۲۹ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۳۴

«اشتغال‌زایی» و «ارزش افزوده» دو نتیجه توسعه اقتصادی معادن

ترديدی نيست كه حركت بخش معدن به سمت جايگاه واقعی خود در اقتصاد و بهره‌گیری از تمامی ظرفیت‌های اين بخش، نگاه ويژه به مقوله تكميل زنجيره ارزش معدن و صنايع معدنی را می‌طلبد. در اين ميان، برنامه‌ریزی در خصوص مديريت صادرات در بخش معدن باهدف صادرات محصولات باارزش افزوده بالا به‌عنوان راهبردی كليدی براي تحقق اين مهم امری اجتناب‌ناپذیر است.

به گزارش عیارآنلاین، «بهشت زمین‌شناسی» و « آلبوم مواد معدنی» ازجمله اسامی است که به دلیل وجود بیش از ۶۰ ماده معدنی، به ایران نسبت داده‌­اند. باوجوداین، جایگاه ایران فقط در تنوع مواد معدنی قابل‌توجه نیست و ازنظر ذخایر معدنی هم با حدود ۴۰ میلیارد تن ذخیره قطعی شناخته‌شده، در رتبه هشتم جهانی قرار دارد. البته این در حالی است که تنها در ۷ درصد از مساحت کشور ( در حدود ۱۰۰ هزار کیلومترمربع ) کار اکتشافی صورت گرفته است و افزایش این عدد بسیار محتمل است.

معدن

علی‌رغم وجود ظرفيت معدني فراوان در كشور اين بخش سهم بسيار ناچيزي را در اقتصاد به خود اختصاص داده است و اين بخش هیچ‌گاه نتوانسته به‌عنوان بخشي پيشرو در اقتصاد و صنعت کشور مطرح باشد. در شرایطی که از سهم کمتر از ۱% بخش معدن و سهم تقریباً ۵% با احتساب حلقه­‌های صنعتی بعدی ارزش‌افزوده معادن در تولید ناخالص داخلی نام برده می‌شود، بديهي است با توجه به ظرفيت­‌هاي بالقوه اين بخش و همچنین تجربه­‌های کشورهای معدن خیز، متأسفانه در برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌ها، نگاه صحيحي به آن نشده و درك صحيحي از زنجيره ارزش بالاي اين بخش در بين سیاست‌گذاران وجود نداشته است.

علاوه بر این، ظرفیت­‌ها و دارایی­‌های معدنی کشور می­تواند زمین‌ه­ای بسیار توانمند برای ایجاد اشتغال پایدار در کشور باشد. اهمیت بخش معدن در این مورد وقتی حائز اهمیت می­‌گردد که این نکته قابل‌توجه قرار گیرد که بسیاری معادن کشور در استان­های محروم و کمتر توسعه‌یافته قرار دارند و در صورت فعالیت و تولید میسر اقتصادی می­‌تواند ابزاری بسیار قدرتمند برای محرومیت‌زدایی از این مناطق باشد. اما متأسفانه باوجوداینکه حداقل ۳۵ درصد اشتغال کشور و بیش از ۳۸ درصد از تولید ناخالص ملی تحت پوشش وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت قرار دارد، سهم بخش معدن از این میزان اشتغال بسیار اندک و در سال جاری نزدیک به ۱۳۰ هزار نفر در بخش معدن و ۲۰۰ هزار نفر در بخش فرآوری سنگ­ها و تولیدات معدنی مطرح می­‌گردد.

در سال‌های گذشته بخش‌های مختلف اقتصادی کشور متأثر از رکود سراسری، علاوه بر اینکه ظرفیت تولیدشان کاهش‌یافته است، برخی از آن‌ها به تعطیلی نیز کشیده شده است. اما بخش معدن با تکیه‌بر مواد اولیه داخلی نه‌تنها کمتر شاهد تعدیل نیرو در معادن نبوده بلکه صدور پروانه‌های جدید اکتشاف و استخراج زمینه اشتغال بیشتر را هم فراهم کرده است، ازاین‌رو فعال‌سازی نیروی انسانی در بخش معدن اولویت بالایی پیداکرده است.

آنچه تا اینجا بیان شد نشانگر ظرفیت­‌های بالای بخش معدن در اثرگذاری بر تولید ناخالص داخلی و همچنین اشتغال­زایی قابل‌توجه در کشور است. اما نکته‌ای که تضمین‌­کننده این دو مهم است، فعال‌سازی حلقه­های ارزش‌افزوده و فرآوری سنگ­های معدنی در کشور و جلوگیری از خام فروشی است.

معدن

برای بررسی این موضوع حلقه­‌های ارزش‌افزوده سنگ‌آهن را به‌صورت اجمالی بررسی می­‌کنیم. همان‌گونه که در شکل مشخص گردیده است حلقه­‌های ارزش‌افزوده سنگ‌آهن بعد از استخراج از معدن شامل، تغلیظ و پرعیارسازی، کنسانتره، گندله، آهن اسفنجی، فولاد خام و درنهایت مقاطع مختلف و همچنین فولادهای آلیاژی است. ( البته این حلقه­‌های نام‌برده شده، مخصوص تولید فولاد از فرایند احیا مستقیم( فرایند پرکاربرد در ایران) هست و حلقه­‌های مذکور در فرایند احیا غیرمستقیم سنگ‌آهن به گونه­‌ی دیگری است.)

از‌لحاظ ارزش‌افزوده و ارزش‌آفرینی قیمت یک‌تن سنگ‌آهن خام با عیار ۶۰% در بازارهای جهانی در ماه گذشته میلادی ۸۰ دلار، قیمت یک‌تن گندله سنگ‌آهن ۱۲۰ دلار، قیمت یک‌تن شمش فولاد خام بین ۴۵۰ تا ۵۵۰ دلار ( برحسب نوع مقطع و خلوص متفاوت است ) و قیمت یک‌تن فولاد آلیاژی برحسب نوع آلیاژ و خواص مکانیکی آن حتی تا ۳۰۰۰ دلار بوده است.

البته منظور در اینجا فقط یک مقایسه ساده آماری بین قیمت­ها است و هزینه عوامل مؤثر دیگر نظیر مواد اولیه مصرفی، انرژی، نیرو کار، استهلاک، فنّاوری و … هم باید در نظر گرفته شود. اما آنچه مسلماً قابل‌بیان است افزایش ارزش‌افزوده و تولید ثروت با تکمیل چرخه ارزش است.

ازلحاظ اشتغال‌زایی، هم معادن همچون ساقه یک درخت هستند که هرچقدر شاخ و برگ بیشتری پیدا کند به همان میزان در اشتغال‌زایی مؤثر خواهد بود. برای مثال تولید هر یک‌میلیون تن فولاد به بیش از هزار نفر نیاز دارند. بااین‌حال این تعداد تنها به بخش ذوب برمی‌گردد و در بخش فرآوری (کنسانتره و گندله­‌سازی) که حلقه‌های بالادستی این بخش هستند به ازای تولید هر یک‌میلیون تن گندله ۱۰۰ نفر و برای هر یک‌میلیون تن کنسانتره نیز۱۰۰ نفر مشغول به کار خواهند شد که اگر به سمت حلقه‌های بالادستی یعنی استخراج و اکتشاف سنگ‌آهن برویم به همان میزان اشتغال ایجاد خواهد شد. البته این اعداد و ارقام فقط مربوط به اشتغال مستقیم صنایع فرآوری سنگ‌آهن است و میزان اشتغال غیرمستقیم این صنایع به دلیل نقش پایه­ای و زیربنایی در توسعه صنایع مختلف بسیار بیشتر از اشتغال مستقیم آن‌ها است. برای مثال گفته می­شود در ۷ طرح فولاد استانی، (که البته هنوز به بهره‌برداری نرسیده است،) با ظرفیت مجموع ۸ میلیون تنی نزدیک به ۸ هزار نفر شغل مستقیم و درمجموع نزدیک به ۶۰ هزار شغل غیرمستقیم ایجاد خواهد شد.

با این تفاسیر متأسفانه، زنجیره فرآوری در کشور ما معیوب است بطوریکه سال گذشته ۲۳ میلیون تن سنگ‌آهن به‌صورت خام صادر گردید درحالی‌که در همین سال واردکننده گندله و فولاد بودیم. رشد نامتوازن حلقه‌­های ارزش سنگ‌آهن به‌گونه‌ای است که، اکنون اگر کارخانه‌های فعلی بخواهند با ظرفیت قابل‌قبول کار کنند با کمبود ۸٫۵ میلیون تن گندله مواجه خواهند بود. حال در چنین شرایطی که معادن به‌طور مستقیم و غیرمستقیم اشتغال‌زا هستند، تکمیل زنجیره ارزش، سهم مهمی در کاهش بیکاری کشور خواهند داشت.

ترديدي نيست كه حركت بخش معدن به سمت جايگاه واقعي خود در اقتصاد و بهره‌گیری از تمامي ظرفیت‌های اين بخش، نگاه ويژه به مقوله تكميل زنجيره ارزش معدن و صنايع معدني را می‌طلبد. در اين ميان، برنامه‌ریزی در خصوص مديريت صادرات در بخش معدن باهدف صادرات محصولات باارزش افزوده بالا به‌عنوان راهبردي كليدي براي تحقق اين مهم امري اجتناب‌ناپذیر است.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: