۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۳۵
از شر این تحریمها،خلاص می شویم

راهکارها و الزامات توسعه ساخت داخل در صنعت نفت از دیدگاه زنگنه

ما مخصوصا واحدها (پالایشگاه ها) را کوچک کردیم تا بخش خصوصی ما بتواند بیاید. وام صندوق توسعه ملی را پیگیری کرده ایم و موافقت اصولی آن را گرفته ایم که در کنار آن است. به هرحال اگر ٣٠ درصد از پول هر واحد را بخش خصوصی بیاورد می توانند این کار را انجام دهند، زیرا تامین مالی ٧٠ درصد آن هم از طریق منابع صندوق توسعه ملی قابل تامین است.

به گزارش عیارآنلاین و به نقل از خبرگزاری شانا، نوزدهمین نمایشگاه صنعت نفت با سخنرانی بیژن زنگنه، وزیر نفت (۱۶ اردیبهشت) افتتاح شد. سخنرانی زنگنه در حقیقت «مانیفست صنعت نفت» در یک سال است که در ادامه می‌خوانید:

زنگنه

برگزاری این نمایشگاه و تشکیل چنین جلسه مهمی با حضور گسترده دست اندرکاران موثر در ارتباط با صنعت نفت ایران چه صنعتگران، سازندگان، پیمانکاران، مهندسان ایرانی و چه شرکتهای خارجی که با صنعت نفت ایران در ارتباط هستند، فرصت بسیار خوبی برای من فراهم می کند تا به بیان مهمترین سیاستها و زمینه های فعالیتهای صنعت نفت ایران که می تواند حوزه کار شما را تحت تاثیر خود قرار دهد بپردازم، ضمن این که سعی می کنم در صحبتهایم از حاشیه گویی های رایج پرهیز کنم.

من در اینجا دیدگاههای دولت تدبیر و امید را در حوزه نفت در سه سرفصل اصلی به استحضار شما می رسانم و امیدوارم با همکاری و مشارکت جدی شما بتوانیم همچون گذشته های نه چندان دور، فضایی از امید، تحرک و کارآفرینی را در کشور عزیزمان ایجاد کنیم و ایران را دوباره در مسیری قرار دهیم که هر ایرانی مفتخر به ایرانی بودن خودش باشد.
نخستین بحث محوری، تاکید من برعزم جدی وزارت نفت و دولت بر حمایت از ساخت داخل و ارتقای فناوری ملی و همراه با آن تاکید بر ضرورت رقابت در کیفیت، زمان و قیمت است.
در سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری در باب اقتصاد مقاومتی آمده است که ترویج مصرف کالاهای داخلی همراه با برنامه ریزی برای ارتقای کیفیت و رقابت پذیری در تولید باشد.
در اواخر سال گذشته(سال ١٣٩٢)، سیاستهای اقتصاد مقاومتی توسط مقام معظم رهبری در ادامه ابلاغ سند چشم انداز و نیز سیاستهای اصل ۴۴ قانون اساسی ابلاغ شد. به اعتقاد من اجرای این سیاستها می تواند همه آرزوهای ما را در حوزه اقتصاد و صنعت تحقق ببخشد.
اقتصاد مقاومتی یک اقتصاد درونگرا و منزوی را ترسیم نمی کند، بلکه به عکس، اقتصاد مقاومتی سیاستهایی را برای تحقق اقتصادی درونزا و در عین حال برونگرا ترسیم می کند.
اقتصاد مقاومتی به صراحت افتخارایرانیان را به ایرانی بودن نوید می دهد. اقتصاد مقاومتی اقتدار ملی را در حوزه اقتصاد متکی بر فعالیت غالب بخش خصوصی، فعالیتهای دانش بنیان و کارآفرینی فعالان حوزه اقتصادی نوید می دهد و من و همه همکارانم خودمان را موظف می دانیم برای عملی کردن این سیاستها با تمام وجودمان مایه بگذاریم.
در بحث تاکیدی که عرض کردم، عزم وزارت نفت و دولت بر حمایت از ساخت داخل است، منظورم مفهوم کلی ساخت داخل بود و نه فقط ساخت بخشهایی که فیزیکی باشد. در این مسیر هم به حمایت از شرکتهای دانش بنیان به عنوان یک اصل پرداخته و توجه خواهیم کرد.
به اعتقاد بنده ضرورت دارد در این مسیر، به صادرات کالا و خدمات توسط شرکتهای ایرانی در کنار مساله برطرف کردن نیازهای داخلی توجه کنیم. ضمن این که بر تعامل سازنده بین سازندگان و پیمانکاران داخلی با شرکتهای خارجی با هدف ارتقا و انتقال فناوری ملی و دستیابی به بازارهای منطقه ای و جهانی تاکید می کنیم.
همچنان مثل گذشته بر این اعتقادم که پیمانکاران عمومی و جی سی ها که مفاهیم آنها در سالهای گذشته به طور کامل منحرف و اساسا دچار بحران شده و آسیبهای جبران ناپذیری دیده است و باوجود زحماتی که برای ایجاد جی سی ها یا پیمانکاران عمومی کشیده شده بود، باید دوباره به این مساله بپردازیم، چون هیچ کشور و صنعتی نمی تواند رشد کند مگردر دل یک حرکت بزرگتر و سامان یافته برای اجرا، ساخت و تامین مالی سیستمهای پیچیده.
وگرنه اگر یک تجهیز ساده مثل پمپ، شیرآلات و اتصال به تنهایی ساخته شود و پیمانکار عمومی و جی سی نباشد که از آنها استفاده کند و زنجیره ای از پیوندها بین شرکتهای کوچکتر تا رسیدن به شرکت بزرگ وجود نداشته باشد، این فعالیتها دچار بحران می شوند، لذا جی سی ها، باید به عنوان حامی و تحقق بخش تقویت فناوری ملی مورد توجه قرار گیرند.
در آخر صحبتهایم در این بخش، باید نکته ای را بگویم که؛ با تمام وجودم از همه کسانی که شرافتمندانه برای تولید داخل و ارتقای فناوری ملی تلاش می کنند حمایت می کنم. اما در عین حال، از کسانی که بخواهند با رانت زندگی کنند به هیچ وجه حمایت نمی کنم.
مثل این که در سالهای اخیر مساله رانت، استفاده از رانت و روابط برای زندگی کردن و کار به عنوان یک اصل پذیرفته شده درآمده است. در مواردی من دیده ام شرکتها با قیمتهای نامناسب عملا و رسما به کلاهبرداری از دولت پرداخته اند و رسما کلاه سر دولت گذاشته اند به نحوی که قیمتهای دو تا سه برابر انگار که یک اتفاق عادی است و این چیز بدی است، زیرا این مساله صنعت داخلی است و صنعتگران اصلی را نابود و منزوی می کند و باعث رشد یک عده آدم بی ریشه و رانت خوار می شود. ما نباید بگذاریم چنین شود.
من ازهیاهو و جنجالهایی که آنها{رانتخواران} درست کنند نمی ترسم و ان شاءالله در مقابل اینها می ایستم. من از صنعت درست{نفت} ایران حمایت خواهم کرد تا این صنعت توسعه پیدا کند.
دومین محور بحث من در خصوص برطرف کردن یا کاهش دغدغه های فعالان حرفه ای در ارتباط با مجموعه وزارت نفت است. من در این مدت حدود ٨ ماه اخیر جلساتی با انجمنهای حرفه ای مرتبط با صنعت و خود صنعتگران داشته ام(چه به طور منظم و چه به طور موردی که برقرار می شود و با دوستان و همکاران صنعتی خودم نشستهایی داشته ام). این دوستان دغدغه هایی داشتند و به من منتقل کردند. من هم تلاش می کنم این دغدغه ها را کاهش دهم، بعضی از آنها را می توان به سادگی برطرف کرد اما برطرف کردن بعضی دیگر واقعا مشکل است و باید روش و فرایندی برای آن پیدا کرد.
مهمترین دغدغه ها را در چند مورد خلاصه کرده ام که می گویم، البته برای آنها هم برنامه دارم:
یکی از تقاضاها و درخواستهایی که مطرح شد و منطقی هم بود، این است که قراردادهای داخلی وخارجی برای تامین کالاها و خدمات یکسان باشد؛ یعنی رجحان وتبعیضی برای واگذاری کار به داخلی و خارجی وجود نداشته باشد که یک درخواست کاملا درست است.
مورد دیگر شفاف بودن فرایند مناقصه هاست. من از قدیم اعتقاد داشتم که فرایند مناقصه ها باید شفاف باشد. در سال ٧٩ هم ابلاغ کردم که پیشنهاد دهندگان مناقصات باید در زمان باز کردن پاکتها حضور داشته باشند، آن زمان بعضی از دوستان موافق نبودند اما بعد پذیرفتند که در حضور خودشان پاکتها باز شود تا {همه چیز را} ببینند وحتی بتوانند پاکتهای مالی شان را در روزی که قیمتها را می دهند عوض کرده و پاکتهای دیگری بدهند تا از خطر مصون باشند. {یعنی} در حضور خودشان پاکتها باز و صورتجلسه شود. بازهم تاکید دارم و{این مساله را} ابلاغ خواهم کرد، اگر خلافی هم شود با آن برخورد می کنم.
مساله دیگری که لازم است انجام شود و هنوز آن را نداریم، رسیدگی عادلانه به شکایتهای مرتبط با فرایند برگزاری مناقصات است. البته این کار سخت نیست ولی کمی زمان می برد.
مورد چهارم که پیچیده تر بوده، {ایجاد} نهاد داوری منصفانه در اجرای قراردادهاست. ما واقعا نهاد داوری منصفانه نداریم، این تنها در نفت اتفاق نمی افتد، بلکه در کشور هم چنین چیزی نداریم. یعنی در کشور نهاد داوری، شورای عالی فنی است که اصلا بیطرف نیست. داوری باید منصفانه باشد، یعنی طوری باشد که داوران به همه آنهایی که در جمع قرارداد هستند یکسان نگاه کنند که ما این نهاد داوری منصف را نداریم.من با دوستانی در انجمنهای حرفه ای جلسه گذاشتم و به آنها هم گفتم که شما هم{برای ایجاد یک نهاد داوری منصفانه} پیشنهاد بدهید، اما پیشنهاد ندهید که به طرف شما بیاید،همان طور که یکطرفه بودن به این سمت بد است، به سمت دیگرهم بد است. {پیشنهاد باید حد} وسط باشد، یعنی کسی که حرفه ای باشد و بتواند داوری کند،همان طور که در دنیا رایج است، ما نخستین کشوری نیستیم که می خواهد این کار را انجام دهد، نهاد داوری منصفانه {ای} باید در قرارداد {حضور داشته} باشد که نه به این طرف {تمایل داشته} باشد و نه به آن طرف و واقعا قرارداد را دنبال کند.
تعدیل در قراردادها از مسائل دیگری بود که دوستان گفتند.البته گفته ام در مناقصه هایی که خارجی ها دعوت می شوند می توان قیمت را ارزی محاسبه کرد؛ اگرچه ممکن است پرداختها ریالی انجام شود، ولی در واقع اگر این کار را انجام دهیم بخش مهمی از تعدیلهایی که به دلیل تغییر نرخ ارز و فشار تورمی به پیمانکاران وارد می شود برداشته می شود.
البته باید این کار را به نحوی انجام دهیم که مبنای فساد درست نکنیم، ببینید هر جایی که در قراردادی تصمیمی را به فردی واگذار کردید که تشخیص بدهد، مبنای فساد را گذاشته اید. یعنی این فرد می تواند با امضای خود پولی را به شما بدهد یا ندهد. چرا ما باید کاری کنیم که مبنای فساد داشته باشد؟
فرایندهای ما باید به نحوی باشد که اختیارات را به افراد ندهیم که شما جلو آنها دولا و راست شوید، او هم {اگر} دلش بخواهد می دهد و {اگر} دلش نخواهد نمی دهد. من از این موضوع زجر می کشم و عذاب می بینم که بیاییم روشهایی را بگذاریم که آدمها را برای این که حق شان را بگیرند و یک کاری انجام شود، ذلیل کنیم.ما باید بیاییم اختیار را به یک نفر بدهیم، اگرچه نمی شود {اینکار را} صفر کرد، اما می شود{اثر آن را} کم کرد.
بحث ششم که بزودی آن را ابلاغ خواهم کرد، این است که اگر قرار شد مناقصه کالایی با حضور ایرانی ها و خارجی ها برگزار شود، قیمتها پس از گمرک ارزیابی شود، یعنی هم هزینه حمل ونقل در آن دیده شود و هم حقوق گمرکی، بعد مقایسه شود و به این ترتیب عمل کنیم.
آخرین موردی که باید عرض کنم درباره کاری که همکارانم انجام می دهند، این است که باید یک وندورلیست واحد برای صنعت نفت تهیه کنیم و این کار را باید انجام دهیم.
صلاحیت شرکتها باید در یک جا تایید شود و آنها در آن وندور لیست باشند. همه شرکتها هم موظف باشند از افرادی که در آن وندور لیستها هستند دعوت کنند، به نحوی که دیگر سلیقه های فردی، شخصی و شرکتی را دخالت ندهیم چون این چیزها مسائل زیادی را برای صنعت درست می کند، ضمن این که کار ما هم ساده تر می شود.با همکاری انجمنهای حرفه ای می توانیم این وندور لیستها را چه برای خرید کالاها و چه خرید خدمات، داشته باشیم.
خوشبختانه به من خبردادند که با کمک، همکاری و پیگیری معاونت فناوری و پژوهش وزارت نفت؛ زیرساخت مناسب برای این کار ایجاد شده است به نحوی که گواهینامه های کیفیت برای کالاهای ایرانی توسط وزارت نفت صادر می شود، این چیزی است که تا حدودی می تواند در یک مقطع گذرا جای گواهی “ای پی آی” را بگیرد، ولی بعد می توانیم این امر را سامان دهیم که این کار باید توسط حرفه ای {های این صنعت} به انجام برسد، همان طور که در خارج هم همین طور است و سازمان حرفه ای، کار کیفیت را انجام می دهد و این مهم است، حالا این مساله، برای عبور از یک مرحله خوب است و زیرساخت آن هم قابل انتقال است، چون زیر ساخت آن وجود دارد.
سومین و آخرین محور سخنان من بیان موارد مهمی است که در وزارت نفت برای آینده مورد اهتمام است و من درباره عملیاتی که وزارت نفت می خواهد در آینده انجام دهد توضیحاتی را می دهم که قطعا مورد علاقه شماست و فرصتهای جدیدی ـ چه برای سرمایه گذاری و چه برای عرضه کالا و خدمات ـ پیش روی ما می گذارد.
ما در بخش پارس جنوبی، فعالیتهای توسعه ای خودمان را با قدرت ادامه خواهیم داد و موفق خواهیم شد ١٧ فاز باقیمانده پارس جنوبی را ظرف سه تا ٣,۵ سال آینده تمام کنیم وان شاالله ٧ فاز آن را طی ٢ سال به نتیجه برسانیم.
ما فعالیت بسیار گسترده ای را از ماههای آینده برای افزایش یک میلیون بشکه ای ظرفیت تولید نفت خام در بخش خشکی شروع خواهیم کرد. این مساله کار بزرگی را برای حفاران،سازندگان تجهیزات سرچاهی، درون چاهی، لوله های روی زمینی، اتصالات، شیرآلات، ساخت واحدهای بهره برداری، ایستگاههای تلمبه خانه و خدمات جنبی آن ایجاد خواهد کرد. در کمتر از ۴ سال می خواهیم {این هدف را} به نتیجه بر سانیم.در واقع باید بگویم اگر ما ایرانی ها موفق شویم این کار را بکنیم، این، بزرگترین برگ برنده ای است که در تاریخ صنعت نفت به زمین زده می شود که ما در ظرف کمتر از ۴ سال یک میلیون بشکه به ظرفیت تولید نفت ایران، آن هم ازمیادین مشترک اضافه خواهیم کرد.
همچنین قرار است چندین واحد ان جی ال جدید فعال شود. اینها حجم زیادی از کار را ایجاد خواهند کرد. من به شرکت پشتیبانی ساخت و تهیه کالای نفت تاکید کرده ام که خریدهای متمرکز همراه با تعهد ساخت داخل را از سازندگان داخلی برای چند دسته کالای اصلی سامان دهند؛ ما نمی توانیم برای هرچه کالا در داخل کشور است بگوییم برای ساخت داخل آن وقت و انرژی می گذاریم؛ ولی چند دسته کالا هستند که به آنها خیلی نیاز داریم، ما به لوله های تیوبینگ و کیسینگ، جریانی، لوازم درون چاهی، شیرآلات سرچاهی، لوازم حفاری، کلا شیرآلات بعضی پمپها، مواد شیمیایی و ماشینهای دوار نیاز جدی داریم.
اینها محورهای اصلی است و ما حاضریم در این بخشها مورد به مورد با سازندگان داخلی قراردادهایی از طریق شرکت کالا ببندیم. بدون اینکه اختلالی در جریان جاری کار شرکتهای عملیاتی ایجاد کنیم، قراردادها را ببندیم و کمک کنیم، البته نه این که یک نفر بیاید و بگوید یک میلیارد دلار{با من قرارداد ببندید}، چند روز پیش یکی پیش من آمده و گفته بود یک میلیارد و ٢٠٠ میلیون دلار قرارداد ببندیم، ۵٠٠ میلیون دلار هم به من پیش پرداخت بدهید تا این کار را بکنیم. اینکه قرارداد نشد، می خواهی همه کارهای تو را من برای تو انجام دهم و با پول من پولدار شوی؟ این ۵٠٠ میلیون دلار پیش پرداخت می خواهد، یعنی یک چیزهایی می گوید که مثلا تا ۴٠ سال آینده می خواهی تولید کالا کنی. این نمی شود، اینها را معمولا دولتی ها می گویند نه خصوصی ها، ولی به هر حال ما در حد مقادیری که بتوانیم و مقادیر معمول باشد، کمک می کنیم.نه اینکه بگویید برای ٣٠ سال می خواهید کالا بدهید و من بروم اینکار را برای شما انجام دهم و همه پول را هم از ما بگیرید و خودتان هیچ چیزی نداشته باشید، این نمی شود، بالاخره شما هم باید بیایید و سرمایه گذاری کنید، ما هم همکاری می کنیم، از شما خرید می کنیم و کمک می کنیم تا این که اینها راه بیفتند و در کشور فعال شود.
ان شالله امسال{کار ساخت} ٨ پالایشگاه کوچک ۶٠ هزار بشکه ای میعانات گازی را شروع می کنیم. هر ٨ {پالایشگاه} قرار است به بخش خصوصی واقعی واگذار شود تا کار را اجرا کنند. این ۴٨٠ هزار بشکه ظرفیت تولید جدید فرآورده های پالایشی از میعانات گازی، ما را به نقطه ای می رساند که دیگر میعانات گازی برای صادرات نخواهیم داشت؛ یعنی همه تولید میعانات گازیمان را که بیش از یک میلیون بشکه خواهد شد، در داخل کشور فرآورش خواهیم کرد؛ این فرصت خوبی برای بخش خصوصی است، چه بخش خصوصی پیمانکار ما باشد و چه بخش خصوصی سرمایه گذار ما، می توانند باهم بیایند و چنین کار بزرگی را انجام دهند. ما مخصوصا واحدها را کوچک کردیم تا بخش خصوصی ما بتواند بیاید. وام صندوق توسعه ملی را پیگیری کرده ایم و موافقت اصولی آن را گرفته ایم که در کنار آن است. به هرحال اگر ٣٠ درصد از پول هر واحد را بخش خصوصی بیاورد می توانند این کار را انجام دهند، زیرا تامین مالی ٧٠ درصد آن هم از طریق منابع صندوق توسعه ملی قابل تامین است. زیربنای ساخت این واحدها مانند آب، برق، دسترسی به بندر که بسیار هزینه دارد را صنعت نفت در پارس جنوبی انجام می دهد و ساخت بعضی از واحدها را به صورت مشترک می شود انجام داد.
زمینه دیگری که به نظرم برای صنعت ما می تواند موثر باشد، ایجاد واحدهای ال ان جی کوچک است، ما با دو هدف این واحدهای کوچک را در نظر گرفتیم، حالا من نمی خواهم برای این واحدها ظرفیتی را تعیین کنم، اما می تواند از ۵٠ هزار بشکه تا ٢٠٠-٣٠٠ هزار بشکه در سال باشد. با دو هدف می خواهیم این واحدها را احداث کنیم.اگر بخش خصوصی این واحدها را ایجاد کند،خرید ال ان جی را تضمین می کنیم. برای ساخت این واحدها دو هدف داریم، یکی برای پیچ شیرینگ به این واحدها نیاز داریم که در نزدیک نیروگاهها و ایستگاههای اصلی تقویت فشارمان احداث شود که ٨ ماه از سال به آنها گاز می دهیم بدون این که بفروشیم، تا گاز را به ال ان جی تبدیل و ذخیره کنند ودر ۴ ماه از سال ال ان جی را تحویل می گیریم، چون در این ۴ ماه در خیلی از بخشها عموما از فرآورده های نفتی مایع استفاده می کنیم که قیمت خیلی زیادی دارد.
هدف دیگر از ساخت این واحدهای ال ان جی کوچک، رساندن سوخت به مناطق دور افتاده، چه در شهرها و چه در روستاهاست، الان که ما حساب می کنیم می بینیم در بسیاری از جاها اینها جواب می دهد.
ما می توانیم با ساخت این واحدها سه کسب وکار را در جریان ال ان جی فعال کنیم، کسب وکار تبدیل گاز طبیعی به ال ان جی، حمل ونقل و ذخیره سازی ال ان جی.اتفاقا هزینه ذخیره سازی ال ان جی در هر تن بیشتر از هزینه تولید آن است که در ظاهر افراد فکر نمی کنند که هزینه ذخیره سازی بیشتر از هزینه تولید باشد، ما می توانیم به سرعت خیلی از مسائل مان را حل و اشتغال زیادی را ایجاد کنیم.
امسال برای بهینه سازی انرژی پیشنهادی به مجلس محترم دادیم که{نمایندگان} مجلس هم آن را تکمیل کردند و بیش از انتظارمان به ما اختیار دادند که ما از آنها تشکر می کنیم.بند ق در تبصره ٢ قانون بودجه امسال، اختیار بیع متقابل و سرمایه گذاری و بازپرداخت آن از طریق نفت خام و فرآورده های نفتی را تا سقف ١٠٠ میلیارد دلار به وزارت نفت داده است، یعنی هر کاری که بشود برای بهینه سازی کرد. ما الان اجازه بهینه سازی را در این تبصره گرفته ایم به صورتی که به ما اجازه می دهد، از محل انجام سرمایه گذاری انجام شده، بازپرداخت کل سرمایه گذاری را به سرمایه گذار بدهیم. از محل درآمدی که این سرمایه گذاری حاصل می کند مثالی برایتان می گویم، ما الان بیش از ٢٠ میلیون بخاری گاز سوز در خانه های مردم داریم، اینها علاوه بر بیش از ٢ میلیون موتورخانه ای است که در خانه های مردم وجود دارد، برآوردها این است که این بخاری ها در سال حدود هزار تا ١٢٠٠ مترمکعب گاز مصرف می کنند، که عموما در کلاس جی هستند و بخاریهای بسیار با راندمان پایین است، حال اگر این بخاریها با بخاری های با راندمان بی جایگزین شوند مصرف گاز به راحتی به زیر ۶٠٠ مترمکعب در سال می رسد ما اگر این بخاریها را حتی مجانی و رایگان به مردم بدهیم و عوض کنیم یکساله پول آن را به دست می آوریم. قصد ما این است که شرکتها و کارخانه هایی را که در این حوزه کار می کنند فعال کنیم تا آنها شروع به ساخت بخاری کنند و به جایگزینی بخاریها بپردازند ما هم به ازای هر جایگزینی و اوراق کردن یک بخاری غیراستاندارد،مبلغی بین ١٠٠ تا ١۵٠ دلار به آنها بدهیم، یعنی بخاری ٣۵٠ هزار تومانی را می شود ۴٠ تا ۵٠ هزار تومان به مردم واگذار کرد، فشاری هم به مردم نمی آید و از این طرف هم همه برد کرده اند، صنعتگر ما برد کرده، کسی که در خانه اش زندگی کرده، برد کرده، به این خاطر که هزینه پرداختی گاز او بسیار کم می شود، دولت و کشور هم برد کرده اند برای این که مصرف گاز در زمستان و اوج مصرف، پایین آمده و امکان پیدا می کند گاز اضافی اش را با قیمت خوبی صادر کند، این یک نمونه از اینکارهاست. ما نمونه های فراوانی داریم که بسیاری از آنها هم در نفت نیست، تمام ناوگان حمل ونقل ما می تواند در چارچوب این تبصره بازسازی شود. تمام متروهای شهرهای ما می تواند با این تبصره ساخته شود و حمل ونقل عمومی درون شهری، باری و مسافری می تواند با این تبصره اصلاح شود. اتوبوسها و تاکسی های درون شهری می توانند اصلاح شوند. گازرسانی به روستاها و شهرهای کوچک که معطل مانده اند می تواند در قالب این تبصره پیش برود و به انجام برسد و مقدار زیادی از مشکلات مردم برای تامین فرآورده های نفتی و گاز مایع برطرف شود.
در حال حاضر، نزدیک به ١٠ میلیون لیتر فرآورده نفتی مایع در شهرها و روستاهای کوچک صرف گرمایش و پخت و پز می شود که ارزش آن نزدیک ٩ تا ١٠ میلیارد دلار در سال است، ما الان می توانیم از این طریق این کار را بکنیم، چیزی که من همیشه به دوستان می گویم این است که منتظر نشوید که ما طرح و پروژه را تعریف کنیم و شما دنبال اجرای آن بروید ، ما یکسری از طرحها را تا جایی که عقل مان می رسد تعریف می کنیم، اما قطعا عقل مجموعه ما در حد گروه کوچک درون مدیریت و ستاد یک وزارتخانه است، شما هم پروژه تعریف کنید و راههایی را برای بهینه سازی بگویید که بتوانیم با خود پولی که در می آید امور را بچرخانیم و کار را پیش ببریم. این راه الان برای ما باز است، خیلی می توانیم کار برای آن ایجاد کنیم و من خیلی به این امیدوارم. واحدهای سی اچ پی که می تواند راندمان مصرف انرژی را در محیطهای خانگی تا ٨٠ درصد بالا ببرد از آن مواردی است که در همین حوزه می شود به آن پرداخت یا برقی کردن چاههای کشاورزی و نظایر آن. اینها همه می تواند باعث صرفه جویی فرآورده های نفتی برای ما شود و کار ایجاد کند. وظیفه همه ما این است که برای جوانان عزیزمان کار درست کنیم و به ملتمان امید دهیم و نشان دهیم ما که آمدیم و مدعی هستیم و واقعا هم مدعی بودیم وهستیم و حقمان هم هست که مدعی باشیم، به خاطر سوابقی که همه مجموعه ما دارد، ما توانایی اداره کشور را در کلاس بالاتر و آنچه که انتظار مردم است داریم. ما نمی توانیم این کار را انجام دهیم جز با مشارکت، همکاری وایفای نقش شما که بتوانید کمک کنید تا این کارهای بزرگ را انجام دهیم.
از کارهای دیگری که فکر می کنم دوستان باید زحمت بکشند و در آن زمینه کار کنند، چون من در جمعهای کوچک می گویم اما باید در جمعهای بزرگ هم بگویم این است که ما به نصب سریع ایستگاههای تقویت فشارگاز نیاز داریم. این که بخواهیم یک ایستگاه فشار گاز را طی ٣,۵ سال یا ۴ سال احداث کنیم و طول بکشد به درد نمی خورد، ما باید ۶ ماهه بتوانیم یک ایستگاه را نصب کنیم، سابقه آن را هم داریم و نمونه آن هم در صنعت نفت موجود است. به همین ترتیب من می گویم که واحدهای پکیج به جای یونیتهای بهره برداری یا نمکزدایی {ایجاد شود}، حالا پکیج نه به این معنا که در کانتینر جا شود. خیر، در ظرف ٨ یا ٩ ماه می توان اینها را راه اندازی کرد. این کار در دنیا شده و عملی است، ولی ما در صنعت نفت به روش سنتی عمل می کنیم.یعنی حالا می گوییم بالاخره درست می کنیم، مناقصه می رویم، بعد یواش یواش زمین را آماده می کنیم که این می شود چهار سال. وقتی که ساخت یک واحد نمکزدایی ۴ سال طول می کشد مدیر ترجیح می دهد یک چاه بزند، چون چاه هشت ماهه یا شش ماهه به کار می آید و چاه که نمکی شد آن را کنار می گذارد و می بندد، چون پروداکشن یونیت آن دیگر با سیستمی که دارد جواب نمی دهد و می رود چاه دیگری را می زند با این که این کار خیلی گران است اما می گوید این ظرف شش ماه و هشت ماه جواب می دهد، در حالی که اگر ما واحدهای نمکزدایی داشته باشیم که در عرض ٩ ماه وارد مدار شود، نه تنها برای ایران کار خواهد کرد بلکه در منطقه هم می توان کار کرد.
ما در مرکز ثقل نفت جهان هستیم. در منطقه کار درست می شود، همیشه که اوضاع ما اینطور نمی ماند، به امید خدا با اقتداری که داریم از شر این تحریمها،خلاص می شویم. این تحریمها شری است که دشمنان ایران، جمهوری اسلامی را گرفتار آن کرده اند، ما باید ملت را از شر این تحریمها نجات دهیم و ان شاءالله نجات خواهیم داد. همه آنچه که من گفتم با فرض این نیست که تحریمها برطرف شود، بعضی ها می گویند همه امید شما به این است که اگر تحریمها برطرف شود و بعد هم شما در جاده صاف و اتوبان راه بروید، نخیر ما در سنگلاخ ترین شرایط و در سخت ترین شرایط، این جمع،بنده و شما نشان دادیم که اهل کار کردن و موفقیت هستیم، ولی معنا ندارد که ملت ایران را آزار دهیم و خودمان را هم. بله ما در جاده سنگلاخ و کوه سخت و صخره ای هم می رویم، اما آدم عاقل اگر جاده صاف هم بود و می توانست با ماشین برود خب با ماشین می رود، با هواپیما توانست، با هواپیما می رود، مرض که نداریم خودمان را به زحمت و عذاب بیندازیم! ما برای تحقق اهداف مان در سخت ترین شرایط برنامه ریزی کردیم، اما هرچه شرایط سهل تر شود و سعی کنیم سهل ترش کنیم وسعی کنیم، سرعت پیشرفت و موفقیتمان بیشتر و بهتر می شود.
ایستگاههای تقلیل فشار گاز ما هم همین وضع را دارند که اگر بتوانیم این کار را می کنیم.
همان طور که گفتم ما به حفر تعداد زیادی چاه در زمان کمی نیاز داریم، البته تعداد دستگاههای حفر چاه در خشکی خوب است و در دریا هم در حال افزایش است و داریم به میزان خوبی می رسیم. اما می خواهم بگویم که فرصت کاری بزرگی در بخش حفاری ایجاد می شود که اتکای ما به نیروهای خودمان است. من به تازگی یکی از شرکتهای چینی که کارش را درست انجام نمی داد کنار گذاشتم، چون ما واقعا محتاج پول نیستیم، ما پول داریم، ما تمام ظرفیتها را داشتیم و آنها سه سال است که ما را معطل کرده اند به این خاطر که مثلا تعدادی چاه بزنند ١٠ یا ١۵ دکل آنجا بیاورند، من به راحتی امیدوارم ظرف ۵- ۶ ماه آینده حدود ٢۵ تا ٣٠ دکل را آنجا ببریم و به سرعت کار را توسعه دهیم و به تولیدی که باید، خواهیم رسید و این کار به اتکای همت، تلاش و همراهی شما امکان پذیر است.
چیز دیگری که گفتم بیایم و توضیح دهم، ما طرحهای متعددی برای پتروشیمی داریم که البته بخشی از آن را با منابع صندوق ذخیره ارزی تامین خواهیم کرد و بخشی را از منابع فاینانسی که بتوانیم از چین تامین کنیم و بخشی را بتوانیم با بهبود شرایط از منابع فاینانس بین المللی تامین کنیم تا بتوانیم سرمایه گذاری بیش از ٧٠ میلیارد دلار را برای صنعت پتروشیمی کشور داشته باشیم.
اما یکی از واحدهای پتروشیمی که تکنولوژی آن هم جدید است و ١٠ یا ١۵ سال از عمر آن می گذرد، و از واحدهایی هم که ساخته شده بسیار جدیدتر است، واحدهای تبدیل گاز طبیعی به پروپیلن است. البته من هم گفته ام در کارگاهی در اینجا{نمایشگاه نوزدهم} توضیح داده شود، چون مهم است که اینها را در داخل بسازیم.
چون بیشتر محصولات پتروشیمی ما صادر می شود. بنابراین، بیشتر واحدهای پتروشیمی مان را در بنادر احداث کرده ایم، اما این واحدها را می توانیم در داخل کشور هم بسازیم و نیازی نیست حتما در بنادر احداث شوند.هر کدام از این واحدها هم بیش از ٣٠ تا ۴٠ هزار اشتغال ایجاد می کند. یعنی هر کدام از این واحدها یک منطقه را متحول می کند.
دوستان باید برای سرمایه گذاری در این واحدها فکر کنند، چون اصل من بر این نیست که دولت سرمایه گذاری کند، من حتی در سرمایه گذاری ٢٠ درصدی دولت در بخش پتروشیمی هم مقاومت می کنم، معتقدم خود مردم باید بیایند. منتها ممکن است یک شرکت داخلی توان انجام این کار را نداشته باشد، بنابراین شرکتها باید بیایند و جمع شوند، ضمن این که ما هم داریم زمینه هایی را در بورس و فرابورس فراهم می کنیم تا سرمایه های خرد به کمک شما بیاید و بتوانید این سرمایه گذاری را انجام دهید. یعنی یک کارآفرین بتواند مدیریت کند اما لازم نیست که اگر کارآفرینی که مدیریت می کند تمام پولش را خودش بیاورد، ما می توانیم ٧٠ درصد منابع را از طریق بورس و فرابورس برای آنها تامین کنیم تا کار انجام شود.
همچنین ساختار جدید قراردادهای نفتی را اعمال می کنیم ، البته نه به این معنا که تا این قراردادها تدوین نشود و نیاید کارهایمان را انجام نمی دهیم، چرا ما داریم کارها را دنبال می کنیم اما در کنار آن ، این کار را انجام می دهیم تا بتوانیم جلو رفته و موفق باشیم.
در پایان عرایضم از همه همکاران محترم و همه شما که شما را همکاران خودم می دانم، چون همه ما صنعت نفت را جلو می بریم و باید این روح امید را بر پایه تدبیر، اعتدال وتعقل در جامعه زنده نگه داریم، شعارش را بدهیم و با شعور کارهای کشور را پیش ببریم.از همکاران روابط عمومی وزارت نفت که مدیریت این نمایشگاه را به عهده داشت و مرکز توسعه تجارت و شرکت نمایشگاههای بین المللی که در برگزاری بموقع و شایسته نمایشگاه نقش ایفا کردند قدردانی و تشکر می کنم. از همه نمایندگان مجلس و دوستان ما که همیشه حامی ما در مجلس بودند و تشریف آوردند و بقیه مدیران به سهم خودم تشکر می کنم.
امیدوارم سالی که در آن هستیم تا نمایشگاه بعدی(بیستم) سالی بسیار پرتلاش برای همه باشد.ما باید بتوانیم مشکلاتی را که داریم حل کنیم.
من بسیار به آینده کشور و آینده صنعت نفت امیدوارم. واقعا از نظر منابع مالی هیچ مشکلی برای توسعه صنعت نفت نمی بینم، فقط باید همت کنیم. من مشکل مدیریتی برای توسعه دارم اما مشکل منابع مالی نمی بینم.می توانیم مشکل منابع مالی را حل کنیم. همه باهم کمک می کنیم که این صنعت بزرگ که پیشران صنعت است و فقط خودش نیست، درست حرکت کند. ما دهها صنعت، صدها و هزارها کارخانه و دهها هزار نفر از جوانها و شرکتها را به کار وا می داریم. پس همه تلاش کنیم و من هم به عنوان فردی که مسئولیت مدیریت کلان اینجا را دارد،آمادگی دارم پیشنهادها و مسائلی را که برای توسعه کشور و این صنعت است، بپذیرم و گوش دهم. به آنهایی که می توانیم وبا شرایط مان تناسب دارد بتوانیم عمل کنیم تا همه باهم کشور را توسعه دهیم و موفق شویم.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: