۳ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۴۵
چیستی اقتصاد مقاومتی(2)

اقتصاد مقاومتی، اقتصاد تولید محور

در وهلۀ اول باید چینش ها به نحوی تغییر کنند تا به یک اقتصاد «تولید محور» دست پیدا کنیم. باید کاری کرد تا هرگونه افزایش ارزش و تولید ثروت در اقتصاد کشور از طریق «تولید» صورت بگیرد. این در حالی است که در شرایط حال حاضر کشور، ساز و کارهای دستگاه اقتصاد کشور به نحوی رقم خورده است که «صرفۀ اقتصادی» فعالیت های «غیر تولیدی» از فعالیت های «تولیدی» بیشتر است.

به گزارش سرویس اقتصاد کلان عیارآنلاین، در قسمت قبلی این نوشتار بیان شد که با توجه به تمرکز دشمنان بر حوزۀ اقتصاد در سالهای اخیر به عنوان شاید آخرین ابزار در به زانو درآوردن انقلاب اسلامی، استراتژی «اقتصاد مقاومتی» معقول ترین روش در مقابله با این تهدید جدی و بلکه واکسیناسیون کامل در برابر گزند بدخواهان این ملت است. همچنین با توجه به تمرکز بیشتر دشمنان بر روی حوزه های نظامی، فرهنگی و سیاسی در سالهای قبل و عدم نتیجه گیری دلخواه (به شکست رساندن انقلاب اسلامی) و تمرکز کمتر بر روی فشارهای اقتصادی، استراتژی «مقاومت اقتصادی» توانسته بود پاسخگوی حملات آنها باشد اما در شرایط حال حاضر باید تدبیری اندیشید که ستون‌های اقتصاد کشور به نحوی تقویت و چینش شوند که اصولاً در برابر هر نوع حمله و آفندی مقاوم بوده و ثبات خود را از دست ندهند. اگر بخواهیم ساده تر بیان کنیم باید کاری کرد تا «معیشت مردم» در اثر کنشهای خارجی دچار تزلزل و آسیب نشود(با نگاه حداقلی). در واقع هنر سیاستگذاران اقتصادی ما باید در این باشد که با نوسانات قیمت نفت در دنیا، بالا و پائین شدن میزان فروش نفت و فرآورده‌های هم خانواده، تغییر قیمت پول خارجی (دلار و…)، محدودیت واردات و صادرات و هرآنچه که مربوط به تعاملات اقتصادی کشور با خارج از مرزهاست، وضعیت تأمین نیازهای ضروری خانوار ایرانی دچار کمبود و هیچ نوع خدشه نشود. این حداقل انتظار مردم از داشتن یک «اقتصاد مقاومتی» است.

اقتصاد مقاومتی
تا اینجای متن، نگارنده ادعای خود را مستند به گفته های رهبر انقلاب در مورد «اقتصاد مقاومتی» می داند. با تحقیقاتی که در نظرات ایشان در باب «اقتصاد مقاومتی» انجام گرفته است، شاخصه های اصلی «اقتصاد مقاومتی» را می توان (با در نظر گرفتن ملاحظۀ اصلی ایشان یعنی توزیع عادلانۀ منابع) در ۳ اصل زیر خلاصه کرد:
• حفظ روند رو به رشد در اقتصاد
• کاهش آسیب‌پذیری از تلاطمات خارجی و دشمنی‌ها
• اقتصاد بدون ریاضت
(در اینجا ذکر این نکته ضروری بنظر می رسد: مؤلفۀ سوم به موضوعی اشاره می کند که ممکن است عده ای آنرا دستاویز قرار داده و بخواهند با وارد کردن فشار اقتصادی به مردم، «اقتصاد مقاومتی» را به «ریاضت اقتصادی» تعبیر کرده و احیاناً بی تدبیری و کج فهمی خود را به حساب آن بگذارند. طراح اصلی «اقتصاد مقاومتی» به روشنی اظهار کرده است که منظور او از این واژه به هیچ وجه «ریاضت اقتصادی» نیست و نباید این دو واژه در جای یکدیگر استفاده شوند.
حال این سؤال پیش می آید که ریاضت اقتصادی چیست؟ ریاضت اقتصادی به طرحی گفته می‌شود که در آن دولت‌ها برای کاهش هزینه‌ها و رفع کسری بودجه، به کاهش و یا حذف ارائه برخی خدمات و مزایای عمومی (مانند خدمات بهداشتی، درمانی و تامین اجتماعی و …) دست می‌زنند. این طرح که به منظور مقابله با کسری بودجه توسط برخی دولت‌ها انجام می‌شود گاهی اوقات به افزایش میزان مالیات،کاهش دستمزدها، افزایش دریافت وام‌ها و کمک‌های مالی خارجی می‌انجامد. کمک هایی که معمولا نمی توان انتظار داشت بدون چشم داشت سیاسی و اقتصادی انجام شود!)
حال با هدف گیری این نگاه حداقلی به «اقتصاد مقاومتی»، در گام های بعد باید ترتیباتی اتخاذ شود که اقتصاد کشور از حالت تدافعی و مقاومتی بیرون آمده و آرایش تهاجمی به خود بگیرد. ان شاءالله در قسمت های بعدی این نوشتار بحث خواهد شد که چگونه می توان با اتخاذ رویکردهای صحیح، از طریق استفاده از ابزارهای اقتصادی و توان داخلی کشور، ضربات مهلک و اثرگذاری به دشمنان وارد کرد.
اما در ابتدا عنوان شد که ستونهای اقتصاد کشور باید تقویت شده و دوباره چینش شوند. حال این سؤال پیش می آید که چطور این اتفاق می افتد؟ پاسخ این است که در وهلۀ اول باید چینش ها به نحوی تغییر کنند تا به یک اقتصاد «تولید محور» دست پیدا کنیم. باید کاری کرد تا هرگونه افزایش ارزش و تولید ثروت در اقتصاد کشور از طریق «تولید» صورت بگیرد. حل مشکل پائین بودن رشد اقتصادی، بیکاری و بالا بودن نرخ تورم در ابتدا از طریق «تولید» صورت خواهد گرفت. این در حالی است که در شرایط حال حاضر کشور، ساز و کارهای دستگاه اقتصاد کشور به نحوی رقم خورده است که «صرفۀ اقتصادی» فعالیت های «غیر تولیدی» از فعالیت های «تولیدی» بیشتر است. منظور از «صرفۀ اقتصادی» برآیند «نرخ بازگشت سرمایه» بعلاوۀ «خطرپذیری» است. بدین معنی که هرچه نرخ بازگشت سرمایه بالاتر و خطرپذیری «فعالیت اقتصادی» پائین تر باشد، از صرفۀ اقتصادی بیشتری برخوردار است و طبیعتاً فعال اقتصادی، میل و رغبت بیشتری به انجام آن دارد. به عبارت دیگر، اقتصاد کشور به نحوی عمل می کند که از فعالیتهای اقتصادی «غیر مولد» حمایت می شود و فعالیت اقتصادی «مولد» در معرض بیشترین فشارها از ناحیۀ محیط بیرونی (کل اقتصاد) است. با وجود این شرایط، اقتصاد کشور هیچگاه «تولید محور» نخواهد شد. ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که فعالیت اقتصادی مولد همیشه رشد اقتصادی را بالا می برد، اشتغالزا بوده و در شرایط عملکرد صحیح مکانیسم عرضه و تقاضا باعث کاهش قیمت و در نتیجه کاهش نرخ تورم خواهد شد اما در حالت برعکس، فعالیت اقتصادی «غیر مولد» هیچگاه رشد اقتصادی ایجاد نکرده، اشتغالی نیز ایجاد نمی کند اما باعث افزایش قیمت و بالا رفتن نرخ تورم می شود.
متأسفانه از حدود ۱۰۰ سال پیش که در این کشور مادۀ ارزشمندی به نام «نفت» کشف شد و ثروت حاصل از فروش آن توانست به منبع قابل اتکائی برای درآمد کشور تبدیل شود، به تدریج نقش تولید در اقتصاد کشور کمرنگ شد و آحاد جامعه اعم از فعالین اقتصادی خرد و کلان ترجیح می دهند تا از طریق انجام فعالیتهای کم دردسر و با خطرپذیری پائین، سهم بیشتری از این ثروت خدادادی را روانۀ جیب خود کنند. خرید و فروش زمین و مسکن، دلار و سکه، میوه، خودرو و هر نوع واسطه گری غیر ضروری در بازار کالاها و خدمات مختلف از مصادیق بارز این نوع از فعالیتهای مخرب (غیر تولیدی) اقتصاد کشور است.
حال سؤال اصلی اینجاست که چطور می توان زمینه ای را فراهم کرد که اصولاً صرفۀ اقتصادی فعالیتهای «غیر مولد» از بین رفته و امکان انجام چنین فعالیتهائی وجود نداشته باشد؟ زیرا تا زمانیکه امکان انجام فعالیتهای مخرب اقتصادی حتی با صرفۀ اقتصادی برابر با فعالیتهای تولیدی وجود داشته باشد، باز هم تمایل فعالین اقتصادی به سمت آنها خواهد بود زیرا انجام فرآیند تولید اصولاً کار سختی است.
در قسمت بعدی این نوشتار به این سؤال مهم پاسخ داده خواهد شد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: