۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۲۷

مهمترين چالش‌های حوزه انرژی كشور (2)

يكي از كليدي‌‌ترين مباحث در تامين انرژي مصرف‌كنندگان مختلف، داشتن برنامه‌اي جهت تشخيص بهترين و مناسب‌ترين حامل در هر منطقه است كه بر مبناي آن سبد انرژي كشور مشخص مي‌شود. هر قدر اين سبد متنوع‌تر باشد، اتكاي كشور به يك حامل انرژي خاص از بين رفته‌، امنيت انرژي بالاتر و امكان حفظ و صيانت از منابع انرژي فسيلي به خصوص نفت و گاز بيشتر فراهم مي‌شود

بخش اول این گزارش را از اینجا مشاهده کنید.

2-3- فقدان برنامه‌ريزي و توجه به پتانسيل‌هاي منطقه‌اي در تامين انرژي نقاط مختلف كشور
يكي از كليدي‌‌ترين مباحث در تامين انرژي مصرف‌كنندگان مختلف، داشتن برنامه‌اي جهت تشخيص بهترين و مناسب‌ترين حامل در هر منطقه است كه بر مبناي آن سبد انرژي كشور مشخص مي‌شود. هر قدر اين سبد متنوع‌تر باشد، اتكاي كشور به يك حامل انرژي خاص از بين رفته‌، امنيت انرژي بالاتر و امكان حفظ و صيانت از منابع انرژي فسيلي به خصوص نفت و گاز بيشتر فراهم مي‌شود.
از آن‌جايي كه كشور ما در زمره صادر كنندگان نفت و گاز قرار مي‌گيرد، در صورت جايگزيني بخشي از نفت و گاز به جاي ساير حامل‌هاي انرژي (نظير زغال سنگ، برق آبي و انرژي‌هاي نو)، امكان صادرات و توجه به مقولات مغفول مانده نظير تبديلات گازي و يا تزريق گاز به مخازن نفتي، كه ارزش افزوده بالايي ايجاد مي‌كنند، فراهم مي‌آيد. اين در حاليست كه به‌دليل اصرار بر سياست گازرساني به تمام مناطق كشور كه هيچ پشتوانه علمي و اقتصادي ندارد، نه تنها امنيت انرژي كشور پايين آمده بلكه با مغفول ماندن تزريق گاز به مخازن نفتي، افت صادرات نفت و حتي قطع آن در آينده بعيد نخواهد بود.

در عين حال پتانسيل بسيار بالايي در ساير حامل‌هاي انرژي در كشور وجود دارد، كه برخي از آن‌ها به اجمال بررسي مي‌گردد:
زغال‌سنگ: مجموعه ذخاير شناخته شده زغال سنگ كشور حدود 11 مليارد تن مي‌باشد، هرچند برخي كارشناسان اين مقدار را تا حدود 14 ميليارد تن و يا بيشتر تخمين زده‌اند. عمده‌ترين مصرف زغال‌سنگ در كشور ذوب آهن اصفهان است، اما برخلاف زغال كك‌شو، كه فعاليت قابل قبولي براي استفاده از آن در نظر گرفته شده، زغال حرارتي در ايران مصرفي ندارد و اين در حالي است كه در اكثر كشورهاي پيشرفته و حتي در حال توسعه جهان از اين ماده براي متنوع كردن سبد انرژي خود و بالا بردن امنيت عرضه انرژي بهره مي‌برند، به‌عنوان مثال كشور نروژ كه پنجمين كشور توليد كننده نفت در دنياست، 4/2% از انرژي خود را از زغال‌سنگ تامين مي‌كند و اين در حالي است كه ذخاير زغال سنگ اين كشور حدود 1% ذخاير كشور ما برآورد شده است.
از سوي ديگر كشور ما مي‌تواند با احداث نيروگاه‌هاي حرارتي زغال‌سنگي در ناحيه طبس كه در كنار معادن زغال‌سنگ قرار دارد، حداقل حدود 5 هزار مگاوات برق توليد كند و از اين طريق، شبكه برق شرق و غرب كشور به يكديگر متصل و تعادل شبكه را افزايش دهد. ضمن آن كه به علت فاصله ايران از معيارهاي جهاني رهاسازي گازهاي گلخانه‌اي در اتمسفر، هيچ‌گونه محدوديت زيست محيطي در بهره برداري از اين معادن وجود ندارد و علاوه‌بر آن مي‌توان با استفاده از فناوري‌هاي زغال پاك، نسبت به بهره‌برداري از منابع زغال‌سنگ همگام با رعايت قواعد زيست محيطي اقدام كرد.

برق آبي: هم اكنون كشور ما توان توليد بيش از 7000 مگاوات ظرفيت برق آبي را دارد. اين در حالي است كه بنابراظهار كارشناسان، امكان بالا بردن اين توان تا بيش از 25000 مگاوات وجود دارد. خصوصاً آن‌كه مي‌توان از اين منابع برق آبي به‌صورت نيروگاه‌هاي برق آبي كوچك (زير 10 مگاوات) بهره برد. بنابراين برق آبي يكي از حامل‌هايي است كه مي‌تواند در اولويت تنوع بخشي سبد انرژي وارد شود، به‌ويژه آن‌كه با احداث نيروگاه‌هاي برق‌آبي كوچك، مصرف كننده و توليدكننده برق در كنار هم قرار گرفته كه اين امر علاوه‌بر كاهش تلفات، امنيت انرژي را نيز بالا مي‌برد. ضمن آن‌كه مصرف سوخت‌هاي فسيلي در نيروگاه‌هاي برق نيز كاهش مي‌يابد.

برق بادي: پتانسيل برق بادي ايران از سوي انجمن جهاني انرژي باد و سازمان انرژي‌هاي نو ايران حدود 40 هزار مگاوات و در حالت مستعد و اقتصادي حدود 10 هزار مگاوات برآورد مي‌شود، حال آن‌كه ظرفيت نصب شده نيروگاه‌هاي بادي كشور به 100 مگاوات هم نمي‌رسد.
در حالي كه شاخص‌هاي بهره‌برداري از انرژي باد در ايران، نظير «ضريب ظرفيت» رقم مطلوبي است (به‌طور متوسط بيش از 21% در كل كشور كه از آلمان كه رتبه اول بهره‌برداري از انرژي باد مي‌باشد حدود 4% بيشتر است)، ضعف قوانين حمايتي نظير كم بودن تعرفه خريد تضميني باد تمايل به سرمايه‌گذاري در اين حوزه را از بين برده است. اين در حاليست كه كشورهايي نظير آلمان و هند كه پتانسل بهره‌برداري از باد در آن‌ها به مراتب كم‌تر از ايران است، به ترتيب بيش از 22000 و 8000 مگاوات نيروگاه بادي را نصب كرده اند.

انرژي خورشيدي: ايران يكي از كشورهاي پرآفتاب دنياست و متوسط تابش سالانه نور خورشيد در هر متر مربع آن 5 تا 6 كيلووات ساعت در روز بوده و در اكثر نقاط تعداد روزهاي ابري متوالي كمتر از 5 روز در سال است. علاوه‌بر آن، در زمينه ساخت نيروگاه‌هاي حرارتي، كشور ما جز دارندگان فناوري است و همچنين مواد اوليه ساخت نيروگاه‌هاي فتوولتائيك (سيليس) در آن، به وفور يافت مي‌شود.
با وجود آن‌كه در سال‌هاي اخير تلاش‌هايي در جهت استفاده از انرژي خورشيدي صورت گرفته، اما اين روند بسيار كند بوده و علاوه‌بر آن در نقطه مقابل هنوز هيچ نيروگاه خورشيدي (اعم از حرارتي يا فتوولتائيك) در كشور به بهره‌برداري كامل نرسيده و با وجود پتانسيل بسيار بالاي استفاده از انرژي خورشيدي در مناطقي نظير سيستان و بلوچستان، همچنان بر سياست گازرساني به اين استان اصرار مي‌شود و توانايي‌هاي استان در استفاده از منابع انرژي منطقه‌اي ناديده گرفته شده است.

انرژي زمين گرمايي: پتانسيل جهاني استفاده از منابع ژئوترمال در جهان حدود 65 تا 135 گيگاوات برآورد مي‌شود. يك منبع زمين گرمايي مي‌تواند تكيه گاهي مطمئن در فصول سرد سال براي تأمين انرژي باشد. از سوي ديگر عملكرد منابع زمين‌ گرمايي كاملاً مستقل از ساير منابع است (برخلاف انرژي برق كه در كشور ما بسيار وابسته به انرژي گاز است) و در فصول سرد سال جهت تامين انرژي، مي‌توان به‌خوبي بر آن تكيه كرد. از اين‌رو لزوم توجه جدي به اين منابع كاملاً محسوس به‌نظر مي‌رسد. ضمن اينكه يكي از مزاياي مهم منابع زمين گرمايي، عمر بالاي آن‌هاست و تاكنون هيچ‌كدام از مناطقي كه در دنيا مورد استفاده انرژي ژئوترمال بوده‌اند (با عمري بالاي 90 سال) از بين نرفته‌اند و از اين‌رو مي‌توان يك منبع مطمئن و دائمي انرژي در آن منطقه داشت.
در ايران برطبق اطلس انرژي زمين گرمايي كه توسط سازمان انرژي‌هاي نو با همكاري مشاوران آلماني تهيه شده است، حدود 10 ناحيه مستعد بهره‌برداري از انرژي زمين گرمايي مشخص شده است. اصلي-ترين منبع انرژي زمين گرمايي در منطقه مشكين‌شهر استان اردبيل قرار دارد. بر طبق برنامه‌ريزي‌هاي صورت گرفته، نيروگاه زمين گرمايي مشكين شهر با ظرفيت اسمي 55 مگاوات در سال 1391 تكميل خواهد شد. اين در حالي است كه بر طبق مطالعات صورت گرفته شده در سازمان انرژي‌هاي نو ايران، منبع زمين گرمايي مشكين شهر حدود 260 مگاوات ظرفيت دارد. با توجه به اينكه اوج مصرف برق استان اردبيل در سال 1384 حدود 250 مگاوات بوده است، پتانسيل عظيمي در جهت بهره‌برداري از اين منبع وجود دارد.
از آن‌چه بيان شد، مي‌توان دريافت كه كشور ايران داراي پتانسيل‌هاي بالقوه‌اي در بهره‌گيري از انواع حامل‌هاي انرژي است كه لازم است ضمن مطالعات جامع انرژي كشور مزيت نسبي آن‌ها به‌صورت منطقه‌اي با يكديگر مقايسه شده و بهترين حامل براي هر نقطه از كشور انتخاب شده و سبد مناسبي براي انرژي كشور تنظيم شود. نكته بسيار مهم آن است كه در تعيين چنين امري نمي‌توان تنها پارامترهاي اقتصادي را مدنظر داشت، بلكه عواملي نظير امنيت انرژي، تاثير استفاده از آن حامل در افزايش صادرات و يا ايجاد ارزش‌افزوده با كمك نفت و گاز، اثر بر ساختارهاي اجتماعي (مانند ميزان اشتغال‌زايي)، تأثيرات محيط زيستي و ساير عوامل نيز بايستي به‌صورت پارامترهاي كمّي درآمده و در جريان تدوين اين طرح وارد شوند. بديهي است به علت زمان‌بر و هزينه‌بر بودن اين مطالعات لازم است نسبت به تدوين چنين طرحي هر چه سريعتر اقدام شود.
ادامه دارد …………

تلگر

چهره‌

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: