۲۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۱۰

جوابیه وزارت آموزش و پرورش به یادداشت محمود فرشیدی

متن جوابیه روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش به یادداشت وزیر اسبق این وزارتخانه ارسالی به سایت عیارآنلاین به شرح زیر است.

به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی عیارآنلاین، متن جوابیه روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش به یادداشت وزیر اسبق این وزارتخانه ارسالی به این پایگاه به شرح زیر است:
عطف به مطلب مندرج در سرمقاله آن رسانه مورخ  ۲۱/۸/۹۳، با عنوان «اصحاب فتنه دركمين آموزش وپرورش !» به قلم آقاي محمود فرشيدي  و درج آن توسط سايت وزين عيار آنلاين از آن جا كه محتواي اين نوشته به عملكرد معاونت پرورشي وفرهنگي  وزارت آموزش وپرورش مربوط است ،توضيحات روابط عمومي اين معاونت  در همين زمينه ارائه مي شود تا از ايجاد شبهه در جامعه جلوگيري شود.خواهشمند است دستور فرماييد طبق قانون مطبوعات  و رسانه ها نسبت به درج اين جوابيه در آن رسانه اقدام لازم صورت گيرد .
به بهانه فتنه ،بر طبل تفرقه نكوبيم!

الف- تربيت سياسي اجتماعي، يک ساحت مهم تربيت
آقاي فرشيدي در ابتداي نوشته خود از ضرورت مبارزه با اصحاب فتنه سخن گفت و از جمله نوشت: «جامعه فرهیخته فرهنگیان به دلیل تاثیرگذاری کیفی و گستردگی کمی و اخلاص و صداقت و صمیمیت، همواره مورد طمع‌ورزی فرصت‌طلبان سیاسی بوده‌اند. چنان‌که اخیرا نیز اصحاب فتنه تصمیم گرفته‌اند از پنجره آموزش و پرورش به صحنه سیاست کشور بازگردند». وي سپس به مواردي اشاره مي کند که به نظر وي، از جمله نمونه‌های نفوذ جریان فتنه! به آموزش و پرورش است. متاسفانه يکي از اين موارد از نظر وي، انتشار «ضميمه سياسي اجتماعي ماهنامه تربيت» است که از ابتداي سال تحصيلي ۹۳ در دستور کار معاونت پرورشي و فرهنگي قرار گرفت.
بديهي است که انتشار ماهنامه تربيت سياسي اجتماعي بخشي از رسالتي است که قانون و «سند تحول» بر دوش مسئولان امور تربيتي قرار داده است. همچنان که در سرمقاله اولين شماره ماهنامه تربيت سياسي اجتماعي (منشور ما) نوشتيم: «در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، يکي از ساحت‌هاي شش‌گانه تعليم و تربيت، «تعليم و تربيت اجتماعي و سياسي» تعيين شده است. هر چند در اين سند، محوريت با «تعليم و تربيت اعتقادي، عبادي و اخلاقي» است اما در مرتبه بعد، تعليم و تربيت اجتماعي و سياسي قرار دارد که سخت به تعليم و تربيت اعتقادي و عبادي و اخلاقي، نزديک و وابسته است. اگر هدف کلان تعليم و تربيت همان باشد که در فصل چهارم «سند تحول» آمده است (يعني تربیت انسانی موحد و مؤمن و معتقد به معاد و آشنا و متعهد به مسئولیت‌ها و وظایف در برابر خدا، خود، دیگران و طبیعت، حقیقت‌جو و عاقل، عدالت‌خواه و صلح‌جو، ظلم‌ستیز، جهادگر، شجاع و ایثارگر و وطن‌دوست، مهرورز، جمع‌گرا و جهانی‌اندیش، ولایت‌مدار و منتظر و تلاشگر در جهت تحقق حکومت عدل جهانی، با اراده و امیدوار، خودباور و دارای عزت نفس، امانتدار، دانا و توانا، پاکدامن و با حیاء، انتخابگر و آزادمنش، متخلق به اخلاق اسلامی، خلاق و کارآفرین و مقتصد و ماهر، سالم و بانشاط، قانون‌مدار و نظم‌پذیر و آماده ورود به زندگی شایسته فردی، خانوادگی و اجتماعی براساس نظام معیار اسلامی)، در آن صورت بايد بخش مهم فعاليت‌هاي پرورشي را به ايجاد دانش، بينش و گرايش سياسي- اجتماعي در دانش‌آموزان اختصاص داد. طبعا مقدمه ضروري براي تحقق و عملي شدن اين هدف، ايجاد همين بستر در سطح معلمان و مربيان و همه کساني است که در درون مدارس کشور با نسل جوان سروکار دارند و مسئوليت تربيت همه‌جانبه دانش‌آموزان را بر دوش گرفته‌اند. انتشار ضميمه سياسي اجتماعي ماهنامه تربيت که اميدواريم در آينده به صورت نشريه مستقلي منتشر شود، تلاشي اوليه براي رسيدن به اين هدف متعالي و تدارک راهکاري براي ايجاد شور و شعور و بينش سياسي و اجتماعي در جمع معلمان و مربيان و اولياء مدرسه است و اميد که کامياب شود».
متاسفانه به خاطر نوع عملکرد مسئولان اين نهاد مهم در چند دوره گذشته و بالا رفتن هزينه کار سياسي در جامعه،‌ اينک فضاي خمودي و رکود بر حوز هاي گوناگون تعليم و تربيت حاکم شده است و غالب دانش آموزان و حتي مربيان و معلمان و اولياي مدرسه حاضر به انديشيدن و اظهار نظر درباره مسائل سياسي نيستند. طبعا شکستن اين فضاي نامناسب و ايجاد انگيزه و تفکر سياسي و اجتماعي در دانش آموزان و کادر آموزش و پرورش، تلاش مضاعفي را مي طلبد.
مقام معظم رهبري سال ها قبل، در انتقاد از نبود زمينه کار سياسي در دانشگاه ها و مدارس کشور،‌ معترضانه فرموده بودند: «بنده دلم مى‌خواهد اين جوانان ما، شما دانشجويان، چه دختر، چه پسر و حتّى دانش‌آموزان مدارس، روى اين ريزترين پديده‌هاى سياسى دنيا فكر كنيد و تحليل بدهيد. گيرم كه تحليلى هم بدهيد كه خلاف واقع باشد؛ باشد! خدا لعنت كند آن دست‌هایی را كه تلاش كرده‌اند و می‌كنند كه قشر جوان و دانشگاه ما را غیرسیاسی كنند. كشوری كه جوانانش سیاسی نباشند، اصلاً توی باغ مسائل سیاسی نیستند، مسائل سیاسی دنیا را نمی‌فهمند، جریان‌های سیاسی دنیا را نمی‌فهمند و تحلیل درست ندارند. مگر چنین كشوری می‌تواند بر دوش مردم، حكومت و حركت و مبارزه و جهاد كند؟». (۱۲ آبان ۷۲)
اين موارد را گفتيم تا تاکيد کنيم که کار انتشار يک نشريه با محتواي سياسي و اجتماعي آن هم با رويکرد آموزشي و تحليلي، بخشي از رسالت و ماموريت وزارت آموزش و پرورش و معاونت پرورشي و فرهنگي است.
ب- تربيت سياسي بله، کار حزبي خير!
مقام معظم رهبري در عين حال که به کار سياسي در سطح مدارس معتقدند و آگاه سازي و صاحب تحليل شدن دانش آموزان را مطلوب مي دانند اما از دخالت احزاب سياسي در اين فعاليت ها و استفاده ابزاري از دانش¬آموزان و معلمان ناخرسندند. در همين زمينه ايشان در ديدار با مسئولان آموزش و پرورش در ارديبهشت ماه امسال تاکيد کردند: «داشتن نگاه‌هاى جریانى و سیاسى و حزبى و جناحى و این چیزها، براى آموزش‌ و پرورش سَم است».
معاونت پرورشي و فرهنگي هم به تربيت سياسي از همين منظر توجه دارد و تربيت سياسي را به معناي برخورد حزبي و خطي و جناحي با مسائل نمي داند. در باره رويکرد فراجناحي و فراحزبي ماهنامه تربيت سياسي اجتماعي هم در سرمقاله اولين شماره تاکيد کرديم: «ضميمه سياسي اجتماعي ماهنامه تربيت، ارگان يک حزب و جريان سياسي نيست و بنابراين از هيچ گروه و طيف سياسي خاص، جانبداري نخواهد کرد. بر اين باوريم که کار تربيت اعم از اعتقادي و اخلاقي يا سياسي و اجتماعي، بسيار ارزشمندتر و شريف‌تر از کار حزبي و جناحي است و نبايد فعاليت براي آموزش مسائل سياسي و اجتماعي را با کار جانبدارانه خطي و گروهي اشتباه کرد. از سويي بر اين باوريم که همه امکانات موجود اعم از فرصت آموزشي، امکانات مادي، فضاي مدرسه و اداره، نيروهاي فعال در نظام آموزش و پرورش و …، بخشي از بيت‌المال محسوب مي‌شوند و هيچکس حق ندارد از اين امکانات عمومي براي فعاليت حزبي و جناحي خود بهره بگيرد. البته در مقابل، آموزش و پرورش هم بايد امنيت شغلي کساني را که همکار ما در نظام تعليم و تربيت هستند اما در بيرون از چارچوب نظام اداري، اقدام به فعاليت سياسي جانبدارانه مي‌کنند، مراعات کند. اين يک تعهد دوجانبه است و طبعا دست‌اندرکاران نشريه تربيت سياسي اجتماعي، پيش و بيش از همگان به اين اصل وفادار خواهند ماند».
متاسفانه در سال هاي گذشته بخصوص در دولت قبل، سوءاستفاده هاي فراواني از امکانات و فرصت هاي موجود در آموزش و پرورش از سوي جريان هاي سياسي خاص صورت گرفت و طبعا بخشي از اين امر نيز مربوط به دوره مديريت آقاي فرشيدي است که براي پرهيز از اقدام تلافي-جويانه، از مطرح کردن آنها خودداري مي شود.
ج- اين نقد است يا بهانه‌جويي؟
آقاي فرشيدي در نقد خود از محتواي ضميمه سياسي اجتماعي ماهنامه تربيت نوشته است: «در نخستین شماره نشریه تربیت سیاسی، شاهد هستیم که تکیه اصلی بر دامن زدن به اختلاف دیدگاه‌ها بین قوای سه گانه و نهادها و نمایش آنها به عنوان چالش‌‌های سیاسی نظام است و از آن جمله مقالاتی است در ارتباط با اختلاف دیدگاه برخی دولتمردان با صداوسیما یا انتقاد به قوه قضائیه یا نقد عملکرد مجلس شورای اسلامی در زمینه استیضاح وزیر علوم و همچنین مطلبی در معرفی و تبلیغ یکی از تشکل‌های جدید اصلاح‌طلب!».
توضيحا بايد بگوييم که در شماره اول نشريه، مطالب متعددي درباره سلفي گري و داعش، جايگاه امور تربيتي در نظام آموزش و پرورش و آسيب شناسي فعاليت هاي پرورشي، تحليل رخدادهاي عراق، افغانستان، ترکيه و جنگ غزه، کارگروهي در مدارس، دفاع از آرمان فلسطين و نقد شعار «نه غزه،‌ نه لبنان، جانم فداي ايران»، تحليل مسائل اقتصادي روز و چندين مطلب خواندني و مفيد ديگر را شاهديم و طبعا برخي از مطالب هم به موضوعات داخلي مربوط است. بايد بگوييم که طرح اين مطالب از سوي آقاي فرشيدي بعيد بود زيرا ايشان سابقه کار مطبوعاتي دارد و از رويه کار مطبوعات مطلع است. ماهنامه تربيت سياسي اجتماعي، داراي رويکرد آموزشي و تحليلي – تبييني است و در سه حوزه جهاني، منطقه اي و داخلي، موضوعات مهم روز را مورد توجه قرار مي دهد و چون نشريه خبري نيست، مجبور است به موضوعاتي بپردازد که در طول ماه درباره آن موضوع، مطالب متنوعي مطرح شده باشد. ما حق نداريم بسياري از موضوعات جدي را به اين بهانه ها کنار بگذاريم و به آنها نپردازيم. مگر مي شود رئيس جمهور به عملکرد صدا و سيما اعتراض کند و صدا و سيما هم به آن پاسخ بدهد و همه رسانه ها هم آن را منعکس کنند اما وقتي ما به سراغ آن مي رويم، «دامن زدن به اختلاف ديدگاه ها بين قواي سه گانه و نهادها» معنا شود؟ آيا تهيه گزارش از استيضاح وزير علوم و انعکاس همه مطالب مطرح شده اعم از نظرات مخالف و موافق، بايد «نقد عملکرد مجلس» تفسير شود؟ آيا نوشتن درباره يک تشکل تازه تاسيس مدعي اصلاح طلبي که خيلي از اصلاح طلب ها هم تشکيل آن را نقد کرده اند، ايراد دارد؟ ظاهرا آقاي فرشيدي نذر کرده بودند که انتقاد کنند و به همين دليل، به جاي نقد جدي و درست، بيشتر بهانه جويي کرده اند که در شان ايشان نبود.
د- تفسير متفاوت از رخدادهاي سال ۸۸
بيشترين اعتراض آقاي فرشيدي به اين دليل است که در برخي از گزارش ها و تحليل هاي ماهنامه تربيت سياسي اجتماعي يا در اخبار خبرگزاري پانا، اسامي يا اخبار برخي از چهره هاي سياسي مورد انتقاد ايشان آمده است. واقعيت اين است که دوستاني مانند آقاي فرشيدي با تعميم نارواي مفهوم فتنه به بخش بزرگي از نيروهاي انقلاب، در حال «دفع حداکثري» هستند و اين چيزي نيست که مورد قبول ديگران باشد. البته هستند کساني که مسئله فتنه را به دکاني براي کسب يا حفظ قدرت سياسي خود تبديل کرده و هر منتقد و مخالف و حتي اصلاح طلبان جامعه را که يک بال انقلابند، فتنه گر معرفي مي کنند اما اين تحليل، مورد قبول اکثريت جامعه نيست و اين واقعيت را نتيجه انتخابات رياست جمهوري سال ۹۲ به عيان نشان داد. اين رويه غلط اگر اقدامي براي قدرت طلبي نباشد، بي شک هراسي موهوم درباره بخشي از نيروهاي سياسي کشور است و نتيجه آن خلاف مصلحت و نياز اين مقطع از حيات انقلاب.
افراد مورد انتقاد ايشان در کشور ما داراي سوابق فراوان اجرايي و سياسي هستند و بخشي از تاريخ کشورمان به نام آنان پيوند خورده است و بنابراين نمي شود و مطلوب هم نيست که اسامي آنان را حذف کنيم. اين که ما در مقاله اي در معرفي امام جمعه مرحوم شميرانات، اشاره به تغيير مواضع سياسي وي بکنيم و از جمله بگوييم که در انتخابات سال ۸۸ مدافع يكي از كانديداهاي رياست جمهوري بوده،‌ چه اشکالي دارد؟ همين امر درباره ديگر چهره هاي سياسي كشورمان صادق است. چهره هايي كه ممكن است بر خلاف نظر ما و شما، بخشي از نيروهاي سياسي جامعه آنها را قبول دارند و برخي ديگر مخالفند و طبعا بدون آن که هيچ حکم قضايي و قانوني براي محدوديت آنها وجود داشته باشد، نمي توان اخبار ايشان را ناديده گرفت. اين در حالي است كه برخي از افراد مورد اشاره نويسنده از اصلي ترين چهره ها و محور يكي از جريان هاي سياسي كشور تلقي مي شود يعني دستکم نيمي از نيروهاي سياسي فعال کشور، آنها را قبول دارند و ما حق نداريم با روش «دفع حداکثري» به همه کساني بتازيم که خود را مدافع نظام و انقلاب و ولايت مي دانند ولو آن که در برخي از مسائل، تحليل ما و شما را قبول نداشته باشند.
اگر اين رويه غلط «دفع حداکثري» مبناي عمل باشد بايد به کساني بپيونديم که همه تشکل ها و جريان هاي غير از خود را و حتي افراد شاخصي مانند آيت‌الله هاشمي رفسنجاني و يادگار امام سيدحسن خميني (ره) و کل دولت کنوني را به فتنه نسبت مي دهند در حالي که مي دانيم اين نگاه، چقدر ظالمانه ، غلط و خلاف واقع است.
مقام معظم رهبري در مرداد ۹۲ در پاسخ به دانشجويي که از اختلاف تحليل دانشجويان از رخدادهايي مانند حوادث انتخابات رياست جمهوري سال ۸۸ نگران بود و آن را مايه بروز کدورت ميان دانشجويان مي دانست، تاکيد کرده بودند: «یکی از دوستان اشاره کردند که بین دانشجویان به خاطر اختلاف در تحلیل درباره‌ مسائل گوناگون، کدورت هايی وجود دارد. من جداً می‌خواهم این را خواهش کنم که همه کوشش کنند که اختلاف نظر در تحلیل، در برداشت، در تلقی از واقعیت ا، به کدورت نینجامد، به دعوا نینجامد. خب، مثل محیط های علمی، دو نفر ممکن است نظرات علمىِ متفاوتی داشته باشند؛ این لزوماً به درگیری و مخالفت و دشمنی نخواهد انجامید؛ خب، دو تا نظر است. در زمینه‌ مسائل سیاسی و اجتماعی هم به نظرم می‌رسد که وقتی در چهارچوب ها شما متفق و متحدید، اینجور باید برخورد کنید؛ نگذارید به کدورت بینجامد. بله، ممکن است کسانی باشند که از لحاظ اصول و مبانی با شما دشمنی کنند؛ خب آن یک مقوله دیگری است، یک بحث دیگری است؛ اما اختلاف نظر نباید به دعوا و کدورت و احیاناً خشونت بینجامد. امام (رضوان الله علیه) – البته نه به دانشجویان- مکرر به سیاستمداران و نمایندگان و مسئولان و فعالان سیاسی توصیه می‌کردند و می‌گفتند مثل مباحثه طلبه‌ها رفتار کنید. طلبه‌ها در هنگام مباحثه، گاهی اوقات علیه هم عصبانی می‌شوند – حالا مضمون هم می‌گویند به طلبه‌ها، می‌گویند کتاب تو سر هم می‌زنند! که البته چنین چیزی نیست – بحث می‌کنند، داد می‌کشند؛ کسی نگاه کند، خیال می‌کند اینها می‌خواهند مثلاً همدیگر را تکه‌پاره کنند؛ در حالی که نه، مباحثه که تمام می‌شود، بلند می‌شوند می‌روند با همدیگر سر سفره می‌‌نشینند و آبگوشت شان را می‌خورند، با هم حرف می‌زنند، با هم دوستند، رفیقند. امام می‌گفتند: سیاسیون  – چه در مجلس، چه در دولت، چه در حزب جمهوری اسلامی که آن‌وقت ما داشتیم، یا بقیه‌ عرصه‌های سیاسی – اینجوری با هم رفتار کنند. ممکن است اختلاف نظر هم باشد، بگومگو هم باشد، اما نگذارید کدورت و دشمنی به میان بیاید».
ه- ما نيازمند «منشور برادري» هستيم
سخن خود را با کلامي از پيام تاريخي حضرت امام خميني(ره) موسوم به «منشور برادري» به پايان مي بريم که سخت مورد نياز امروز جامعه ماست. تاکيد مي کنيم اين پيام را حضرت امام خميني در هنگامي منتشر کردند که آقاي فرشيدي و دوستان شان از يک سو و جريان هاي تند موسوم به چپ از سوي ديگر، در حال حذف و کنار گذاشتن يکديکر بودند و به «اختلافات سياسي» خود، «شکل عقيدتي» مي دادند و تاب تحمل برادران انقلابي و ديني خود را نداشتند. رويه اي که هنوز هم از سوي آنان تداوم دارد در حالي که امام خميني بر اين باور بودند که بايد مواضع خدمت نيروهاي انقلاب را به يکديگر نزديک کرد:
«اختلاف اگر زیربنایى و اصولى شد، موجب سستى نظام مى‏شود و این مسئله روشن است که بین افراد و جناح هاى موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد، صرفاً سیاسى است ولو اینکه شکل عقیدتى به آن داده شود، چرا که همه در اصول با هم مشترکند و به همین خاطر است که من آنان را تأیید مى‏نمایم. آنها نسبت به اسلام و قرآن و انقلاب وفادارند و دلشان براى کشور و مردم مى‏سوزد و هر کدام براى رشد اسلام و خدمت به مسلمین طرح و نظرى دارند که به عقیده خود، موجب رستگارى است. اکثریت قاطع هر دو جریان مى‏خواهند کشورشان مستقل باشد، هر دو مى‏خواهند سیطره و شرّ زالوصفتان وابسته به دولت و بازار و خیابان را از سر مردم کم کنند. هر دو مى‏خواهند کارمندان شریف و کارگران و کشاورزان متدین و کسبه صادق بازار و خیابان، زندگى پاک و سالمى داشته باشند. هر دو مى‏خواهند دزدى و ارتشا در دستگاه‌هاى دولتى و خصوصى نباشد، هر دو مى‏خواهند ایران اسلامى از نظر اقتصادى به صورتى رشد نماید که بازارهاى جهان را از آنِ خود کند، هر دو مى‏خواهند اوضاع فرهنگى و علمى ایران به گونه‏اى باشد که دانشجویان و محققان از تمام جهان به سوى مراکز تربیتى و علمى و هنرى ایران هجوم آورند. هر دو مى‏خواهند اسلام قدرت بزرگ جهان گردد. پس اختلاف بر سر چیست؟ اختلاف بر سر این است که هر دو عقیده‏شان است که راه خود، باعث رسیدن به این¬همه است… اگر آقایان از این دیدگاه که همه مى‏خواهند نظام و اسلام را پشتیبانى کنند به مسائل بنگرند، بسیارى از معضلات و حیرت ها برطرف مى‏گردد ولى این بدان معنا نیست که همه افراد تابع محض یک جریان باشند. با این دید گفته‏ام که انتقاد سازنده، معنایش مخالفت نبوده و تشکل جدید، مفهومش اختلاف نیست. انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه مى‏شود. انتقاد اگر بحق باشد، موجب هدایت دو جریان مى‏شود. هیچ کس نباید خود را مطلق و مبرّاى از انتقاد ببیند. البته انتقاد غیر از برخورد خطى و جریانى است. اگر در این نظام کسى یا گروهى خداى ناکرده بى‏جهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پیش از آنکه به رقیب یا رقباى خود ضربه بزند، به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است».
خداوند مفاسد امور مسلمين را اصلاح کند و همه ما را در نزديک کردن مواضع خدمت نيروهاي انقلاب به يکديگر، ياور باشد و آخر و عاقبت همه را ختم به خير کند.

خواهشمنداست طبق قانون مطبوعات و رسانه ها نسبت به درج جوابيه اين مركز در آن رسانه اقدام لازم صورت گيرد .

عليرضاجدايي
رئيس مركز اطلاع رساني و روابط  عمومي

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: