۱۸ مرد ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۴۱

وزیر پیشنهادی کشاورزی: به ادغام جهاد و کشاورزی رای مخالف دادم

موضوع ادغام در دولت آقای خاتمی مطرح شد و در کابینه من رای مخالف دادم. آقای سعیدی کیا و اقای کلانتری هر دو موافق بودند. یکی وزیرجهاد بود و دیگری وزیرکشاورزی. در نهایت هم با وجود رای مخالف من، پس از ادغام به عنوان وزیر جهادکشاورزی انتخاب شدم.

به گزارش عیارآنلاین آشنایی با حجتی وزیر پیشنهادی کشاورزی دولت یازدهم و دیدگاه های او برای بسیاری اهمیت دارد. از این رو به بازخوانی نظرات وی می‌پردازیم. متن زیر برگزیده‌ای از گفتگو سایت اقتصاد ایرانی با وی است.

  • حجتی را بسیاری نمادی از رفتارهای جهادی می دانند… ساده پوش و ساده گو …
  • او مي‌گويد: بحث ادغام وزارت کشاورزی و وزارت جهاد سازندگی هم بسیار جالب است. ما سابقه خوبی از موضوع ادغام نداشتیم. در دهه ۶۰ هم یکبار قصد ادغام این دو وزارت خانه را داشتند که با سخنرانی آقای عبدالله نوری در مجلس در مخالفت با ادغام به نتیجه نرسید. موضوع ادغام در دولت آقای خاتمی مطرح شد و در کابینه من رای مخالف دادم. آقای سعیدی کیا و اقای کلانتری هر دو موافق بودند. یکی وزیرجهاد بود و دیگری وزیرکشاورزی. در نهایت هم با وجود رای مخالف من، پس از ادغام به عنوان وزیر جهادکشاورزی انتخاب شدم.
  • حرف اصلی ما این بود که برای تولید هر کالایی باید به موضوع پایداری توجه شود. برای پایدار کردن یک حرکت شاید نیاز باشد امروز قدری فشار را تحمل کنیم. پایداری تولید بسیار مهم است. برای پایداری تولید باید عوامل تولید پایدار باشد. یکی از عوامل تولید، تولیدکننده است. باید شرایط برای او پایدار باشد. وقتی تولید اقتصادی باشد، او هم پایدار می ماند. تولیدکننده مهمترین نقش را در چرخه تولید دارد. در گذشته های دور ممکن بود کسی با تولید معیشتی هم زندگی کند ولی شکل زندگی و روش های تولید در حال حاضر تغییر کرده است. در داخل زندگی او تقاضاهای خارج از چرخه تولید بسیار کم بود. مثلا کشاورزی، دام داشت ولی قند و چایی را نمی توانست تولید کند و بنابراین کالایی می داد و کالایی می گرفت. یعنی نیاز مهمی به بازار نداشت. این روش تولید معیشتی است. آن جامعه دیگر وجود ندارد و اساسا تولید ناپایدار است. نیازهای خانوار بسیار زیاد است. این نیازها باید با درآمدهای اضافی تامین شود. من معتقد نبودم که شیر تولید شود و به قیمتی که دولت می گوید، فروخته شود.
  • محصولات کشاورزی مانند آهن و آجر نیستند که برویم و بخریم. محصولات کشاورزی در دنیا انبار نمی شوند. به اندازه مصرف تولید می شود و مازاد بسیارکمی وجود دارد. گاوی که ۳۰ لیتر شیر می دهد را نمی توانند مجبور کنند که ۶۰ لیتر شیر بدهد یا به مرغ بگویند زودتر رشد کند. بنابراین در بازار محصولات کشاورزی تعادلی وجود دارد. تولید را در محصولات کشاورزی نمی توان خیلی کم و زیاد کرد. فائو در گزارش های خود اعلام کرده تنها ۱۵ درصد تولیدات کشاورزی در تجارت جهانی است. حتی اگر پول باشد و تحریم هم وجود نداشته باشد، دردوره های که ما به کالایی نیاز داریم شاید اصلا در بازارجهانی نباشد. همین الان نگاه کنید. دولت با بحران تامین گوشت مواجه شد ولی در همان دوره که شرایط برای ایران اینطور بود، گوشت مازاد در بازارتجارت جهانی هم خیلی وجود نداشت. حالا تا دولت برود فروشنده پیدا کند و مراحل واردات را طی کند، عملا اثر واردات از بین رفته بود. واردات محصولات کشاورزی به برنامه ریزی نیاز دارد.
  • برای تداوم و پایداری تولید حفظ آب و خاک نیاز است و یکی از مهمترین موضوعات در حفظ اب و خاک، کاهش فشار بیش از حد در مراتع است. فشار برمرتع منابع آب و خاک را نابود می کند. یکی از بحث های مهم در آن دوره ایجاد تعادل در این موضوع بود. البته پرداختن به این جریان با نگاه مدیران فرق می کند. تعادل دام و مرتع بسیار مهم است.
  • مسولان باید جواب بدهند که چطور از خودکفایی در تولید گندم به واردات رسیدم. در سال ۱۳۸۵ قیمت تضمینی گندم، صفر درصد رشد داست. سوال من این است در همان سال هزینه های تولید صفر درصد رشد داشت. اصلا به آمارهای بانک مرکزی رجوع کنید. این آمارها می گویند هزینه ها چقدر بوده است؟ دو گزینه وجود دارد یا تولیدکننده در سال های قبلی رانت خورده است و دولت قصد داشته، این رانت را جبران کند؟ یا سیاست ها اشتباه بوده؟ در همان سال تورم بالایی هم داشتیم. هزینه تولید محصولات کشاورزی معادل تورم کل افزایش پیدا نمی کند ولی بالاخره افزایش هزینه تولید داشتیم. کشاورز ما همیشه رانت به سایر بخش ها داده است و خواهد داد. بنابراین رانتی به اینها نرسیده بود که دولت قصد داشت، آن را جبران کند. کشاورزان متاسفانه در دسته مستضعفترین های جامعه قرار دارند. اینها رانت اضافی استفاده نکردند، هزینه ها هم افزایش پیدا کرده است. بنابراین چرا باید قیمت خرید تضمیمی در سال ۸۵ هیچ رشدی نداشته باشد. حالا همین هزینه را چه کسی افزایش داده است؟ دولت باعث افزایش هزینه های تولید شده است ولی کشاورز باید جواب این افزایش قیمت ها را بدهد. وام زودبازده پرداخت کرده اند و میزان نقدیگی افزایش پیدا کرده است ولی هزینه ها را کشاورز می دهد. البته نمی خواهم بگویم همه چیز به قیمت تضمینی مربوط است ولی می خواهم بگویم این یک فاکتور هم موثر بوده است. کسانی که طرح خودکفایی گندم را تهیه کرده بودند همگی از افراد با تجربه وشناخته شده، بخش کشاورزی بودند. اینها نسخه ها و برنامه ها را مشخص کردند و خوشبختانه هم موفق بود. اما در دوره بعدی شرایط فرق کرد. نسخه ما می گفت باید بذر اصلاح شده به کشاورز داد، ولی شما همین حالا که فصل برداشت رو به پایان است، بروید و ببینید چقدر بذر اصلاح شده به کشاورز داده اند. ما اب و خاک از بیرون کشور وارد نکرده بودیم همه چیز برای همین کشور بود و در نتیجه به خودکفایی رسیدم.
  • در کشورهای توسعه یافته روش های مختلفی را در رابطه با حمایت از تولید دارند. سهم تولید بخش کشاورزی در تولید ناحالص داخلی کشورهای توسعه یافته بسیار پایین است ولی فوق العاده به این سهم اهمیت می دهد. آنها از بخش های دیگر می گیرند و به بخش کشاورزی تزریق می کنند. البته ممکن است پول مستقیم به کشاورز ندهند ولی سیاست هایی را پیش می گیرند که کشاورزی پایدار باشد.  در سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ که بنده آمارهای آن را به یاد دارم، امریکا سالیانه ۱۰۰ میلیارد دلار به کشاورزی یارانه می داد. یارانه ما تنها در قیمت تضمینی تعریف می شد ولی آنها به شکل های مدرن یارانه می داد. یارانه برای کاشتن و نکاشتن می دادند. به طور نمونه می گفتند اگر به جایی دو هکتار، سه هکتار بکارید، به دلیل اینکه تقاضا برای این محصول وجود ندارد، در نهایت با عرضه زیاد قیمت ها افت شدید میکند و بازهم متضرر می شوید. بنابراین شما دو هکتار بکارید و خسارت یک هکتار باقی مانده را دولت می دهد. این روش عاقلانه در پرداخت یارانه است. این کارها را انجام می دهند تا کشاورز پایدار بماند. دردنیا برای بلایای طبیعی و حمایت از صندوق های بیمه محصولات کشاورزی هم یارانه می دهند. انواع و اقسام روش های حمایتی وجود دارد. کشاورزی آسیب پذیری بالایی دارد. اینها تولیدات حیاتی دارند و کشورهای توسعه یافته به فوق العاده به این بخش اهمیت می دهند.
  •  ظرفیت تولید مرغ در کشور وجود داشت اما میزان تولید دست ما نبود. تولیدکننده تعیین می کرد. البته بخشی را کنترل می کردیم. موضوع اصلی هدف ما بحث نوسان گیری بود. یعنی درزمانی که مرغ مازاد وجود دارد، قیمت قابل قبول در بازار رعایت شود. قیمت تمام شده منطقی هدف بود. نوسان قیمت ها باید ۷تا ۸ درصد باشد نه اینکه ۳۰ تا ۴۰ درصد در قیمت ها نوسان وجود داشته باشد. قیمت تضمینی هم نیابد به اندازه ای باشد که تولیدکننده با تولید مازاد نظم بازار را برهم بزند. قیمت تضمینی باید به اندازه ای باشد که بازار خراب نشود. اگر این اصول رعایت نمی شد، همه تولیدکنندگان زیان می دیدند. محصولات کشاورزی فساد پذیر هستند و بنابراین باید عرضه روزانه شوند. در این شرایط اگر یک مقدار محدودی عرضه بیشتر از نیاز بازار صورت گیرد، شرایط به طور کلی برای همه تولیدکنندگان برهم می ریزد. یعنی قیمت ها چند برابر عرضه محدود، افت می کند. از طرف دیگر مصرف کنندگان هم درافزایش قیمت ها اثر می گذارند. مردم این کالاها را به صورت روزانه می خرند. بنابراین اگر در یک روز عرضه ۵ درصد کاهش پیدا کند، قیمت ها ۳۰ درصد افزایش می یابد. این نوسان های کوچک باید مدیریت شود. مکانیزهای اینگونه در روزهای ابتدایی هم در اختیار ما نبود ولی بعد از اینکه یک دوره خاص قیمت ها افزایش پیدا کرد وارد بحث با مجلس شدیم و در نهایت مکانیزم های کنترلی را در اختیار ما قرار دادند. در مورد قیمت که به طور دائمی با سازمان حمایت از تولیدکنندگان و مصرکنندگان بحث داشتیم. می گفتیم قیمت تضمینی باید در اندازه هزینه های تمام شده باشد. روزی که دولت را تحویل دادیم و بنده از وزارت جهادکشاورزی خارج شدم، قیمت یک کیلو گرم مرغ یک هزار و ۴۶۰ تومان بود. تلاش ما این بود که تولیدکننده به دلیل قیمت گذاری ها از چرخه تولید خارج نشود. اگر این تولیدکنندگان از چرخه خارج می شدند، از تولید تا مصرف زیان می دیدند. دولت باید این نظارت ها را داشته باشد. همه اینها در اختیار ما نبود. ستاد تنظیم بازار و سازمان حمایت و نهادهای دیگری بودند ولی خوشبختانه تعاملی میان دستگاه ها وجود داشت که همه با هم همکاری می کردند. دولت تولیدکننده مرغ که نیست. کار ما سیاست گذاری و حمایت کننده بود. اینها همه برنامه های ما در دولت بود.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: