۱۸ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۴۴

حرمت استقلال دادن به دانشگاه‌­های نفتی

نخبگان واقعی بچه‌پولداربازی درنمی­‌آورند و استقلال دادن به این افراد هم عین کشتن آن­هاست. دانشگاه‌­ها هم برای مستقل شدن باید دست از نفتی بودن بکشند و پول خودشان را دربیاورند.

به گزارش عیارآنلاین، هر چند که قوانین مربوط به هیات امنای دانشگاه‌­ها قبل از انقلاب هم طرح شده بود؛ اما استقلال دانشگاه‌­ها در کشور صحبت چند ساله اخیر است و قدمت طرح این مسائل به دوران سازندگی هم نمی­‌رسد.

با وقوع انقلاب اسلامی، تمرکزگرایی به موجب اقتضائات اوایل انقلاب جایگزین هیات­‌های امنا شد. اساسا جنگ و بعد از آن فرصت محدود برای رفع نیازهای معیشتی مردم، مجالی برای طرح دغدغه­‌های اینچنینی نمی‌­داد و موضوعاتی مانند استقلال در اداره دانشگاه­‌ها در درجه سوم یا چهارم اهمیت هم نبودند.

در اواخر دوران اصلاحات و با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری نهم وزارت علوم مباحث مربوط به استقلال دانشگاه‌­ها را طرح کرد. جایگزین معین، وزیر علوم مستعفی، توفیقی بود که توانست دانشگاه‌­ها را از قانون استخدام کشوری و قانون محاسبات عمومی مستثنا کند. باب این نوع استقلال­‌طلبی دانشگاه‌­ها در دولت نهم نیز باز بود و در قانون پنجم توسعه، دانشگاه‌­ها از قانون مناقصات هم مستثنی شدند.

در این نوع نگاه، دانشگاه دارای قوه ادراک بسیار بالا، مغز جامعه و پیشران علم و فناوری کشور تلقی شدند. دولتمردان کشور کوشیدند علم و فناوری را با رشد دادن دانشی که در دانشگاه‌­ها تولید می­‌شود، پیش ببرند. این نوع تلقی در کشور به صورت یک گفتمان در آمد و باعث شد غیر دانشگاهیان نسبت به اینکه چرا برای دانشگاه­‌ها و توسعه آن­ها اینقدر بودجه تخصیص داده می­‌شود و پول بی‌­زبان مملکت خرج آن­ها می­‌شود اعتراض نکنند.

در واقع دانشگاه‌­ها یک قداستی در این چند دهه پیدا کردند که اعتراض به آن­ها نشانه­‌ای از نشانه­‌های قطعی حماقت و نادانی و البته کم­‌سوادی و کم‌­دانشی محسوب شد! در عجبم که اندک نفراتی در کشور فهیم ایران اسلامی یافت نمی­شوند که بگویند اینقدر توسعه دانشگاه‌­ها به چه درد کشور خورده است؟ چه گره‌­ای را از کار صنعت ملی گشوده و چه نانی را سر سفره مردم آورده است؟

ممکن است ارسال ماهواره به فضا و توسعه صنعت مخابرات و مانند آن را نشانه کارامدی دانشگاه­‌ها بدانیم؛ حال آنکه توسعه دانشگاه‌­ها به صورتی که رایج است، از زاییدن چنین فناوری­‌هایی عقیم است.

دانشگاهیان خود به خوبی ادراک کرده‌­اند که روال جاری تعلیمات در دانشگاه‌­های کشور نمی­‌تواند ثمره­‌های اینچنینی داشته باشد.

پژوهش در کشور با مدل­های حاکم در مدیریت پروژه­‌ها نیز دخالت چندانی در این مورد ندارد. معتقدم موفقیت­‌های فناورانه در کشور حاصل رشد صنعت و تلاش مهندسان فعال در قسمت­‌های تحقیق و توسعه آن­هاست و بعید نیست مجموعه دستاوردهای صنعت در یک رگه خاص آن نظیر هوافضا بیشتر مدیون تکنسین­‌هایی است که غیرتمندانه و بی‌­ادعا در این صنعت مشغول کارند و نه دانشجویان و حتی اساتید دانشگاه­‌های درجه یک کشور که ممکن است حتی نامی در میان یک درصد دانشمندان برتر جهان در حوزه خود در کرده باشند.

معیار ارتقای اعضای هیات علمی در کشور بیش از آن که آورده برای کشور داشته باشد، فروش مفت و مجانی اندیشه­های ایرانیان به غربی­‌ها و حل مشکلات و مسائل پیش­روی آن­هاست؛ تا شاید مقاله­‌های ISI به تعدادی برسد و دانشجویی جذب دوره دکتری شود یا استادی ارتقا بگیرد! در دیگر کشورها تامل کردن گره‌­گشاست. کدام کشور وزن تولیدات به اصطلاح علمی را به مقاله ISI داده است؟! فارغ از این عقل خودش چه حکم می­کند؟! آیا عقل اینقدر بی­‌عقل شده است که نمی­تواند ثروت­‌آفرینی پتنت و ثبت اختراعات را درک کند؟! جالب است که چندسال است که جنبش ضد تولید ISI  در کشور شروع شده است و همه گلگی می­کنند. اما مسئولان دانشگاه‌ها اشتباه ۳۰ ساله را کنار نمی­گذارند! بعضی اوقات فکر می­‌کنم تعمدی در این باره هست!

استقلال به دانشگاه­‌ها بسیار واجب و ضروری است؛ اما نه به این مفهوم که بگذاریم صرفا سیاسیون بروند و بیایند به دانشگاه­‌ها و دانشگاه‌­ها بتوانند هر کس و برخی مواقع ناکسی را به بهانه استقلال دانشگاه برای سخنرانی و سمینار و حتی تخصیص کرسی دانشگاهی دعوت کنند. استقلال دانشگاه خیلی مهم است؛ اما نه به این مفهوم که مخالفت با رفتارهای غیرمنطقی و غیر دینی برخی را محکوم کنند. استقلال دانشگاه‌­ها آب حیات دانشگاه است؛ اما نه به اینکه اجازه هتک حرمت شخصیت­‌ها در آن بدون ادله قضائی داده شود.

اساسا استقلال در این موارد استقلال نیست. عین اسیر کردن و به تاراج بردن دانشگاه­‌ها و ذخایر بی­نظیر آن است. معتقدم طرح استقلال در دانشگاه‌­ها در این سطوح، بدون پرداختن به سطوح دیگر ابزار کردن دانشگاه و دانشگاهیان برای توجیه دولت‌­هاست.

استقلال در دانشگاه دقیقا باید با دامنه وظایف آن تطابق پیدا کند. استقلال در اداره دانشگاه به شرط پاسخگو بودن دانشگاه‌­ها به نیازهای مردم. استقلال در اداره دانشگاه به شرط تامین مالی خود دانشگاه­‌ها و انصراف از نفتی بودن. دانشگاه‌­ها در ایران اساسا نفتی اداره شده­‌اند و اگر این بچه پولدارها را از نفت جدا کنی، اینقدر بیچاره‌اند که در دم تعطیل می­‌شوند. متاسفانه دانشگاه‌­های نفتی معتادوار به دنبال کندن بودجه از وزارت علوم و بهداشت­اند و حتی از بابت چند شرکت به اصطلاح دانش­‌بنیان خود (که البته تنها برخی از دانشگاه­‌های معتبر کشور صاحب آن­ها هستند) تنها زیان و هزینه می­‌بینند و توان تولید ثروت ندارند.

صحبت از استقلال دانشگاه‌­ها وقتی به این مسائل می‌رسد، متقین کم می­‌شوند و ادعاها می­‌خوابد! البته خود وزارت علوم هم وضع بدتری دارد که بهتر نیست. وزارت علوم از نخبگان کشور حمایت نمی­‌کند و عملا زیربار تحمل هزینه‌‌های تامین مالی دانشجویان نخبه خود در دوره‌­های ارشد و دکتری نمی­‌رود. این وزارتخانه هم مانند سایر وزارتخانه­‌ها دست در نفت دارد و بالاخره محدودیت توان استخراج و فروش و قیمت بین‌­المللی اجازه چنین کارهایی را به وزارتخانه نمی­‌دهد!

نمی‌­دانم کسانی که خود را طبق تعاریف بنیاد ملی نخبگان «نخبه» می­‌دانند و نمی‌­توانند خودشان هم شاغل شوند و به یک میز یا یک کار مدیریتی ساده در وزارتخانه­‌ها قانع‌­اند، چگونه نخبه­‌اند؟! نخبه کسی نیست که رتبه اول تا سوم کنکور می­‌شود یا چندین ده مقاله دارد. نخبگان واقعی بچه‌پولدار بازی در نمی­‌آورند. اصلا نباید به کسانی که مدل فکری اینگونه دارند استقلال داد. استقلال دادن به این قماش افراد عین کشتن آن­هاست.

دانشگاه‌­ها هم اگر استقلال می­‌خواهند باید دست از نفتی بودن بکشند. فعال باشند و پول خودشان را دربیاورند.

منبع: فارس

 

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: