۱۵ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۴۰

یک درصد افزایش ضریب بازیافت برابر با 500 میلیارد دلار

چنانچه یک درصد به این ضریب اضافه شود، عددی معادل 5 میلیارد بشکه معادل 500 میلیارد دلار خواهد شد. بنابراین اگر ما بتوانیم با استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته این ضریب را افزایش دهیم هر یک درصد، درآمد هنگفتی را نصیب کشور خواهد کرد.

سید مهدی حسینیبه گزارش عیارآنلاین، چند ماه قبل از اینکه مهندس زنگنه در جایگاه وزیر نفت دولت یازدهم قرار گرفته و دکتر سید مهدی حسینی را به عنوان «رئیس کمیته بازنگری در قراردادهای نفتی وزارت نفت» انتخاب کند،  این مدیر ارشد وزارت نفت در دوره اصلاحات، در مصاحبه ایی با ماهنامه «عصر انرژی» به بیان دیدگاه های خود درباره انواع قراردادهای نفتی پرداخت. دکتر حسینی که در دوره اصلاحات سمت‌هایی مانند معاون وزیر نفت در امور بین‌الملل، عضو هیئت‌مدیره و قائم‌مقام مدیرعامل شرکت ملی نفت، معاون وزیر و مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی را داشته و بنیان‌گذار قراردادهای نفتی بیع متقابل در ایران محسوب می‌شود؛ در این مصاحبه به برخی از انتقادات مطرح درباره قراردادهای بیع متقابل پاسخ داده است. این مدیر باسابقه صنعت نفت بر لزوم استفاده از فناوری‌های پیشرفته کشورهای خارجی (البته غیر از چین) برای توسعه میادین نفتی تاکید داشته و استفاده از قراردادهای مشارکت در تولید برای دریای خزر را مناسب می‌داند. بخش‌هایی از این مصاحبه در ادامه می‌آید:

آقای دکتر گلایههایی در خصوص قرارداد «سروش» با شل مطرح است که شما قراردادش را منعقد کردید. این گلایهها به قرارداد بیع متقابل برمیگردد. گفته میشود توسعهای که شل در سروش ایجاد کرد فقط برای برداشت خودش بوده و آن سرمایهگذاری را که باید در این میدان انجام میداد، صورت نداده و تکنولوژیهای لازم را هم استفاده نکرده است.

این نظر در خصوص تمام قراردادهای بیع متقابل تقریباً عمومیت دارد. راجع به این قرارداد همان زمان هم صحبت‌هایی شد و بنده هم توضیحات لازم را داده‌ام. اصولاً عده‌ای با بیع متقابل از آن جهت که منجر به حضور خارجی‌ها می‌شود مخالف بودند. گروه دیگری که عمدتاً شرکت‌های نفتی خارجی بودند از منظر دیگری با بیع‌متقابل مخالف بودند چرا که شرکت‌های نفتی بیشتر مشارکت در تولید را می‌پسندند و ما در واقع در میان این دو گروه گیر افتاده بودیم. از دیگر سو مثلاً یک فردی که از کارکنان قدیم شرکت نفت بود و در توتال کار می‌کرد در زمانی که ما قرارداد درود را به رقیب توتال واگذار کردیم ناگهان با سروصدا، بحث‌های جنجالی را در کشور در خصوص تزریق آب و عدم تزریق گاز و مسائلی از این دست شروع کرد. این سیر اتفاقات است که برای ما در این زمینه رخ داده است. عددی در حدود 800 میلیون دلار هزینه قرارداد «سروش» با شل بود ولی آنچه که شل برای ما هزینه کرد بیش از یک میلیارد دلار بود که در چارچوب بیع‌متقابل به قدری این قرارداد محکم منعقد شده است – البته این جزو ضعف‌های این قرارداد است – که ما می‌توانستیم آن سیصد میلیون دلار را به شل ندهیم و نهایتاً پرداخت نکردیم البته تا جایی که من مطلع هستم. در زمان اجرای پروژه هم پیمانکار شل ضرری به کار وارد کرد و شل با هزینه خودش تمام آن ضرر را جبران کرد.

 چه ضرری؟

زمانی که مخازن را بسته بودند و می‌خواستند تست فشار انجام دهند، برای انجام این تست باید آب را با فشار وارد لوله‌ها کرده و آزمایش می‌کردند که این لوله‌ها از جایی نشتی نداشته باشد. پیمانکار شل به دلیل اینکه از آب دریا استفاده کرده بود و آب دریا هم کلر دارد تأسیسات به دلیل حساسیت به کلر خورده می‌شود. بنابراین قسمت‌هایی از تأسیسات آسیب‌دیده و در برخی موارد شدت آسیب هم بسیار زیاد بود. با هزینه شل تمام این موارد آسیب‌دیده ترمیم شد و خسارات ناشی از اشتباه پیمانکار جبران شد. بنابراین این که گفته می‌شود شل آن‌چنان میادین را گسترش داده که تنها خودش بتواند استفاده کند به نظر من اظهارنظر عوام‌فریبانه‌ای است.

از طرف دیگر از ابتدای هر قراردادی یک MDP یا برنامه توسعه میدان توسط شرکتی که طرف قرارداد است طراحی می‌شود و در این برنامه کاملاً مشخص است که این شرکت می‌خواهد چگونه پروژه را انجام دهد. این برنامه در شرکت نفت کارشناسی و سنجیده می‌شود و نواقص و معایبش در می‌آید و برای همین هم انعقاد قراردادها گاهی چندین سال طول می‌کشد چون در انعقاد یک قرارداد زمان زیادی صرف کارشناسی‌ها می‌شود. پس بنابراین پس از تصویب این نقشه توسعه میدان یک شرکت نمی‌تواند خلاف آن را عمل کند و یا از آن تخطی کند. تمام این مواردی که مورد گلایه است در MDP بحث می‌شود. پس این‌گونه نیست که یک شرکت بتواند به اندازه نیاز خودش توسعه بدهد. یعنی اگر به آن اهداف در این سند نرسد هیچ پولی بابت قرارداد پرداخت نمی‌شود. این حرف‌هایی که پشت سر این قرارداد زده شد هیچ پشتوانه کارشناسی نداشت و یکسری بداخلاقی‌هاست که بعضی‌ها انجام دادند. بسیاری از این گلایه‌ها را هم من پاسخ دادم. حتی خاطرم هست که زمانی در همین مرکز پژوهش‌های مجلس شاید حدود بیست نفر که همه هم مخالف این قرارداد بودند حضور داشتند و من پس از بحث با این دوستان به این نتیجه رسیدم که این افراد راجع به مواردی از قرارداد صحبت می‌کنند که اطلاع دقیقی راجع به آن ندارند. در مواردی هم به مسائلی انتقاد داشتند و ادعا می‌کردند در قرارداد نیست که در قرارداد آمده بود. سرانجام پس از آن که متقاعدشان کردیم که تمام این موارد در قرارداد لحاظ شده است این موضوع را مطرح کردند که ما قرارداد را ندیده‌ایم. پاسخ من به دوستانمان این بود که ما نمی‌توانیم این قراردادها را منتشر و اعلام کنیم که همه بتوانند ببینند.

 آیا در آن زمان حاضر بودید با چینیها هم قرارداد منعقد کنید؟

با ژاپنی‌ها و اروپایی‌ها قراردادهای خوبی منعقد کردیم البته با چینی‌ها هم مذاکره کردیم و به این کشور گاز فروختیم اما با آن‌ها به هیچ‌وجه مذاکره برای قراردادهای میادین نفتی را شروع نکردیم به این دلیل که چینی‌ها به لحاظ تکنولوژی پیشرفته نیستند و ما می‌خواستیم کشورهایی در چارچوب قراردادها به میادین بیایند که بتوانند تکنولوژی پیشرفته به ایران بیاورند. معتقدم که باید منابع نفتی کشور صحیح توسعه پیدا کند چرا که اگر میادین نفتی ما با تکنولوژی ناصحیح خراب شود درست کردنش بسیار پرهزینه و در برخی موارد ناممکن می‌شود. در حال حاضر ذخایر نفتی شناخته‌شده‌ای که ایران دارد عددی بین 500 تا 700 میلیارد بشکه است. البته همه این 500 میلیارد بشکه را با تکنولوژی‌های امروز نمی‌توان استخراج کرد و تنها بخشی از این نفت قابل‌استخراج است که به اصطلاح به آنRecovery Factor یا ضریب بازیافت می‌گویند. ضریب بازیافت در ایران به طور متوسط 30 درصد است به همین دلیل هم گفته می‌شود که ما حدود 150 میلیارد بشکه ذخیره داریم که همان 30 درصد 500 میلیارد بشکه است. در چنین شرایطی چنانچه یک درصد به این ضریب اضافه شود، عددی معادل 5 میلیارد بشکه به دست می‌آید. 5 میلیارد بشکه صد دلاری معادل 500 میلیارد دلار خواهد شد. بنابراین اگر ما بتوانیم با استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته این ضریب را افزایش دهیم هر یک درصد، درآمد هنگفتی را نصیب کشور خواهد کرد. در حال حاضر نروژی‌ها علی‌رغم تمام شرایط سختی که دارند توانسته‌اند این ضریب را به بالای 50 درصد برسانند. بنابراین هنگامی که این امکانات وجود دارد بر تمام مسئولان واجب است که این امکانات را در جهت منافع کشور به کار بگیرند. باید هر مقدار که لازم است هزینه شود تا نفت که از نعمات الهی برای مردم و کشور ما است بیشتر استخراج شود ولی اگر میادین خراب شود این پتانسیلی که در ایران است ضایع خواهد شد. بهترین راه برای استخراج نفت و سالم نگه‌داشتن میادین به‌کارگیری تکنولوژی‌های پیشرفته است. عده‌ای می‌گویند همه دانش لازم را داریم و بنابراین دیگر به هیچ تکنولوژی نیاز نداریم چرا که گمان می‌کنند توسعه میدان تنها به معنی حفر چاه و اقداماتی از این قبیل است. درحالی‌که این تصور اشتباه است توسعه میدان به معنی استخراج بیشتر و بهتر نفت است. این همان نکته مهمی است که فقط شرکت‌های عظیم نفتی می‌دانند و راهکارهایش را دارند اما این راهکارها را به کار نمی‌گیرند و به راحتی و ارزان در اختیار دیگران قرار نمی‌دهند. نکته دیگر این است که در بین تمام مدعیان نفتی، چینی‌ها بسیار کمتر از ما از دانش روز بهره برده‌اند بنابراین اینکه ما میادینی را دست چینی‌ها بسپاریم سیاست اشتباهی است.

 با چینیها در زمان مسئولیتتان برخوردی هم داشتید؟

در زمانی که صدام چاه نفت کویت را منفجر کرده بود پس از آمریکا و کانادا تیم سومی که برای کنترل چاه نفت کویت به این کشور رفت تیم ایران بود. خاطرم هست که همزمان با تیم ما چینی‌ها هم وارد شدند در مقام مقایسه تیم ایران با استناد به آمار و ارقام بهترین رکورد را در کویت به ثبت رساند. تیم ایران مجموعاً هفتاد روز عملیات برای بیست چاه یعنی تقریباً سه و نیم روز عملیات برای هر چاه انجام داد. آمریکا پس از ایران و به طور متوسط با رکورد 5 روز عملیات برای هر چاه قرار داشت. بنده به عنوان رئیس ستادی که این عملیات را مدیریت می‌کرد می‌دیدم که تا چه اندازه به عملکرد چینی‌ها انتقاد می‌شود و این در حالی بود که تیم ایران به چینی‌ها در پیشبرد کارشان کمک هم می‌کرد. بنابراین می‌بینید که چین در تکنولوژی از ایران عقب‌تر است و نیاز نیست که ما چینی‌ها را وارد میادین نفتی ایران بکنیم. از طرف دیگر عملکرد چینی‌ها در ایران بسیار بد بوده است. در واقع هیچ‌کدام از پروژه‌هایی که چین قصد داشت در ایران انجام دهد به سرانجام نرسیده است.

 آقای دکتر برگردیم به قرارداد بیع متقابل که نقد زیادی به آن وارد میشود. با توجه به آنکه شما به نوعی خالق این نوع قرارداد در صنعت نفت هستید، نظرتان در مورد تغییراتی که در دولت نهم و دهم در قرارداد بیع متقابل دادهشده چیست؟

به نظر قرارداد بیع متقابل بسیار قرارداد ناصحیحی شده است حتی یک تازه‌کار داخلی هم شاید حاضر نشود که این قرارداد را امضا کند چرا که بسیاری از بخش‌های قرارداد را تغییر داده‌اند و اتفاقاً بیع متقابل را به یک قرارداد غیر جذاب تبدیل کرده‌اند. من تمام انتقاداتی که دارم همراه با راهکارهای حل مسائل را در کتابی جمع‌آوری کرده‌ام و راجع به راهکارهای مطرح‌شده در آن کتاب توضیحات مفصل را ارائه دادم. این اقدام را بدون آنکه از جایی درخواست شود انجام دادم تا بتوانم کمکی کرده باشم.

 نظرتان در خصوص قرارداد مشارکت در تولید چیست؟

ایراداتی که به بیع متقابل و عمدتاً از جانب شرکت‌های نفتی مطرح می‌شود گاهی صحیح است و گاهی هم وارد نیست. ما خودمان در کشور این مسائل را بزرگ می‌کنیم و می‌گوییم که بیع متقابل جذابیت ندارد و باید به سراغ شکل دیگری از قرارداد رفت درحالی‌که اصولاً این انتقادات بزرگ می‌شود. به نظر من نام قرارداد مهم نیست مسئله پراهمیت‌تر محتوای قرارداد است. مشارکت در تولید مدلی قدیمی است که به 60 سال پیش برمی‌گردد. پس از ملی شدن صنعت نفت ایران و درگیری‌هایی که در سراسر دنیا بر سر زورگویی شرکت‌های نفتی رخ داد و بعضاً به کودتا و جنگ منتهی می‌شد پس از دخالت سازمان ملل و تشکیل اوپک نهایتاً چارچوب جدیدی برای قراردادهای نفتی درست شد که این چارچوب جدید «مشاركت در توليد» نام گرفت. اما صنعت نفت دنیا و ایران دیگر صنعت نفت 60 سال پیش نیست. در آن زمان به جز کارگران ساده هیچ امکانات دیگری در دسترس نبود اما امروز صنعت نفت مدعی است که می‌تواند همه امور را خودش انجام دهد چون که هم به تکنولوژی پیشرفته مجهز است و هم دانش کافی دارد. با توجه به تغییرات صنعت نفت امروز دنیا، روند حرکت قراردادهای نفتی در جهت «قراردادهای خدماتی» است. بنابراین اگر ایران به سمت قرارداد مشارکت در تولید حرکت کند یک گردش به عقب محسوب خواهد شد. من عضو یک گروه 20 نفره که در انگلیس بنیان گذاشته شده است، هستم که به موضوع «تنظیم رابطه شرکت‌های نفتی و شرکت‌های ملی نفت» می‌پردازد که در واقع همان مسئله قرارداد است. اولین گزارش این گروه در ماه می گذشته یعنی حدود یک سال پیش ارائه شد. در این گزارش آمده است که مطالعات نشان می‌دهد روند حرکت به سمت قراردادهای خدماتی است و شرکت‌های نفتی باید خود را با این روند حرکت تطبیق دهند. اما گذشته از این مسائل بنده با مشارکت در تولید به عنوان قراردادی که کاربرد خوبی دارد موافق هستم ولی نکته مهمی که باید به آن توجه شود این است که این قرارداد در چه مواردی کاربرد خوبی خواهد داشت.

 به نظر شما قراردادهای مشارکت در تولید در چه پروژههای کاربرد دارد؟

یکی از مناطقی که قرارداد مشارکت در تولید در آن کاربرد مثبت دارد در دریای خزر است. در دریای خزر، ایران، هیچ‌گاه اقدامی برای استخراج نفت صورت نداده است. درحالی‌که ترکمنستان و روسیه در این مناطق بهره‌برداری انجام داده‌اند. زیرا ریسک میدان‌ها زیاد است ولی در عوض اگر نفت کشف شود پاداش خوبی به دست می‌آوریم. از طرف دیگر برای حفر چاه در خشکی اجاره دکل در هر روز 35 هزار دلار است. همین اجاره دکل در مثلاً خلیج‌فارس به 135 دلار افزایش پیدا می‌کند یعنی 4 برابر خشکی و اما اجاره این دکل برای حفر چاه در دریای خزر یک میلیون دلار در روز خواهد بود. بنابراین اگر شرکتی تحت قرارداد مشارکت در تولید به خزر بیاید هم ریسک بالا و هم هزینه بالا را قبول می‌کند. این امر دو خاصیت برای کشور ما خواهد داشت، اول اینکه میدان نفتی در خزر کشف‌شده و دوم این که می‌توان از این طریق در خزر قدرت‌نمایی کرد. همیشه قدرت در قدرت نظامی تعریف نمی‌شود بلکه حضور در میادین نفتی هم نشان‌دهنده قدرت ما است.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: