۷ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۰۹

جادوی «هری» در اقتصاد نفتی!

تمام حرف اين است که مسأله جای ديگری است و قضيه از جای ديگری آب می‌خورد. نگاه می‌کنی و می‌بينی ناگهان با جهش نرخ ارز و ثلث شدن ارزش پول ملی، همه چيز گران می‌شود و مسأله به بحرانی برای کشور تبديل می‌شود.

به گزارش سرویس اقتصاد کلان عیارآنلاین، تمام حرف اين است که مسأله جای ديگری است و قضيه از جای ديگری آب مي‌خورد. نگاه می‌کنی و می‌بينی ناگهان با جهش نرخ ارز و ثلث شدن ارزش پول ملی، همه چيز گران می‌شود و مسأله به بحرانی برای کشور تبديل می‌شود. جمشيد بسم‌الله می‌شود يزيد داستان و همه تقصيرها می‌افتد گردن او و رفقايش که بازار ارز را متلاطم می‌کنند و پول‌های هنگفت به جيب می‌زنند. بعضی‌ها اما مي‌گويند که دستمان به درآمد نفتی‌مان نمی‌رسد و نرسيدن دلارهای نفتي نرخ ارز را پرواز می‌دهد.

دلار

نگاه می‌کنی و می‌بينی خيلی‌ها دوست دارند يک کار ثابت دولتی داشته باشند. حقوقشان را بگيرند و آخر هفته‌ها به خانواده رسيدگي کنند. از آن طرف هر کس که حتي يک بار به ادارات دولتی مراجعه کرده باشد، لَختی، عدم پاسخگويی، سردرگمي و کندی را به وضوح مشاهده می‌کند. «آقا اين کار ما رو را بنداز، همين يه امضا مونده» برای همه آشنا است.

ما نفت داشته‌ايم، از صد سال پيش. از همان موقع هم صادر مي‌کرده‌ايم. نفت و پولش برای دولت‌ها مثل چوب جادو است براي هری پاتر.

شعبده اول؛ هر کالايی که در داخل توليد نمی‌شود، با پول نفت وارد می‌شود. به همين سادگي. خواه آن کالا گندم و نهاده دام باشد خواه تجهيزات صنعتی و کالاهای سرمايه‌ای توليد. اما اگر روزی دری به تخته بخورد و درآمد نفت قطع شود، ديگر به همان سادگی نمی‌توان مزرعه گندم و کارخانه ماشين‌سازی ايجاد کرد. پس ناگهان همه کالاها گران مي‌شود.

شعبده دوم؛ برای استخراج نفت، بشکه‌ای ۵ دلار خرج مي‌کنيم اما ارزشش در بازار ۱۰۰ دلار است. بنزين هم برای توليدکننده‌اش (دولت) ۵ درصد ارزش واقعی‌اش مي‌ارزد. پس چه بهتر که آن را ارزان به مردم بدهد و آبرو بخرد.

شعبده سوم؛ پول تو را کس ديگری می‌دهد: درآمد نفت. از ۸ تا ۱۶:۳۰ که حضور فيزيکي داشته باشي، حقوقت را می‌دهد. پس چرا بايد زحمت بکشی؟ کسي تعداد مشتری‌ها و ارباب رجوعي را که راضی از گيشه تو خداحافظی کرده‌اند نمی‌شمرد. آنچه که شمرده مي‌شود بشکه‌های نفت است. تو برای دولت هم کارمند خوبی هستی. مثل بخش خصوصی، سر و صدا و داد و بيداد و رسانه و روزنامه و اتحاديه نداری. پس چه بهتر که دولت خودش را بزرگتر (بخوانيد لَخت‌تر) بکند و پول نفتش را بين کارمندانش توزيع کند.

نفت نبايد چوب جادوی دولت باشد تا هر کاری خواست بکند و روی اشکالاتش را با پول آن سرپوش بگذارد. قضيه از اينجا آب می‌خورد.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: