۱۵ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۰۰
«مهد بابا ندارد» آسیب شناسی مهدکودک‌ها در ایران(8)

عدم نگاه تخصصی به مهدکودک در کشور

بهزیستی فعالیت‌های بسیار زیادی دارد و تنها یکی از شاخه‌های آن مهدکودک‌هاست. وقتی به‌عنوان یک مراجعه‌کننده و مخاطب عام با واحد مهدکودک مواجه می‌شوید، می‌بینید یک واحد کوچک و با کمترین تعداد کارکنان نسبت به سایر دایره‌های آن فعالیت می‌کند. ضمن اینکه ذهنیت کارکنان بهزیستی و مردم این است که بهزیستی مسئول پیگیری امور مربوط به آسیب‌های اجتماعی است .

اشاره: پرونده ویژه عیار آنلاین تحت عنوان «مهد بابا ندارد.» پیرامون آسیب شناسی مهدکودک ها در ایران به زودی منتشر خواهد شد. در این پرونده که شامل تعدادی یادداشت و مصاحبه با کارشناسان و فعالان عرصه تعلیم و تربیت کودکان است، سعی شده تا با نگاهی کارشناسانه به آسیب شناسی وضع فعلی و ارائه راهکارهای بهبود این وضع بپردازد. متن زیر مشروح مصاحبه با خانم سمیه مهدی‌کیا، مسئول دوره های تربیت مربی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران است که در ادامه می‌آید.

به‌عنوان مقدمه بفرمایید که به نظر شما مهدکودک در نظام تربیتی ما چه جایگاهی می‌تواند داشته باشد؟

در ایران، آموزش رسمی از هفت‌سالگی آغاز می‌شود و در ذهن همه این نقش بسته که شروع آموزش از همین سن است؛ اما امروزه می‌بینیم یک کودک سه‌ساله گاهی اطلاعاتی دارد که قبلاً یک کودک ده‌ساله هم نداشت! لذا از نظر ما، در مهدکودک و پیش‌دبستان آموزش لزوماً مجموعه‌ای از مفاهیم به‌صورت کلی و صرفاً فعالیت‌هایی همچون لوحه‌خوانی و مهارت خواندن و نوشتن به‌صورت مبتدی نیست و می‌توان چیزهای دیگری هم به آن‌ها آموخت. مثلاً ما در مهدکودک‌های وابسته به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران مهارت‌های اجتماعی همچون مهارت برقرار کردن ارتباط ، کنترل خشم، نحوه رفتار با دیگران و با بچه‌های هم‌سن را هم آموزش می‌دهیم. صرفاً ایجاد آمادگی برای حضور در مراکز رسمی آموزشی می باشند.

یک مزیت حضور کودکان در مهدکودک‌ها و مراکز پیش‌دبستانی همین است که راحت‌تر می‌توانند وارد مدرسه بشوند، چون مهدکودک‌ها می‌توانند علاقه‌مندی و پیش‌زمینه فکری را در آن‌ها ایجاد کنند.

در این صورت جا دارد که مهدکودک در نظام تعلیم و تربیت رسمی ما قرار بگیرد؟

گرچه الآن برای فرستادن کودکان به دوره مهدکودک و پیش‌دبستانی الزام قانونی وجود ندارد، اما تقریباً خود خانواده‌ها به لزوم طی دوره‌های پیش از ورود به مدرسه رسیده‌اند، چون خیلی از کارها خودبه‌خود به یک هنجار تبدیل می‌شود و نیازی به الزام قانونی هم نیست.

در حال حاضر جو حاکم بر مدارس به گونه‌ای است که اکثریت بچه‌ها قبلاً به مهد و پیش‌دبستانی رفته‌اند و تعداد محدودی در این دوره‌ها شرکت نکرده‌اند. وقتی این دو دسته در کلاس کنار هم قرار می‌گیرند، تفاوت مهارت‌هایشان مشخص می‌شود؛ یک عده‌ای به‌راحتی یاد می‌گیرند و عده‌ای نه. دسته اول زودتر می‌توانند بنویسند و بعضی از مفاهیم را می‌دانند و دسته دوم عقب می‌افتند و کم‌کم اعتمادبه‌نفسشان را از دست می‌دهند. به همین دلیل خانواده‌ها رغبت پیدا کرده‌اند که فرزندانشان در دوره‌های مختلف پیش از مدرسه شرکت کنند.

درباره نحوه ورود شهرداری تهران به حوزه مهدکودک توضیح دهید.

بسیاری از تحقیقات نشان می‌دهد که هر چند شروع آموزش از هفت‌سالگی است، اما بسیاری از مفاهیم را می‌توانیم در کودکان نهادینه کنیم. با چنین هدفی، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران مهد و پیش‌دبستان را به‌عنوان یک اولویت در بخش آموزش خود در نظر گرفته است تا این بچه‌ها از سنین کودکی در عرصه‌های مختلف به آن فرهنگ متعالی برسد. مهم‌ترین اهدافی که در واحد آموزش سازمان داریم، «آموزش شهروندی، اخلاق‌مداری در شهر، مهارت‌های اجتماعی و فرهنگ ایرانی – اسلامی» است.

شاید مراکز خصوصی به مهدکودک و پیش‌دبستانی به‌عنوان یک منبع درآمد نگاه کنند، اما سازمان این امر را به صورت سرمایه‌ای مورد توجه قرار داده و بر آن است رسالت فرهنگی خود را از میان مخاطبین سنین پایین شروع کند. در همین راستا روی مهدکودک و پیش‌دبستانی سرمایه‌گذاری شده است و سازمان فرهنگی هنری شهرداری نیز با همین سیاست پیش می‌رود.

برای اجرایی شدن اهدافی که در مهد و پیش‌دبستانی‌‌های سازمان در نظر گرفته‌اید، آیا سازوکاری هم طراحی شده است؟

اهداف مشخص شده، الآن در سازمان به محتوای آموزشی تبدیل شده است. محتوایی که ما الآن داریم، توسط کارشناسان حوزه آموزش در سازمان تدوین شده است و اصلاً در بازار وجود ندارد، چون یکی از مشکلات مهدکودک‌ها، فقدان محتوای مناسب برای آموزش است. در بسیاری از مهدکودک‌ها به طور سلیقه‌ای از آنچه در بازار در حوزه کودک وجود دارد، انتخاب و سپس آموزش می دهند و کتاب‌ها هم بیشتر بر اساس آزمون‌ وخطا در دوره های قبلی تهیه می‌شود.

با توجه به این خلأ، سه سال پیش کارگروهی از روانشناسان و کارشناسان تربیتی تشکیل شد تا محتوایی مناسب با فرهنگ ایرانی – اسلامی محتوا را تعیین کنند. سازمان فرهنگی هنری معتقد است رسالت ما بیشتر از محتوای موجود در کتاب‌های بازاری است و علاوه بر یاد دادن مباحث مرسوم، باید به پرورش خلاقیت‌ها و مهارت‌های لازم متناسب با اهداف خودمان هم توجه کنیم. محتوای مورد نظر پس از تدوین، یک دوره به صورت آزمایشی اجرا شد و برای رفع، کم‌وکاستی‌ها کتاب‌ها مورد ویرایش قرار گرفتند. دوره تربیت مربی هم متناسب با محتواهای تهیه شده طراحی و برگزار گردید. در واقع فرآیند کاملاً تخصصی اتفاق افتاد.

البته باید اشاره کنم که کار فرهنگی زودبازده نیست و الآن نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم در این دو سال همه اهداف ما اجرایی شده است، اما تلاشمان را کرده و می‌کنیم.

وجوه ممیزه مهدکودک‌ها سازمان با مراکز دیگر چیست؟

آنچه در مهدکودک‌ها و پیش‌دبستانی‌های خصوصی اتفاق می‌افتد، بیشتر از همه آموزش و نگه‌داری است. والدینی که شاغل‌اند، به مراکزی نیاز دارند که تمام‌وقت کودکان را نگه‌داری کند و در کنار آن آموزشی هم بدهند؛ اما ما در سازمان فرهنگی و هنری صرفاً کودکان چهار سال به بالا را ثبت‌نام می‌کنیم و به آموزش آن‌ها می‌پردازیم. همچنان که اشاره شد، نگاه ما اقتصادی نیست. به همین دلیل هزینه‌هایی که از خانواده‌ها می‌گیریم، بسیار کمتر از سایر مهدکودک‌هاست و آن هم بیشتر صرف برنامه‌های تربیتی بچه‌ها مثل اعیاد مذهبی و حقوق مربی‌ها می‌شود و بسیاری از برنامه‌های دیگر رایگان است. مهم‌ترین مسئله برای ما همان فرهنگ‌سازی است و این تفاوت جدی میان مراکز مهد و پیش‌دبستانی وابسته به سازمان و سایر مهدکودک‌های خصوصی است.

یکی از تفاوت‌های دیگر این است که مربیان ما دارای اعتبارنامه‌های آموزشی هستند. اعتبارنامه‌ها از طریق واحد آموزش سازمان صادر می‌شود. موقع به‌کارگیری مربی‌ها ما آن‌ها را مورد آزمون قرار می‌دهیم. این آزمون شامل دو بخش صلاحیت عمومی (شامل نحوه تعامل، تفکرات و اعتقادات) و صلاحیت علمی و تخصصی است. همچنین به منظور ایجاد توانمندیهای تدریس ، سازمان فرهنگی هنری در طول سال تحصیلی اقدام به برگزاری دورههای ضمن خدمت برای مربیان می نماید .

مهدکودک

چنانچه اشاره کردید، سازمان فرهنگی هنری شهرداری یکی از برگزارکنندگان دوره‌های تربیت مربی مهدکودک است. اهداف این دوره‌ها چه قدر با اهدافی که برای دوره پیش‌دبستانی در اسناد بالادستی چون سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش آمده، هماهنگی و تناسب دارد؟

سازمان فرهنگی و هنری به‌صورت هیئت‌امنایی اداره می‌شود و وزیر آموزش‌وپرورش به‌عنوان متولی امر تعلیم و تربیت کشور در هیئت‌امنای سازمان حضور دارد. علاوه بر وزیر آموزش‌وپرورش، وزیر فرهنگ و ارشاد، مسئول کانون پرورش فکری کودک و نوجوان، نماینده ولی‌فقیه و حدود هفت ارگان دیگر جزو اعضای هیئت‌امنای سازمان هستند.

در واقع متولیان امر فرهنگ کشور در اتاق فکر سازمان حاضرند و به‌نوعی طرز تفکرشان را به سازمان آورده‌اند. تمام سیاست‌گذاری‌ها توسط همین هیئت‌امنا صورت می‌گیرد. مراکز وابسته به شهرداری هم همان سیاست‌های مصوب هیئت‌امنا را اجرا می‌کنند. در نتیجه کاری که می‌خواهد انجام بگیرد، خارج از سیستم آموزش کشور نیست؛ یعنی درعین‌حال که جدا نیست، هم‌راستا و همسو با آن در حال حرکت است.

در حال حاضر سازمان بهزیستی به‌عنوان متولی مهدکودک‌ها مشخص‌شده است. به نظر شما آیا تولی گری بهزیستی مناسب است یا نهاد دیگری باید متولی مهدکودک‌ها باشد؟

تمام مراکزی که الآن به‌نوعی در حوزه مهدکودک‌ها فعالیت می‌کنند، باید از سازمان بهزیستی مجوز داشته باشند. سازمان هم برای فعالیت‌هایش در این حوزه از سازمان بهزیستی مجوز گرفته است. اما این که یک سازمان متولی کلی امور مهدکودک‌ها باشد، به نظر من ایده آل است. شاید سازمان بهزیستی این نیروی انسانی، بودجه و توان را نداشته باشد که بخواهد همه‌ی مهدکودک‌ها را مدیریت کند. از همین رو سایر سازمان‌ها می‌توانند بازوی کمکی آن باشند. بهزیستی می‌تواند از این ظرفیت استفاده کند و خودش صرفاً نقش نظارتی داشته باشد. این‌که سازمان متولی، صرفاً نظارت بکند و وارد کارهای اجرایی نشود،‌ مفید است.

بهتر است سازمان بهزیستی در حوزه‌های مختلف اجرایی از آموزش تا ارزشیابی مربیان مهدکودک به جای تصدی‌گری، نظارت داشته باشد. این‌که می‌گویم نظارت را به عهده بگیرد و وارد امور اجرایی نشود به این شرط است که نظارت مستقیم و مستمر باشد.

آیا سازمان بهزیستی این وظایف را به‌درستی انجام می‌دهد؟ واقعاً نظارت مستمر و پیگیر دارد؟

همین سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران بیست‌ودو منطقه دارد و هر منطقه هفت الی هشت مرکز دارد و در هر مرکز پنج الی شش تا کلاس هم که دایر باشد، چه حجمی از نظارت می‌طلبد؟!

بهزیستی فعالیت‌های بسیار زیادی دارد و تنها یکی از شاخه‌های آن مهدکودک‌هاست. وقتی به‌عنوان یک مراجعه‌کننده و مخاطب عام با واحد مهدکودک مواجه می‌شوید، می‌بینید یک واحد کوچک و با کمترین تعداد کارکنان نسبت به سایر دایره‌های آن فعالیت می‌کند. ضمن اینکه ذهنیت کارکنان بهزیستی و مردم این است که بهزیستی مسئول پیگیری امور مربوط به آسیب‌های اجتماعی است .

به‌طورکلی در کشور، به مهدکودک اصلاً تخصصی نگاه نشده است و این بحث خیلی مغفول است. درصورتی‌که این بازه سنی اهمیت زیادی دارد و ما می‌توانیم بسیاری از فکرها را در این سنین نهادینه کنیم.

آیا نهاد یا ارگان دیگری را برای متولی شدن امور مهدکودک‌ها در نظر دارید که صلاحیت لازم را هم داشته باشد؟

هر کاری تخصصی بشود، هم بازده خوبی دارد و هم افرادی فعال در آن حوزه، یک عِرق و تعهدی نسبت به آن پیدا می‌کنند. اگر سازمانی باشد که تخصصی به این مسئله بپردازد و تنها حوزه فعالیتش مهدکودک‌ها باشد، خیلی راحت‌تر می‌تواند مسئولیت‌ها را بر عهده بگیرد، هم نظارت کند، هم محتوا را بررسی کند و … قطعاً چنین جایی بهتر از سازمانی می‌تواند کار کند که چندین شاخه شده است و مهدکودک بخشی از فعالیت‌های آن محسوب می‌شود که آن هم بیشتر حالت اداری دارد .

به نظرم در همان سازمان فرضی هم بهتر است فعالیت‌ها دو بخش بشود؛ بخشی برای مهدکودک‌های دولتی و عمومی و بخشی برای مهدکودک‌های خصوصی. از نظر محتوا شاید بتوان کمی برای آن‌ها برنامه‌ریزی کرد، اما نکته مهم این است مراکز خصوصی با توجه به هزینه هایی که دارند یک نگاه درآمد زایی دارند و این را نمی‌توان انکار کرد؛ اما در مراکز دولتی، مدیر و مربی مهدکودک چه یک کلاس دونفره داشته باشند و چه صدنفره، حقوقشان ثابت است، اما در مراکز خصوصی این‌طور نیست و باید در برابر هزینه‌ای که دریافت می‌کنند، پاسخگو باشند.

به مربی باید پول خوبی داد چون کار با بچه‌ها واقعاً سخت است. این در حالی است که در مراکز خصوصی حداقل حقوق را به مربی می‌دهند، مدتی پیش یکی از مدیران همین مهدکودک‌های خصوصی با من تماس گرفته بود برای این‌که مربی و کمک‌مربی معرفی کنم، پرسیدم: «حقوق کمک‌مربی‌تان چه قدر است؟»، گفت: «۱۲۰ هزار تومان!». این حقوق یعنی ساعتی ۶۰۰ تومان! با این سطح پرداخت، افراد توانمند و متخصص رغبتی نخواهند داشت که فعالیت کنند.

مهدکودک

در شهرداری یا نهادهای دیگر نظام رتبه‌بندی مربی‌های مهدکودک وجود دارد؟

بله! در خود سازمان فرهنگی هنری از طریق همان اعتبارنامه‌های آموزشی این اتفاق افتاده است. مدیریت آموزش سازمان برای افراد متقاضی، کلاس آموزشی برگزار کرده و در بخش تخصصی آزمون میگیرد . بخش بعدی دوره عمومی است که خود سازمان فرهنگی و هنری در حوزه‌های مختلف کلاس‌هایی را برگزار می‌کند. مثلاً دوره‌هایی را ترتیب داده اند که مربیان ساخت انواع اشکال و حیوانات و … را یاد بگیرند. یا کلاس‌های روش تدریس در مهد و پیش‌دبستانی برای مربیان ترتیب داده شده است. درنهایت همه این‌ها جمع‌آوری شد و مربیان بر اساس معیارهایی ازجمله تجربه‌ای که دارند، رتبه‌بندی شدند. این روند مستمر است و در پایان هرسال تحصیلی این دوره‌ها را به‌صورت اجباری برای مربیان برگزار می‌کنیم.

در حال حاضر نهادهای متفاوتی به تربیت مربی مهد می‌پردازند. به نظر شما این دوره‌ها باهم چه تفاوتی دارند؟

طبق آیین‌نامه بهزیستی، کلیه مربیان مهد و پیش دبستان بایستی مجوز تربیت مربیگری جهاد دانشگاهی و بهزیستی را داشته باشند تا بتوانند در مراکز مهد و پیش دبستانی مشغول به کار شوند .

دوره‌های سازمان تبلیغات اسلامی هم نسبتاً با همین روند اجرا می‌شود جز این‌که نگاهشان اسلامی‌تر است و بسیاری از افرادی که تربیت می‌کنند در مهدکودک‌های قرآنی و دارالقرآن‌ها مشغول به کار می‌شوند.

قاعدتاً دوره‌های تربیت مربی باید برآیندی از یک نیازسنجی باشد. به نظر شما آیا مربی‌ها در پایان دوره مهارت‌هایی که واقعاً به آن نیاز دارند دریافت می‌کنند؟

دوره‌های جهاد دانشگاهی با چارچوب تعیین‌شده توسط بهزیستی پیش می‌رود و امیدواریم که بهزیستی چنین نیازسنجی را انجام داده باشد. آنچه در دوره‌های تربیت مربی ما در دو بخش تخصصی و عمومی تدریس می شود ، همه‌ی مهارت‌ها را در برنمی‌گیرد و مواردی هم مغفول مانده است، از جمله مهارت‌های اجتماعی.

من به‌عنوان یک مربی ممکن است این دوره‌ها را هم بگذرانم و مدرکم را هم بگیرم و عملاً از لحاظ اداری هیچ مشکلی وجود ندارد، اما ذهنیت من و این‌که چه چیزی را می‌خواهم به بچه‌ها آموزش بدهم را چه کسی شناسایی می‌کند؟ من گمان می‌کنم این مهارت سوم کم‌رنگ است و جا دارد در این زمینه نیز کار شود .

سازمان میزان استفاده از این مهارت‌ها را در مربی‌ها می‌سنجد؛ اما در سایر مهدکودک‌ها چطور؟ آیا آنجا هم پیگیری می‌شود که اصلاً از این مهارت‌ها استفاده می‌شود یا خیر؟

چون ما دوره‌های تربیت مربی داریم، از مؤسسات خصوصی برای جذب مربی با ما تماس می‌گیرند. مهم‌ترین معیار آن‌ها نفرات برتر در این دوره‌ها است و بعد از معرفی هم مشغول می‌شوند؛ اما همان موسسه صرفاً به همان مدرک اکتفا می‌کند و معمولاً سنجش خاصی ندارند و تنها به کارگیری مهارتها می تواند توسط خانواده ها بر اساس نحوه کار فرزندانشان مورد ارزیابی قرار گرفته و به مراکز مهد و پیش دبستانی اعلام شود .

سازوکار نظارت سازمان روی مهدکودک‌های تحت نظر خودش چگونه است؟

نظارت از طریق مدیریت آموزش سازمان پیگیری می‌شود. برای هر آموزشی که در سطح سازمان وجود دارد، کارگروهی تشکیل می‌شود و مسئولیت مدیریت و نظارت بر عهده آن‌هاست. بر همین اساس، برای مهدکودک و پیش‌دبستانی هم چنین کارگروهی تشکیل شده است. یکی از معیارهای نظارتی در این راستا، پیش رفتن با تقویم آموزشی است. این تقویم آموزشی تهیه‌شده، کاملاً مشخص می‌کند که در هر روز از هفته چه چیزی باید آموزش داده شود. و علاوه بر کارگروه های نظارتی مدیریت آموزش ، در هر منطقه از سازمان سوپر وایزران مهد و پیش دبستان مسئول نظارت بر کیفیت برگزاری کلاسها می باشند .

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: