۲۶ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۰۴
تبیین سخنان رهبر انقلاب در دیدار با اساتید دانشگاه‌ها:

آسیب‌شناسی وضعیت تولید علم در ایران

ارتباط بین شاخص تعداد مقالات علمی و جایگاه اقتصادی، موضوع بسیار مهمی است. زمانی می‌توان بر اساس جایگاه علمی یک کشور حکم به پیشرفت اقتصادی آن داد که بین دانشگاه، به عنوان موتور تولید دانش و صنعت، به عنوان چرخ‌های اقتصادی، ارتباط معقولی وجود داشته باشد.

تولید علم

در کنار تمام پیشرفت‌های شگرفی که از وضعیت تولید علم در ایران و در رشته‌های مختلف بیان شد، توجه به چند نکته ضروری می‌نماید؛ طوری که با عدم اعتنا به آن‌ها و فقدان برنامه‌ریزی مناسب در جهت مواجهه‌ی صحیح با آن‌ها، بیم آن می‌رود که این امر مبارک به جای اینکه نقطه‌ی مثبت و یک فرصت و وسیله‌ی بی‌بدیل در جهت ترقی و نیل به آرمان‌های انقلاب باشد، ابزاری شود در دست دشمنان در جهت استفاده و بهره‌برداری عکس از آن، به منظور نیل به اهداف سلطه‌طلبانه و اومانیستی‌شان؛ اهم این موارد عبارت‌اند از:

1- رشد نامتوازن علمی

هم‌اکنون چنان که ملاحظه شد، رشد چاپ مقاله در ایران عمدتاً در رشته‌های فنی و کشاورزی و پزشکی بوده است و در زمینه‌ی مسائل بنیادی و انسانی و در جهت مسائل و مشکلات جامعه یا تبدیل علم در این حوزه‌ها به ثروت یا کارآفرینی، موفقیت چشمگیری حاصل نشده است. مثلاً در حوزه‌ی فلسفه، در بازه‌ی 2006 تا 2011، آمریکا در جایگاه اول و چین در رتبه‌ی 14 قرار دارد و رتبه‌های کشورهای آسیایی دیگر به این ترتیب است: ژاپن 30، ترکیه 37 و ایران 45.

همچنین با بررسی تفکیک‌شده‌ی رشته‌های مختلف در آمار، ایران در بین رشته‌های مهندسی شیمی، مهندسی مکانیک، مهندسی الکترونیک، روان‌شناسی، علوم اجتماعی و فلسفه، به ترتیب دارای رتبه‌های 22، 23، 29، 41، 43 و 45 است. با نگاهی به این آمار می‌توان دریافت که ایران در رشته‌های فنی دارای وضعیت بهتری است، ولی در رشته‌های علوم انسانی جایگاه خوبی ندارد. لذا این سؤال اساسی وجود دارد که چرا جایگاه علمی ایران بین علوم انسانی و علوم فنی این قدر متفاوت است؟

به نظر می‌رسد لازم است سیاست‌گذاران به ارزش و نقش علوم انسانی در توسعه و پیشرفت اقتصادی پی ببرند و آن را مورد توجه کافی قرار دهند. همچنین باید دانشگاهیان با عبور از مرحله‌ی ترجمه، با پرورش توانایی‌های خود، به مرحله‌ی نقد علوم انسانی روز وارد شوند تا زمینه برای تأسیس مبانی بومی این علوم و کاربردهای مؤثر آن در جامعه، فرهنگ و اقتصاد ایران نمایان شود. در این صورت است که می‌توان به توسعه‌ی پایدار و متوازن ایران در تمام رشته‌ها و علوم امیدوار بود.

رشد چاپ مقاله در ایران عمدتاً در رشته‌های فنی و کشاورزی و پزشکی بوده است و در زمینه‌ی مسائل بنیادی و انسانی و در جهت مسائل و مشکلات جامعه یا تبدیل علم در این حوزه‌ها به ثروت یا کارآفرینی، موفقیت چشمگیری حاصل نشده است.

2- توجه به کمیّت و غفلت از کیفیت و نیازهای کشور

گاهی در اعلام نتایج سنجش نوع و کیفیت فعالیت‌های علمی بر پایه‌ی آمارهای علم‌سنجی، فقط به تعداد مقالات نمایه‌شده و انتشار آن‌ها توجه می­شود و جالب­تر اینکه در ملاک‌های سنجش برای افراد (به ویژه اعضای هیئت علمی) نیز همین ملاک (تعداد مقالات نمایه‌شده) مورد توجه قرار می­گیرد. این در حالی است که بسیاری از فعالیت‌های پژوهشی از نوع چاپ مقاله نیستند، توسعه‌‌ی آزمایشگاه‌ها، انجام بسیاری از فعالیت‌های توسعه‌ی فناوری، ایجاد رصدخانه‌های علمی مختلف، توسعه‌ی تجهیزات، گسترش پارک‌های علم و فناوری و… از دسته فعالیت‌هایی هستند که به سختی قابل انتشار به صورت مقاله هستند. همچنین در همه‌ی کشورها، بعضی از پژوهش‌های استراتژیک در قالب پروژه‌های محرمانه انجام می‌شوند که هرگز قابل انتشار عمومی نیستند و در ژورنال‌ها هم منتشر نمی‌شوند. در بعضی از پژوهش‌های دیگر، ایده‌ها و فرآیند پژوهش تا تبدیل به مقاله شود، گاهی بیش از یک دهه طول می‌کشد.

تعداد مقالات علمی، شاخصی است که حاکی از رشد کمّی پژوهش و تحقیقات در فضای دانشگاهی است. برای به دست آوردن تصویری جامع از توان علمی یک کشور، باید کیفیت پژوهش و تطبیق آن با نیازها را هم مورد توجه قرار داد (نشریه‌ی شرق، همان). لذا نکته‌‌ی اصلی و اساسی که مدیران فعال در عرصه‌ی آموزش عالی کشور باید مد نظر داشته باشند، این است که هم‌زمان با رشد کمّی ارائه‌ی مقاله از سوی دانش‌پژوهان ایرانی، باید استفاده‌ی داخلی از این مقاله‌ها نیز وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، باید مقاله‌های علمی بتوانند راهی به سوی رشد جامعه در زمینه‌های صنعتی و غیرصنعتی نیز باز کنند. مقاله‌ای که در یک نشریه‌ی علمی چاپ شود و سپس به بایگانی کتابخانه‌های مختلف راه یابد، حتی اگر در معتبرترین نشریه‌های علمی جهان منتشر شود و جزء فهرست بهترین مقاله‌های علمی جهان قرار بگیرد، اما هیچ فایده‌ی دیگری برای کشور نداشته باشد، نمی‌تواند افتخار قابل توجهی برای عرصه‌ی علمی کشور باشد؛ چون در عمل، فقط برای بالا بردن عدد و رقم مقاله‌های انتشاریافته به نگارش درآمده است.

مقام معظم رهبری (دام عزه) در بیان بلیغی در این باره می‌فرمایند: ما باید تحقیق را، که حقاً و بدون شک باید پژوهش و تحقیق مورد توجه و اهتمام بیشترى قرار بگیرد، در کشور اولاً با توجه به نیازهاى آن، هدف‌دار کنیم؛ یعنى ببینیم واقعاً کشور به چه احتیاج دارد و پژوهش‌ها را در جهت نیازهاى کشور قرار بدهیم و این لازمه‌اش این است که ما بانک اطلاعات و مرکزى داشته باشیم. همه بتوانند بدانند چه لازم است، چه انجام شده است و چه لازم است براى تکمیل یک پژوهش، تا بتواند این قطعات گوناگون در کنار هم جمع بشود. ما باید نظام اعطاى امتیازات علمى را در دانشگاه تطبیق کنیم با این چیزها. والّا صرف اینکه مثلاً یک مقاله در یک مجله‌ى ISI منتشر کرده یا چه تعداد مقاله منتشر کرده، کافى نیست؛ یعنى محقق و پژوهشگر ما نباید براى کسب رتبه‌ى علمى به دنبال این باشد که مقاله‌اى را تهیه و تولید کند که براى کشور هیچ فایده‌اى ندارد و هیچ خلأیى از خلأهاى پژوهشى کشور را پر نمی‌کند. بله، آن کسى که آن را در مجله چاپ می‌کند، ممکن است برایش مفید باشد یا براى کس دیگرى و جاى دیگرى مفید باشد؛ اما براى کشور مفید نیست. این کار را مى‌کند صرفاً براى اینکه رتبه‌ى علمى به دست آورد. این نظام باید به هم بخورد؛ این درست نیست. نظام اعطاى امتیازات علمى و آیین‌نامه‌هایى که در این زمینه هست، باید تطبیق کند با همین مطلب که کدام تحقیق منطبق است با نیاز کشور و کدام تحقیق، تکمیل‌کننده‌ى یک زنجیره‌ى تحقیق و پژوهش است. ما گاهى در زمینه‌هایى یک زنجیره‌اى داریم؛ حلقه‌هاى وسطِ این زنجیره مفقود است. تأمین این حلقه‌ها خیلى اهمیت خواهد داشت. پس هدف‌دار کردن تحقیق علمى با توجه به نیازهاى کشور و نیازهاى صنعت و بقیه‌ى بخش‌هاى حیاتى کشور است (بیانات در دیدار اساتید و اعضاى هیئت علمى دانشگاه‌ها، 13 مهر 85).

نکته‌ی اصلی و اساسی که مدیران فعال در عرصه‌ی آموزش عالی کشور باید مد نظر داشته باشند، این است که هم‌زمان با رشد کمّی ارائه‌ی مقاله از سوی دانش‌پژوهان ایرانی، باید استفاده‌ی داخلی از این مقاله‌ها نیز وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، باید مقاله‌های علمی بتوانند راهی به سوی رشد جامعه در زمینه‌های صنعتی و غیرصنعتی نیز باز کنند.

3- لزوم نظارت دقیق و سخت‌گیری‌های منطقی در فرآیند داوری

بدون تردید حضور مقاله‌هایی از فعالان عرصه‌ی علم ایران در معتبرترین نشریه‌های علمی جهان بسیار مهم است. هر اندازه تعداد این مقاله‌ها بیشتر باشد، به همان نسبت، اعتبار علمی ایران افزایش می‌یابد؛ ولی نکته‌ای که ممکن است ذهن را آزار بدهد این است که تعداد قابل توجهی شرکت وجود دارند که درباره‌ی دادن موضوع، نگارش و حتی قبول مسئولیت چاپ در نشریه‌های مورد توجه آی‌اس‌آی اعلام آمادگی می‌کنند. از این دست تبلیغات را به آسانی می‌توان در برخی میادین شهر پیدا کرد. در اینترنت هم از این تبلیغات بسیار است. این نوع شرکت‌ها سفارش انجام پایان‌نامه، سفارش نوشتن مقاله‌‌ی ISI و سفارش پروپزال و موضوع را انجام می‌دهند. همچنین برخی از این شرکت‌ها زمان مشخصی برای خدماتشان نیز اعلام می‌کنند. مدت زمان مورد نیاز برای نوشتن مقاله‌ی ISIیک تا سه هفته، پذیرش (اکسپت) دو تا شش هفته پس از ارسال و چاپ مقاله‌ی ISIیک تا دو ماه پس از اکسپت است (خبر آنلاین، همان).

لذا یکی از مهم‌ترین آسیب‌ها در این زمینه توسعه‌ی بعضی تقلب‌ها و کپی‌کاری‌ها در انتشار مقالات است که البته صرفاً مربوط به ایران هم نیست. این کار چنانچه بدون نظارت دقیق و سخت‌گیری‌های منطقی از نظر فرآیند داوری همراه نشود، عملاً امکان و زمینه‌ی کپی‌کاری را بیشتر نیز می‌کند. کپی و تقلب نه فقط در مقاله و کتاب، بلکه متأسفانه در بعضی موارد در پایان‌نامه‌ها (به ویژه پایان‌نامه‌های کارشناسی ‌ارشد) نیز گزارش شده است (که بخشی از تولیدات پایه‌ی علمی هر کشور را تشکیل می‌دهند). این روند تا حد زیادی کیفیت زحمت‌کشان و محققان برجسته‌ی کشور را هم زیر سؤال می‌برد.

4- آب در آسیاب دشمن ریختن!

ارتباط بین شاخص تعداد مقالات علمی و جایگاه اقتصادی، موضوع بسیار مهمی است. زمانی می‌توان بر اساس جایگاه علمی یک کشور، حکم به پیشرفت اقتصادی آن داد که بین دانشگاه، به عنوان موتور تولید دانش و صنعت، به عنوان چرخ‌های اقتصادی، ارتباط معقولی وجود داشته باشد. متأسفانه رابطه‌ای ارگانیک میان دانشگاه و صنعت خودی برقرار نیست. به همین دلیل، موضوع اکثر مقالات علمی و پژوهشی منتشرشده توسط دانشجویان ایرانی، مسائل مورد علاقه در فضای آکادمیک کشورهای پیشرفته است و با سطح نیازها و مشکلات صنایع ایران همخوانی ندارد.در این شرایط، عملاً تلاش پژوهشگران ایرانی منجر به روان شدن حرکت چرخ‌های صنعت در کشورهای توسعه‌یافته می‌شود.

مقام معظم رهبری (دام عزه)، ضمن هشدار جدی در این باره می‌فرمایند: پژوهش [باید] سمت‌وسوى پرداختن به نیازهاى کشور را پیدا کند؛ یعنى حقیقتاً پژوهش‌هایى بکنیم که مورد نیاز ماست. ما ملاک پیشرفت علمى‏مان را درج مقالات در مجلات ISI نباید قرار بدهیم. ما نمى‏دانیم آنچه که پیشنهاد مى‏شود، تشویق مى‏شود، برایش، آن مقاله‏نویس احترام مى‏شود، دقیقاً همان چیزى باشد که کشور ما به آن احتیاج دارد. ما خودمان باید مشخص کنیم که درباره‏ى چى مقاله مى‏نویسیم، درباره‏ى چى تحقیق مى‏کنیم. البته انعکاس در مجامع جهانى لازم است، ضرورى است و انعکاس هم پیدا خواهد کرد. مقصود این است که ما پژوهش را تابع نیاز خودمان قرار بدهیم (بیانات در دیدار اساتید دانشگاه‌ها، 8 شهریور 1388). کسانى بیایند طعم نیاز بازارهاى غربى را مثلاً فرض کنید به تابلو نقاشى، به دست بیاورند، بعد بیایند اینجا، پشتیبانى مالى کنند و نقاش ما را به سمت تأمین آن نیاز سوق بدهند. عین همین قضیه در فیلم‌سازى هست. فیلم‌هایى را براى جشنواره نامزد کنند که در جهت خواست آن‌هاست. عین همین قضیه در کار علمى ماست. در مقاله‌اى است که در ISI منتشر می‌شود. در موضوع تحقیقى است که شما در پژوهشگاه خودتان دنبال می‌کنید. به تعبیر متأسفانه رایج فرنگىِ امروز، اسپانسرها مى‌آیند در بخش‌هاى مختلف، کمک‌هاى مالى، کمک‌هاى مادى، اعانه‌ها را می‌گذارند براى اینکه در آن جهت کار انجام بگیرد. به این توجه کنید. استقلال علمىِ کشور یکى از لوازمش همین است: استقلالِ حرکت علمى، حرکت هنرى و به طریق اولى‌، حرکت سیاسى. بعضى از حرکات سیاسى هم از این قبیل است (بیانات در دیدار جمعى از نخبگان علمى کشور، 6 آبان 1388)

منبع: برهان

http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=5662

تلگر

چهره‌

۱ دیدگاه
  1. همتی فر :

    نکات خوبی مطرح شده بود، به ویژه در آسیب‌شناسی رشد علمی. اما یک نکته مهم که به نظر می‌آيد از آن غفلت شده است: علوم انسانی (در معنای رشته‌های دانشگاهی آن) علیرغم تاکیدی که بر ضرورت و اهمیت آن می‌شود، چندان مورد توجه نیستند. این کم توجهی هم از طرف مسئولین است و هم از طرف خود متولیان این امام زاده!
    پژوهشگران، استادان و دانشجویان در شناخت مسایل جامعه خودمان و تلاش برای حل آن‌ها کم کاری می‌کنند چون کار سختی است. شاید شناخت مسأله، در وضعیت فعلی ما بسیار دشوارتر از حل آن باشد. نکته دیگر اینکه وقتی پای علوم انسانی به میان می‌آيد، دیگر لزوم توجه به تخصص کمرنگ می‌شود و حضور مهندسین مدعی نظریه‌پردازی و سیاست‌گذاری در این حوزه می‌توانند شاهدی باشد بر این امر.
    نکته دیگر فاصله‌ای است که میان پژوهش‌ةای علوم انسانی و تولید مقاله و انتشار آن وجود دارد. اگر نخواهیم که در دامن پوزیتیویسم گرفتار شویم که شده‌ایم، برای سنجش ایده‌ها و تولیدات علمی به ویژه در حوزه علوم انسانی باید برگزاری نشست‌های تخصصی و کرسی‌های آزاد اندیشی را تسهیل کنیم؛ که البته منظورم حاکمیتی کردن و … آن نیست. با این اقدامات و موارد دیگری که نیازمند تامل بیشتر است، می‌شود امید داشت در علوم انسانی هم تکانی بخوریم…

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: