۳۰ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۰۰

شرکت‌های بزرگ؛ متکی بر منابع طبیعی یا مزیت‌های رقابتی؟؟

بعضی از این شرکت‌ها بر پایه مزایای نسبی از قبیل وجود منابع طبیعی و مواد اولیه شکل گرفته است و برخی نیز بر اساس نیاز و بازار داخل شکل گرفته‌اند. عدم توجه به مقوله توسعه فناوری در این بنگاه‌ها باعث شده که ارزش افزوده پایینی ایجاد شود و سودآوری این بنگاه‌ها صرفا بخاطر مواد اولیه و انرژی ارزان باشد.

فولادسرویس صنعت عیارآنلاین؛ شرکت‌های بزرگ بخاطر توانایی در ايجاد فرصت‌هاي شغلي و درآمدیِ پایدار، تامین منابع مالی برای افزایش سطح تکنولوژی و ایفای نقش لوکوموتیو برای صنایع متوسط و کوچک یکی از بازیگران اصلی اقتصاد محسوب می‌شوند که رسالت آن‌ها به حرکت درآوردن بخش‌های مختلف اقتصاد کشور است.

از سوی دیگر رقابت‌پذیری معیاری کلیدی برای ارزیابی میزان موفقیت بنگاه‌ها و صنایع مختلف است. اغلب شرکت‌های دارای عملکرد برتر در عرصه رقابت با سایر شرکت‌ها، بخش عمده موفقیت خود را مدیون توسعه فناوری و فعالیت‌های نوآورانه‌ای هستند که در بسیاری از موارد مبتنی بر تکنولوژی است. از آنجا که رشد و سرعت تکنولوژی در شرکت‌های بزرگ کشور پایه اصلی پیشرفت اقتصادی در سطح ملی است، ضرورت دارد که تدابیر و اقدامات لازم جهت سیاست‌گذاری مناسب به منظور توسعه تکنولوژی در شرکت‌های بزرگ اتخاذ گردد و ترکیب مناسبی از استراتژی‌های توسعه تکنولوژی با استراتژی‌های بازار و تجارت انتخاب شود.

رقابت‌پذیری و توسعه فناوری دو مقوله‌ی لازم و ملزوم هم هستند. موضوعی که اغلب بنگاه‌های بزرگ اقتصادی و صنعتی کشور در این زمینه با ضعف مواجه‌اند. مهمترین موانع رقابت‌پذیری شرکت‌های بزرگ عبارتند از:

  • عدم رقابت بخاطر تعداد محدود شرکت های بزرگ
  • عدم وجود شرکت‌های بزرگ متعلق به بخش خصوصی
  • قدرت بالای چانه زنی شرکت‌های بزرگ به دلایلی مانند وابستگی بازار کشور به آن‌ها
  • وضع قوانین واردات به نفع شرکت‌های بزرگ که علیرغم اثرات مثبت، اثرات منفی هم داشته است

کشور ما دارای تجارب متفاوتی در مورد شرکت‌های بزرگ است. بعضی از این شرکت‌ها بر پایه مزایای نسبی از قبیل وجود منابع طبیعی و مواد اولیه شکل گرفته است و برخی نیز بر اساس نیاز و بازار داخل شکل گرفته‌اند. عدم توجه به مقوله توسعه فناوری در بنگاه‌هایی که بر اساس منابع طبیعی ایجاد شده است، باعث شده که ارزش افزوده پایینی خلق شود. سودآوری این بنگاه‌ها صرفا بخاطر مواد اولیه و انرژی ارزان بوده و معمولا حلقه‌های ارزش افزوده بعدی شکل نگرفته است. بطور مثال رویکرد صنایع پتروشیمی، تولید پلیمرهای پرمصرف با ارزش افزوده پایین بوده است. این نوع پلیمرها دارای تکنولوژی تولید پایینی هستند. در مقابل مشاهده می‌شود که کشوری مثل آلمان علیرغم عدم دسترسی به مواد اولیه ارزان، پلیمرهای مهندسی با ارزش افزوده بالا را تولید می‌کند و به عنوان کشور صاحب برند در این زمینه مطرح است.

 بازار انحصاری و رزرو شده برای شرکت های بزرگ یکی دیگر از عواملی است که موجب شده به مبحث تکنولوژی توجهی نشود. صنعت خودرو یکی از مصادیق این قبیل شرکت‌هاست.

حمایت و ایجاد بازار برای شرکت‌های بزرگ یک اصل پذیرفته شده در دنیاست، اما در مقابل شرکت‌های بزرگ باید در برابر کارآمدی اقتصادی‌شان مسئولیت‌پذیر باشند و یا سازوکار به نحوی تنظیم گردد که این بنگاه‌ها همواره انگیزه لازم برای ارتقای کیفی محصولات خود را داشته باشند که خصوصی‌سازی می‌تواند یکی از راهکارهای این امر باشد.

 قطعا شرکت های بزرگ در تصمیم سازی‌های اقتصادی کشور تاثیر جدی دارند. نوع عملکردشان می تواند اقتصاد کشور را تحت تاثیر قرار دهد بطوریکه عقب‌ماندگی تکنیکی محصولات فنی و مهندسی مستقیما مربوط به بی‌توجهی این بنگاه‌ها به مسائل فناوری است. نسبت سطح فناوری بنگاه های بزرگ کشور در مقایسه با بنگاه‌های خارجی باید به حد معقول برسد چراکه این شرکت‌ها در قبال پیامدهای عدم رشد فناوری که منجر به عدم پویایی اقتصاد کشور می‌شود، مسئول هستند.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: