چرا اساتید دانشگاه انگیزه‌ای برای ارتباط با صنعت ندارند؟

یکی از موانعی که در آیین نامه ارتقای اساتید در مورد ارتباط با صنعت وجود دارد این است که جهت دهي کلی اين آيين نامه بر روي ارائه مقالات غير مرتبط با نيازهاي کشور (بخصوص مقالات ISI) که عمدتا در مرز تکنولوژي قرار داشته و همپوشاني اندکي با نيازهاي داخلي دارند، است.

به گزارش سرویس علم و فناوری عیارآنلاین، چند روز پیش معاون علمی و فناوری رئیس جمهور با انتقاد از اینکه اساتید دانشگاه باید مشکلات جامعه را حل کنند گفت: در کجای دنیا یک استاد با دارا بودن پنج مدرک phD یافت می‌شود که حتی یک قرارداد با بخش صنعت نداشته باشد؟ ما معتقدیم جامعه دانشگاهیان باید مشکلات عمده هر استان از جمله اشتغال، ریزگردها، آب، محیط زیست، بخش کشاورزی و… را حل کنند.

اما به راستی چرا دانشگاهیان و علی الخصوص اساتید دانشگاه به ایجاد ارتباط با صنعت رغبتی ندارند؟

مشکل اصلی را باید در آیین نامه ارتقای اساتید جستجو کرد. به طوریکه میتوان آن را یکی از موانع در عدم برقراری ارتباط موثر دانشگاه با صنعت در کشور دانست. کارشناسان معتقدند استادي که به سراغ رابطه با صنعت برود عملا رفتاري نامتعارف (و يا حتي شايد غير عاقلانه) از خود بروز داده است و عموما هم این اساتید به دلیل علاقه‌مندی‌های شخصی خود دست به چنین کاری میزنند.

یکی از موانعی که در آیین نامه ارتقای اساتید در مورد ارتباط با صنعت وجود دارد این است که جهت دهي کلی اين آيين نامه بر روي ارائه مقالات غير مرتبط با نيازهاي کشور (بخصوص مقالات ISI) که عمدتا در مرز تکنولوژي قرار داشته و همپوشاني اندکي با نيازهاي داخلي دارند، است.

Isi

اين مساله به گونه اي است که حتي اساتيدي که بر روي بخش صنعت در کشور ما فعاليت مي کنند، عملا بر این مسئله اتفاق نظر دارند که شيب زماني ارتقاي علمي آنها کاهش يافته و عملا از رقباي خود در دانشگاه مراحل ارتقا را ديرتر طي خواهند کرد. البته بیان این مسئله هیچگاه به معناي متخلف بودن اکثريت اساتيد کشور نیست، بلکه صرفا بیان کننده ضعف هاي قابل توجهی در آيين نامه ارتقاي اساتيد است. که در قالب اين ساختار تفاوت اساتيدي که رفتار ضابطه مند دارند را با ساير اساتيد، آنگونه که بايد نشان نمي دهد.

نکته ای که لازم است توجه بیشتری بدان شود و به نوعی علت اصلي عدم برقراي ارتباط صنعت و دانشگاه در کشور است به ساختار تامين مالي دانشگاه بر مي‌گردد. بررسي تجربه کشورهاي توسعه يافته نشان میدهد که اساسا جهت دهی پژوهشها برای رفع نیازهای کشور با بازی در ساختار آیین نامه امکان پذیر نخواهد بود. وقتي مثلا دانشگاه فني در جهت نياز صنعت کار مي‌کند، ديگر مهم نيست که استاد چه تعداد مقاله مي‌دهد؟ يا چند کتاب مي نويسد؟ و يا چند اختراع ثبت مي کند؟. اين پارامترها فرع بر مساله اصلي است.

در واقع وقتي دانشگاه براي تامين مالي خود مجبور باشد که از بيرون پروژه دريافت کند، به ناچار به سمت رفع نيازهاي مجموعه‌هاي داخلي (همچون صنعت، نظامي، بخش کشاورزي، خدمات، بهداشت) خواهد رفت و پروژه هاي دانشگاهي به سمت رفع نيازهاي ملي و منطقه اي جهت دهي خواهند شد. استاد نيز بر اساس بودجه اي که دريافت مي کند دانشجو جذب کرده و هزينه تحصيل و پژوهش آنها را پرداخت مي کند. اين افراد نيز همگي در راستاي پروژه هاي استاد جهت دهي شده و به صورت پراکنده و بي هدف تحقيق نخواهند کرد و بين آنها هم افزائي ايجاد مي‌شود.

استفاده از روشهایی که پول بدون زحمت را در اختیار دانشگاه قرار میدهند، همانند پول نفت و شهریه، که در کشور به عنوان دوعامل اصلی تامین مالی دانشگاهها هستند،سبب خواهد شد تا استاد مجبور به حرکت در مسیر رفع نیاز کشور نباشد و بر اساس فهم خود از مسائل و اولويت‌ها تصميم بگيرد که مجددا بازي در پازل فضاي معيوب کنوني خواهد بود.

چهره‌ها:

۱ دیدگاه

  1. همتی فر :

    کلا این بحث پیچیده و چندوجهی است و نمی‌شود به همین سادگی تقلیلش داد. یک وجه مساله این است که چرا هیئت علمی دانشگاه به دنبال ارتقاست؟! شاید مباحث اقتصادی بی‌ارتباط با آن نباشد؛ شاهد مثال آن اتومبیل‌های اساتید دانشگاه‌هایی مثل شهید بهشتی و دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران است.
    ارتقا به مرتبه علمی بالاتر ضمن افزایش حقوق ناشی از ارتقا در عین کاهش زمان تدریس، امکان گرفتن پروژه از بیرون (نه لزوماً صنعت) بیشتر می‌شود و تامین اقتصادی بیشتر و ….
    علاوه بر این وجه، عمدتاً در رشته‌های مهندسی، دانش تولید شده در مرزهای علم در کشور محل مصرف ندارد، در حالی که بسیار مورد استقبال خارج از کشور قرار می‌گیرند و انواع فرصت‌های علمی و مالی را در آنجا به دنبال دارند. باید یک بررسی کرد که چه تعداد از هیئت علمی‌ها آرزوی زندگی در خارج از کشور را دارند؟ پاسخ به این سوال، جواب بحث قبل را هم تا حدی می‌دهد.
    صرف پرداختن به نیاز صنعت، که در کشور ما که وجه تولیدی آن کم‌تر است و مونتاژش بیشتر، چقدر نیاز به پژوهش علمی را می‌طلبد؟! یعنی آر اند دی صنعت، کشش این همه پروژه را دارد؟ یا این دولتی‌ها هستند که به هر دلیلی، افتاده‌اند دنبال هزینه کردن در پژوهش؟ و چقدر از همین پژوهش‌های فعلی به مرجله اجرا می‌رسد؟
    علاوه بر این باید دید حوزه‌های غیرصنعتی، مثل علوم انسانی و علوم پایه، که مستقیما به بازار مصرفشان ربط پیدا نمی‌کنند، چه وضعی می‌توانند بیابند؟ ما به ازای صنعت در این حوزه‌ها چیست؟

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: