مشکل اقتصاد ما ناشی از عدم مدیریت و ناکارآمدی است

آنچه که در حال حاضر به کشور ما ضربه می‌زند پایین بودن بهره‌وری است یعنی نسبت بازدهی سرمایه و کار که در مقایسه با دنیا کشور ما در این رابطه در رتبه پایینی قرار دارد. در شرایط تحریم سرمایه‌گذارها و شرکت‌های بزرگ دنبال رانت‌جویی بودند، نه دنبال افزایش سرمایه از طریق توسعه و تولید و این نکته‌ای است که باید به آن توجه کرد.

سید بهاالدین حسینی هاشمیبه گزارش عیارآنلاین، سیدبهاء‌الدین حسینی هاشمی مدیرعامل سابق بانک‌های صادرات و تات در گفت‌وگو با فارس، اظهار داشت: بخش عمده‌ای از مشکل اقتصاد ما ناشی از عدم مدیریت و ناکارآمدی است و اینکه اقتصاد ما رشد منفی پیدا کرد، علت‌های مختلفی در این موضوع دخالت داشتند.

یکی از مهمترین دلایل در این رابطه عدم استفاده از ظرفیت کامل منابع است که مهمترین منابع هم مربوط به منابع مدیریتی و نیروی انسانی می‌شود و بعد از آن باید به منابع طبیعی اشاره کرد؛ همچنین باید به برنامه‌ریزی توجه کافی داشت و جزیره‌ای کار نکرد.

این کارشناس مسائل اقتصادی اظهار داشت: البته نباید از اثر مشارکت در بعد بین‌الملل در همه زمینه‌ها غافل شد و در اقتصاد هم نمی‌توان این مسئله را نادیده گرفت، ما در کشور یک خزانه ریالی داریم و از سوی دیگر هم یک پس‌انداز در سایر کشورها وجود دارد؛ پس‌انداز کشور ما رشد منفی داشته و افزایش سرمایه‌گذاری از محل پس‌انداز ملی برای ما مقدور نبود و در واقع در این رابطه رشد ما منفی بود.

در کشور ما پس‌انداز واقعی برای توسعه سرمایه‌گذاری که معیار رشد و توسعه است وجود نداشت، اکثر کشورها از یک خزانه غنی به اسم خزانه بین‌الملل برخوردارند و در واقع از سایر ملت‌ها برای توسعه خود استفاده می‌کنند.

ایران یک مزیت نسبی بسیار خوبی برای سرمایه‌گذاری خارجی دارد، چرا که ایران کشوری ثروتمند است و به راحتی می‌تواند در طول سال ۲۰۰ میلیارد دلار منابع طبیعی خود را به پول تبدیل کند که این ۲۰۰ میلیارد دلار پشتوانه بسیار خوبی برای سرمایه‌گذاری‌های خارجی و همچنین انگیزه بسیار مناسبی در این زمینه است.

ما ۷۵ میلیون نفر جمعیت داریم که این رقم با جمعیت کشورهای اطراف ایران می‌تواند هسته مرکزی سرمایه‌گذاری قرار گیرد و با کشورهای اطراف خودش تجارت کند، چرا که آنها هم در این رابطه نیازمند هستند که یک مرکز قدرتمند تشکیل دهند چرا که ما به آب‌های آزاد دسترسی داریم و نیروی انسانی خوب و موقعیت مناسبی هم داریم و در واقع این یک فرصت طلایی برای ما است.

ما نمی‌توانیم انکار کنیم که قطع روابط خارجی در اقتصاد ‌تأثیر دارد و البته تأثیر زیادی هم دارد و از آنجایی که ما برخی مشکلات را در این رابطه داشتیم نه تنها نتوانستیم از پس‌اندازها استفاده کنیم، بلکه استفاده از سرمایه‌گذاری‌های ملی را هم با مشکل مواجه کرد، چرا که تحریم‌هایی علیه ما وضع شده بود که از جمله آن می‌توان به تحریم بانک مرکزی و ممنوعیت استفاده از سوئیفت اشاره کرد.

سوئیفت یک شبکه ارتباطی ویژه بانک‌ها و مؤسسات مالی و اعتباری است و اگر نتوانیم با آن  ارتباط برقرار کنیم، در واقع رابطه ما با دنیای پولی و سرمایه‌گذاری قطع می‌شود. همه این مسائل دست به دست هم داد تا ما نتوانیم از منابع به درستی استفاده کنیم و حتی واردات ما چه در زمینه کالا و چه در زمینه تکنولوژی با مشکل مواجه شد.

البته ذکر این مسائل به این معنا نیست که اگر رابطه ما با برخی کشورها از جمله آمریکا خوب شود در اقتصاد معجزه رخ می‌دهد؛ ما یک راه دیگر و راحت‌تر را برای توسعه در پیش داریم که با استفاده از این مسیر راه هموارتری را برای افزایش اشتغال و درآمد و همچنین افزایش پس‌انداز و سرمایه‌گذاری می‌توانیم در پیش داشته باشیم و به این ترتیب مثلا ظرف یک برنامه ۵ ساله به جایی برسیم که عقب‌ماندگی‌ها را جبران کنیم و بعد از آن روند رو به رشدی را خواهیم داشت، چرا که کشور ما ظرفیت و پتانسیل ۱۰ درصد رشد اقتصادی را دارد و حداقل برای ۲۰ سال آینده چنین ظرفیتی وجود دارد چرا که ما کشور ثروتمندی هستیم و نیروهای نخبه‌ای هم در ایران وجود دارد.

اگر عقلانیت در مدیریت و اتخاذ تدابیر و سیاست‌های داخلی و خارجی و همچنین به عقلانیت همزیستی مسالمت‌آمیز با خودمان و دیگران توجه داشته باشیم بسیار موفق‌تر خواهیم بود؛ ایران هیچ وقت برای کشوری خطر درست نکرده ولی رفتاری که بتواند اطمینان و اعتماد درست کند کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

رابطه بانک‌های ما با بانک‌های دنیا یک رابطه شبکه بانکی است؛ شبکه بانکی داخلی ما چندین کارگزار در خارج از کشور دارد و در مجموع اگر بخواهیم کارگزارها را بشماریم بیش از هزار بانک رده بالا تا بانک‌های متوسط و پایین با بانک‌های ما ارتباط کاری دارند یعنی آنها کارگزار ما هستند و عملیات بانکی مربوط به ما را انجام می‌دهند و ما هم متقابلا همین کار را برایشان انجام می‌دهیم و بانک‌های خارج از کشور برای اینکه روابطشان بیشتر شود در اختیار هم اعتبار قرار می‌دهند یعنی یک اعتبار عرضه‌کننده برای هم در نظر می‌گیرند.

مثلا می‌گویند که شما از کشور ما خرید کنید و ما هم از طرف فروشندگان کالاها یک اعتبار در اختیار شما قرار می‌دهیم که این اعتبارات می‌تواند در قالب فاینانس یا سایر موارد باشد. این اعتبارات در گذشته معادل نقدینگی کل کشور ما بود؛ این رابطه کارگزاری یک منابع عظیم از پس‌انداز دنیا را در اختیار ما قرار می‌دهد و می‌توانیم از آن در موارد مختلف بهره ببریم.

وقتی چنین منابعی می‌تواند در اختیار ما قرار بگیرد یک گشایش بسیار خوبی در کشور ما رخ می‌دهد و ما با دوران رونق اقتصادی مواجه می‌شویم، ولی باید توجه کرد که همه این موارد منوط به اصلاح ساختارها است و قبل از این موارد باید قوانین و مقررات را اصلاح کرد و شایسته‌سالاری در کشور حاکم شود.

آنچه که در حال حاضر به کشور ما ضربه می‌زند پایین بودن بهره‌وری است یعنی نسبت بازدهی سرمایه و کار که در مقایسه با دنیا کشور ما در این رابطه در رتبه پایینی قرار دارد. در شرایط تحریم سرمایه‌گذارها و شرکت‌های بزرگ دنبال رانت‌جویی بودند، نه دنبال افزایش سرمایه از طریق توسعه و تولید و این نکته‌ای است که باید به آن توجه کرد. اگر تحریم‌ها برداشته شود ما رقبای خارجی پیدا می‌کنیم و رانت هم کمرنگ می‌شود و صنعت همراه با سرمایه باعث ورود تکنولوژی به کشور می‌شود که این مسئله باعث رونق در کشور می‌شود.

نکته‌ای که بار دیگر باید به آن اشاره کنم این است که همه این موارد در گرو سازماندهی صحیح اقتصادی، سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی برای نیروی انسانی است.

اولین چیزی که مسیر توسعه می‌خواهد آرامش است و این آرامش باید در داخل و خارج باشد که خوشبختانه این آرامش در داخل به وجود آمده و در خارج هم در حال شکل‌ گرفتن است؛ همه این موارد باید در کنار هم لحاظ شوند، چرا که همه اینها با هم ارتباط دارند.

اگر شرایط رونق اقتصادی در کشور حاکم شود بنده مطمئنم که اقتصاد ما یک رشد سریع خواهد داشت.باید تلاش و برنامه‌ریزی را در اولویت قرار دهیم تا بتوانیم به رونق اقتصادی برسیم.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: