دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه تبریز بررسی کرد

بالا رفتن سرانه تولید ناخالص ملی همگام با افزایش جمعیت در ایران

نظریه‌های جدید در باب جمعیت ثابت می‌کنند که کاهش باروری باعث کاهش سرعت رشد اقتصادی در کشورهای صنعتی از طریق اثر منفی آن بر عرضه نیروی کار می‌شود. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهند در بلندمدت نرخ زاد و ولد اثری مثبت و معناداری بر رفاه کشور دارد.

به گزارش عیارآنلاین، دکتر احمد اسدزاده دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه تبریز، با بررسی اثر افزایش جمعیت بر تولید ناخالص داخلی سرانه ایران ثابت می‌کند افزایش جمعیت تاثیر مثبتی بر تولید ناخالص داخلی کشور دارد.

در زمینه تأثیر افزایش جمعیت بر رفاه، باورهای غلطی وجود دارد. دکتر احمد اسدزاده، دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه تبریز، با تنی چند از دانشجویان خود، طی پژوهشی تجربی به بررسی یکی از این باورهای غلط می‌پردازد.

این باور آن است که افزایش جمعیت، مساوی است با کم شدن سرانه مصرف هر نفر، و در واقع، کاهش منابع و بروز مشکلات اقتصادی. در این‌جا خلاصه‌ای از این پژوهش را خواهیم آورد.

این باور از نظریه مالتوس، اقتصاددان قرن هجدهم نشات می‌گیرد که اعتقاد داشت با افزایش جمعیت، تولید اقتصادی آسیب خواهد دید. علی‌رغم اینکه این نگاه در نظر جمعیت‌شناسان و اقتصاددانان عصر حاضر یک نگاه کلیشه‌ای و غلط تلقی می‌شود؛ هنوز هم در برخی مجامع علمی داخل کشور پذیرفته شده است.

مالتوس اعتقاد داشت: «جمعیت در همه کشورها در مقایسه با رشد غلات کشاورزی در دسترس، از رشد بیشتری برخوردار است؛ بنابراین رقابت سختی میان مردم در دستیابی به منابع محدود وجود دارد. درنتیجه، چرا باید به جمعیت اضافی فقیران اجازه داده شود تا مواد غذایی را که افراد طبقه مالک می‌توانند از آن منتفع شده و از زندگی بهتری برخوردار شوند، به دست آورند؟ وی از هموطنانش می‌خواهد که جنگ، قحطی، گرسنگی، طاعون، قتل‌عام و غیره را به‌عنوان راه‌های منصفانه الهی برای کنترل رشد جمعیت و تنبیه فقرا، به خاطر عدم خودداری از تولید مثل بیولوژیکی تلقی کنند. با این دیدگاه او با هر نوع اصلاحات اجتماعی همانند قانون حمایت از فقیران در انگلستان مخالفت می‌نمود.»

اما نظریه پردازان اقتصادی، چند دهه است که به یافته‌هایی خلاف نظریه مالتوس رسیده‌اند. یکی از آنها بکر است که می‌گوید: «با توجه به افزایشی و نه کاهشی بودن بازده در کشورهای دانش‌محور، جمعیت بیشتر باعث تحریک برای سرمایه‌گذاری بیشتر که در نهایت منجر به افزایش سرانه رفاه است، می‌شود. مشکل اساسی درواقع جمعیت نیست، بلکه مدیریت اقتصاد است. تجربه هند به‌صراحت نشان داده که آنچه جلوی رشد اقتصاد را می‌گیرد رشد جمعیت نیست بلکه سیاستهای بد اقتصادی است.»

این نظریه‌های جدید در تحقیقات تجربی نیز تأیید شده‌اند. از جمله این مطالعات پژوهش پرتنر و همکاران در سال ۲۰۱۳ میلادی است که در مطالعه‌ای ارتباط میان باروری و رفاه اقتصادی را برای ۱۱۷ کشور مورد بررسی قرار داده‌اند و نتیجه گرفته‌اند که کاهش باروری باعث کاهش سرعت رشد اقتصادی در کشورهای صنعتی از طریق اثر منفی آن بر عرضه نیروی کار می‌شود. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهند در بلندمدت نرخ زاد و ولد اثری مثبت و معناداری بر رفاه کشور دارد.

    تحقیق دکتر اسدزاده و همکاران‌شان نشان می‌دهد نظریه‌های جدید در ایران نیز تأیید شده‌اند. در کشور ایران افزایش جمعیت در سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۹۰، به افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه منجر شده است. یعنی با افزایش جمیعت در کشور، نه تنها فقر افزایش پیدا نکرده، بلکه درآمد سرانه نیز افزایش یافته است.

علی‌رغم این واقعیت که افزایش جمعیت همراه با افزایش درآمد سرانه بوده، در این سالیان، سیاست‌ دولت‌ها بر کاهش شدید نرخ باروری متمرکز بوده است.

   دکتر اسدزاده و همکاران‌شان نتیجه‌ می‌گیرند که: «دولتمردان ما باید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کنند که آهنگ رشد جمعیت را تثبیت کرده و از کاهش آن جلوگیری نمایند. البته به‌تناسب رشد زاد و ولد، باید فرصت‌های جدید شغلی نیز جهت افزایش سطح رفاه این جمعیت افزایش یابد.»

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: