۱۸ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۰۰
یادداشتی از جف توماس، سایت اینترنشنال من

چه کسی طلا دارد؟

حالا که آمریکا به بزرگترین ملت بدهکار دنیا تبدیل شده است، اروپا نیز مقداری بی صبر شده و برخی از کشورها خواهان بازگشت طلای خود شده‌اند. در پاسخ، فدرال رزور (بانک مرکزی آمریکا) مقدار کمی از طلای آلمان را فرستاده ولی از ارسال باقی مانده آن خودداری می‌کند و حتی اجازه بازرسی از طلای باقی مانده را نیز نمی‌دهد. (باز هم دلگرم کننده نیست)

در سال ۱۹۷۱ ایالات متحده ناگهان سیستم پولی استاندارد پایه طلا را کنار گذاشت و ریچارد نیکسون، رئیس جمهور وقت این کشور، در بیانیه‌ای عمومی در این مورد در تلویزیون گفت: «ما همه کینزی هستیم».

من در آن موقع جوان بودم و مقداری طلا از قبل خریده بودم، گرچه میزان آن بسیار کم بود، با اینحال به یاد دارم که درحالی که به چهره این مرد متوهم نگاه می‌کردم با خودم فکر کردم که «این خوب نیست».

به هر حال ظاهرا دنیا در مقیاس وسیعی با آقای نیکسون موافقت کرد و در عرض چند سال دیگر کشورها نیز سیستم پولی استاندارد طلا را کنار گذاشتند و این به آن معنی بود که از آن زمان دیگر هیچ پولی پشتوانه‌ای جز یک تعهد نخواهد داشت.

زمان مهمانی

زمان زیادی طول نکشید که کشورها شروع به بازی با واحدهای پولی خود کردند. در آن زمان مارک آلمان، فرانک فرانسه، لیر ایتالیا و استرلینگ بریتانیا همه تقریبا معادل یکدیگر بودند و چهار یا پنج عدد از هر کدام معادل یک دلار بود. این نسبت‌ها قبل از سال ۱۹۷۱ شروع به تغییر کرده بودند اما در پی کنار گذاشتن طلا بود که دولت‌های دنیا واقعا متوجه مزیت‌های دستکاری واحدهای پولی خود علیه واحدهای پولی دیگر کشورها شدند.

از آن زمان تا کنون اسکناس یک کشور که معنایی بیش از یک «من به تو بدهکارم» نداشت به طور فزاینده‌ای به «من به تو به میزان نامشخص و نوسانی بدهکارم» تنزل یافت.

این تنظیم گری و دستکاری پولی در ابتدا در دهه‌ی ۱۹۶۰ شبیه به امتحان آزمایشی مواد مخدر توسط جوانان بود که در ادامه در آغاز هزاره جدید به چیزی شبیه اعتیاد به هروئین تبدیل شده بود. متأسفانه کسانی که معتاد شده بودند رهبران ملی کشورها در سیاست و نظام مالی بودند.

در حال حاضر ما در دهه دوم این هزاره قرار داریم و این مهمانی رو به وخامت گذاشته و به زودی به یک پایان بد ختم خواهد شد. همین طور که به پایان نزدیک‌تر می‌شویم، گرچه بسیار دیر، ولی جاذبه کسانی بیشتر می‌شود که برای سال‌ها تحقق نهایی اینکه «کینز» و «نیکسون» اشتباه کشنده‌ای انجام داده‌اند و دنیا برای بار دیگر به طلا رو خواهد آورد. روند رو به رشد تعداد افرادی که متوجه می‌شوند واحدهای پولی بدون پشتوانه ناگهان به پایان کار خود می‌رسند و طلا به درخشش خود ادامه خواهد داد قابل ملاحظه است.

اما دو سئوال باقی مانده که بهترین پیش‌بینی کنندگان را نیز گیج کرده است.

  1. نقش طلا در آینده چه خواهد بود؟

آیا زمانی که واحدهای پولی از هم بپاشند، یک انتقال کامل و یک دفعه به طلا رخ خواهد داد؟  بعید به نظر می‌رسد.

آیا واحدهای پولی دیگری به عنوان راه حل پول‌های کاغذی موجود مورد استفاده قرار می‌گیرند؟ تقریبا قطعا.

آیا این واحدهای پولی جدید با پشتوانه طلا خواهند بود؟ احتمالا، خصوصا با توجه به اینکه دولت‌ها و موسسه‌های بانکی به صورت بی سر و صدا به تکاپو برای خرید طلا افتاده‌اند، درحالیکه تلاش می‌کنند جلوی افزایش ذخایر]غیر طلای[ خود را بگیرند.

آیا واحدهای پولی با پشتوانه‌ی طلا می‌توانند پول را برای زمان باقی مانده از عمر ما پایدار نگه‌دارند؟ تقریبا بعید به نظر می‌رسد.

حتی آن واحدهای پولی که می‌پذیرند بر پایه طلا باشند، تنها ادعا می‌کنند که اراده این کار را دارند و در زمانی نامشخص در آینده به دنبال راهی خواهند گشت که کار نیکسون را بار دیگر تکرار کنند و نظام استاندارد طلا را کنار بگذارند. (سود کوتاه مدت بازی با واحدهای پولی بسیار وسوسه‌کننده است.)

  1. چه کسی طلا دارد؟

در دنیا واحدهای پولی با تناوب قابل توجهی می‌آیند و می‌روند. (دنیا در صد سال گذشته شاهد بیش از بیست ابرتورم در نقاط مختلف بوده‌است.)

می‌خواهیم در مورد آن تکاپوی بی سر و صدا صحبت کنیم، هیچ کس در مورد اینکه چقدر طلا دارد حقیقت را نمی‌گوید. به علاوه حتی بهترین کاشناسان موضوع (نه کارشناس نمایان تلویزیون بلکه اقتصاد دانانی که من احترام زیادی برایشان قائل هستم) نیز تخمین‌های بسیار متفاوتی از اینکه هرکس چه میزان طلا دارد زده‌اند.

یک اتاق فکر گفته است که گرچه آمریکا مدتهاست ادعا می‌کند تقریبا ۸ هزار تن طلا در فورت ناکس دارد، از ۱۹۵۳ تا به حال هیچ حسابرسی از فورت ناکس ]برای راستی آزمایی این ادعا[ صورت نگرفته است. (این دلگرم کننده نیست) آیا واقعا ۸ هزار تن است؟ ۴ هزار تن است؟ هیچ طلایی در کار نیست؟ بعید است که بتوانیم به پاسخ حقیقی این سئوال برسیم.

علاوه بر آن آمریکا از زمان جنگ سرد تقریبا ۶ هزار تن طلا برای کشورهای اروپایی نگهداری می‌کند.

حالا که آمریکا به بزرگترین ملت بدهکار دنیا تبدیل شده است، اروپا نیز مقداری بی صبر شده و برخی از کشورها خواهان بازگشت طلای خود شده‌اند. در پاسخ، فدرال رزور (بانک مرکزی آمریکا) مقدار کمی از طلای آلمان را فرستاده ولی از ارسال باقی مانده آن خودداری می‌کند و حتی اجازه بازرسی از طلای باقی مانده را نیز نمی‌دهد. (باز هم دلگرم کننده نیست)

از سوی دیگر اقتصاددانانی به همین اندازه دقیق- از دورن دولت آمریکا – هستند که عنوان می‌کنند مطمئنند طلا در هر دو مکان فورت ناکس و صندوق زیرزمینی بانک فدرال رزور شهر نیویورک وجود دارد. در مورد دومی عنوان می‌کنند که بخش عمده و یا همه‌ی طلا به بولیون بانک‌ها[۱] اجاره داده شده ولی هرگز از ساختمان خارج نشده است.

این چه معنایی برای صاحبان واقعی طلا دارد؟ یعنی مطلبات مشروع متعددی در مورد طلای آن‌ها وجود دارد.

آیا بانک مرکزی آمریکا حق صاحبان اصلی – ملت‌‌های اروپایی – را خواهد داد و یا حق بولیون بانک‌ها را خواهد داد؟ یا اینکه طلا را به منظور ایجاد یک واحد پولی جدید با پشتوانه طلا برای آمریکا، غصب خواهد کرد (با این فرض که هنوز در آنجا وجود دارد) و اعتنایی به هیچ یک از مدعیان نخواهد کرد؟

و سئوال دیگر اینکه آیا میزان ذخایر طلای بانک خلق چین (بانک مرکزی چین)، همانطور که اعلام کرده است تقریبا ۲ هزار پانصد تن است؟ یا ۵ هزار و یا حتی بیشتر؟ مطمئناً برای آن‌ها بهتر است که کمترین مقداری که در حال حاضر برای دیگران قابل باور است را اعلام کنند. برخی از دولتمردان آمریکایی معتقدند عدد کمتر قطعیت بیشتری دارد.

پاسخ به این سئوال شاید بحث برانگیز به نظر بیاید ولی اینطور نیست. اینکه «چه کسی طلا دارد» می‌تواند به خوبی تعیین کند که کدام کشور پس از فروپاشی واحد پولی کنونی، توانایی بهبود اوضاع را خواهد داشت.

کسی که طلای بیشتری دارد، ثروت واقعی بیشتری نیز دارد و از این رو برجسته‌ترین صندلی را در میز چانه زنی، در دهه‌های آینده از آن خود خواهد کرد. چه این میز «صندوق بین المللی پول» باشد و یا بانک تازه تأسیس سرمایه‌گذاری زیرساخت آسیایی باشد و یا هر هویت اقتصادی مرکزی دیگری که در آینده تأسیس شود باشد تفاوتی نمی‌کند، آینده از آن بازیگری است که فلز بیشتری داشته باشد، چراکه خواهد توانست پول بیشتری، در هر فرمی که باشد، خلق کند.

توضیحات نویسنده: طلا و نقره برای قرن‌ها و در تمدن‌های مختلف زیادی به عنوان پول استفاده شده است. این دو همواره دارایی‌های بین‌المللی ذاتی بوده‌اند. طلا و نقره به هیچ عنوان مشخصه خاصی به عنوان آمریکایی، چینی، روسی و یا اروپایی ندارند. خرید طلا و نقره شاید راحت‌ترین گام برای بین‌المللی کردن دارایی‌ها باشد. گام بعدی ذخیره این فلزات گرانبها در یک حوزه قضایی امن است.

امروزه این امر آسان شده است که طلا و نقره فیزیکی را خریداری کرد و در مکان‌هایی مانند سنگاپور و سوئیس در یک صندوق شخصی غیر بانکی ذخیره کرد.

[۱] طبق تعریف شورای جهانی طلا، بولیون بانک‌ها بانک‌های سرمایه‌گذاری‌ای هستند که به عنوان عرضه‌کننده عمده طلا در مقیاس بزرگ عمل می‌کنند.

مترجم: میرهادی رهگشای

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: