۹ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۱۵
به بهانه نقل قول‌ها از بهمنی:

رئیس بانک مرکزی چه زمانی می‌تواند ریاست کند؟

اما تحولات چند سال اخیر حکایت از آن داشت که بانک مرکزی نتوانست به رسالت خود عمل کند. تلاطم‌های شدید بازار ارز و نیز افزایش تورم که به عقیده بسیاری بزرگترین مشکل پیشروی اقتصاد ایران است گواهی بر این مدعاست.

بانک مرکزیبه گزارش عیارآنلاین به نقل از تسنیم، علی طیب‌نیا وزیر امور اقتصادی و دارایی در مراسم تودیع و معارفه رئیس‌کل بانک مرکزی اظهار داشت: آقای بهمنی یک نکته‌ای به من گفتند اما نمی‌دانم ایشان راضی هستند این مطلب را بگویم یا خیر؛ آقای بهمنی گفتند: “من در این ۶ سال تنها یک هفته رئیس‌کل بانک مرکزی بودم و آن‌هم پس از ریاست جمهوری آقای دکتر روحانی بود.” هر چند بهمنی در واکنش به این خبر توضیح داده که منظورش فراغت بالی است که در این چند روز اخیر به دست اورده، اما با دقت در ساختار بانک مرکزی و تحولات اقتصادی می‌توان به درستی صحبت وی پی‌برد.

بدون شک انتظار جامعه و نخبگان آن از بانک مرکزی عمل به رسالت اصلی خود یعنی اجرای سیاستهای پولی و اعتباری و ایجاد شرایط مساعد برای پیشرفت اقتصادی کشور است. همچنین باید در اجرای برنامه‌های مختلف اعم از برنامه‌های تثبیت وپیشرفت اقتصادی پشتیبان دولت باشد.(وب سایت بانک مرکزی)

اما تحولات چند سال اخیر حکایت از آن داشت که بانک مرکزی نتوانست به رسالت خود عمل کند. تلاطم‌های شدید بازار ارز و نیز افزایش تورم که به عقیده بسیاری بزرگترین مشکل پیشروی اقتصاد ایران است گواهی بر این مدعاست. آقای بهمنی با این سخن خواسته بگوید که او مسئول این اتفاقات نبوده و برای همین گفته است که در این مدت 6 سال بر بانک مرکزی ریاست نکرده است. شاید تعبیر سخن بهمنی این باشد که بانک مرکزی به طور کامل تحت تسلط دولت بوده و لذا باید هرچه سریعتر استقلال خود را به دست اورد.

اما با بررسی کمی دقیق‌تر متوجه می‌شویم که مشکل بانک مرکزی در نبود ابزارهای پرقدرت برای اجرای ماموریت‌اش است. برای مثال در موضوع بازار ارز و تلاطم‌های ایجاد شده در آن، بانک مرکزی حتی ابتدایی ‌ترین ابزار لازم یعنی اطلاعات را در اختیار نداشت. در بحث دیگر که به تورم برمی‌گردد، بانک مرکزی ابزاری برای اعمال نظارت بر بانک‌های عامل ندارد. در نتیجه نمی‌تواند سیاست‌های کلان کشور را در حوزه تولید دنبال کند چرا که بانک‌ها به خودی خود تمایلی به حضور در بازارهای تولیدی نداشته و به دنبال افزایش سود خود از طریق حضور در بازارهای موازی تولید هستند. به عبارت دیگر بانک مرکزی هیچ‌گونه عملی برای هدایت نقدینگی به سمت تولید نمی‌تواند انجام دهد و در نتیجه‌ این ناتوانی است که از یک طرف رشد نقدینگی وجود داشته و از طرف دیگر بنگاه‌های اقتصادی عطش فراوان برای جذب نقدینگی دارند و در نمونه‌های بسیار برای تامین سرمایه در گردش خود دچار مشکل هستند.

به نظر می‌رسد صحبت بهمنی نه نشانی بر اعمال فشار سیاسی بلکه نشانی از ایرادهای ساختاری بانک مرکزی است.

 

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: