۲۸ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۰۶
چیستی اقتصاد مقاومتی(1)

مقاومت اقتصادی، اقتصاد مقاومتی، ریاضت اقتصادی

رویکرد «مقاومت اقتصادی» کارایی لازم را ندارد زیرا به صورت دایم و مقطعی به دنبال رفع آثار سوء آفند دشمن در حوزه اقتصاد بودن، شرایط جهش کشور را فراهم نمی کند. ازاینرو طرح استراتژی «اقتصاد مقاومتی» ضروری به نظر می رسد تا با آینده پژوهی دقیق و عالمانه، تمامی فرصتهای آتی دشمن برای ضربه زدن به اقتصاد کشور شناسایی و راهکارهای مناسب به کار گرفته شود…

به گزارش عیارآنلاین، سه عبارت فوق از لحاظ ظاهری شباهت‌هائی به یکدیگر داشته و با نگاه سطحی شاید معانی مترادفی را در ذهن مخاطبان تداعی کنند. در سه، چهار سال اخیر متأسفانه روند اتخاذ تدابیر غلط اقتصادی دولتمردان (که در دولت جدید نیز ادامه یافته) از یک سو و تأکید روزافزون رهبر انقلاب بر تمرکز نه فقط بر روی حل مسائل اصلی اقتصادی که بر روی اصلاح ساختارهای اقتصادی کشور، شرایط سختی را پیش روی این مقطع حساس از دوران انقلاب قرار داده است.

 اقتصاد مقاومتی

از میان حربه های مختلفی که دشمنان این کشور برای به زانو درآوردن آن بکار گرفته اند علیرغم ضربه هائی که توانسته اند بر این نظام وارد کنند اما تابحال موفق نشده اند آنطور که مد نظر داشتند، آسیبی جدی تحمیل کنند. استفاده از ابزار نظامی، فرهنگی و سیاسی (و البته به صورت کمرنگ تر اقتصادی) تقریباً دشمنان را ناامید کرده و بنظر می رسد آنها آخرین بخت خود را در استفادۀ جدی و حداکثری از ابزار اقتصادی می بینند. از طرف دیگر انقلاب اسلامی نیز در مقام دفاع از خود توانسته در مقابل بخشی از این تهاجمات، آسیب های وارده را جبران کند اما یک قدم بلند در رسیدن به نقطۀ واکسیناسیون کامل فاصله دارد.

اگر قصد دسته بندی کلی تهدیدات دشمنان خارجی به این کشور را داشته باشیم، می توان خطرات را در چهار حوزۀ فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی دسته بندی کرد.

شاید بتوان گفت اولین مخاطره و چالش جدی پیش روی حرکت این انقلاب، تحمیل جنگ هشت ساله بر این کشور بود. در بعضی برآوردها گفته می شود که به لحاظ زمانی این جنگ کشور را به اندازۀ ۹۰ سال (از لحاظ صرف هزینه های مادی و معنوی) عقب انداخت. اما درس بسیار بزرگی که به این نهال نورسته داد باعث شد که متوجه شود (اگر می خواهد به حیات خود ادامه دهد) باید خود را به¬لحاظ نظامی چنان قدرتمند کند که حتی قوی‌ترین دشمنانش نیز نتوانند به راحتی خیال حملۀ مجدد را به ذهن خود راه دهند. گویا در این امر توفیقات مهمی بدست آمده است. نگارنده از چند و چون توان نظامی کشور (به صورت دقیق و حتی تقریبی) اطلاعی در دست ندارد اما ادبیات رهبران این انقلاب نشان می دهد که با دست پر در میدان حضور دارند.

شاهد مثال هم اینکه در حال حاضر در دنیا (تا جائیکه نگارنده مطلع است) کسی جرأت خطاب کردن کشور اسرائیل به عنوان سگ نگهبان آمریکا در منطقه! را ندارد. همین تخفیف و تسخیف قلدرترین و زورگوترین کشورها و سردمداران وحشی آنها در دنیا (که البته حاکی از شجاعت و قدرت روحی فوق‌العادۀ رهبری انقلاب بوده که آنهم بلاشک متأثر از ایمان والا و فزاینده و اتکاء بر پشتیبانی وفادارانه و بی بدیل مردم است) حداقل در یکی از وجوه خود نشان از توان بالای نظامی کشور دارد والا بعید بنظر می رسید که اگر کشورهای مستکبر دنیا در معادلات خود به این نتیجه می رسیدند که هزینه-فایدۀ حمله به این کشور برای آنها در حالت کلی به صرفه است حتی یک لحظه هم انجام آنرا به تأخیر می‌انداختند.

از بعد فرهنگی نیز دشمنان بخوبی می دانند که اصولاً کار فرهنگی در درازمدت نتیجه بخش بوده و انتظار اثرهای دفعی و کوتاه‌مدت از آن ندارند. البته با تمام توان به تهاجم فرهنگی و استفاده از تمام ابزارهای فرهنگی و رسانه ای خود ادامه می دهند تا بلکه بتوانند بصورت تدریجی و از درون، فرهنگ بومی، دینی و انقلابی مردم را دچار فرسایش و نابودی کنند که در این صورت کشور عملاً قلب ماهیت شده و فرو می پاشد. از حق نگذریم که تا حدود قابل توجهی هم توانسته اند تأثیرگذاری کنند. تغییر سبک زندگی مردم، مصرف زدگی، تغییر الگوهای پوشش، فراگیری نسبی رسانه های بی هویت و مبتذل و … (در کنار بی توجهی و بعضاً کمک ناخواستۀ برخی نهادها و مسؤلین داخلی بدلیل کم‌کاری) از نتایج این تأثیرگذاری ها بوده است.

اما چه می توان کرد که آئین‌ها و مناسک و مراسم ریشه دار دینی و باورهای عمیق مذهبی در این مردم چنان رسوخ کرده است که قوی ترین فرهنگ مهاجم نیز یارای برابری با آنها را ندارد چه رسد به اینکه بخواهد آنها را از بین ببرد. رمضان (شبهای قدر)، محرم (عاشورا، تاسوعا، اربعین و …)، مراسمات اعتکاف، مناسبتهای مذهبی و … همانند اکسیری قوی جان مردم را جلا و شفا می بخشند. علی ای حال تا بحال نقشه های فرهنگی دشمنان (علیرغم تأثیرگذاری) نتوانسته آنها را به مقصود خود برساند و بعید نیز بنظر می رسد که بتوانند از این مسیر راه به جائی ببرند. (با این زاویۀ نگاه، مسؤلین فرهنگی کشور می توانند با خیال راحت به بی‌تدبیری و ندانم کاری‌های خود ادامه بدهند!)

به لحاظ سیاسی نیز چه کسی است که نداند چه برنامه‌ریزی های بلندمدت، کوتاه مدت و میان مدتی انجام نشده است. اغراق نیست اگر ادعا شود هیچ نظام سیاسی تابحال وجود نداشته که بتواند این چنین با هوشمندی و تدبیر، طوفانهای بزرگ سیاسی را که اتاق‌های فکر ورزیده و بزرگ دنیا طراحی کرده بودند، بی اثر کند. در یک دهۀ اخیر و اندکی دورتر، مدیریت ماجرای کوی دانشگاه و فتنۀ متعفن سال ۸۸، اوج استحکام نظام سیاسی کشور را به رخ تمام دنیا کشاند. نصرت الهی (در کنار وفاداری مردم)، عاملی است که رهبران سیاسی این کشور پس از انقلاب با هوشمندی و درایت تمام با استفاده از آن توانسته اند بر این بحرانهای بزرگ غلبه کنند. با این اوصاف، می توان گفت مسیر براندازی این نظام از طریق ایجاد بحرانهای سیاسی نیز بارها آزموده شده و شکست خورده و دشمنان گرچه دست از کار نخواهند کشید اما امید چندانی هم دیگر بدان ندارند.

اما استفاده از ابزارهای اقتصادی و تمرکز بر روی آنها را می توان آخرین راهکار دشمنان برای از پا انداختن نظام جمهوری اسلامی دانست. کارشناسان علوم استراتژیک بر این باورند که ادامۀ حیات جمهوری اسلامی ایران حتی به همین صورت فعلی و نه با قدرت بیشتر (با توجه به نقش فعال این کشور در تحولات منطقه ای و جهانی و الگوپذیری کشورهای مستعد در نه گفتن به زورگوئی های آمریکا و هم‌پیمانانش) در حتی ۵ یا ۱۰ سال آینده (با روند فعلی حاکم بر تحولات جهانی) به معنای حذف و نابودی نظام سلطۀ جهانی به رهبری آمریکاست.

البته استفاده از ابزارهای اقتصادی، مسبوق به سابقه از ابتدای پیروزی انقلاب توسط دشمنان است ولی چون امید به کارآمدی برای براندازی در حوزه های دیگر در دشمنان بیشتر بوده، به صورت کمرنگ تر و با تمرکز کمتر در حوزۀ اقتصاد فعال بوده اند. در همین راستا جمهوری اسلامی نیز با استراتژی «مقاومت اقتصادی» به مقابله با آن پرداخته است. در طول اين سال ها، جمهوري اسلامي ايران در حوزه اقتصادي با برگزيدن استراتژي «مقاومت اقتصادي» كوشيده است تا با انجام برخی اقدامات از قبیل دستيابي به فن آوري هاي نوين، دور زدن هوشمندانه برخي از تحريم ها و گسترش مناسبات سياسي و اقتصادي خود با كشورهاي همسايه و مسلمان، به بي اثر ساختن فشارهای غرب بپردازد كه با موفقيت هاي خوبي نيز روبه رو شده اما با تغيير استراتژي غرب در وضع تحريم ها و به زعم مقامات غربي «هدفمند كردن تحريم ها»، بايد اذعان كرد كه «جنگ اقتصادي» از طريق وضع تحريم هاي اقتصادي، به «محور اصلي» برخورد غرب با جمهوري اسلامي ايران تبديل شده است. بنابراین در این مقطع، گذر از مرحلۀ «مقاومت اقتصادی» و ايجاد يك «اقتصاد مقاومتي» به ضرورتی انکارناپذیر تبدیل شده است.

از اینرو باید نخستين تفاوت اصلي استراتژي «اقتصاد مقاومتي» با «مقاومت اقتصادي» كه تاكنون مورد استفاده بوده و هست، تدوين شاخصه ها، ابعاد و لايه هاي فراوان و مختلفي دانست كه تاكنون به صورت مقطعي و در برخي از سطوح تصميم گيري اجرا مي شده و هم اينك بايد به صورت جامع و دائمي به دنبال رفع آثار سوء آفند دشمن در حوزه اقتصادي باشد. در هر صورت اقتصاد کشور نیازمند اصلاح ساختار جدی است. این اصلاح ساختار باید بگونه ای رقم بخورد که آسیب پذیری آن از دشمنی ها و تلاطمات خارجی (نه حداقل شود) که از بین برود. علی الخصوص حوزۀ معیشت مردم و نیازهای اساسی خانوار (به طور مشخص مسکن، خوراک و بهداشت) در ساختار جدید باید کاملاً از هرگونه نوسان و ناامنی بدور بوده و برای همۀ سطوح از توانمندی اقتصادی به نحو رضایت¬بخشی در دسترس باشد.

بنابراین با توجه به افزایش فشارهای اقتصادی نظام سلطه و نیز آمادگی فراوان کشور برای جهش و پیشرفت، رویکرد «مقاومت اقتصادی» کارایی لازم را ندارد زیرا به صورت دایم و مقطعی به دنبال رفع آثار سوء آفند دشمن در حوزه اقتصاد بودن، شرایط جهش کشور را فراهم نمی کند. ازاینرو طرح استراتژی «اقتصاد مقاومتی» ضروری به نظر می رسد تا با آینده پژوهی دقیق و عالمانه، تمامی فرصتهای آتی دشمن برای ضربه زدن به اقتصاد کشور شناسایی و راهکارهای مناسب در سطوح مختلف به کار گرفته شود تا بتوان تهدیدها را تبدیل به فرصت کرد و زمینه جهش کشور را فراهم نمود.

منبع: هفته نامه ۹دی

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: