«مهد بابا ندارد» آسیب شناسی مهدکودک‌ها در ایران(5)

تعدد متولیان، آسیب اصلی «مهدهای قرآنی»

مهدهای قرآنی و مراکز مشابه ازجمله مؤسساتی هستند که در سال‌های اخیر برای آموزش قرآن و انتقال مفاهیم آن به کودکان تأسیس گردیده‌اند. اما به‌رغم اتفاق‌نظر در باب اهمیت و لزوم انس کودکان با قرآن کریم، نوع مواجه کودک و خردسال با این کتاب آسمانی منشأ بحث‌های فراوانی شده است.

اشاره: پرونده ویژه عیار آنلاین تحت عنوان «مهد بابا ندارد.» پیرامون آسیب شناسی مهدکودک ها در ایران به زودی منتشر خواهد شد. در این پرونده سعی شده تا با نگاهی کارشناسانه به آسیب شناسی وضع فعلی و ارائه راهکارهای بهبود این وضع بپردازد. مطلب پنجم از این پرونده به آسیب‌شناسی مهدهای قرآنی می‌پردازد.

چنان‌که از روایات برمی‌آید در تربیت اسلامی «آموزش قرآن به فرزند» از مهم‌ترین وظایف والدین است و از حقوق اساسی کودک شمرده می‌شود [۱]. آموزش قرآن از هر دو حیث روشی و محتوایی اهمیت دارد. ازآنجایی‌که تأثیرگذاری بر گرایش‌ها و بینش‌ها در دوران کودکی ماندگاری بیشتری دارد، انتقال مفاهیم قرآنی در این دوره سنی از اهمیت بیشتری برخوردار است. انس کودک با قرآن می‌تواند سرمایه‌ای باشد تا کودک به اقتضا در سنین بالاتر آموزه‌های قرآنی را راهنمای عمل خویش قرار دهد.

مهدهای قرآنی و مراکز مشابه ازجمله مؤسساتی هستند که در سال‌های اخیر برای تحقق این هدف تأسیس گردیده‌اند. اما به‌رغم اتفاق‌نظر در باب اهمیت و لزوم انس کودکان با قرآن کریم، نوع مواجه کودک و خردسال با این کتاب آسمانی منشأ بحث‌های فراوانی شده است. بحث پیرامون گسترش کمی و کیفی مهدهای قرآنی در سطح کشور از آن جمله است. این‌گونه مهدها به‌طور بالقوه در معرض آسیب‌هایی قرار دارند که در صورت التفات به آن‌ها و علاج به‌موقع، می‌توان به تحقق تربیت قرآنی امید داشت. اما اگر توسعه مهدهای قرآنی فاقد ملاحظات مربوطه باشد، ممکن است به ضد هدف اصلی خود تبدیل ‌شود.

در ادامه ناظر به وضعیت موجود مهدهای قرآنی کشور، به مهم‌ترین چالش و آسیب‌ها اشاره‌شده است که باید مدنظر سیاست‌گذاران قرار گیرد.

مهد قرآنی

۱-عدم وجود برنامه‌ریزی کلان در آموزش قرآن به کودکان

در اداره مهدهای قرآنی متولیان متعددی از جمله سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان اوقاف و امور خیریه و سازمان قرآن و عترت بسیج و سازمان بهزیستی فعالیت می‌کنند. وجود متولیان متعدد در امر فعالیت‌های قرآنی و تفاوت رویکردها، تعدد و تنوع سیاست‌های در حوزه‌ی آموزش قرآن به کودکان را در پی داشته است. این امر و دغدغه‌ی گسترش مهدکودک‌ها و فعالیت‌های قرآنی برای کودکان زیر هفت سال، منجر به عدم برنامه‌ریزی دقیق و کلان تربیتی از حیث نوع ارتباط خردسال با قرآن در این مقطع سنی شده است؛ به‌نحوی‌که برخی اوقات سیاست‌ها و راهبردهای سلیقه‌ای و نامتوازن بدون در نظر گرفتن سایر شرایط (مانند وجود مربی متخصص و محتوای مناسب) ابلاغ می‌شود. ضمن اینکه عدم وجود ساختار نظارتی یکپارچه در موارد زیادی منجر به عدم پاسخگویی می‌شود.

در این باره، می‌توان به اجباری شدن برنامه‌ی حفظ قرآن در همه‌ی مهدهای تحت پوشش بهزیستی اشاره کرد که از سوی این سازمان ابلاغ‌شده است. این در حالی است که بعضی از مهدهای مزبور فاقد صلاحیت‌های لازم آموزش قرآن هستند.

۲-عدم وجود نظام هماهنگ و کارآمد تربیت مربی

یکی از سیاست‌های اتخاذشده نسبت به مهدهای قرآنی، توسعه‌ی کمی آن‌هاست. این روند رو به گسترش از یک سو و ضعف نظام تربیت مربی و عدم برنامه‌ریزی برای تربیت مربی قرآنی از سوی دیگر، تأمین نیروی اجرایی و بالأخص کادر مربی‌گری مهدهای قرآنی را با مشکل مواجه کرده است و به دلیل عدم تناسب نیاز با تقاضا، در به‌کارگیری افراد گزینش دقیقی صورت نمی‌گیرد. به‌عنوان نمونه بعضاً افرادی به‌عنوان مربی مهدهای قرآن فعالیت می‌کنند که با مهارت‌ها و شیوه‌های کار با کودک آشنا نیستند و یا خود ویژگی‌های روحی و شخصیتی کافی برای تعلیم قرآن را ندارند. این در حالی است که اولین ارتباط‌ کودک با قرآن از طریق چنین مربیانی برقرار می‌شود.

البته برخی از مراکز متولی مهدهای قرآنی، حساسیت‌هایی را نسبت به این امر دارند. حجت‌الاسلام حقیقت، مسئول دفتر تبلیغی کودک و نوجوان تبلیغات اسلامی قم، اشاره می‌کند که این مرکز در دوره‌های تربیت مربی خود از کسانی استفاده می‌کند که آشنایی لازم به مبانی جهان‌بینی، کلام و اعتقادات اسلامی را داشته و حداقل سطح دو حوزه را گذرانده باشند. وی معتقد است آشنایی با این مبانی به مربی این امکان را می‌دهد تا در صورت لزوم از خلاقیت و ابتکار خود به نحوی استفاده کند که با مبانی دینی زاویه نداشته باشد. همچنین ایشان به لزوم آموزش روانشناسی رشد و کودک به مربیان تأکید کرده فراگیری کار با کودک و شیوه‌های اجرایی آن را برای مربیان ضروری می‌دانند.

با این وصف، پرسش‌هایی درباره نظام تربیت مربی قرآن کودکان همچنان باقی است، از جمله این که چه نهاد یا نهادهایی متولی تربیت مربی آموزش قرآن به کودکان هستند؟ میان رویه نهادهای متولی این امر، چه میزان هماهنگی وجود دارد؟ محتوا و سرفصل‌های مورد نیاز برای کسب شایستگی‌های مربیگری آموزش قرآن به کودکان چیست؟ چه نهادی باید این سرفصل‌ها را تعیین کند؟ و …

۳- تأکید بیش‌ازحد بر حفظ به جای انتقال مفاهیم قرآنی

در حال حاضر، رویکردهای حفظ محوری در آموزش قرآن به خردسالان غلبه یافته است. والدین انتظار دارند پس از مدتی کودک آن‌ها حافظ کل یا بخش‌های از قرآن شود، به‌نحوی‌که وقتی فرزند خود را برای ثبت‌نام به مراكز حفظ قرآن می‌برند، نخستين پرسششان اين است كه «چه مدت‌زمان می‌برد تا فرزندشان حافظ كل قرآن شود؟!». هرچند خود این دغدغه ممکن است فی‌نفسه اشکالی نداشته باشد، اما انتظار ایجادشده از کودک از یک‌سو و از مؤسسه مربوطه از سوی دیگر درنهایت فشار روانی مضاعفی را بر کودک وارد خواهد کرد. این فشار روانی، آسیب‌های تربیتی را در پی خواهد داشت که به‌ویژه در ساحت تربیت دینی تبعات منفی در آينده خواهد داشت.

علاوه بر این باید توجه داشت که حفظ قرآن به توانمندی‌های خاصی نیاز دارد. آیا این سطح از توانمندی در همه‌ی کودکان وجود دارد؟ کودکان در بستر خانواده خود چقدر با قرآن مأنوس شده‌اند که ما در سیاست‌گذاری به دنبال گسترش برنامه‌های حفظ قرآن برای کودکان می‌رویم؟ و…

مهد قرآنی

شایان ذکر است که معمولاً برای حفظ تخصصی ده تا دوازده‌سالگی پیشنهاد می‌شود. لذا به نظر می‌رسد آنچه در مقاطع پیش‌ازاین اولویت بیشتری دارد، انتقال مفاهیم کاربردی برای کودک در کنار حفظ مفهومی، کاربردی و موقعیتی است. البته این بدان معنا نیست که اگر والدین استعدادی را در فرزند خود دیدند، آن را پیگیری نکنند. بدین ترتیب در برنامه‌های آموزش و حفظ قرآن بیش از این باید اصل توجه به تفاوت‌های فردی لحاظ شود.

۴- عدم تناسب مفاهیم ارائه شده با سطح ادراک کودکان

گاهی مربیان در بیان و انتقال مفاهیم قرآنی از تعابیری استفاده می‌کنند که خردسال هیچ ذهنیتی نسبت به آن ندارد و نمی‌تواند با موضوع ارتباط برقرار کند. در این موارد، کودک به جای درک مفهوم، به حفظ طوطی‌وار می‌پردازد و در نتیجه خلاقیت و تفکر کودکان چندان پرورش نمی‌یابد. در این سن، کودکان تا حدودی امکان درک مفاهیم انتزاعی را به طور کامل ندارند و باید حتی امکان مفاهیم عینی سازی شود. البته در این مورد باید دقت داشت که مفاهیم تغییر نکند و یا به‌اشتباه منتقل نشود. یکی از فعالین قرآنی حوزه کودک در ذیل این آسیب به مثال جالبی اشاره می‌نماید: «در بعضی از كتاب‌های آموزش قرآن به کودکان آيه «و لاتجسسوا» به صورت «كنجكاوی نكنيد» ترجمه شده است كه كاملاً غلط و به دور از تربيت صحيح و اسلامی است. كودك كنجكاو است و بايد این ویژگی را تقويت كرد، ولی مربی در كلاس تجسس را كنجكاوی ترجمه می‌كند و به بچه‌ها این‌طور منتقل می‌کند که بر اساس قرآن، کنجکاوی کردن کار زشتی است!».

نمود دیگر این چالش در محتواهای آموزشی‌ است. بنا بر اظهارات آقای حسین همتی، از مربیان قرآنی و عضو کارگروه تخصصی کودک در حوزه‌ی تولید و نشر کتاب، در زمینه محتوای آموزش قرآنی نظارت دقیق و ساختارمندی وجود ندارد، هر كس با سليقه خود كتابی را چاپ و به بازار عرضه می‌كند و در برابر اشكالات هم پاسخگو نیست. به‌عنوان نمونه اشاره نادرست کتاب‌های آموزشی به مفاهیمی که کودک توان فهم یا تصور آن‌ها را ندارد، همچون مانند شیطان، خلقت، آفرینش و آیات عذاب و عقاب، آسیب‌های جدی برای کودک دارد و ممکن است این ارائه غلط باعث ترس آن‌ها شود. با وجود چنین مسائلی، به اعتقاد آقای همتی بايد برای اين امر، گروه‌های كارشناسی زبده و مجرب از تخصص‌های متعدد تشکیل شود تا بر تولید محتوای آموزشی نظارت نمایند.

بر این اساس باید توجه داشت که در برنامه‌های قرآنی باید بر جنبه لطف و رحمت الهی تأکید شود؛ در تصویرگری‌های کتاب‌ها نیز با تأکید بر حس زیبایی‌شناسی کودکان و تقویت آن، از ظرفیت‌های این دوره‌ی سنی بهره برده شود و مفاهیم نیز با دوره‌های رشد شناختی و اخلاقی کودکان تناسب داشته باشد.

۵-روش‌های ناکارآمد در آموزش قرآنی

در برخی مهدهای قرآن، مربيان به دلیل نداشتن مهارت‌های خاص مربی‌گری کودک، از روش‌هایی مانند تکرار و تمرین و نهایتاً شعر و داستان استفاده می‌کنند كه جذابيتی برای خردسالان ندارد و حتی موجب دور شدن آن‌ها از فضای قرآنی می‌شود. استفاده از روش‌های جذابی همچون نمایش خلاق، قصه‌گویی، نقاشی و بازی‌های دسته‌جمعی هم به شادسازی بیشتر فضاهای قرآنی کمک می‌کند و هم می‌تواند تأثیرات عمیق‌تری بر روی کودکان داشته باشد. طبیعت نیز به‌عنوان یکی از مواهب و آیات الهی می‌تواند در آموزش بسیاری از مفاهیم قرآنی و عینی سازی آن‌ها به کمک مربیان بیاید.

پانوشت:

[۱]. پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «حق فرزند بر پدر آن است که به او قرآن بیاموزد» (کنز الاعمال، ج ۱۶، ص ۴۱۷٫) و «فرزندانتان را بر سه ویژگی تربیت کنید: محبت پیامبرتان، محبت اهل‌بیت و قرآن»(کنز الاعمال، ج ۱۶، ص ۴۵۶٫).

۳ دیدگاه

  1. یحیی :

    چقدر به جا به این مسأله اشاره فرمودید.
    “«چه مدت‌زمان می‌برد تا فرزندشان حافظ كل قرآن شود؟!». هرچند خود این دغدغه ممکن است فی‌نفسه اشکالی نداشته باشد”
    به خدا این دغدغه فی نفسه اشکال دارد!!! چه کسی گفته بچه را وادار به حفظ کنیم؟ چه جنایتی بزرگتر از این که با بی دقتی در انتخاب سن، شیوه، مربی، رویکرد، مفاهیم و هدفگذاری آموزش قرآن، این بچه را از هر چه رنگ خدا و پیامبر و قرآن می دهد زده کنیم؟! نه آن که هر چه مهد قرآنی هست اینگونه باشد ولی بسیاری از فعالیت های قرآنی برای کودکان نتیجه ی عکس دارد. حفظ اجباری؟! آن هم برای کودک قبل از هفت سال؟!! آن هم بدون تکیه به مفاهیمی که کودک توان درک آن را داشته باشد؟!!! پناه بر خدا از نادانی هایی که دل امام زمان را خون می کند:
    «قد آذانا جهلاءُ الشیعة و حمقاءهم و من دینُه جناحُ البعوضة أرجح منه!»

  2. امین مدنی :

    با سلام
    برای من سوال است که می فرمایید باید بر رحمت تأکید شود و از بیان آیات عذاب و عقاب پرهیز شود، یعنی کارشناس محترم بهتر از خدا می فهمند که چگونه باید به امر تربیت پرداخت؟
    در حالی که در قرآن انذار حتی بیشتر از بشارت آمده آیا ما باید انذارهای قرآن را سانسور کنیم؟
    یا برخلاف چیدمان خداوند در سوره های قرآن، آیات را تکه تکه کرده و مطالب دلخواه خود را به وسیله آیات قرآن به کودکان بیاموزیم؟

    • دانشمند :

      مساله این است که باید از میان همه ابزارهایی که در اختیار داریم به فراخور زمان و سن مخاطب استفاده کنیم.
      شاید بهتر باشد این ابزار را زمان دیگری به کار بگیریم

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: