۲۳ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۰۹

عدم تفکیک بین مالیات‌های درآمدی و تنظیمی موجب نابسامانی­‌های اقتصادی می‌شود

در اقتصاد معمولاً اخذ مالیات به دو منظور صورت می­‌گیرد. در حالت اول، مالیات، محل تأمین منابع مالی دولت و نهادهای عمومی است و «مالیات­‌های درآمدی» نامیده می­‌شود و در حالت دیگر، مالیات به منظور اصلاح و تنظیم رفتار مردم اخذ می­‌شود و «مالیات تنظیمی» نامیده می­‌شود.

مالیاتمالیات، از جمله مفاهیم مشترک در اقتصاد کشورهای مختلف است. به طور کلی، مالیات نوعی دریافتی دولت یا نهادهای عمومی از مردم و بنگاه‌های اقتصادی است. مالیات بر درآمد، حقوق گمرکی، جریمه­‌های رانندگی، تراکم و عوارض شهرداری از جمله­‌ی انواع مالیات محسوب می­‌شود. در اقتصاد معمولاً اخذ مالیات به دو منظور صورت می­‌گیرد. در حالت اول، مالیات، محل تأمین منابع مالی دولت و نهادهای عمومی است و «مالیات­‌های درآمدی» نامیده می­‌شود و در حالت دیگر، مالیات به منظور اصلاح و تنظیم رفتار مردم اخذ می­‌شود و «مالیات تنظیمی» نامیده می­‌شود. مالیات بر درآمد و عوارض شهرداری از جمله مالیات­‌های درآمدی محسوب می­‌شود که در واقع به منظور تجهیز منابع دولت و شهرداری اخذ می­‌شود. حقوق گمرکی (دریافت تعرفه­‌های گمرکی از واردات و صادرات) یا اخذ جریمه از متخلفان از جمله مالیات­‌های تنظیمی است که هدف تغییر رفتار تجار و تولیدکنندگان و اصلاح رفتار اجتماعی شهروندان را دنبال می‌کند.

فرض کنیم که جریمه تخلف رانندگی کمتر از منفعت ناشی از تخلف باشد؛ قاعدتاً اکثر مردم در چنین حالتی ترجیح می­دهند تا در صورت لزوم، با انجام تخلفات رانندگی و پرداخت جریمه آن، کارهای روزمره خود را انجام دهند؛ از طرف دیگر نیروی انتظامی نیز درآمد خوبی را از محل جریمه­های پرداختی مردم کسب خواهد نمود. به عنوان مثال اگر در بودجه سالانه نیروی انتظامی تعیین شود که 20% منابع باید از محل جریمه­‌ها تأمین شود، الزاماً باید کارکرد اصلی نیروی انتظامی یعنی بازدارندگی مردم از ارتکاب جرائم را فراموش کرد و نرخ جریمه ها را آنقدر پایین تصویب نمود که مردم انگیزه کافی برای انجام تخلفات رانندگی و پرداخت جریمه متناسب را داشته باشند و از این طریق، منابع بودجه­ای نیروی انتظامی نیز تأمین شود.

نکته اینجاست که در چنین حالتی نقض غرض رخ داده است و اصولاً دلیل جریمه کردن تخلفات رانندگی این است که مردم تخلف نکنند نه اینکه نیروی انتظامی بتواند از محل دریافت جریمه­‌ها خود را تأمین مالی کند.

جریمه­‌ی تخلفات رانندگی از جنس مالیات­‌های تنظیمی می­باشد نه مالیات­‌های درآمدی، و نباید از آن انتظار درآمد بالا و باثبات داشت. لذا در یک سیستم کارامد، نرخ جریمه­‌ها باید آنقدر افزایش یابد که افراد به فکر تخلف نیفتند حتی اگر این رویه، منجر به کاهش درآمد نیروی انتظامی از محل جریمه­‌های رانندگی گردد.

در شرایط کنونی معمولاً دقت کمی در تفکیک این دو نوع مالیات و کارکرد منحصر به‌فرد هر کدام از آنها صورت می­‌گیرد و گاهی اوقات مشاهده می­‌شود که «مالیات تنظیمی» به عنوان ابزاری برای کسب درآمد دولت یا نهادهای عمومی استفاده می­‌شود که قطعاً نابسامانی­‌های اقتصادی را در پی خواهد داشت.

به عنوان مثال، تعرفه­‌های گمرکی از جمله «مالیات‌­های تنظیمی» محسوب می­‌شود و کارکرد آنها، اصلاح رفتار عاملان اقتصادی است. در واقع، گرچه دولت از محل «مالیات­‌های تنظیمی» درآمد نیز کسب می­‌کند اما نکته­‌ی حائز اهمیت این است که نباید دولت به تغییرات این درآمد وابستگی داشته باشد تا بتواند به راحتی نرخ مالیات تنظیمی خود را به ضرورت تغییر دهد و رفتار اقتصادی مردم را اصلاح نماید.

برای تحقق این خواسته، یکی از راه­‌ها این است که درآمد مالیات­‌های تنظیمی در محلی خرج شود که برای دولت تعهدی ایجاد نمی­‌کند (مانند کمک به بنگاه­‌های مردم­‌نهاد) تا دولت بدون نگرانی بتواند، نرخ «مالیات­‌های تنظیمی» را بنا بر مصالح اقتصاد تغییر دهد حتی اگر درآمدهای ناشی از نرخ­‌های جدید «مالیات تنظیمی» کاهش یابد.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: