۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۳۴
تأملي بر علل 15 ماه «بي‌رئيسي» دانشگاه تهران

آقای رئیس جمهور! ماه رجب است دست به کار شوید

«با گذشت نزدیک به دو سال از استقرار دولت یازدهم، دانشگاه تهران هنوز رئیس ندارد!» لطفاً به ابتدا برگشته و جمله قبل را یک بار دیگر بخوانید.

به گزارش عیارآنلاین، این جمله بیانگر واقعیتی است که به قول فوتبالی‌ها؛ شاید زمانی در روی کاغذ هم کسی هیچ احتمالی برای آن قابل تصور نبود، ولی در حال حاضر واقعاً اتفاق افتاده است. دانشگاه تهران پس از رفتن فرهاد رهبر در ۲۹ بهمن سال ۱۳۹۲، هنوز هم با سرپرست اداره می‌شود. مدت قانونی اداره یک دانشگاه با سرپرست، در قانون به مدت ۳ تا ۶ ماه تعیین شده است. طبیعتاً یکی از علل اصلی این مسئله، جلوگیری از ایجاد نابسامانی در روند مدیریت مهم‌ترین نهادهای علمی کشور است. امری که این روزها در مورد دانشگاه تهران مصداقی پیدا نمی‌کند!

ماراتن بی‌رئیسی دانشگاه تهران گویا می‌خواهد تا پایان عمر دولت نیز ادامه پیدا کند و کمتر کسی حاضر است در بحبوحه فضای رسانه‌ای ناشی از مذاکرات هسته‌ای، جنگ یمن، مشکلات اقتصادی و… به آن بپردازد. در زمانی که اجرایی شدن برنامه‌های توسعه و چشم‌انداز ترسیم شده برای کشور، بیش از هر چیز محتاج جهاد علمی و دانشگاهی است، نماد آموزش عالی کشور نزدیک به ۱۵ ماه است که از بی‌مدیریتی رنج می‌برد. برای واکاوی علل این اتفاق نادر در تاریخ آموزش عالی کشور، لازم است ابتدا به تحلیل نوع نگاه دولتمردان به مقوله تولید علم و از طرفی، میزان اعتماد آنها به توانایی دانشگاهیان در رفع مشکلات کشور بپردازیم. به نظر می‌رسد در ساختار فکری مدیریت اجرایی کشور، مسئله تکیه بر دانش بومی، بیشتر به عنوان یک لطیفه مطرح است تا یک سیاست اصولی و اساسی!

چنانکه پیش از این، اکبر ترکان، مشاور رئیس‌جمهور در جمع گروهی از مدیران صنعتی کشور، با تحقیر توان علمی دانشمندان و صنعتگران داخلی گفته بود معتقد است در هیچ صنعتی به جز تولید آبگوشت بزباش و قورمه سبزی، توان رقابت با محصولات خارجی را نداریم. و از طرفی، چندی پیش پایگاه اطلاع‌رسانی رهبر معظم انقلاب، با انتشار گزارشی تحلیلی؛ «توجه به ظرفیت‌های درونی کشور و استعدادهای ملت ایران» را پرتکرارترین توصیه معظم له به دولتمردان دولت اعتدال معرفی نمود. به نظر می‌رسد با توجه به سیاست‌های دولت روحانی و ساختار تئوریک حاکم بر اذهان دولتمردان، بی‌اعتنایی به توان علمی داخلی، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های دولت یازدهم است. مسئله‌ای که به نابسامانی در عرصه آموزش عالی کشور و به تبع آن در دانشگاه تهران دامن زده است. حال آنکه پشتوانه اصلی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در بلند‌مدت، اقتصاد دانش‌بنیان است. و اقتصاد دانش‌بنیان نیز جز از طریق اهمیت دادن به جایگاه دانش بومی و دانشگاه‌ها در داخل کشور به عرصه عمل نخواهد رسید!

با این حال ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود. چه آنکه می‌توان برای دانشگاه تهران رئیس تعیین کرد ولی در عین حال به «تئوری آبگوشت بزباش و قورمه‌سبزی» نیز پایبند باقی ماند! اما واقعیت آن است که مسئله وجود نگاه «توسعه برون‌زا» در تفکرات شخص رئیس‌جمهور، تبعاتی بیش از این را برای وی و دولتش به همراه داشته است. روحانی که در جریان انتخابات ریاست جمهوری با حمایت و انصراف نامزد اصلاح‌طلبان به پیروزی رسید، ترجیح داد برای آنکه آنها را راضی کرده باشد وزارت علوم را – که جایگاهی در نظر او نداشت- به دوستان اصلاح‌طلبش واگذار کند. مسئله‌ای که با توجه به سابقه سیاه مدیریت اصلاح‌طلبان در مدیریت سیاسی دانشگاه‌ها در دوران مصطفی معین، از همان ابتدا با مخالفت مجلس روبه‌رو شد. اما رئیس‌جمهور کسی نبود که از موضع خود در برابر مجلس عقب‌نشینی کند. حتی به قیمت چندین ماه سرگردانی وزارت علوم!

پس از رفت و برگشت‌های پی در پی و استیضاح یک وزیر اصلاح‌طلب، بالاخره پنجمین گزینه پیشنهادی روحانی به مجلس رأی اعتماد گرفت و از همان روزهای ابتدایی قول تعیین رئیس دانشگاه تهران را در مدت زمانی کوتاه به رسانه‌ها داد. فرهادی البته چند روز بعد حرفش را پس گرفت و گفت که رئیس‌جمهور در این زمینه شخصاً نظر دارند! چندی بعد نظر روحانی مشخص شد. وی کسی را به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی کرد که پیش از این نتوانسته بود برای تصدی وزارت علوم از مجلس رأی اعتماد بگیرد: محمود نیلی احمدآبادی. این مسئله با واکنش برخی نمایندگان همراه بود و آن را نشانه‌ای از تقابل جویی دولت با مجلس دانستند. با این وجود، دانشگاه تهران «بی سر» ماند تا روحانی از حرفش عقب‌نشینی نکرده باشد. گویا به دست آوردن دل دوستان اصلاح‌طلب روحانی، مهم‌تر از مدیریت نماد آموزش عالی کشور بوده و هست.

بازی روحانی با برگ اصلاح‌طلبان در زمین دانشگاه، از طرفی تحت تأثیر نوع نگاه وی به مقوله توسعه کشور است. نگاهی که معتقد است توسعه کشور تنها در صورت برقراری ارتباط با قدرت‌های غربی جامه عمل خواهد پوشید. از این رهگذر، وزارت علوم و آموزش عالی کشور برای او دارای اولویت‌های دسته چندم شده است!

متأسفانه و شوربختانه روحانی در مسئله وزارت علوم از مجلس عصبانی است، از این رو دانشجویان، کارمندان و اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران هنوز هم باید مشکلات ناشی از بی‌رئیسی را با صبوری و سکوت احترام‌آمیز تحمل کنند تا به قول حافظ: «مباد که از بد، بتر شود!»

روحانی حتی در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی هنگامی که با اعتراض یکی از اعضا در مورد معرفی مجدد نیلی احمدآبادی برای ریاست دانشگاه تهران مواجه شده بود، با عصبانیت و حالت قهر جلسه را ترک کرد! ملغمه نگاه مبتنی بر تئوری «آبگوشت بزباش و قورمه سبزی» و مدیریت بی‌بروبرگرد دوستان اصلاح‌طلب حسن روحانی بر دانشگاه تهران، وضعیت امروز نماد آموزش عالی کشور را در پی داشته است. وضعیتی که کاملاً در راستای اقتصاد مقاومتی و دانش‌بنیان، مدیریت جهادی، همدلی و همزبانی و خیلی چیزهای دیگر است!

منبع: جوان آنلاین

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: