریافتی باید به گونه‌ای می‌بود که حجم تولید فرآوردههای نفتی سبک مانند بنزین افزایش می‌یافت.اما نفت خام دریافتی استاندارد رایج پالایشگاهها را نداشت در نتیجه فرآوردههای بی‌کیفیت تولید و در کشور توزیع شد.

به طور نمونه می‌توان به نفت وارد شده از میدان “کمیر” اشاره کرده که حاوی ۲۶ درصد واکس است. این نفت بعد از تزریق موجب انسداد خط لوله انتقال شد به همین دلیل با صرف هزینه‌ای میلیاردی حدود ۳۵ میلیون لیتر گازوئیل به این خط تزریق شد تا خط لوله باز شود. از سوی دیگر نفت خام دریافتی حاوی نمک و آب زیادی بود.

پیش از توقف سوآپ نفت خام پالایشگاه‌های داخلی به دلیل دولتی بودن مجبور بودند که نفت خام بی‌کیفیت دریافتی را از همسایگان شمالی دریافت کنند اما اکنون این دو پالایشگاه به بخش خصوصی واگذار شده است و قطعاً تمایلی برای دریافت نفت خام با کیفت پایین‌تر از نفت داخل نخواهند داشت.

و اما مانع سوم برای از سرگیری سوآپ نفت خام تخفیف پنج درصدی قیمت خوراک به پالایشگاه‌های داخلی است؛ با توجه به هزینه‌های عملیات سوآپ نفت دریافتی به دوپالایشگاه مورد نظر باید حداقل با ۱۰ درصد تخفیف واگذار شود.

منبع:تسنیم

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: