۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۱۰

مهمترين چالش‌های حوزه انرژی كشور (1)

انرژي، همواره به‌عنوان يكي از مهم‌ترين نيازهاي امروز بشر مطرح بوده و بسياري از روابط و سياست‌گذاري‌هاي يك كشور تحت تاثير آن و يا براي تنظيم عرضه و تقاضاي انرژي صورت مي‌پذيرد. لذا دولت‌ها تلاش مي‌كنند تا در قالب برنامه‌ريزي‌هاي مدون، ضمن برآورد عرضه و تقاضاي انرژي كشور خود در آينده زير ساخت‌هاي لازم جهت تنظيم اين دو را فراهم آورند.

مقدمه
انرژي، همواره به‌عنوان يكي از مهم‌ترين نيازهاي امروز بشر مطرح بوده و بسياري از روابط و سياست‌گذاري‌هاي يك كشور تحت تاثير آن و يا براي تنظيم عرضه و تقاضاي انرژي صورت مي‌پذيرد. لذا دولت‌ها تلاش مي‌كنند تا در قالب برنامه‌ريزي‌هاي مدون، ضمن برآورد عرضه و تقاضاي انرژي كشور خود در آينده زير ساخت‌هاي لازم جهت تنظيم اين دو را فراهم آورند.
در كشور ما به‌علت مشكلاتي كه در حوزه توليد، مصرف و برنامه‌ريزي انرژي وجود دارد، تنظيم عرضه و تقاضاي انرژي به‌خوبي صورت نمي‌پذيرد كه اين امر سبب بروز مشكلات فراواني مانند اتلاف عظيم انرژي در بخش‌هاي مختلف مصرف، فقدان استراتژي جامع در تنظيم سياست‌هاي انرژي‌رساني به نقاط مختلف كشور و نبود مديريت و برنامه‌ريزي در كشور شده است.

1. بررسي مهم‌ترين شاخص‌هاي انرژي در كشور و جهان
نگاهي به مهم‌ترين شاخص‌هاي انرژي ايران و جهان نشان مي‌دهد اگرچه مصرف انرژي اوليه در كشور نسبت به كشورهاي صنعتي كم‌تر است اما شاخص «شدت انرژي» ايران نسبت به اين كشورها بالاتر است.

مصرف انرژی جهان

مصرف انرژی جهان

علاوه‌بر آن، برخلاف بسياري از كشورها كه در حال كاهش شدت انرژي خود هستند، اين شاخص در كشور ما سالانه افزايش مي‌يابد:

شدت مصرف انرژی ایران

بنابر آنچه گفته شد مي‌توان دريافت كه وضعيت انرژي در كشور با گذشت زمان، شكل پيچيده‌تري به‌خود مي‌گيرد كه نمونه آن را مي‌توان در بروز بحران كمبود گاز در زمستان‌ و وقوع خاموشي در تابستان ملاحظه كرد؛ كه هر سال نسبت به گذشته تشديد مي‌شود. ادامه روند نابسامان در مقوله انرژي كشور و فقدان برنامه‌ريزي مناسب در اين حوزه، مشكلات بسياري را پديد آورده كه در ادامه به‌بررسي برخي از آن‌ها خواهيم پرداخت.

2. مهم‌ترين مشكلات حوزه انرژي كشور
2-1- سردرگمي در سياست‌هاي بهينه‌سازي و قيمت‌گذاري انرژي:
كاهش اتلاف انرژي از جمله مقوله‌هايي است كه با سياست‌هاي قيمتي انرژي ارتباط تنگاتنگي دارد؛ به‌طوري كه استفاده از ابزارهاي قيمتي، به‌عنوان يكي از روش‌هاي مديريت مصرف در دنيا روشي مرسوم به‌شمار مي‌رود. اين در حالي است كه در ايران به‌دليل سياست بدون برنامه يارانه بخشي به انرژي، عملا اين ابزار كارآيي خود را از دست داده است. در نمودار زير سهم مصرف‌كنندگان مختلف از يارانه انرژي ديده مي‌شود:

یارانه انرژی

همانطوري كه در شكل بالا ديده مي‌شود، بخش حمل و نقل با 38% و پس از آن بخش صنعتي و نيروگاهي حدود 30% يارانه انرژي را به خود اختصاص داده‌اند كه پس از اين دو، بخش خانگي با 20% در رتبه سوم قرار مي‌گيرد. نكته مهم در اينجاست كه با وجودي كه علت اصلي وضع سياست يارانه بخشي انرژي، حمايت از بخش خانگي اعلام مي‌شود، بخش‌هاي حمل و نقل، صنعتي و نيروگاهي، يارانه بيشتري را در اختيار دارند. البته توليدكننده اصلي خودروها و همچنين اداره كننده بخش اصلي نيروگاه‌ها و صنايع بزرگ (نظير پالايشگاه و پتروشيمي) دولت مي‌باشد كه مي‌تواند نسبت به كاهش مصرف و در نتيجه يارانه پنهان انرژي اقدام نمايد.
در بخش خانگي نيز، با وجود فعاليت گسترده ESCOها در دنيا (Energy service companies يا شركت‌هاي خدماتي انرژي: اين شركت‌ها بدون دريافت دستمزد از مشتريان خود مصرف انرژي آن‌ها را كاهش مي‌دهند و از محل انرژي صرفه‌جويي شده سود خود را دريافت مي‌كنند)، به‌علت فقدان سياست‌هاي حمايتي و سردرگمي در تنظيم سياست‌هاي قيمتي انرژي از اين توان بالقوه در كشور بهره‌برداري مناسبي نمي‌شود و حجم يارانه انرژي اختصاص يافته به بخش خانگي، سالانه افزايش يافته و اصول بهينه‌سازي مصرف نيز با گذشت زمان بيشتر مغفول مي‌ماند.
موردي كه لازم است به آن توجه ويژه نمود، اين است كه نمي‌توان با حذف ناگهاني يارانه‌ها و افزايش قيمت انرژي در كشور مصرف را كنترل كرد، چرا كه بسياري از وسايل انرژي‌بر موجود در بخش‌هاي صنعتي و خانگي و حمل و نقل، پرمصرف بوده و امكان كاهش مصرف انرژي تنها به كمك ابزارهاي قيمتي ممكن نيست و علاوه‌بر آن حذف ناگهاني يارانه‌ها، تورم را نيز به‌شدت افزايش خواهد داد.

2-2- اهمال در اعمال استانداردهاي مصرف
يكي از چالش‌هاي مهم بهينه‌سازي مصرف انرژي در كشور، خلأهاي قانوني در اين راه است. در اين راستا با وجود آن‌كه استانداردهايي توسط سازمان بهينه‌سازي مصرف سوخت در كشور تدوين شده است، اما نسبت به اعمال اين استانداردها اهمال مي‌شود؛ چرا كه اين استانداردها از پشتوانه و ضمانت اجرايي مطلوبي برخوردار نيست. اهميت اين امر زماني آشكار مي‌شود كه بر طبق آمارهاي موجود هم اكنون با توجه به 30 ميليون جمعيت جوان كشور و با احتساب سهم برابر پسر و دختر از اين جمعيت، در آينده-اي نزديك حدود 15 ميليون خانوار به مجموع خانوارهاي كشور اضافه خواهد شد و با اين حساب تعداد خانوارهاي كشور حدوداً 2 برابر مي‌شود. بديهي است 15 ميليون خانوار جديد، به‌ همين ميزان لوازم خانگي انرژي بر نظير كولر، اجاق، يخچال و غيره نياز خواهند داشت كه در صورت ادامه روند ورود وسايل پر مصرف كنوني به بازار، مصرف انرژي به يكباره با جهش چشم‌گيري روبه‌رو خواهد بود.
بنابراين اگر هم‌اكنون براي تعداد محدودي توليدكننده لوازم انرژي‌بر استانداردها تنظيم و اعمال نشود، در آينده بايستي با صرف هزينه‌هاي چند برابر لزوم صرفه‌جويي و استفاده از لوازم كم مصرف براي ميليون‌ها خانوار توجيه شود.

تلگر

برچسب‌ها:

چهره‌

۱ دیدگاه
  1. ناشناس :

    خوب است رفرنس اصلی مطلب را بد نبود ذکر می کردید!!!!!!!!!!!!!

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: