۳۰ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۱۳
«مهد بابا ندارد» آسیب شناسی مهدکودک‌ها در ایران(3)

درجستجوی نقشه راه برای تربیت دینی در مهدها

در تربیت دینی مشکل ما این است که برنامه‌ی مشخص یکسانی حتی برای مهدهای قرآنی نداریم و هر مهد به سلیقه خودش فعالیت می‌کند. مهدها متأسفانه نه‌تنها در افزایش باورهای دینی کودکان نقش ندارند، بلکه گاهی آنچه را که خود کودک هم دارد، از او می‌گیرند.

اشاره: پرونده ویژه عیار آنلاین با عنوان «مهد بابا ندارد.» پیرامون آسیب شناسی مهدکودک ها در ایران به زودی منتشر خواهد شد. در این پرونده که شامل تعدادی یادداشت و مصاحبه با کارشناسان و فعالان عرصه تعلیم و تربیت کودکان است، سعی شده تا با نگاهی کارشناسانه به آسیب شناسی وضع فعلی و ارائه راهکارهای بهبود این وضع بپردازد. متن زیر خلاصه‌ای از مباحث مطرح شده در میزگرد آسیب شناسی مهدهای کودک است که در ادامه می‌آید. در این میزگردِ کارشناسی، خانم پسیان ( پژوهش‌گر و کارشناس ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه امام صادق(ع))، خانم نجفی (کارشناس ارشد فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تربیت مدرس و مدیر اسبق مهدکودک)، خانم خاتمی (سردبیر نشریه الکترونیکی دخت ایران) و خانم عامره (از اعضای گروه رویش) حضور داشتند. متن کامل این گزارش را میتوانید در لینک زیر مشاهده کنید و چکیده آن در ادامه آمده است.

متن کامل

میزگرد۱

 

گفتگو در این نشست با مسئله «آسیب‌های تربیت دینی در مهدکودک‌ها» آغاز شد. خانم پسیان دراین‌باره مهم‌ترین مشکل را فهم نادرست از تربیتی دینی دانست. ازنظر ایشان، این خطاست که هر وقت از تربیت دینی صحبت می‌کنیم، گمان می‌کنیم باید حتماً قرآن در آن گنجانده‌شده باشد و به بچه‌ها حدیث یاد بدهیم. در کتاب‌های موجود حتی به تمام فروعات دینی هم پرداخته‌شده است.

این کارشناس تربیتی ادامه داد که قسمت اعظم رشد کودک، رشد جسمانی اوست که مهدهای ما آن را نادیده می‌گیرند. ما معتقدیم جسم باید به مراحلی از رشد برسد تا محملی برای روح شود. در عموم مهدهای عام و مذهبی پرورش جسم اصلاً وجود ندارد، مگر در برخی مهدهایی که با متدهای غربی مدیریت می‌شوند.

در تناسب میان دین و فعالیت‌های رایج در مهدکودک، خانم عامره به تأکید برخی مهدها روی حرکات ریتمیک اشاره نمودند و آن را عاملی در بروز بلوغ جنسی زودرس کودکان معرفی کردند. از نظر ایشان، سبک تغذیه درست یکی دیگر از مؤلفه‌های پرورش جسمانی است که در طب سنتی و احادیث اسلامی به آن توجه شده است، از جمله اینکه سبک تغذیه‌ رابطه مستقیمی با سبک رفتاری انسان‌ها دارد.

خانم خاتمی، سردبیر نشریه الکترونیکی دخت ایران، معتقدند: در تربیت دینی مشکل ما این است که برنامه‌ی مشخص یکسانی حتی برای مهدهای قرآنی نداریم و هر مهد به سلیقه خودش فعالیت می‌کند. مهدها متأسفانه نه‌تنها در افزایش باورهای دینی کودکان نقش ندارند، بلکه گاهی آنچه را که خود کودک هم دارد، از او می‌گیرند.

مهد کودک

علاوه بر این، ایشان یکی از آسیب‌های فضای مهدکودک‌ها را فهم غلط آن‌ها از شادی دانسته و افزودند: طوری برای ما جا انداخته‌اند که موسیقی تنها راه شاد بودن است! تا میگوییم این‌قدر آهنگ و موسیقی نباشد، میگویند، «یعنی نمی‌خواهی کودکم شاد باشد؟!». این الگوبرداری از غرب حتی در دکور مهدها هم نفوذ کرده است. درنتیجه گسترش این فضا، قهرمانان ملی و مذهبی خودمان در حاشیه قرار می‌گیرند و از سبک زندگی اسلامی ایرانی دور می‌شویم.

در ادامه­ی میزگرد، وضعیت نظام تربیت مربی برای مهدکودک‌ها مطرح گردید و از کارشناسان حاضر در میزگرد خواسته شد تا درباره ویژگی‌های مربی‌های مهد و دوره‌هایی را که باید بگذرانند و وضعیت موجود کشور در این مسئله توضیح دهند.

خانم نجفی ضمن اشاره به‌ضرورت گذراندن دوره‌های آموزشی جهاد دانشگاهی از سوی مربیان مهد، معتقد است مربی باید صبور باشد، اصول روانشناسی کودک را بداند و خلاقیت داشته باشد. ازنظر ایشان آسیب کلی این حوزه ناشی از سیستم ناکارآمد مهدکودک است که ده الی پانزده کودک را در یک اتاقی می‌نشانند و از مربی می‌خواهند که به آن‌ها آموزش بدهد و این مربی باید در برابر مدیر، والدین و افراد دیگر هم پاسخگو باشد.

ایشان عدم رعایت اصل «سیادت کودک در هفت سال اول» را آسیب کلی دیگر مهدکودک‌ها دانست.

خانم نجفی درباره الگوهای بومی تربیت در مهدکودک‌ها، به برخی از تلاش‌های صورت گرفته در هر دو حوزه نظر و عمل اشاره و از فعالیت‌های صورت گرفته توسط آقای سلطانی (مدیر مؤسسه گلدونه) و دکتر ابراهیم طلایی (عضو هیئت‌علمی دانشگاه تربیت مدرس و پژوهشگر تربیتی) یاد کرد. وی با این‌حال مشکل را در این می‌بیند که ایده‌های این فعالین چندان موردتوجه قرار نمی‌گیرد. ایشان پراکنده‌کاری و فقدان تبادل فکر و ایده را یکی از خلأهای این عرصه دانسته و پیشنهاد نمود که فرصتی برای نقد و اصلاح این ایده‌ها مهیا شود.

در ادامه، خانم پسیان در تبیین رویکردهای برنامه‌ها و محتوای مهدها در سطح بین‌المللی، «یادگیرنده محوری» را رویکرد غالبی می‌داند که امروزه در جهان در رابطه با تربیت کودک زیر هفت سال مورد توجه است. ازآنجاکه این رویکرد سیادت کودک را تا حدودی حفظ می‌کند، می‌تواند با اقتضائات کشور ما هم متناسب باشد.

خانم نجفی در ادامه بحث مربوط به مربیان مهدکودک، به شأن و منزلت اجتماعی پایین مربی مهدها اشاره می‌کند و به ذکر یک تجربه از زمان فعالیت خود می‌پردازند: زمانی که من مدیر مهد بودم، هرکسی می‌شنید من با مدرک کارشناسی ارشد در مهد کار می‌کنم، مرا مورد تمسخر قرار می‌داد. ایشان ضمن اشاره به حقوق و مزایای بسیار پایین مربیان، معتقد است که برخورد والدین با آن‌ها کاملاً بازجویانه و طلبکارانه است.

مهد کودک

در ادامه کار، جایگاه و نقش خانواده‌ها نسبت به مهدکودک مورد بحث قرار گرفت.

در این رابطه خانم عامره معتقد است آموزش والدین از کلیدهای مفقود ‌ در بحث مهدکودک است. متأسفانه بسیاری از والدین احساس بی‌کفایتی یا حالت سردرگمی دارند و نمی‌دانند با کودک خود چطور برخورد کنند. به همین دلیل بسیاری از آن‌ها کودکان خود را به مهد می‌فرستند.

خانم نجفی «تک‌فرزندی بودن» خانواده‌ها را در گسترش مهدکودک‌ها مهم ارزیابی می‌کند و معتقد است درنتیجه این عامل بچه‌ها هم‌بازی ندارند. ضمن اینکه تغییر سبک زندگی باعث شده خانواده‌های ما از خانواده سالم فاصله بگیرند، به‌عنوان‌مثال ارتباطات بچه‌ها و سایر اعضای خانواده باهم کم شده است.

مدیریت کلان مهدها و متولی این مراکز موضوع مهم دیگری است که در میزگرد به آن پرداخته شد. عمده حاضرین تعدد مراکز متولی دوره پیش از دبستان را یکی از مسائل این حوزه می‌دانند و اینکه در حال حاضر مهدکودک، متولیان متفاوتی دارد. هرچند بیشتر از همه سازمان بهزیستی مسئول ارائه مجوز و کارهای این‌چنینی است، در عمل سازمان‌ها و نهادهای متفاوتی به این حوزه ورود کرده‌اند. برای تربیت مربی به‌عنوان یک زیر نظام مهم در حال حاضر، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، سازمان تبلیغات اسلامی و اخیراً سازمان قرآن و عترت بسیج نیز فعالیت می‌کنند. خانم نجفی دراین‌باره اشاره می‌کند که ورود بهزیستی بیشتر از همه در امور فیزیکی مهدکودک‌ها و مسائل جسمانی کودکان است و در امور تربیتی مهدکودک‌ها دخالتی ندارد، چون کارشناس این مسئله نیست.

در این بخش، اعضای اندیشکده تعلیم و تربیت دالّ به طرح این مسئله پرداختند که نبود یک نهاد کارشناس و متخصصِ متولی باعث می‌شود امور مهدها رها باقی بماند و سیاست‌های متضاد و متعارض را در این عرصه شاهد باشیم و خلأ فعلی در لایه‌ی سیاست‌گذاری کودک از همین ناشی می‌شود.

خانم پسیان دراین‌باره معتقد است امروزه هرکسی حرفی برای مهدکودک داشته باشد، فوراً یک مهد جدید تأسیس می‌کند. این در حالی است که باید نهادی باشد تا به ساماندهی این جریان‌ها بپردازد. ازنظر ایشان ما نیازمند یک حرکت جدی هم در لایه‌های پایین به‌عنوان عاملین و مجریان مهدها و هم در لایه‌های بالاتر سیاست‌گذاری هستیم. وظیفه ما این است که یک مطالبه جدی‌ از سیاست‌گذاران داشته باشیم تا به خودشان بجنبند.

متن کامل

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: