۲۵ خرد ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۰۹
در حاشیه سومین اجلاس روسای دانشگاه‌های برتر

همه ابهامات یک اجلاس

به‌جای اینکه ابتدا رتبه‌بندی دانشگاه‌های برتر به بحث گذاشته شود، سپس شاخص‌های انتخاب‌شده به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی گذاشته شود. شاهد هستیم که ابتدا از سوی وزارت علوم، شورای دانشگاه‌های برتر تشکیل‌شده و پس‌ازآن کار رتبه‌بندی دانشگاه‌ها اعلام می‌شود.

 آخرین خبرها در روزهای اخیر حاکی از رسیدن اجلاس روسای دانشگاه‌های برتر به ایستگاه سوم بود. اجلاسی که شامل چند عضو از برخی دانشگاه‌ها و چند میهمان از برخی دیگر است.

فارغ از اینکه روزی اسامی برخی دانشگاه‌ها دولتی، ملی یا مادر بوده و امروز بعضی از آن‌ها بانام‌هایی چون برتر، تیپ الف و… معرفی می‌شوند، اینکه چطور قبل از اعلام رسمی نخستین رتبه‌بندی دانشگاه‌ها و اعلام لیست‌های تیپ الف و ب و … جلسه روسای دانشگاه‌های تیپ الف برگزار می‌شود جالب‌توجه است.

آنچه ذهن‌ها را مشغول و یا شاید مقفول! کرده، مهندسی معکوس جدید الولاده آن‌هم با نوآوری در حوزه علوم انسانی است. به‌جای اینکه ابتدا رتبه‌بندی و انتخاب دانشگاه‌های برتر به بحث گذاشته و از اندیشمندان و ذی‌نفعان پیمایش صورت گرفته شود، سپس با شفافیت کامل، شاخص‌ها و محورها انتخاب‌شده، پس از تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی اجرایی شود، تحولی را شاهد هستیم که ابتدا با جلساتی از سوی وزارت علوم، شورای دانشگاه‌های برتر تشکیل‌شده و پس‌ازآن کار رتبه‌بندی دانشگاه‌ها اعلام می‌شود. مضاف بر آن، نقش رتبه‌بندی یا دانشگاه برتر در آموزش عالی کشور و هدف از معرفی آن‌ها هنوز مشخص نیست. لذا درحالی‌که هنوز رتبه‌بندی دانشگاه‌ها در خانه اول قرار دارد، سه جلسه از شورای دانشگاه‌های برتر تشکیل می‌شود.[۱]

آنچه بیشتر از برگزاری چنین جلساتی دستگیر می‌شود، ایجاد نهادی فراساختاری و بودن مجوز شورای عالی انقلاب فرهنگی یا سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی است که حوزه مداخلات در تصمیم‌ها را کاهش داده و به‌اصطلاح، مسائل با همفکری و اجماع گروهی محدود حل‌وفصل و نتیجه‌گیری صورت گیرد. شاید مسئولان وزارت علوم با مشاهده تکثر بسیار بالا در میان موسسات و تصمیم گیران حوزه آموزش عالی به این نتیجه رسیده‌اند که بی‌سروصدا برخی اقدامات را کلید بزنند

بحث دیگر آنکه، مگر ساختارها و نهادهای کنونی آموزش عالی چه کم و کسری در ساختار و سلسله‌مراتب سیاست‌گذاری یا قوه عاقله دارند که نهادی جدید و بدون مبنای علمی، غیررسمی و با ساختاری مبهم، باید جایگاهی کلیدی را به دست گرفته و در خصوص مسائل کلان و ملی آموزش عالی اظهارنظر و تصمیم‌گیری کند؟ (چنانکه از دستور جلسات و محورهای مطرح‌شده مانند بحث استقلال دانشگاه‌ها در برنامه‌ریزی درسی و پذیرش دانشجو، این‌گونه به دست می‌آید). خروجی شورا چه خواهد بود و آیا بر این اساس روند مقتضی قانونی برای تشکیل آن پیموده شده است؟ اگرچه هنوز وزارت علوم در خصوص جایگاه این شورا و مصوبات آن هیچ اظهارنظری نکرده و فضای پسِ این اقدامات هنوز غبارآلود است، اما تحرکی نیز از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی در جهت پاسخ‌خواهی برای تبیین شرایط جدید و شفافیت خواهی در حوزه عمل و اختیارات شورای دانشگاه‌های برتر دیده نمی‌شود.

باید نشست و دید که جلسات اقلیت ۱۵ درصدی (بنا به گفته مسئولین آموزش عالی) و تداخل دستور کار آن با محورها و مطالبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، چه نتیجه‌ای خواهد داشت.

[۱] البته پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) در سال ۹۲ رتبه‌بندی دانشگاه‌های کشور را انجام داده بود اما روند آغاز این جلسات و ترتیبات عضویت و دعوت از روسای دانشگاه‌های برتر، ارتباطی درست میان رتبه‌بندی انجام‌شده و اعضا و میهمانان شورا دیده نمی‌شود. (نحوه انتخاب اعضا و میهمانان با منطق رتبه‌بندی صورت گرفته انجام‌نشده است)

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: