صندوق نوآوری و شکوفایی؛ غلبه رویکرد اعطای حمایت‌های مستقیم و ناکارا بر حمایت‌های غیر مستقیم و اثربخش

مایت‌های مستقیم، معمولا به علت عدم توجه کافی دولت به ملاحظات اقتصادی طرح‌ها، عدم تخصیص بهینه، محدود بودن بازوهای نظارتی دولت و به تبع آن ضعف فرآیندهای دقیق نظارت و پایش خروجی‌ها و دستاوردها، اغلب به اثربخشی مطلوب مورد نظر سیاست‌گذار منجر نمی‌شوند.

به گزارش عیارآنلاین، یکی از عواملی که بر کارائی و اثربخشی سیاست‌های حمایتی دولت نقش بسزائی دارد، توجه به مستقیم یا غیر مستقیم بودن حمایت‌هاست. در حمایت‌های مستقیم، بودجه دولتی مستقیما (در قالب وام‌های کم‌بهره، قرض‌الحسنه و …) در اختیار شرکت‌ها قرار می‌گیرند؛ در حالی‌که در حمایت‌های غیر مستقیم، بودجه دولتی به عنوان ابزاری برای تسهیل سرمایه­‌گذاری بخش خصوصی به کار گرفته می‌شود. از مصادیق سیاست‌های حمایتی غیر مستقیم می‌توان به تقویت نهادهای مالی مانند صندوق‌های خطرپذیر، تسهیل تامین مالی بنگاه از طریق نظام بانکی، تضمین و … اشاره کرد.

حمایت‌های مستقیم، معمولا به علت عدم توجه کافی دولت به ملاحظات اقتصادی طرح‌ها، عدم تخصیص بهینه، محدود بودن بازوهای نظارتی دولت و به تبع آن ضعف فرآیندهای دقیق نظارت و پایش خروجی‌ها و دستاوردها، اغلب به اثربخشی مطلوب مورد نظر سیاست‌گذار منجر نمی‌شوند.

یکی از مصادیق حال حاضر حمایت دولتی، سازوکارهای جاری صندوق نوآوری و شکوفائی در حمایت از بنگاه‌های دانش‌بنیان است. این صندوق یکی از متولیان اصلی حمایت و تقویت شرکت‌ها و موسسات دانش‌بنیان محسوب می‌شود که طیف گسترده‌ای از ابزارهای حمایتی مستقیم (قرض‌الحسنه و …) و غیر مستقیم (ارائه ضمانت‌نامه، تسهیلات لیزینگ و …) را در سبد خدمات خود دارد.

بنابر آمارهای ارائه شده در جدول زیر (خرداد ۹۴)[۱]، سهم بالای تسهیلات قرض‌الحسنه از کل تسهیلات تخصیص داده شده در مقایسه با سایر حمایت‌ها از جمله لیزینگ و ضمانت‌نامه، نشان دهنده غلبه رویکرد حمایت مستقیم بر حمایت‌های غیر مستقیم در صندوق نوآوری و شکوفائی است.

۱۲۳۴۳۲

هر چند تسهیلات حمایتی مستقیم (قرض‌الحسنه و سرمایه در گردش) به منظور حمایت از شرکت‌ها در راستای تامین هزینه‌ی توسعه‌ی طرح‌های دانش‌بنیان اعطا می‌شود اما در عمل، به نتیجه مطلوب مورد نظر سیاست‌گذار منجر نمی‌شود. دلایل متعددی را برای این مسئله می‌توان برشمرد که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

  • عدم نظارت و پایش دقیق صندوق نوآوری و شکوفائی بر هزینه‌کرد تسهیلات دریافت‌شده توسط شرکت‌ها: به علت محدودیت توان ‌اجرائی صندوق نوآوری و شکوفائی، نظارت دقیقی بر هزینه‌شدن بهینه تسهیلات اعطا شده به شرکت‌ها انجام نمی‌گیرد؛ هر چند تسهیلات معمولا در چند قسط و در صورت مشاهده پیشرفت طرح اعطا می‌شوند، اما از آن‌جائی که اعطای تسهیلات منوط به رسیدن به یک دستاورد و خروجی مشخص و حقیقی (مانند افزایش سهم بازار، صادرات و …) نمی‌شود، فرآیند حال حاضر نظارت، به اثربخشی بهینه حمایت منجر نخواهد شد.
  • بروکراتیک، چندلایه و غیر شفاف بودن فرآیند ارزیابی و مصوب شدن طرح‌ها در صندوق: علیرغم این‌که صندوق نوآوری و شکوفائی، بخشی از مسئله تشخیص و ارزیابی طرح‌ها را برون‌سپاری کرده‌است، اما هم‌چنان بسیاری از چارچوب‌های ارزیابی مورد نظر صندوق برای کارگزاران صندوق، مبهم می‌باشد. عامل دیگر موثر بر طولانی شدن فرآیند ارزیابی و اعطای تسهیلات، عمق تصدی‌گری صندوق در عین برون‌سپاری است. در حقیقت هر چند موضوع تشخیص به کارگزاران سپرده شده است اما تصویب نهائی به همراه تعیین جزئیات (مبلغ تسهیلات، مدت بازپرداخت و تنفس، نوع وقایق و …) همچنان برعهده خود صندوق است.

از طرف دیگر، هدف اصلی دولت از ایجاد مکانیزم‌های حمایتی (چه مستقیم و چه غیر مستقیم) رفع نقایص سازوکارهای بازار است، به گونه‌ای که همه‌ی اجزای اقتصاد بتوانند سیر رشد و توسعه‌ی خود را تداوم بخشند. اما به علت عدم شناسائی دقیق بازیگران و فرآیندهای جاری بازار، این حمایت می‌تواند منجر به آسیب به کسب و کار سایر فعالان در بازار شود.

یکی از مصادیق مسئله فوق، تضعیف صندوق‌های خطرپذیر توسعه فناوری توسط صندوق نوآوری و شکوفائی می‌باشد. به عبارت دیگر، حمایت‌های غالبا مستقیم صندوق نوآوری و شکوفائی از شرکت‌های دانش‌بنیان فناور در قالب اعطای تسهیلات کم‌بهره و …، فعالیت صندوق‌های خطرپذیر توسعه فناوری را که در فضای واقعی اقتصاد و با سازوکار مخصوص به خود، اقدام به تامین مالی شرکت‌های فناور می‌کنند، با محدودیت مواجه ساخته است.

هرچند این استدلال ممکن است مطرح ‌شود که تسهیلات حمایتی مستقیم از جمله قرض‌الحسنه تنها به شرکت‌هایی اعطا می‌شود که صندوق‌های خطرپذیر قابلیت تامین مالی آن‌ها را ندارند (مانند خرد و نوپا بودن برخی شرکت‌ها و …)؛ اما این مسئله در عمل رخ نداده‌است. به عبارت دقیق‌تر، سهم بالای تسهیلات قرض‌الحسنه از کل تسهیلات تخصیص داده‌شده، نشان‌دهنده اقبال اکثریت شرکت‌ها به این نوع تسهیلات می‌باشد که آن‌ها را از ورود به فرآیند تامین مالی صندوق‌های خطرپذیر بی‌نیاز می‌گرداند.

اخذ تسهیلات قرض‌الحسنه از صندوق نوآوری و شکوفائی برای شرکت‌های دانش‌بنیان، جذابیت بیش‌تری نسبت به دریافت تسهیلات از صندوق‌های خطرپذیر دارد. به عبارت دقیق‌تر، شرکت‌ دانش‌بنیان با دریافت تسهیلات از صندوق‌های خطرپذیر علاوه بر از دست دادن بخشی از سهام خود، بخشی از استقلال خود را نیز در عرصه تصمیم‌گیری شرکت، از دست خواهد داد. این سازوکار موازی و رقیب، در نهایت منجر به تضعیف صندوق‌های خطرپذیر در کشور خواهد شد و حتی دستیابی به هدف اصلی که حمایت موثر در جهت توسعه و رشد شرکت‌های دانش‌بنیان بود را نیز مورد تهدید قرار می دهد.

در مدل پیشنهادی برای رفع این چالش و در جهت تعامل سازنده صندوق نوآوری و شکوفائی با سایر صندوق‌های خطر پذیر توسعه فناوری، صندوق نوآوری و شکوفایی می‌تواند بر مبنای سابقه فعالیت و یا حجم سرمایه اولیه صندوق‌های مذکور، اقدام به تعیین سقف‌های اعتباری برای این صندوق‌ها نماید. بر این مبنا، به جای این‌که منابع قرض‌الحسنه به شرکت‌های دانش‌بنیان و به صورت مستقیم پرداخت شود، به این صندوق‌ها پرداخت شود. صندوق‌های مذکور‌ نیز برای حفظ سقف اعتباری تعیین شده و یا افزایش آن، می‌بایست تلاش کنند در دوره زمانی که صندوق نوآوری و شکوفائی برای آن‌ها تعیین کرده‌است، منابع را به شرکت‌های دانش‌بنیان دارای صلاحیت تخصیص دهند.

در این فرآیند، صندوق‌ها بر مبنای ظرفیت‌ ریسک‌پذیری خود اقدام به ارزیابی طرح‌ها نموده و منابع را تخصیص می‌دهند. همچنین صندوق نوآوری و شکوفایی می‌تواند برای اطمینان از تخصیص منابع قرض‌الحسنه به شرکت‌های دانش‌بنیان، در دوره‌های کوتاه‌مدت، بنابر معیارهای مشخصی که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم، اقدام به ارزیابی عملکرد صندوق‌ها نماید و در صورتی‌که صندوق ضعیف‌تر عمل کرده بود، سقف اعتباری آن را کاهش دهد.

صندوق نوآوری و شکوفائی می‌تواند از معیارهای مبتنی بر خروجی برای ارزیابی و رتبه‌بندی این صندوق‌ها استفاده کند. یکی از مهم‌ترین معیارها، میزان اثربخشی تسهیلات اعطا شده به شرکت‌های دانش‌بنیان می‌باشد. در حقیقت هر شرکت دانش‌بنیان برای اخذ تسهیلات می‌بایست تعهد و چشم‌اندازی را مشخص کند و در صورت عدم رسیدن به اهداف مشخص شده، از دریافت تسهیلات در دوره‌های بعدی محروم خواهد شد. بنابراین هر صندوق بر مبنای حد اعتباری خود و همچنین دستاوردها و خروجی حمایت‌های صورت‌گرفته (رشد فروش، رشد حجم بازار، تنوع بازار، صادرات و …) مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.

در صورت شکل‌گیری این مدل تعاملی میان صندوق نوآوری و شکوفایی و صندوق‌های توسعه فناوری، حجم فعالیت‌های اجرائی و تصدی‌گری صندوق نوآوری و شکوفایی به طور محسوسی کاهش خواهد یافت و به جای رقابت مخرب و ناخواسته با صندوق‌های خطرپذیر توسعه فناوری، جایگاه نظارتی و قاعده‌گذاری خود را حفظ خواهد کرد. از طرف دیگر در این مدل، به جای این‌که صندوق نوآوری و شکوفایی بخواهد با چند صد شرکت در فرآیند وصول مطالبات، اخذ وثائق و … مواجه باشد، تنها با این صندوق‌ها که تعداد آن‌ها نیز محدود است در تعامل خواهد بود.

در نهایت ذکر این نکته ضروریست که این سازوکار، نه تنها برای اعطای تسهیلات قرض‌الحسنه، بلکه برای سایر ابزارهای حمایتی صندوق نوآوری و شکوفائی مانند لیزینگ، وام سرمایه در گردش و … نیز می‌تواند کارآمد باشد.

___________________________________________________________________

[۱] گزارش فعالیت صندوق نوآوری و شکوفائی، پایگاه nsfund.ir

۲ دیدگاه

  1. خیلی خوب بود ممنونم

  2. محسن خالص :

    ضروری است موضوع لیزینگ محصولات دانش بنیان بیش تر مورد توجه صندوق نوآوری و شکوفایی قرار گیرد.
    تجربه نشان داده است که حمایت های خروجی محور موثر تر از حمایت های فرایند محور است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: