۲۵ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۰۵
بسیج دانشجویی دانشگاه تهران برگزار نمود

نشستی با حضور دانشجویان تغییر رشته‌ای به علوم انسانی

انتخاب‌گری ملازم با گزینش‌گری است. یعنی انسان با تعدادی گزینه روبرو شده و از بین آنها مزایا و معایبی را سنجیده و مقایسه نماید که با کدامیک از آنها سازگارتر است. واقعیت این است که این امر (انتخابگری) هنگام تعیین رشته اتفاق نمی‌افتد.

به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی عیارآنلاین، موضوع هدایت تحصیلی ناکارآمد در مدارس و به تبع آن پدیده تغییر رشته دانشجویان فنی مهندسی به رشته‌های علوم انسانی به یکی از مسائل حوزه‌تربیت رسمی تبدیل شده است. آمار و اخبار نیز از افزایش ۷ برابری تغییر رشته دانش آموختگان مهندسی و علوم پایه به علوم انسانی ازسال‌ ۸۲ تا ۹۲ حکایت دارد.

در این رابطه، عصر شنبه، ۲۴ آبان، بسیج دانشجویی دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران با مشارکت دانشجویان علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی، نشستی در نقد وضعیت هدایت تحصیلی در ایران برگزار کردند. این نشست با حضور جمعی از دانشجویان تغییر رشته­­‌ای که هم اکنون در مقطع ارشد و دکتری رشته‌های علوم انسانی تحصیل می‌کنند و همچنین تعدادی از مشاورین تحصیلی مدارس در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران برگزار گردید.

دانشگاه تهران

انگیزه، تجربه و حمایت محیط؛ سه عامل مؤثر در انتخاب رشته صحیح

یکی از دانش‌آموختگان سابق برق دانشگاه تهران و دانشجوی فعلی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت در خصوص تغییر رشته‌اش به سه عامل انگیزه، تجربه و حمایت محیط اشاره کرد. وی با اشاره به «تجربه» حضور خود در مدرسه، خلأ وجود فلسفه آموزش و پرورش در مدارس را عاملی برای ایجاد «انگیزه­­‌ی تحصیل» در این رشته (فلسفه تعلیم و تربیت) یاد کرد. این فارغ التحصیل دانشگاه تهران در خصوص حمایت محیط گفت: اگر پشتیبانی مالی نبود، امکان داشت من واقعاً وارد این رشته نشوم.

در این زمینه چند دانشجوی تغییر رشته داده دیگر نیز بر عنصر علاقه و انگیزه تأکید کردند و از مشکلاتی نظیر مخالفت خانواده‌ها، همکلاسی‌ها و … یاد کردند. این افراد معتقد بودند که مهم‌ترین عاملی که می‌تواند به یک دانش‌آموز و دانشجو در انتخاب صحیح رشته‌ی تحصیلی کمک کند، عنصر انگیزه و توانایی مقابله با هنجارهای کاذب و القایی جامعه است. این افراد معتقد بودند که علوم ریاضی و پزشکی در جامعه ارزشمندند و علوم انسانی به عنوان یک رشته‌ی بی کلاس شناخته می‌شوند، ضمن اینکه بازار کار علوم انسانی هم چندان مطلوب نیست. به همین دلیل اگر به دانش‌آموزان و دانشجویان جسارت و قدرت تقابل با هنجارهای کاذب را ندهیم، در مسیر صحیحی قرار نمی‌گیرند و مجبورند عمر خود را در رشته‌ و شغلی صرف کنند که از آن راضی نیستند.

خود آگاهی، شرط لازم انتخاب رشته تحصیلی

یکی از مشاورین مدارس نیز در همین راستا تأکید نمود: آن چیزی که مهم است در امر تعلیم و تربیت اتفاق بیفتد، «خود آگاهی دانش آموز» است. طبق نظر این مشاور مدرسه که خود نیز یک دانشجوی تغییر رشته‌ای محسوب می‌شود، نظام آموزشی به دانش آموز مثل یک ماشین نگاه می‌کند و صرفاً با برگزاری یک آزمون و شناسایی استعداد، وی را به سوی یک رشته دانشگاهی هدایت می­کند. نظام آموزش عالی صرفنظر از اینکه این هدف و شخصیت یک دانش آموز چیست، بهترین‌ها را برای خودش گزینش می‌کند. در صورتی که باید دانش‌آموز را نسبت به هستی خود آگاه کرد. وی با تأکید بر اینکه منظور از خود شناسی فقط استعدادهای تحصیلی نیست، اضافه شدن دروس فلسفه علم، انسان‌شناسی و معرفت شناسی را به واحدهای درسی دانش‌آموزان پیشنهاد نمود. وی همچنین معتقد بود که در مدرسه باید رشته‌ها و مشاغل در قالب‌های جذاب به دانش‌آموزان معرفی شود.

آیا دانش آموزان فرصت تجربه کافی برای انتخاب رشته را دارند؟

یکی از مشاوران با سابقه‌ی آموزش و پرورشیِ حاضر در جلسه، به سه انتخاب اساسی هر فرد در زندگی یعنی تعیین رشته تحصیلی، انتخاب شغل و ازدواج اشاره کرد و گفت: در کشور ما تعیین رشته در ۱۵ سالگی اتفاق می‌افتد. در این ۱۵ سال ما چقدر به دانش‌آموزان فرصت دادیم تا خودشان را بشناسند؟

به عقیده این مشاور، حضور در محیط، در انتخاب رشته تأثیر بسیاری دارد اما به دلیل فرصت کم برای تجربه­‌اندوزی، ناچار به تجربه نمادین محیط‌ها هستیم؛ اما عملاً در مدارس به دانشِ منهای مهارت‌های استفاده از آن (ایجاد تجربه‌های نمادین) پرداخته می‌شود و این شیوه باعث می‌شود که دانش‌آموزان نتوانند انتخاب رشته‌ی صحیحی داشته باشند.

انتخاب رشته باید شیب دار باشد

بحث دفعی بودن انتخاب رشته موضوع دیگری بود که توسط یکی از مشاوران حاضر در جلسه مطرح شد. وی شیب‌دار بودن انتخاب رشته به جای ناگهانی بودن آن را پیشنهاد کرد و گفت: هدایت تحصیلی باید از دوران راهنمایی آغاز شود. طبق نظر این مشاور خودشناسی و حرفه‌شناسی به عنوان دو هدف برای دوره راهنمایی مطرح هستند. اما ظاهراً چندان در دوره‌ی راهنمایی (متوسطه اول) به این اهداف پرداخته نمی‌شود.

سیاست صنعتی - انتخاب اولویت ها و هدفگیری صنایع راهبردی

تعیین رشته همان انتخاب رشته نیست

یکی از موضوعات مطرح شده در نشست، تفاوت انتخاب رشته با تعیین رشته بود. چرا که بسیاری از دانش‌آموزان تعیین رشته انجام می‌دهند اما آیا واقعاً «انتخاب» رشته نیز برای آن رخ می­دهد؟

یکی از دانشجویان تغییر رشته‌ایِ حاضر در جلسه در این مورد گفت: انتخاب‌گری ملازم با گزینش‌گری است. یعنی انسان با تعدادی گزینه روبرو شده و از بین آنها مزایا و معایبی را سنجیده و مقایسه نماید که با کدامیک از آنها سازگارتر است. واقعیت این است که این امر (انتخابگری) هنگام تعیین رشته اتفاق نمی‌افتد.

این دانشجوی مقطع دکترا همچنین با انتقاد از روش تدریس حاکم بر آموزش و پرورش (یعنی سخنرانی)، این روش را غیر تعاملی دانست و افزود که در این روش اساساً زمینه‌‌ی خودشناسی را از دانش‌آموزان گرفته‌ایم. وقتی که دانش‌آموزان محتوای درس را تجربه نمی‌کنند، شناختی هم که از خودشان کسب می‌کنند، شناخت واقعی نیست.

کمبود مشاور در مدرسه

این دانشجو تأکید نمود که برای تحقق انتخاب‌گری نیازمند ارتباط بیشتر مشاور با دانش‌آموز هستیم اما در حالی که طبق استاندارد، باید به ازای هر ۶ دانش‌آموز یک ساعت مشاور در هفته اختصاص یابد، این اتفاق در بهترین مدارس ما به ازای ۱۵ دانش‌آموز می‌افتد و حتی در مدارس پسرانه شهر تهران به ازای ۳۵ دانش‌آموز، یک ساعت مشاوره اختصاص داده‌ایم. به عبارتی تعداد مشاوران آموزش و پرورش باید ۲ برابر شود.

آموزش و پرورش باید از ظرفیت‌های خارج از وزارتخانه نیز استفاده کند

استفاده از ظرفیت نهادهای غیردولتی که در چهارچوب سیاستهای آموزش و پرورش فعالیت می‌کنند، یکی دیگر از پیشنهادات مطرح شده در این جلسه بود. یکی از دانشجویان معتقد بود که هم‌اکنون مؤسسات خوبی داریم که هم آزمون بهتری از آزمون‌های آموزش و پرورش طراحی کرده‌اند، هم این آزمون را بهتر اجرا می‌کنند و هم خدمات شناختی و اطلاعاتی مناسبی در مورد رشته‌های تحصیلی به دانش‌آموزان می‌دهند. آموزش و پرورش نباید خود را از این ظرفیت محروم کند و قرار نیست که صفر تا صد هدایت تحصیلی را یک تنه به عهده گیرد.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: