۲ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۵۳

بررسی وضعیت سرمایه‌گذاری در پروژه‌های نفتی

دلایل متعددی از جمله کاهش طبیعی میزان تولید به دلیل وارد شدن اکثر میادین به نیمه دوم عمر خود، ضعف‏های مدیریتی و شرایط تحریم را می توان برای این موضوع ذکر کرد. ولی دلیل عمده این کاهش تولید را می توان در عدم سرمایه‌‌‌گذاری کافی در این میادین پیدا کرد. شرکت ملی نفت برای تامین مالی جهت توسعه میادین خود، خصوصا میادین مشترک به عنوان استراتژیک‌‌‌ترین میادین کشور با مشکلات عدیده‌‌‌ای روبه‌‌‌رو شده است.

کشور جمهوری اسلامی ایران به عنوان اولین دارنده مجموع ذخائر نفتی و گازی دنیا شناخته می شود و از لحاظ تولید نفت نیز پس از عربستان دومین تولید کننده نفت اوپک است. ولی با این حال بر اساس گزارشات موجود میزان تولید کشور هر ساله در حال کاهش است. افت تولید نفت به خصوص در شرایطی که موضوع تحریم خرید نفت خام ایران مطرح می‌شود، موضوعی بسیار جدی است و به جز کاستن از درآمدهای ارزی کشور، پشتوانه ایران در استفاده از اهرم مؤثر انرژی در بازی‌های جهانی را ضعیف می‌کند.

دلایل متعددی از جمله کاهش طبیعی میزان تولید به دلیل وارد شدن اکثر میادین به نیمه دوم عمر خود، ضعف‏های مدیریتی و شرایط تحریم را می توان برای این موضوع ذکر کرد. ولی دلیل عمده این کاهش تولید را می توان در عدم سرمایه‌‌‌گذاری کافی در این میادین پیدا کرد. شرکت ملی نفت برای تامین مالی جهت توسعه میادین خود، خصوصا میادین مشترک به عنوان استراتژیک‌‌‌ترین میادین کشور با مشکلات عدیده‌‌‌ای روبه‌‌‌رو شده است.

بر اساس آمار موجود در حالی‏که کشور های همسایه در حال برداشت روزانه ۱میلیون و ۳۱۶ هزار بشکه ای از این میادین هستند، ایران تنها موفق به برداشت روزانه حدود ۲۳۰ هزار بشکه در روز می‏باشد . بر اساس گفته کارشناسان شرکت ملی نفت، این شرکت برای رسیدن به اهداف خود جهت توسعه میادین و نگه داشت تولید میادین کنونی خود نیازمند ۴۸ میلیارد دلار است. هزینه‏های جاری این شرکت به تنهایی ۵ میلیادر دلار بوده و همچنین برای نگاه‏داشت میادین کنونی خود نیاز به ۶ میلیارد دلار دارد.

آسیب شناسی روش های تامین مالی

۱ـ کاهش منابع داخلی در دسترس شرکت ملی نفت برای سرمایه‌گذاری: یکی از روش‏های تامین مالی برای نفت استفاده از درآمد خود نفت است. هم اکنون اکثر شرکت‏های بزرگ دنیا اکثر تامین مالی خود را به این طریق انجام می‌‌‌دهند. به دلیل مشخص نبودن رابطه دولت با درآمدهای حاصل از فروش نفت، همواره سهم شرکت ملی نفت از این درآمد دستخوش تغییر بوده است. تا قبل از سال ۱۳۸۴، ۵/۱۴ درصد از درآمد حاصل از تولید به شرکت ملی نفت تعلق داشت ولی هم اکنون همین مقدار درصد از صادرات به آن تعلق می گیرد. از سوی دیگر از فروش داخلی نفت نیز درآمدی زیادی به شرکت ملی تعلق نمی گیرد.

هم اکنون این شرکت نفت تولیدی خود را (با حساب هزینه ۵ دلاری به ازای هر بشکه) به قیمت ۷ دلار به پالایشگاه‏ها می فروشد در واقع تنها ۲ دلار به ازای هر بشکه تحویلی خود به داخل سود می‏برد. از سوی دیگر با اعمال تحریم‏ها توسط کشورهای غربی، درآمد حاصل از صادرات نفت نیز به شکل قابل ملاحظه‏ای کاهش یافته است .این میزان هم اکنون تنها ۵ میلیارد دلار است که فقط می تواند هزینه‏های جاری شرکت ملی نفت را پوشش دهد.

۲ـ عدم اجرای تعهد ها توسط بانک مرکزی: بانک مرکزی به دلیل حساسیت و اهمیت سرمایه گذاری در این حوزه وارد گود شده است ولی تا کنون به تعهدات خود عمل نکرده است.بر اساس توافقات شرکت ملی نفت و بانک مرکزی، در سال ۱۳۹۰بانک مرکزی متعهد گردید تا ۵ میلیارد دلار در این صنعت سرمایه‏گذاری کند. وی از این مقدار در پایان سال ۱۳۹۰ تنها ۵/۳ میلیارد دلار تحقق یافته است. براساس اعلام بانک مرکزی و توافقات صورت گرفته سال ۱۳۹۱، این بانک متعهد شده است تا ۱۰ میلیارد دلار در این صنعت سرمایه‏گذاری کند در حالی که تا بهمن ماه تنها ۵ میلیارد دلار از آن تحقق یافته است.

۳ـ عدم سرمایه گذاری خارجی بواسطه تحریم ها: تا کنون تمام قراردادهای نفتی کشور برای توسعه میادین خارجی به دلیل مسائل مالکیتی به صورت بیع متقابل صورت گرفته است. سرمایه‏گذاری در این نوع از قراردادهای نفتی در سال‏های اخیر به دلیل تحریم و عدم امکان سرمایه‏گذاری شرکت‏های بزرگ دنیا، بالارفتن ریسک سرمایه‏گذاری درکشور، بالارفتن هزینه تولید و کوتاه مدت بودن آن جذاب نبوده و نتوانسته منابع قابل توجهی را جهت توسعه میادین به همراه داشته باشد.

۴ـ عدم استفاده مناسب و جذب سرمایه از منابع داخلی: به دلیل اطمینان شرکت ملی نفت به تامین سرمایه مورد نیاز خود در سال های پیشین سبب شده تا این شرکت از روش های سرمایه گذاری مناسب داخلی به صورت مطلوب استفاده نکند. اکنون نیز با وجود کمبود منابع این روش‏ها به سختی و کند صورت می گیرد. میزان برنامه‏ریزی شرکت ملی نفت برای انتشار اوراق تنها به میزان ۳۰۰۰ میلیارد تومان (تقریبا ۱ میلیارد دلار) دلیلی بر کندی و عدم اطمینان شرکت ملی نفت به استفاده از این روش است. از سوی دیگر علارغم مطرح شدن جذب سرمایه از طریق فروش اوراق سلف نفتی به کمک بانک سپه به دلایل نامعلومی تا کنون با تاخیر روبه‏رو بوده است. تا کنون نیز راه حلی جهت جذب سرمایه از طریق فروش سهام پروژه‏های نفتی از سوی شرکت ملی نفت ارائه نشده است.

۵ـ حضور ناموفق بانک های کشور جهت سرمایه گذاری: در سال‏های اخیر تب ورود بانک‏ها به سرمایه‏‌گذاری در صنایع بالادستی نفت شدت گرفت. بانک‏های ملت و صادرات به عنوان بانک‏های پیشرو اقدام به تشکیل صندوق‏های انرژی جهت انجام این کار کردند. ولی به زودی مشخص شد که این بانک‏ها توان سرمایه‏گذاری چندین میلیارد دلاری را ندارند. در واقع سرمایه‌گذاری باید از سپرده‏هایی صورت می گرفت که عملا خود منابع حاصل از فروش نفت بودند. با این تفاوت که در این روش مدیریت آن در اختیار بانک‌هایی قرار داده شد که از دانش، تخصص و تجربه لازم برای اینکار برخوردار نبودند. شکست مشارکت بانک ملت در تامین مالی پروژه توسعه میدان گازی مروارید کیش خود دلیلی بر این مدعاست.

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: