۱۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۰۰
آسیب شناسی عملکرد صدا و سیما-1

توسعه کمی شبکه‌های صدا و سیما؛ عامل معکوس‌شدن هرم قدرت

تا زمانی که سازمان صدا و سیما به جای بالا بردن سطح کیفی و کمی تولید، درصدد بالا بردن تعداد شبکه ها باشد، بودجه ای را که می تواند در راستای تولید خرج کند، هدر می دهد؛ بدون اینکه بتواند چشمان مخاطب را از تماشای شبکه های بیگانه به سمت شبکه های داخلی بچرخاند.

به گزارش عیارآنلاین،با توجه به تغییر در ریاست سازمان صدا و سیما، سایت عیارآنلاین با همکاری پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت قصد دارد تا در طی سلسله یادداشت هایی با موضوع کارآمدسازی رسانه به آسیب شناسی عملکرد صدا و سیما در سال های اخیر بپردازد و در صورت امکان راهکارهایی برای اصلاح این وضعیت نیز ارائه دهد. اولین یادداشت از این سلسله مطالب به موضوع توسعه کمی شبکه های تلویزیونی که در سال های اخیر در دستور کار سازمان صدا و سیما قرار گرفته است، اختصاص دارد.

صدا و سیما

در مقطع کنونی یکی از علائم خطرناک فرهنگی رسانه ای در کشور، از دست دادن مخاطبانی است که در عصر سهولت دستیابی به ارتباطات به تماشای شبکه های ماهواره ای روی آورده اند. شبکه های ماهواره ای که خارج از نظارت صدا و سیما و سیاست های کلان جمهوری اسلامی ایران فعال هستند و مهمترین رقیب شبکه های داخلی محسوب می شوند. البته این موضوع تنها مختص به کشور ما نیست و طبیعتاً هر کشوری ترجیح می دهد ملتش مصرف کننده تولیدات فرهنگی خودش باشد و حتی در صورتی که مانعی بر دسترسی مخاطب به این شبکه ها ایجاد نکند، در یک رقابت جدی با آنها سعی دارد با بالابردن کیفیت و کمیت تولیدات داخلی نظر مخاطب را به آن تولیدات معطوف کند. به نظر می رسد سازمان صدا و سیما نیز به اهمیت این موضوع پی برده است، چنانکه علت اصلی توسعه کمی شبکه ها در چند سال اخیر نیز در همین راستا بوده است. اما پرسش مهم اینجاست که آیا این سازمان در این زمینه موفق عمل کرده و به هدف خود رسیده است؟

تمرکز سازمان به توسعه کمی شبکه ها در ده سال اخیر منجر به غفلت از توسعه ی کیفی این شبکه ها شده است. اهمیت توسعه کمی در نزد مدیران سازمان در سال های اخیر به میزانی بوده است که امر توسعه کیفی به شدت مغفول واقع شده است. نتیجه این امر نیز اضافه شدن شبکه های جدید تلویزیونی است که با برنامه های تامینی و تکراری (و نه تولیدی) به پر کردن آنتن خود می پردازند. برخی از شبکه های جدید صرفا با موضوع جدید (خبر، سلامت، ورزش، قرآن، دفاع مقدس و انقلاب اسلامی و …) و یا نوع خاصی از برنامه (سریال، فیلم سینمائی، مستند، انیمیشن و …) و بدون داشتن مزیت رقابتی در مقابل سایر شبکه های داخلی و خارجی راه اندازی شده اند. تعداد شبکه های صدا و سیما که تا سال ۸۳ به ۷ شبکه تلویزیونی سراسری و ۲۴ شبکه تلویزیونی استانی رسیده بود، طی ۱۰ سال گذشته با جهشی چشمگیر به ۱۸ شبکه تلویزیونی سراسری و  ۳۴ شبکه تلویزیونی استانی افزایش یافت.

هم اکنون سازمان صدا و سیما دارای ۲۲ شبکه تلویزیونی قابل دریافت از طریق سامانه دیجیتال است که برخی از این شبکه ها جذابیت لازم برای جذب مخاطب را ندارند. یکی از مهم ترین دلایل این موضوع آن است که مزیت رقابتی برخی از این شبکه های جدید در مقابل دیگر شبکه های مشابه تلویزیونی داخلی و خارجی مشخص نیست. به عنوان مثال، وقتی برنامه ۹۰، پخش زنده مسابقات لیگ برتر، جام جهانی و … از شبکه ۳ پخش می شود، پخش زنده برنامه های ورزشی مزیت رقابتی شبکه ۳ خواهد بود نه شبکه ورزش و یا وقتی سریال های قوی ارزشی و قرآنی مثل مختارنامه، یوسف و … برای اولین بار از شبکه ۱ پخش می شود، پخش برنامه های با موضوع قرآن، مزیت رقابتی شبکه قرآن نخواهد بود. همینطور در مورد شبکه افق اگر قوی ترین سریال ها، مستندها و فیلم های سینمایی با موضوع انقلاب اسلامی و دفاع مقدس از شبکه افق پخش نشود، این شبکه نیز شکست می خورد. وقتی شبکه ای همه وقتش را با برنامه تکراری و یا ضعیف پر می کند، نمی تواند هویت یک شبکه واقعی را داشته باشد. تا زمانی که سازمان صدا و سیما به جای بالا بردن سطح کیفی و کمی تولید، درصدد بالا بردن تعداد شبکه ها باشد، بودجه ای را که می تواند در راستای تولید خرج کند، هدر می دهد؛ بدون اینکه بتواند چشمان مخاطب را از تماشای شبکه های بیگانه به سمت شبکه های داخلی بچرخاند.

اتخاذ چنین استراتژی کمی گرایانه ای از سوی سازمان را می بایست عکس العملی شتاب زده نسبت به روند رو به رشد تاسیس شبکه های تلویزیونی ماهواره ای در سال های اخیر تلقی نمود. واکنشی که به نظر می رسد استراتژی مناسبی در مواجهه با به روند رو به رشد تاسیس شبکه های تلویزیونی ماهواره ای نبوده است چرا که آمارها طی سال های اخیر نه تنها خبر از کاهش اقبال مخاطبان به شبکه های ماهواره ای فارسی زبان نمی دهند بلکه حاکی از افزایش بیش از پیش میزان مخاطبان شبکه های ماهواره ای می باشند. تصور مدیران صدا و سیما آن است که در برابر چندین هزار شبکه ماهواره ای باید چند ده شبکه داخلی راه اندازی شود. حال آن که معمولا افراد برنامه های مشخصی از یک شبکه را انتخاب می کنند. از طرف دیگر با افزایش شبکه ها و کاهش کیفیت برنامه های آن، برنامه های خوب یک شبکه در میان برنامه های کم کیفیت آن گم می شود.

نکته قابل توجه اینکه از میان بیش از صد شبکه ماهواره ای فارسی زبان، مخاطبین ماهواره در بیش از ۷۰ درصد مواقع تنها ۷ شبکه ماهواره ای را تماشا می کنند. یعنی تنها ۷ شبکه ماهواره ای با ۸ ساعت برنامه در روز (کلا ۵۶ ساعت برنامه روزانه) نظام رسانه ای ما را به چالش کشیده اند.

از سوی دیگر، گسترش کمی شبکه های تلویزیونی آسیب های جدی دیگری را هم به صدا و سیما تحمیل کرده است که از جمله آن می توان به وارونگی هرم قدرت در این نهاد اشاره نمود. سازمان با دو طرف عرضه و تقاضا مواجه است. منظور از طرف عرضه تولیدکنندگان برنامه یعنی نویسنده، کارگردان و تهیه کننده و سایر عوامل می باشند. طرف تقاضا هم شبکه های پخش کننده می باشند. با افزایش تعداد شبکه های پخش، تقاضا مرتبا افزایش یافته است، حال انکه ظرفیت عرضه ثابت مانده است. در نتیجه این وضعیت، تعادل عرضه و تقاضا به نفع طرف عرضه افزایش یافته است و به قولی هرم قدرت در صدا و سیما معکوس شده است. به همین دلیل، مدیران برخی از شبکه ها مجبورند برای پرکردن آنتن در مقابل تولیدکنندگان کوتاه بیایند و هرگونه برنامه های پیشنهادی آنها را قبول کنند. نهایتا سازمان نمی تواند وظیفه سیاست گذاری، برنامه ریزی و نظارتی خود را به درستی انجام دهد. به عنوان مثال، برخی از مدیران ارشد سازمان می گویند که ما اعلام کرده ایم که برنامه های طنز تولید شود، اما نویسندگان و تهیه کنندگان پیشنهادهای دیگری را ارائه می کنند. ظاهرا بسیاری از مدیران سازمان هنوز متوجه نشده اند که وارونگی هرم قدرت علت بسیاری از اینگونه مشکلات سازمان می باشد.

راهکارهای قابل طرح برای اصلاح وضعیت موجود

در این شرایط دو راهکار کوتاه مدت و میان مدت برای بهبود وضعیت سازمان صدا و سیما پیشنهاد می گردد:

الف- راهکار کوتاه مدت: برای حل مشکل موجود باید در ابتدا جلوی تاسیس شبکه های جدید گرفته شود تا این مشکل بیش از پیش بزرگ نشود. همچنین ادغام برخی شبکه های مشابه و یا کم مخاطب نیز اقدام دیگری است که می تواند در دستور کار قرار گیرد. اتفاقی که در خصوص شبکه های من و تو ۱ و ۲ به وقوع پیوست و این دو شبکه با ادغام در یکدیگر به یک شبکه پر مخاطب تبدیل شد.

ب- راهکار میان مدت: سازمان صدا و سیما باید با طراحی سازوکارهای مناسب، ظرفیت طرف عرضه (نویسنده، کارگردان و تهیه کننده) را افزایش دهد و تلاش نماید تا توان کیفی و کمی طرف عرضه متناسب با نیازهای طرف تقاضا (شبکه های پخش کننده) افزایش یابد. کمک به توسعه کمی و کیفی شرکت ها و موسسات تولیدی خارج از سازمان نیز یکی دیگر از راهکارهای حل این مشکل قلمداد می شود. بدیهی است که حل این مشکل تنها وظیفه سازمان صدا و سیما نبوده و دیگر نهادهای فرهنگی کشور نیز باید در این زمینه تعامل مثبت و سازنده ای را ایفا نمایند.

تلگر

چهره‌

۲ دیدگاه
  1. حمید رضایی :

    به قول آقا مسعود صداسیما با پراکنده کردن غفلت و سزگرمی های سخیف به دنبال این است که مردم نروند ماهواره ببینند یعنی پراکندگی غفلت برای جلوگیری از حمله دشمن.این در حالی که غقلت پراکنی در میان مردم در دین اسلام کاملا منفور بیان شده …
    تشکر

  2. زهرا.س :

    با سلام و عرض خسته نباشید،امیدوارم با تغییرات به وجود آمده وضعیت این سازمان،سامان یابد،این سازمان از ابتدا به جای حل مشکلات ،بیشتر سعی در پوشاندن این مشکلات داشته است.راهکار های پیشنهادی بسیار معقول و منطقی است باشد که به این راهکارها توجه شود.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: